من مكتوب

April 29, 2008

سياه و سفيد

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 1:41 pm

من سال قبل از اول تير تا اول اسفند يه پژو 405 مشكي خوشگل داشتم كه به
دليل بي كفايتي بنده در امر نگهداري اين خودروي نازنين از كفم رفت ( به
عبارتي فروخته شد )
تمام لحظاتي كه اين خودرو به من اين امكان رو داده بود كه به محض اراده
كردن از اين نقطه شهر به اون ور شهر در يك چشم بهم زدن برم من هيچ وقت
احساس لذت آن چناني نكردم . به عبارتي اون قدر داشتن اين خودرو برام عادي
شده بود كه اصلا احساس نمي كردم كه كنارمه و باعث شده كه ميليون ها كالري
ذخيره كنم و توي اين شهر شلوغ الكي به خاطر پيداكردن اتوبوس و تاكسي
نسوزونمشون .
اما نكته جالب اينه كه توي اين مدتي كه اون عزيز از دست رفته در كنارم
نيست هر روز ، يعني هر روز دارم زجر مي كشم . مي دونيد . چيزي كه ميخوام
بگم اينه كه من نزديك هشت ماه اون ماشين رو داشتم ولي فقط روز اولش خيلي
به دلم نشست و كلي حال كردم و بقيه روزا فراموشش كرده بودم و اصلا لذتي
نمي بردم ولي الان كه دو ماهه كه ندارمش هر دوماهش رو هم دارم زجر مي كشم .
مي فهميد چي مي خوام بگم . مي خوام بگم كه نظام اين دنيا خيلي غير منصفانه
است مثلا تو كلي بدبختي مي كشي تا به يك دستاورد تو زندگي ات مي رسي . اما
اون نتيجه نهايي خيلي خيلي كمتر از اون همه فلاكتي كه براي رسيدن بهش
متحمل شدي لذت بخشه .
شايد با خودتون بگيد اينم يكي از اون توجيهات هميشگي براي تلاش نكردنه .
نه . اصلا هم اين طور نيست و من خودم يه عالمه هدف تو زندگي ام دارم كه
براي رسيدن بهش دارم جان مي كنم . ولي خوب از همين الان مي دونم كه
اونقدرها كه فكر مي كنم هم لذت بخش نخواهند بود و اساسا ماجراي دنيا و لذت
هاش مانند اون الاغ بيچاره است كه يه هويج جلوش بستن و اون هر چي مي ره به
اون هويجه نمي رسه و بعضي وقتا هم كه بهش مي رسه مي فهمه كه اين هويجه
خيلي بي مزه و نچسبه .
شايد خسته شده باشين از شنيدن اين همه تلخي و نگاه سياه من . ولي خدا اين
دنيا رو با رنگ سياه نقاشي كرده و فقط جاهايي كه خدا سياهش نكرده سفيد از
آب در اومده .
يادمه يك جايي خوندم كه از چارلي چاپلين مي پرسن خوشبختي چيه و اون جواب
مي ده فاصله بين دو تا بدبختي . يعني چارلي چاپلين هم معتقده كه فقط
جاهايي از اين عالم سفيده كه خدا اونجاها رو سياه نكرده .
من خيلي سياه فكر ميكنم . شايد دليلش اينه كه تا به حال توي زندگي ام سفيدي رو تجربه نكردم .

Advertisements

10 Comments »

  1. لحظه ها را می گذرانیم تا به خوشبختی برسیم…
    غافل از اینکه خوشبختی همان لحظاتی بودند که گذراندیم…!!
    جالب می نویسی پول شیرین ایرانی عزیز!!

    Comment by GodFather — August 6, 2008 @ 12:20 am

  2. سلام
    دیدی من لینکت کرده بودم
    خواهش میکنم بخشش از بزرگان است
    موفق باشی

    Comment by روح الله — August 6, 2008 @ 12:20 am

  3. همونطوری که گفتم این گروه به ظاهر اصلاح طلب یه بار امتحانشو پس داده و انتخاب من از بین بد و بدتر هیچ کدومه
    لینک شدی.

    Comment by میلاد — August 6, 2008 @ 12:20 am

  4. روح الله جون مرسي عزيزم .ديگه آدميزاد جائزالخطاست .
    ميلاد جون مرسي از لينكي كه بهم دادي . من عاشق نوشته هات هستم . ولي من ترجيح مي دم بين بد و بدتر ، بد رو انتخاب كنم تا اينكه انفعال من باعث شه كه بدتر غالب شه . من اصلاح طلب ها رو ترجيح مي دم .
    مرسي بچه ها به خاطر نظراتتون

    Comment by پول شيرين ايراني — August 6, 2008 @ 12:20 am

  5. با سلام
    باز هم طلایی نوشتی .
    خیلی زیبا و خیلی پر معنا بود . من لذت می برم نوشته هات و میخونم .
    من پست سیاه و سفید تو رو با رفتار خودم با مادرم قیاس می کنم تا وقتی بود … و وقتی نیست ..!
    من شنیده بودم در سیاهی کامل نیز می شود سفیدی پیدا کرد اما به این جمله هیچ اعتقادی ندارم . به نظر من شما سیاه نمیبینید شما با منطق و با واقعیت میبینید . من فکر میکنم همیشه چیزهای واقعی تلخن .
    مثلا : من اگه به شکل واقعی درک کنم که مثلا ریاضی هیچی بلد نیستم و فردا امتحان دارم این تلخ و واقعی اما اگه تو اون لحظه بگم بچه ها میرسونن معلمه هم نمره میده .
    من همیشه دوست دارم واقعیت و ببینم حتی اگر تلخ باشه که برای من همیشه تلخ بوده
    پستت عالی منتظر پستهای زیبای بعد هستم.وبلاگت و به دوستانم معرفی میکنم
    یا حق

    Comment by مجتبی گلنوری — August 6, 2008 @ 12:20 am

  6. Comment by بزرگترین سایت عکس — August 6, 2008 @ 12:20 am

  7. سلام

    کجای وبلاگمون نامرتب بود آخه ؟

    وبلاگ به این نازی … دلت میاد ؟

    Comment by بهی و عارف — August 6, 2008 @ 12:20 am

  8. سلام آقا سعید از این که وبلاگ من رو هم به پیوندات اضافه کردی
    مر30

    Comment by سلوا — August 6, 2008 @ 12:20 am

  9. مرسی از اظهار لطفت!!
    I am gonna make you an offer u cant refuse too!!!

    لینکت کردم

    Comment by GodFather — August 6, 2008 @ 12:20 am

  10. راستی ! برای پست "کاشکی سنجاب بودم " هم کامنت گذاشتم!

    Comment by GodFather — August 6, 2008 @ 12:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: