من مكتوب

May 12, 2008

فضولي موقوف …

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 12:46 pm

گاهي اين توهم برام بوجود مي ياد كه نگاهم به عالم اصلا عميق نيست و دانسته هام خيلي سطحي يه ، البته من خودم مي دونم كه آنچه من مي دونم در مقابل آنچه نمي دونم قطره اي در برابر اقيانوسه . اما اين توهم يه توهم خاصه ، يه توهم افسردگي زا . كه حاصل اش اينه كه احساس ميكني عمرت رو تلف كردي

هفته قبل كه داشتم با اتوبوس مي اومدم مشهد ، توي مسير ، كنار جاده دختر و پسري رو ديدم كه نوع رفتارهاشون يه نموره عجيب غريب مي زد ، به عبارتي خيلي ريلكس برخورد مي كردن . برام جالب بود ولي وقتي دقت كردم ديدم براي همه مردم داخل اتوبوس جالبه ، چون همه سرشان رو برگردونده بودن و داشتن به اون دو تا نگاه مي كردن

نگاه كردن هايي از اين جنس رو شنيدم هيچ جا جز ايران باب نيست . يعني اگه توي اروپا دو نفر وسط خيابون با هم س ك س داشته باشند ، يا حتي يه جنايت روي بده ، خيلي كم توجه مردم دور و بر رو جلب مي كنه . نمي دونم اين تفاوت فرهنگي ريشه اش در كجاست ولي اينجا به صورت خيلي زشتي در جريانه . مثلا همين اخيرا كه بازم داشتم مي اومدم مشهد كنار جاده يه تصادف ساده روي داده بود ولي شايد شش هفت تا ماشين ديگه اونجا پارك كرده بودن و اومده بودن فضولي .

به هر حال قصد هيچ گونه اظهار نظر خاصي رو ندارم ولي اين نگاه هاي كنجكاوانه مردم هميشه باعث شده كه من توي خيابون و يا هر محل ديگه اي كه مردم حضور دارند نتونم راحت باشم . كاش مردم ما به جاي اينكه اينقدر هم- آگاهي داشته باشن يه خرده خود– آگاهي داشتن .

نگيد چرا هي غر مي زنم در مورد مردم ايران . نگيد كه من از وضعيت مردم دنيا بي اطلاعم . چون بي اطلاع نيستم . وقتي توي خونه يا محل كارتون نشستيد و كار خودتون رو مي كنيد و كاري هم به كار ديگران نداريد و زندگي روتيني داريد شايد خيلي از چيزا رو نبينيد ولي وقتي ميخواهيد كاري فراتر از كارهاي روتين تون انجام بديد بعد ميفهميد كه چقدر سنگ مي اندازن جلوي پاتون . خيلي از اين سنگ اندازي ها تقريبا يه شق فرهنگي به خودش گرفته ، احساس مي كني كه رفته توي خون اين مردم

بازم عذر ميخوام كه غر زدم . دلم از يه جايي پر بود بايد مي نوشتم

Advertisements

5 Comments »

  1. سلام به شما
    من میومدم پستهات و میخوندم ولی نظر نمیدادم چون میترسیدم این ابهام پیش بیاد که چون من نظر میدم تو هم حتما باید نظر بدی .
    یه انتقاد کوچیک : اون پستهای اولت خیلی قویتر بود البته به نظر من .
    بعد یه سوال دارم دانشگاه فردوسی مشهد درس میخونی اگه اونجایی من پسر خالم اونجاست تو خوابگاه.
    قزیه دانشاه رفتن ما هم شده داستان حسین کرد – از دانشپذیر زنگ زدن چند روز پیش خونمون گفتن میتونید ادامه بدید تو دانشگاه به شرطی که پیش دانشگاهی رو بگیرید که همین الان که دارم این پست و بهت میدم ساعت 7:30 امتحان دارم شیفت بزرگسالان . فلسه خیلی سخت
    راستی چندتا نکته در مورد روش امتحان دادن به ذهنت میرسه بهم بگوا ممنون
    یه چیز دیگه هم میخواستم بگم
    امیدوارم موفق باشی تو زندگیت
    فکر کنم یه چیز یادم رفت که به ذهنم اومد بعدا بهت میگم
    یا عقل

    Comment by مجتبی گلنوری — August 6, 2008 @ 12:20 am

  2. من از فضولي خوشم نمياد . خودم هم كمتر فضولي مي كنم اما بعضي اوقات اگه فضولي نكني ملت هر كاري(بخوانيد هر غلطي) دلشون مي خواد ميكنند...در ضمن اينجا ايران است نه اروپا …سعي كن اينو درك كنيد.فرهنگ غني ايراني رو …

    Comment by happy — August 6, 2008 @ 12:20 am

  3. چقدر تند تند آپ می کنید بهتون نمی رسم

    Comment by happy — August 6, 2008 @ 12:20 am

  4. خطاب به خواهر كوچولوي happy ، عزيزم اصلا به حرف اين خواهر بزرگترت گوش نكن . اين خيلي وقته كه جامونده از دنيا

    Comment by پول شيرين ايراني — August 6, 2008 @ 12:20 am

  5. آقا سعید بازم سلام.بابا مغز من یکی که این همه گنجایش نداره ولی خدایی صفا میکنم میام سر میزنم به وبلاگت.بابت اون نظر قبلیم ناراحت نشو،دختریم دیگه باید یه چیزی بپرونیم آخرش.از طرز فکرت خیلی خوشم میاد
    موفق باشی

    Comment by سعیده — August 6, 2008 @ 12:20 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: