ديروز مير حسين موسوي مهمان دانشگاه ما بود و جمع كثيري از دانشجويان براي اين كه حرف هاي انتخاباتي ميرحسين رو بشنوند ، اومدند تالار چمران دانشكده فني و متاسفانه عليرغم انتظار همه جمع هيچ صحبتي درباره انتخابات نشد و هيچ حرف تازه اي از مير حسين نشنيديم

مير حسين فرد ارزشمنديه و تلاش هاش در راستاي مديريت كشور در شرايط بحران زده جنگ بر هيچ كس پوشيده نيست ، در اين كه فرد ارزشي ايه و معتقد به اصول اوليه انقلاب اسلامي هم هيچ شكي نيست ، اما حضورش در اين مقطع همراه با سئوالات بسياريه كه مير حسين بايد به اونها جواب بده و بدون پاسخ به اين پرسش ها به نظرم نمي تونه حضور كارآمدي داشته باشه ، يكي از اين سئوالها اينه كه چرا مير حسين مي آد و سكوت بيست ساله اش رو توي اين مقطع مي شكنه ؟؟ چه چيزي انگيزه اون براي حضوره ؟؟ توي اين بيست سالي كه نبوده و حرفي ازش نبوده ، چه مي كرده ؟؟ چقدر شناخت اش از جامعه كنوني بروزه ؟؟ چه پتانسيلي رو در خودش مي بينه كه عليرغم حضور كانديداهاي قدرتمند اصلاح طلب مثل كروبي و خاتمي ، به اين نتيجه رسيده كه بايد خودش رو كانديدا كنه ؟؟ و اساسا چه حرف نويي مي خواد بزنه ؟؟

يك عكس قديمي از مير حسين و كابينه اش(خاتمي هم توش هست) : دي
ديروز هيچ حرف جديدي از مير حسين نشنيديم ، هر چند من حرفهاي مير حسين رو از طريق سايت كلمه و رسانه هاي اصلاح طلب دنبال مي كنم ، اما معمولا “كلي گويي” راه حل نيست و اگه مير حسين مي خواد كه حضوري تاثير گذار داشته باشه ، بهتره دست از كلي گويي و انتقاد از وضع موجود برداره و برنامه اش رو براي اصلاح وضع موجود بيان كنه ، چيزي كه من تا الان توي حرف هاي مير حسين نديدم
يك خاطره براتون تعريف كنم ، من چون دير رسيدم ، نتونستم برم تالار چمران و توي تالار رجب بيگي حرف هاي مير حسين رو مي شنيدم ، كنارم دو تا از خبرنگارهاي خبرگزاري مهر بودن كه جفت شون آماده بودن كه خبر اعلام رسمي ميرحسين مبني بر كانديداتوري رو به دفترشون گزارش كنن و خبر به صورت قرمز بره روي خط ، ولي آخرش چهره هاي سوخته شون ديدني بود
محسن آرمين هم اومده بود ، من به دلائلي نمي تونستم جمع دوستانم رو ترك كنم و برم باهاش صحبت كنم ، ولي دوستان خبرنگار كه چيزي از حرف هاي ميرحسين عائدشون نشده بود ، رفتن و يه مصاحبه سرپايي زدن
راستي اين رو براي كسايي ميگم كه توي جلسه بودن ، يادتونه ميرحسين خودش رو با اين مثال “ژانوس” خفه كرده بود ، اين پايين عكس ژانوس رو كه ميرحسين درموردش ميگفت رو مي ذارم تا حالش رو ببريد

همين ديگه

