من مكتوب

June 26, 2008

بازم روزمرگي …..البته از نوعي كه من دوستش دارم

Filed under: خاطرات — saeedlog @ 7:49 pm
سلام .
بازم روزمرگي ……..البته از نوعي كه من دوستش دارم
همون طور كه شك دارم نمي دونيد من و كاوه الان آمل تشريف داريم ، كاوه يكي از دوستاي منه كه ما بسيار به هم نزديك هستيم ، علي رغم تمام تفاوت هاي فاحشي كه با هم داريم ، از اونجايي كه بايد ۹ تير برم تهران و آزمون بدم و جايي رو نداشتيم ، كاوه حال داد و اين مشكل رو برام برطرف كرد .
امروز با كاوه ” پرادو ” رو برداشتيم و رفتيم دريا كنار ، من قبلا دريا كنار رو نديده بودم ، اين شهرك ساحلي خوشگل و باكلاس رو ، اما دريغ از يه گنجشك كه محض دلخوشي ما توي آسمان دريا كنار پر بزنه ، هيچ كس نبود . تمام صندلي ها خالي ، تمام مغازه ها خالي ، تمام خيابان ها خالي ، تمام ويلاها خالي . اينم شانس ماست ديگه . چه حالي داد سواري با يه ماشين شاسي بلند ، اين هم بار اول بود كه تجربه مي كردم .
تو ” خزر شهر ” ما رو راه ندادن . پس هيچ خاطره مخصوصي از اونجا ندارم .
چند تا اتفاق هم افتاد كه كاملا خصوصيه .
در نتيجه امروز ما تماما به هدر رفت ………………..سمايلي طفلي من و كاوه
Advertisements

Leave a Comment »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: