من مكتوب

May 14, 2008

دنياي شيرين بچگي …

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 1:24 pm

امروز از كلاس كه مي اومدم خونه . يه مسيري رو پياده اومدم . توي هزارتوهاي ذهني ام غرق بودم كه صداي داد و بيداد يه خانم من رو به اين دنيا برگردوند . نگاه كردم ديدم داره سر بچه كوچولو هفت- هشت ساله اش داد مي زنه كه اگه يه بار ديگه از من جلو بيفتي مي رم و دوچرخه ات رو مي فروشم و بچه طفلي هم سرعت اش رو كم كرد و پا به پاي مادرش اومد .
اين صحنه من رو به عالم خاطراتم برد زماني كه پدرم برام يه دوچرخه دست دوم كه مال دختر دوستش بود رو گرفت تا من دوچرخه سواري كنم . هميشه مراقبم بود . هر اتفاقي كه مي افتاد منت دوچرخه رو سرم مي ذاشت و اين كه اون چقدر زحمت كشيده و براي من دوچرخه خريده و قدردان و سپاسگذار نيستم و اگر اين كارم دوباره تكرار بشه ، حتما دوچرخه رو خواهد فروخت و از اين جور حرفا .
البته من تقريبا سر همه اسباب بازي هام اين مشكل رو داشتم . يه بار كه همسايه مون از اون ماشين هاي كنترل دار خريده بود من هم پامو توي يه كفش كردم كه من هم از اين ماشين ها ميخوام و مادرم اومد و ارزان ترين ماشين ممكنه رو برام خريد . شايد به يك هفته نكشيد كه من دل و روده اون ماشين رو كشيدم بيرون و با آرميچر ماشين براي خودم يك پنكه كوچولو ساختم . بعد اون ماجرا اونقدر منت اون ماشين رو روي سرم گذاشتن و اونقدر تحقيرم كردن كه حد و اندازه نداره . همش مي گفتن تو بي عرضه اي ، عرضه نگهداري يه چيز كوچولو رو هم نداري و از اين جور حرفا .

چرا اين قدر سر بچه كوچولوها منت مي ذارن پدر و مادر . چرا اصلا به اين فكر نمي كنن كه دنياي بچگي بچه ها همين اعمال و رفتار اونهاست . مثلا همين رفتار الان اين مادر شك ندارم بيست سال ديگه هم از ذهن بچه بيرون نمي ره و اون بچه هميشه با خودش فكر ميكنه كه شايد اگر اون روز مادرم سرم داد نكشيده بود من الان آدم شادتري بودم و يا ….

فراموش كنيد . اصلا قصد نداشتم يه مطلب در مورد اين اتفاق ساده بنويسم ولي خوب ، خيلي روم تاثير منفي گذاشت . كاش خودمون ياد بگيريم كه دنياي بچگي بچه هامون رو خراب نكنيم

Advertisements

5 Comments »

  1. من این ماجرا رو زیاد درک نمی کنم چون وقتی بچه بودم اصلا وسایلمو خراب نمی کردم .وقتی هم خراب میکردم تا کشفشون کنم به مامان بابا نشون نمی دادم که این رفتارو دیده باشم … ولی یادمه که خودم به خواهر کوچیکم سر این چیزا گیر می دادم

    Comment by happy — August 6, 2008 @ 12:19 am

  2. ببین … فوق العاده بود ! حرف دلم بود!!
    متاسفانه بسیاری از والدین ایرانی ، حتی الان هم از روانشناسی کودک چیزی سر در نمیارن !
    و ثابت شده که بیشتر جرم و جنایت ها ، اعتیاد و فساد ، سرخوردگی و مشکلات اجتماعی و اقتصادی در جامعه ، از همین دوران کودکی و نوع رفتار پدر و مادر نشات گرفته اند!!

    Comment by GodFather — August 6, 2008 @ 12:19 am

  3. دختري با ظاهري ساده از خيابان آفريقا (جردن) تهران مي گذشت که پسري در پياده رو به او گفت «چطوري سبيلو ؟» دخترخونسرد، تبسمي کرد و جواب داد «وقتي تو ابرو بر مي داري ، مو رنگ مي کني و گوشواره ميندازي، من سبيل مي زارم تا جامعه، احساس کمبود مرد نداشته باشه

    Comment by 2فکرو 1قلم — August 6, 2008 @ 12:19 am

  4. به جون شما نباشه به جون خودم کلی چیزی هست که می خوام آپ کنم و بزارمشون اینجا اما اینققققققققققققدر کار دارم و تحقیق و ….که اصلا…همه برو بچ همینو میگن …باشه در اسرع وقت چشم…خب شما که جا دوبرابر آپ می کنید:دی…راستی این Twitter هرکاری کردم نتونستم عضو شم در ضمن شمام لینک نکردین
    ….
    و اینکه

    Comment by happy — August 6, 2008 @ 12:19 am

  5. اینا همش تجربه است فقط تلافی نشه برای بچه ات…

    منت نذارن چ ی کار کنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    Comment by یواشکی های من — August 6, 2008 @ 12:19 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: