من مكتوب

April 26, 2008

كاش يه سنجاب بودم .

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 1:49 pm

طبيعت در هر لحظه ميليون ها و بلكه ميلياردها حق حيات رو بين ساكنانش در زمين پخش مي كنه و بنا به تصادف ما يكي از اشكال حيات در زمين مي شويم. مثلا من در لحظه شكل گرفتن نطفه ام مي تونستم جور ديگري باشم يا حتي زماني كه قرار بود سهميه حيات ام رو از طبيعت تحويل بگيرم مي تونست شكل ديگري از حيات متعلق به من باشه مثلا مي تونستم يه شير وحشي در جنگل هاي افريقا باشم و يا اينكه يه كرم ابريشم كه تمام زندگي اش داره برگ ميخوره و اصلا واسش مهم نيست كه كره زمين در عرض اين صد سال چندين جنگ بزرگ رو به خودش ديده و ميليون ها گونه جانوري و گياهي صرفا به خاطر ندانم كاري يكي از گونه هاي حيات كه سهم اش به اندازه بقيه اس نابود شده و يا در معرض نابودي اند . حتي مي تونستم يه پرستو باشم كه تمام عمرش تو مسير رفت و آمد مهاجرت هاي فصلي يه و يا حتي يه سنجاب . يه سنجاب خوشگل و بانمك كه اگه گير مي افتادم و مي رفتم باغ وحش . هر دختر بچه اي كه گونه هاي تپل ام رو مي ديد كلي تو دلش قند آب مي شد و بخش پاداش مغزش قل قلك مي شد . كاش يه سنجاب بودم يه سنجاب آزاد و رها توي يه جنگلي كه دست هيچ آدمي زادي بهش نرسيده و درخت هاي صد ساله اش رو تبديل به روزنامه و هفته نامه و …نامه نكرده . كاش يه سنجاب بودم يه سنجاب سالم كه كمرش به خاطر هزينه هاي درمان توي اين كشور لعنتي خم نشده . كاش يه سنجاب بودم.

انسان بودن خيلي سخته و سخت تر هم مي شه اگه توي قرون جديد باشي و بيشتر سخت مي شه اگه توي يه كشور جهان سومي ايدئولوژيك مثل ايران باشي و باز هم سخت تر مي شه زماني كه وقتي چشمات رو باز مي كني،متوجه مي شي كه متعلق به طبقه متوسطي و …… و هر چي هم بيشتر مي فهمي تحمل كردن اين شرايط برات سخت تر مي شه و در انتها غير ممكن .

شايد خيلي ها خوشحال باشن و اين رو يه خوش شانسي بدونن كه طبيعت انسان بودن رو به اونها هديه داده . به عبارتي اونها داشتن شعور چندين برابر و داشتن يه ذهن پيچيده رو يه نعمت طبيعي مي دونن كه طبيعت بهشون ارزاني داشته ولي من اين شعور برتر و اين درك پيچيده تر رو نمي خوام . چون داره همين شعور برتر من رو به مرز يه زندگي سخت و غيرممكن نزديك مي كنه .

دلم ميخواست يه سنجاب بودم . يه سنجاب سالم و رها كه توي يه جنگل بزرگ كه دست هيچ انساني بهش نرسيده داره بازي گوشانه از اين شاخه به اون شاخه مي پره و اصلا براش مهم نيست كه دنيا چقدر مي تونه بي انصاف باشه .

Advertisements

3 Comments »

  1. … چی بگم !
    شما که گفتی می خوای سنجاب باشی دلیل هاتم شمردی
    اما من از بودن خودم راضی ام
    هر چند از دنیام و محیط زندگیم راضی نیستم …
    اما خوشحالم هستم به این نام و در این زندگی …

    Comment by شیرین/ بوس ماهی — August 6, 2008 @ 12:20 am

  2. سلام
    ممنونم از حضور سبز شما در وبلاگم.باید بگم وبلاگ پر محتوایی دارید .
    تو دنیا هیچ فردی رو نمی تونی پیدا کنی که تو زندگیش غم و غصه نداشته باشه.باور کن دیدم آدم های که شاید به نون شبشون محتاج باشن ولی دلخوش و شاد زندگی می کنن در مقابل ادمهای پول داری هم داریم که به یه لبخندی در حسرتند.
    حرفهای که شما گفتید همش واقعییت های زندگی همه هست همه به نوعی درگیرن با مشکلات زندگی.خوب می دونی دنیا رنگا رنگ هست بنابراین مشکلات همه هم به یه رنگی نیست هر کسی به نوعی مشکل داره.در کل امیدوارم مشکلات جامعه و همه ی انسانها الخصوص شما دوست عزیز هر چه زودتر حل بشه و سایه لطف و مهربانی خدا شامل حالتون بشه.دنیا را برایتان شاد و شادی را دنیا دنیا برایتان آرزو میکنم.
    باز هم بیا به کلبه ما

    Comment by رویا — August 6, 2008 @ 12:20 am

  3. خیلی جالب بود! به هر حال این هم یک نوع جبر ه!!
    ولی با این حال ، زندگی هم میتونه یک شانس باشه و هم یک بد شانسی!!
    اونایی که میدونن باید رو کدوم درخت بچرخن و چجوری قند تو دل دیگران آب کنن ، آدمای خوش شانسی هستند!!
    ولی شاید اگه سنجاب هم بودیم می گفتیم کاشکی اصلا نبودم!!!
    و باز می رسیم به بحث اول :
    بودن یا نبودن! مساله این است!!!
    .
    .
    این مربوط میشه به آخرین پستم تا حدودی!!

    Comment by GodFather — August 6, 2008 @ 12:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: