من مكتوب

April 22, 2008

نگاه نو

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 3:55 pm

اين مقاله شخصي خودمه . ربطي هم به ديويد نداره .
طبيعت براي اين كه بقاي گونه هاش تضمين بشه سيستم تناسلي رو در تمام موجودات تعبيه كرده . كاري به بقيه گونه ها ندارم ولي در مورد انسان ها به علت اينكه داراي قوه تفكر و تعقل پيچيده تري نسبت به ديگر گونه ها هستند اين سيستم داراي بار معنايي بيشتري نسبت به ساير گونه هاست . تا همين چند صد سال پيش از اين هم انسان تقريبا رابطه هاش شبيه ديگر گونه ها بود به اين معني كه يه زن بود كه نياز به حمايت داشت ( چون از لحاظ فيزيولوژيكي ضعيف تر از مردا بودن )و يك مردي كه بسته به توانايي هاي جسمي و فكري اش قلمرويي داشت و مي تونست در اون قلمرو از تعدادي از زنان حمايت كنه و عشق و علاقه و از اين جور حرفا تقريبا يه مسئله لوكس و اشرافي بود كه بين شاهان و شاهزاده ها و خانواده هاي متول گاها بوجود مي اومد و گاهي اوقات هم بين مردمان پايين دست كه معمولا هم ابرازش همراه با رسوايي بود.
اما روزگار جديد به علت فراهم آوردن فضاي جديد و پيچيده تر به لايه هاي معنايي همه چيز افزوده ، مثلا بهداشت ، درمان ، تفكر ، مفهوم انسان و … و خوب صد البته روابط بين زن و مرد . روابط امروزي ديگه روابط ساده و كليشه اي چندين سال قبل نيست . بار معنايي غني تري به خودش گرفته . متنوع شده . اگر در ساليان پيشين مسئله بقا بود كه زنان و مردان رو دركنار هم قرار ميداد . حالا مسائل ديگري اضافه شدند كه بسيار پر اهميت تر از مسئله بقا هستند . در دنياي امروز زنان جايگاه خودشون رو در جامعه پيدا كردن و از يه قشر منفعل در جامعه و اقتصاد تبديل به اعضاي فعال شده اند كه ديگر براي زنده ماندن نياز به مردان ندارند . زنان در جوامع مدن زير چتر قانون احساس امنيت مي كنند و ديگر نيازي به قدرت جسماني يك مرد ندارند براي احساس امنيت. هر چقدر كه پيوندهاي نياز سنتي زن به مرد بيشتر گسسته بشه روابط بين اونها به همون اندازه پيچيده تر مي شه .چون نيازهاي جديد جاي نيازهاي قبلي رو مي گيره . مثلا نياز به محبت ، عشق ، عاطفه ، دوست داشتن و دوست داشته شدن ، نياز به احترام و … ، اما سئوال اينجاست كه آيا مردان هم تونسته اند خودشون رو با اين تغييرات جديد و سريع وفق بدند ، آيا تونستن اين نياز هاي جديد رو بشناسند و درك كنند . يه سري اگه به دادگاه ها بزنيم و پاي درد دل زنان و مردان بنشينيم مي فهميم كه بخشي از اين جدايي ها به علت اينه كه مردا هنوز نمي تونند خودشون رو متقاعد كنند كه زمانه عوض شده . ديگه صرفا نان آور خانه بودن كافي نيست تا زن رو براي ادامه زندگي متقاعدش كني ، ديگه پولدار بودن و ايجاد يه فضاي امن براي زن كافي نيست كه بخواد براي اون مرد بمونه . مسلما اگه زبان جديد زنا ( منظورم زبان نيازهاي اوناست ) رو مردا ياد نگيرن ، نمي تونن زندگي لذت بخشي رو هم در كنار همسرشون تجربه كنن .

……………
اينايي كه نوشتم خيلي كلي بودن ، بعدا وارد جزئيات هم مي شم .
فضاي جديد ، نيازهاي جديد و زبان جديد مسلما روشهاي جديدي رو هم براي نزديك شدن دو جنس به هم نياز داره و من مي خوام تو پست هاي بعدي ام در مورد اين روش ها مفصلا حرف بزنم .

Advertisements

Leave a Comment »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: