من مكتوب

November 9, 2008

آنروز كه نيچه گريست

رسما خواستم دلتون رو بشوزونم چون همين الان كه دارم اين مطلب رو مي نويسم دارم اين كتاب رو ميخونم (نيچه گريست :-():د

يه بدي داره كتابخانه مركزي دانشگاه تهران و اون هم اينه كه معمولا به بهونه درس خوندن مي آي داخل اش ولي اونقدر كتابهاي هوس انگيز دوروبرت رو ميگيرن كه وقتي به خودت مي آي مي بيني كه كلي وقت گذشته و تو هيچ درسي نخوندي و يه كتابي هم صفحه 50 ،60 اش جلوت بازه و تو سرشار از لذتي و اصلا واست مهم نيست كه نمره ات توي يه امتحاني كم مي شه

والله الان كه داشتم وب گردي مي كردم ديدم همه متن سخنراني بي نظير لوتر كينگ رو گذاشتن و من هم از اونجا كه ارادت قبلي به جناب لوتر كينگ دارم و از ته دل از پيروزي اوباما خوشحالم (البته صرفا به اين علت كه يه سياه پوست رئيس جمهور شده و نه چيز ديگه ) اين متن رو براتون مي ذارم . منبع اش هم سوررئاليسته

من رویایی دارم که در آن روزی این ملت به پا می‌ایستد و زندگی را با معنای حقیقی این اصل اعتقادی‌اش آغاز می‌کند: “ما این حقیقت را بدیهی می‌شماریم که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند”.

من رویایی دارم که در آن روزی بر تپه‌های گلگون جورجیا، فرزندگانِ بردگان پیشین، می‌توانند در کنار

برده‌داران پیشین دور یک میز که میز برادری است بنشینند.

من رویایی دارم که در آن روزی ایالت می‌سی‌سی‌پی که اکنون در آتشِ بی‌عدالتی و سرکوب می‌سوزد، به بهشت آزادی و عدالت تبدیل خواهد ‌شد.

من رویایی دارم که در آن روزی چهار فرزند من، در کشوری خواهند زیست که در آن نه برمبنای رنگ پوستشان که براساس منش و شخصیت شان داوری خواهند شد. من امروز رویایی دارم.

البته با اين كه خيلي شايد مضحك به نظر برسه ولي من هم روياهايي دارم كه اونها رو مي خوام رسما با شما در ميان بذارم

آرزو دارم كه يه روز برسه كه توي ورودي دانشگاه تهران ازت كارت دانشجويي نخوان

آرزو دارم كه به عنوان يه دانشجو توي اين مملكت تحقير نشم و حداقل با داشتن يه كمك هزينه تحصيلي كه براساس استعداد سنجي بهم تعلق گرفته دغدغه تامين يه زندگي حداقلي براي خودم توي دوره دانشجويي رو نداشته باشم

آرزو دارم اونقدر كشورم رشد كنه و اونقدر من رو از لحاظ روحي و علمي اغنا كنه كه براي رسيدن به حداقل ها تن به مهاجرت ندم و مجبور نشم از كشورم ” نشت نشا ” كنم

به خدا دلم خونه ولي آرزو دارم يه روزي برسه كه بچه هاي ايران زمين مجبور نشن به خاطر دغدغه معاش علايق خودشون رو ترك كنن و سر از جاهايي در بيارن كه اصلا دوست ندارن

آرزو دارم كه يه روز برسه كه الكي و مفت مسلم چهار ساعت از شبانه روزم رو پشت ترافيك لعنتي تهران نابود نكنم

آرزو دارم كه سردرد هاي مزمني كه علتش آلودگي تهرانه دست از سرم برداره

آرزو دارم كه روزي برسه كه امثال كردان پشت دستشون رو داغ كنن كه به ملت و مجلس دروغ بگن

…..

بدجوري من رو جو گرفته ، يكي من رو از برق بكشه . خلاصه يه عالمه آرزو دارم

Advertisements

1 Comment »

  1. سلام اقا سعيد
    چه كيفي ميده كتاب خوندن مگه نه؟ۀ
    راستي من آپم خواستي و وقت كردي بيا
    باي

    Comment by سلوا — November 10, 2008 @ 3:09 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: