من مكتوب

May 12, 2008

توت خوري و Date

Filed under: خاطرات — saeedlog @ 12:12 am

امروز هم روز خداست . با اين كه كل شب رو نخوابيده بودم ولي باز هم زود بيدار شدم از خواب . نمي دونستم بايد چكار كنم . بي هدف بودم . نهارم رو كه خوردم يك اس ام اس اومد از يكي از دوستام كه توش نوشته بود ” رتبه ات چند شد ؟ ” ، بدو بدو خودم رو رسوندم به گوشي تلفن و زنگ زدم بهش ، گفتم حاجي مگه رتبه ها اومده ؟ گفت شوخي كردم ، شوخي قشنگي نبود ، اس ام اس رو واسه چند تا ديگه از دوستام فوروارد كردم كه اونها هم سركار رفتند و كلي خنديدم .

ساعت 6:30 بعدازظهر قرار داشتم . جلوي در كتابخانه مركزي دانشگاه فردوسي . فكر مي كردم امن ترين جاي مشهد اونجاست . تا به حال مشكلي پيش نيومده بود. قبل شش اومدم و يك دوست پيدا كردم . از بچه هاي پزشكي بود و خلاصه بعد چند دقيقه آشنا از آب در اومد .يه عالمه دوست مشترك داشتيم .

ساعت 6:30 دقيقه اومد . رفتيم پشت كتابخانه قدم زدن . من براش از دوست جديدي كه پيدا كرده بودم تعريف كردم و اون هم از پروژه اي كه الان داره روش كار مي كنه گفت . ده دقيقه كه گذشت سروكله يكي از نگهبان هاي دانشگاه پيدا شد و شروع كرد به استنطاق كردن ما . كلي حرف كليشه اي تحويل مون داد . ما رو از هم جدا كرد و هشدار داد كه دفعه بعدي برخورد خيلي سنگيني در راه خواهد بود. مي گفت : من ميدونم كه شما دو تا قصد ازدواج داريد ، ولي اين راه اش نيست . من هم در جواب اش گفتم كه اتفاقا اين يكي از راه هاي درستشه . دو تا مون دانشجو بوديم و اونجا هم كتابخانه بود . بهم گفت كه مطمئنه پدر اون دختر اصلا راضي نيست و من هم بهش گفتم كه اين كاملا طبيعي يه . چون پدر اون متعلق به دوره ديگري يه . به گونه ديگه اي همسرش رو پيدا كرده و دلش ميخواد دخترش هم به همون شكل شوهرش رو پيدا كنه ولي الان زمانه فرق كرده و دختر اصلا تمايلي به روش هاي سنتي نداره . دلش نمي خواد توي خونه بشينه و منتظر انتخاب شدن بمونه . دلش مي خواد خودش رو در ليست انتخاب ديگران قرار بده و مي خواد خودش هم در انتخاب شدنش نقش داشته باشه . زياد با نگهبان بحث كردم ، از من خوشش اومده بود . آخرش بهم گفت كه ماموره و معذور . من هم بهش گفتم كه درك مي كنم . ولي اصلا نمي تونستم درك كنم

بعدش رفتم پيش اون دوستي كه تازه پيدا كرده بودم . همون موقع كاوه هم اومد اونجا . با كاوه رفتيم سلف فجر دانشگاه فردوسي و شام خورديم . بعدش رفتيم اتاق كاوه و داستان هايي رو كه در غياب هم برامون پيش اومده بود رو واسه هم تعريف كرديم . بعدش دو نفري رفتيم و شش نفر ديگه رو پيدا كرديم و رفتيم توت خوري .

توت خوري يك سنت حسنه است كه معمولا بعد از رسيدن توت ها در فصل ارديبهشت اتفاق مي افته و معمولا هر چقدر يك دانشجو تجربه دانشگاه اش بيشتر باشه بيشتر مي تونه از توت هاي دانشگاه فردوسي فيض ببره . رفتيم و تك تك درخت هاي توت رو امتحان كرديم و بالاخره بهترينش رو پيدا كرديم . يكي بود توي آزمايشگاه هاي بخش كشاورزي . درخت پر باري بود . محمد ق . رفت بالاي درخت و ما هم پايين چادر رو گرفتيم و خلاصه شايد چهار – پنج كيلو توت جمع كرديم و برديم يه جاي پر نور و خورديم . من بعدش از بچه ها جدا شدم وپياده اومدم درب شمالي دانشگاه و بعدش هم خونه .

امروز روز جالبي بود . اگر چه سررشته امور رو از دست دادم ولي بازم اتفاق بدي نيفتاد و كلي هم خوش گذشت . بچه ها دل تو دل شون نيست . منتظرن زودتر نتايج ارشد رو بگيرن . اميدوارم زودتر بياد نتايج

12 Comments »

  1. ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..
    *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..


    سلام
    ممنون از حضور گرمت گلم

    ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..
    *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..

    ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..
    *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..

    ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..
    *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..

    ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..
    *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸…..

    Comment by آغاز — August 6, 2008 @ 12:20 am

  2. سلام امیدوارم حالتون خوب باشه راستش فرصت نکردم همه مطالب وبلاگتونو بخونم ولی این آخرین پست جالب بود!
    وبلاگ ما مال یه دبیرستانه! دبیرستان ویژه علوم انسانی!

    اگه تشریف بیاری خوشحال میشم!

    ***:::….موفق باشی….:::***

    اگر تبادل لینک میکنید هم بگید

    Comment by سبحان — August 6, 2008 @ 12:20 am

  3. سلام
    مثل نظر دادن شما
    اخه نگفتید شعر یا مضمومش؟
    می بخشید
    لبخند بزن جوون.

    Comment by دکتر اسکندریان(نامی) — August 6, 2008 @ 12:20 am

  4. سلام
    متاسفانه ما هر روز با این نوع نگاه های متحجر در جامعه سر و کار داریم. من خودم هم بارها مجبور شدم بااین جور آدما بحث کنم و هرچی سعی کردم از دریچه دید اونها به قضیه نگاه کنم نتونستم درکشون کنم. شاید باور نکنی هر روز در جامعه رنج می برم و زجر می کشم از اینکه آدمایی خودشون رو حق فرض می کنن و بخودشون جرئت می دن که تصور کنن بقیه بر سبیل باطلن و بیشتر از این به خودشون جرئت می دن که به شخصی ترین مسائل آدم به نام دین کار داشته باشن.

    Comment by مصطفی رسته مقدم — August 6, 2008 @ 12:20 am

  5. سلام…
    جواب:
    نه بلاگفا از سال 81 نبود من آرشیوم رو از پرشین بلاگ منتقل کردم این جا…
    وقتی توی twitter عضو بشی خودش یه قسمت داره که به راحتی می تونی کدهاش رو ازش بگیری و روی وبلاگت قرار بدی…

    Comment by نیلوفر — August 6, 2008 @ 12:20 am

  6. بله من الان 14 روزه twitter نرفتم…
    بله عضوم چطور؟!

    Comment by نیلوفر — August 6, 2008 @ 12:20 am

  7. سلام ممنون از اینکه به صفحه من آمدید.صفحه بسیار خوبی دارید .جالبه که با مدرک برق در مورد مسایل اقتصادی می نویسید.من مشتاقانه منتظر نظرات ومطالب شما هستم

    Comment by محبوبه — August 6, 2008 @ 12:20 am

  8. اولین رمان اینترنتی ایرانی
    متن کامل تاکنون

    Comment by س — August 6, 2008 @ 12:20 am

  9. یه چیزی بنویس که ارزش خوندن داشته باشهplz

    Comment by happy — August 6, 2008 @ 12:20 am

  10. من زورم به اين happy نمي رسه . بچه ها يه حالي بهش بدين . ديگه خيلي داره گرد و خاك مي كنه

    Comment by پول شيرين ايراني — August 6, 2008 @ 12:20 am

  11. هی happy اینقدر بی انصاف نباش مطالبش خوبه دیگه

    Comment by محبوبه — August 6, 2008 @ 12:20 am

  12. سلام

    خوش بحالت
    شما بردی.

    Comment by دکتر اسکندریان(نامی) — August 6, 2008 @ 12:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: