من مكتوب

November 8, 2008

اركستر زهي پارسيان

والله نمي دونم اين چه كرميه كه افتاده به جونم و تا سر از بعضي چيزا در نيارم ولم نمي كنه.يكي از اين ها هم اين بود كه برم و تالار وحدت و يكي از كنسرت هاي مشتي اش رو ببينم و گوش كنم و هم استانداردترين تالار كشور رو ببينم و هم اين كه از شنيدن يه كار درست و حسابي كيفور بشم . خلاصه بعد از مدت ها انتظار هماي سعادت سايه اش رو بر سرمون انداخت و شنيديم كه اركستر زهي پارسيان به سرپرستي مازيار ظهيرالديني قراره چند تا از كارهاي جاودانه ويولن رو همراه با گروهش به صحنه ببره و از همه مهم تر اين كه در بخش “چهارفصل” اش قراره خاچيك بابائيان به عنوان سوليست ويولون بياد و بزنه .اين ها همه يعني يه فرصت تكرار نشدني

نويد دوستم چندين ساله كه داره ويولون مي زنه و توي مشهد كه بوديم مي رفت پيش يكي از استاداي خوب و سرشناس ويولن مشهد . استاد نويد يكي از كسائيه كه “خاچيك بابائيان” رو مي پرسته و حاضره براي اين كه خاچيك استادي اش رو قبول كنه مبالغ كلان پرداخت كنه . ولي خاچيك تقريبا تا همين لحظه استادي هيچ كسي رو به صورت رسمي قبول نكرده و حتي با نپذيرفتن خواهرزاده اش راه رو براي همه بسته . حالا تصور كنيد وقتي كه نويد رفت و به استادش گفت كه چنين كنسرتي وجود داره و قراره خاچيك به عنوان سوليست ويولن نوازندگي كنه چه حالي به اين استاد دست داد. ولي از اونجا كه اين خبر رو دقيقا روز كنسرت نويد بهش داد ديگه نمي شد كاري كرد و استاد محترم نويد بايد در حسرت استاد مي موند . اما به من و نويد سپرد كه از طرفش يه دسته گل فوق العاده خوشگل بگيريم و با يه نوشته با اين مضمون كه “استاد عزيز . افتخار ايراني “تقديم خاچيك بكنيم .كه ما هم كرديم

شب كنسرت ما سريعا رفتيم و با كلي فسفر سوزوندن يه دسته گل خوشگل پيدا كرديم و خريديم و رفتيم و پشت در تالار وحدت يه مدت زيادي علاف شديم . نكته جالب تيكه هايي بود كه دخترا توي خيابان وليعصر به ما مي انداختن . ما كه از خجالت سرخ شده بوديم (واقعا اين دختراي تهران خيلي پررو ان)وقتي كه اجازه دادن بريم تالار كلي ذوق كرده بوديم و وقتي اركستر رفت روي سن جفتمون (من و نويد) دل تو دلمون نبود كه زودتر كار شروع بشه و الحق و الانصاف گروه آنقدر مسلط و محكم نواخت كه امكان هرگونه نارضايتي رو از همه گرفت . درست تر بگم صحنه رو به آتيش كشيدن اونقدر كه كارشون قشنگ و مسلط بود . تمام طول كنسرت حسرت سالهايي رو ميخوردم كه مي تونستم يه ساز (تو اون شب شديدان احساس ميكردم كه اون سازه بايد ويولن باشه) ياد بگيرم ولي ياد نگرفتم . وقتي كه بخش اول تموم شد تقريبا مي شه گفت كه جفتمون زبونمون بند اومده بود و چيزي نمي تونستيم بگيم . كارها فوق العاده بودند

توي رديف جلو يه مهمان ويژه هم نشسته بود و اون هم “مجيد انتظامي” بود . من به نويد گفتم بيا بريم و ازش يه امضاء بگيريم . نويد ولي مي ترسيد يه ذره . آخه اين جور مواقع شروع صحبت كردن خيلي خسته ولي من خودم رفتم جلو و بهش سلام دادم . اونقدر گرم جواب سلام ام رو داد كه من تمام استرسم از بين رفت و ازم خواست كه صندلي كنارش بشينم و ازم پرسيد كه آيا از كنسرت راضي بودم يا نه . و من هم با اشتياق از حال و هوام گفتم . بعد ازم پرسيد كه آيا سازي هم مي زنم و بهش گفتم كه من نمي زنم ولي دوستم نويد ويولن مي زنه و از نويد كه با فاصله زيادي كناري ايستاده بود دعوت كردم كه بياد تو جمع و خلاصه بعد اون استاد شروع كرد به درد دل از اوضاع موسيقي ايران و جفاكاري هاي حكومت و حتي گفت كه اجبارا پسرش رو فرستاده اتريش تا اونجا ادامه بده كارش رو و حتي ازش خواسته كه همونجا زن بگيره و پشت سرش رو هم نگاه نكنه . حرفهاي استاد خيلي دل نشين و پردرد بود . تقريبا مي شد گفت كه من و نويد هيچ حرفي واسه گفتن نداشتيم و سريعا خداحافظي كرديم و برگشتيم سرجامون

قسمت دوم كنسرت بيشتر به دلم چسبيد . چون كل اين قسمت نواختن “چهار فصل ” ويوالدي بود و تك نوازي خاچيك . خاچيك صداي سازش خيلي فرق مي كرد با بقيه . نويد برام توضيح مي داد كه آرشه ويولن خاچيك قيمت اش چند سال قبل سه ميليون تومن بوده و اين نشون ميده كه خاچيك چقدر براي سازش و صدايي كه ازش بيرون مي ياد حساسه . كار فوق العاده بود . تقريبا مي شه گفت كه كل چهل دقيقه كار سرشار از لذت بود و موسيقي . شديدا احساس خوبي داشتم

بعد اجرا ما به سرعت رفتيم پشت سن (اتاق گريم) تا دست گل استاد نويد رو به خاچيك بديم و خاچيك به محض اين كه فهميد اين سبد گل از سمت چه كسيه به شدت ما رو تحويل گرفت و خلاصه بودن در ميان بهترين هاي ويولن يه حس قشنگي داشت . يه طرف مازيار ظهير الديني بود . يه طرف خاچيك بابائيان و خلاصه بحث هاي جالبي هم توي اون اتاق بود كه همش مي تونه شنيدني باشه براي اصحاب فن . خلاصه گل رو تحويل داديم و زديم بيرون از تالار وحدت و سرشار از لذت و كيفور از اين همه موسيقي . يه موسيقي ناب (بدون ميكروفون و هيچ گونه وسيله خارجي) كه صرفا از دل ساز بيرون مي اومد و هنر نوازنده اش رو منعكس مي كرد

Leave a Comment »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: