من مكتوب

April 30, 2008

بيكاري از جنس انديشه

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 1:32 am

من دقيقا شش ماه زحمت كشيدم براي كنكور كارشناسي ارشد . يك ماه آخرش رو روزي پانزده ساعت مفيد درس ميخوندم . يه چيزي تو مايه هاي خودكشي و الان ميخوام از فرصت ايجاد شده براي لذت بردن ، كمال استفاده رو بكنم و خلاصه دلي از عزا در بيارم .

لذت بردن از ثانيه ها منوط به اينه كه چقدر بر روي ثانيه ها كنترل داشته باشي و اصلا چقدر روي دنياي پيرامونت تسلط داشته باشي و نكته جالبش اينه كه ميزان كنترل بر محيط اطراف و دنياي ساخته و پرداخته خودت تا حدود زيادي وابسته به شرايط مادي ته . يعني پول …………………………درست فهميديد . پول يعني لذت و اگه پول نداشته باشي اصلا لذتي هم در كار نخواهد بود ( اگه مي خوايد عميق تر بحث كنيم مي تونيد مراجعه كنيد به تعريف لذت و ببينيد كه تعريف لذت چقدر ارتباط تنگاتنگ داره با پول و قدرت )

خواهرم معتقده كه با غر زدن چيزي درست نمي شه و من بايد برم كار كنم و پول بدست بيارم ولي يكي نيست به اين خواهرگرامي بفهمونه كه عزيز دلم . من اگه اين وقت آزاد و خالي رو صرف كار بكنم و پول بدست بيارم بعدش ديگه وقت خالي و آزاد ندارم كه با اون پولي كه بدست آوردم توش لذت ببرم و يه جورايي مي شه نقض غرض .

خوب شايد با اين تفاسير به اين نتيجه رسيده باشيد كه من ديگه امكان لذت بردن از اين ثانيه هاي آزاد و خالي رو ندارم ولي يه جورايي بازم راه هاي در رويي وجود داره . مثلا اينكه من بيام و فيلم تماشا كنم . يا اينكه كتاب بخونم و …… ولي درسته كه اين كارا باعث مي شن كه من لذت ببرم از لحظه هام ، ولي فيلم ديدن و كتاب خوندن باعث مي شن كه ذهنم باز هم فعال باشه و كار كنه و خوب درسته كه من از لحاظ جسمي لذت مي برم ولي ذهنم هيچ آرامشي نداره و همين جوري خسته و خسته تر مي شه .

من براي اين كه ذهنم استراحت كنه بايد برم كنار دريا و يه حموم آفتاب بگيرم . من براي اين كه ذهنم استراحت كنه بايد برم يه كافي شاپ دنج و حداقل پنج شش تا سان شاين سفارش بدم . من براي اين كه ذهنم استراحت كنه بايد با يه قايق تفريحي برم وسط دريا و كل روز رو همون وسط بگيرم بخوابم . اينها هستند كه باعث مي شند ذهنت آروم بشه . فيلم دادن و كتاب خوندن اگر چه نوعي تفريحه ولي هيچ وقت باعث نمي شه كه ذهنت خستگي در كنه .

به قول مجتبي عزيزم من ” خسته شدم . از اين كه اينقدر گفتم خسته شدم هم خسته شدم . از اينكه اينقدر خسته شدم هم خسته شدم ……………………” و اين درد من تنها نيست . درد همه كساييه كه خسته شدن ولي نمي تونن حتي در وقت هاي بيكاري ( مثلا جمعه ها ) اين خستگي رو برطرف كنن .

” خسته شدن ” ، ” نااميد شدن ” و …. مثل اپيدمي داره توي جامعه پخش مي شه و فقط از خدا ميخوام كه اون ما رو كمك كنه . شايد فردايي بهتر از امروز داشته باشيم . شايد

Advertisements

2 Comments »

  1. به منم سری بزن

    Comment by اینده ساز — August 6, 2008 @ 12:20 am

  2. تو چند تا پست قبل تر از قدرت طبیعت صحبت کردی من خیلی وقته دنبال "قانون طبیعتم" می خواستم یه پست در این مورد بدم ولی دیدم اصلا" یه قسمت هاییش با هم جور در نمیاد یعنی هیچ احاطه ای نداشتم روش تا بتونم پست بدم راستی میخوام نظرت رو در مورد طبیعت و قانونش بیشتر در این مورد که میگن از هر دستی بدی از همون دست میگیریو اینکه کسی بدی بکاره خوب بدی درو میکنه اصلا" به نظرت چنین قانونی هست ؟ اگه قانونه پس چرا من چند بار شاهد نقض این قانون بودم؟ و چند نفری تا حالا تونستن با کارهای بدی که در حق دیگران کردن از این قانون قسر در برن ؟ یه مطلب خوب و اساسی در این مورد ازت میخوام چون من تو این قضیه و دستیابی به یه نتیجه کلی کم آوردم.

    Comment by میلاد — August 6, 2008 @ 12:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: