من مكتوب

December 15, 2008

گزارش سعيد شريف از همنوازان شيدا

سلام دوستاي گلم . والله من ديروز ناپرهيزي كردم و توي اوج كار و بدبختي هام گفتم برم و ببينم استاد محمدرضا لطفي چه در چنته دارند و چي ميخوان رو كنند براي مشتاقان موسيقي اصيل و سنتي

اين چيزايي كه ميخوام بگم برداشت خام و غيرعلمي يه مخاطب موسيقي سنتي بيشتر نيست . پس اگه اومدين كه يه ريپورت علمي و فني از كنسرت رو مطالعه كنين جاي غلطي اومدين

اول از همه بگم كه اون اولش كه بداهه نوازي استاد بود يكي از لحظات اوج كنسرت بود كه استاد به تمام معنا به سازش آتيش كشيد و جماعت حاضر در جلسه رو مفتون عشق بازي خودش با سازش كرد (در ضمن يادم نره كه بگم كه استاد با تارش مينواخت ) . اونقدر اون لحظات شيدايي استاد برام شيرين بود كه حد نداشت . شديدا كيفور شده بودم . صداهايي كه هيچ جاي ديگه اي نشنيده بودم رو از ساز استاد شنيدم و در حد انفجار لذت بردم . اين قسمت ماجرا به هيچ وجه توصيفي نيست و صرفا بايد مي بوديد و غرق در لذت مي شديد

بين دو تا برنامه مطابق روال عادي خودم شروع كردم به چشم چروني و هي ديد مي زدم كه آيا آدم معروفي توي جمع مي بينم يا نه . بار اول كه رفتم و كل سالن رو دور زدم جز “جواد طوسي” منتقد فيلم كس خاصي رو آشنا نديدم ولي بعدش متوجه شدم كه وزير فرهنگ و ارشاد جناب صفارهرندي هم به همراه ملتزمانشون در جمع حاضرند و خوب معلوم بود كه ايشون هم با قسمت اول كنسرت خيلي خوب رابطه برقرار كرده . يه چهره آشناي ديگه هم بود كه من شديدا از ديدنش شوكه شدم . جناب كردان وزير معزول سابق كشور كه سابق بر اين در همين تالار وزارت كشور مراسم خداحافظي اش رو شاهد بوديم . چيزي كه برام جالب بود اين بود كه اين جناب كردان با چه رويي بازم در جمع ها ظاهر مي شه و چطور از اين همه آدم كه هيچ كدومشون خاطره خوبي از كردان ندارند نمي ترسه . البته شايد علتش اينه كه مردم ما خيلي بافرهنگن

وقتي بهمون گفتن كه قسمت دوم شروع شده با بچه ها گفتيم كه جامون رو عوض كنيم و بريم بالكن بشينيم . من تقريبا همه جاي همكف صندلي داشتم ولي روي بالكن نرفته بودم و چون بالكن تقريبا خالي بود . بچه ها هم پايه شدند تا بريم و از روي بالكن بقيه كار رو دنبال كنيم . همنوازان شيدا كه وارد شدن مردم شديدا اونها رو مورد تشويق قرار دادند و هر كدوم رفت سرجاي خودش و شروع كردن به كوك كردن سازهاشون . نكته جالب اين بود كه استاد صداي ساز تك تكشون رو گوش مي داد تا اگه احيانا خارج مي زنن با كمك صداي سازش كوك بشن

همنوازان شيدا كارشون از لحاظ فني خوب بود . ولي زماني كه خواننده شون شروع كرد به خوندن متوجه شدم كه خواننده در حال تقليد صرف از صداي شجريانه . اونقدر صداش رو به صداي شجريان نزديك كرده بود و اون قدر از لحاظ فني نزديك به شجريان ميخوند كه مي تونم به جرئت بگم اگه تصوير نداشتم شايد اشتباه مي كردم . البته مي شد فهميد كه اين صدا جوان تر از صداي شجريانه و در ضمن وسعت صداي شجريان رو نداره يا درست تر بگم صاحب صدا به اندازه كافي صداسازي نكرده ولي خوب . الحق و الانصاف خيلي شبيه مي زد . البته چيز چندان دور از ذهني نيست كه يه خواننده جوان شديدا مجذوب شجريان بشه تا جايي كه صدا و سبك صداش رو بچسبونه به شجريان . البته اميدوارم در آينده راه خودش رو پيدا كنه . صداش خوب بود ولي شعرها نچسب بود . نمي دونم لطفي چه اصراري داره كه روي هر شعري آهنگ بسازه و اصلا خودش رو محدود به شعرهاي معروف و خوش آهنگ نمي كنه

صداي اين سازها از ميون بقيه سازها بيشتر به گوش مي رسيد و بسيار خوش آهنگ هم بودند . اول از همه سنتور كه كنار استاد نشسته بود و معلوم بود كه خيلي مسلطه به كارش . بعدش ني زن كه يه نوازنده مهمان بود و خوب خيلي قشنگ مي زد و اصلا يه جورايي من گروه سنتي اي كه توش “ني” نباشه رو نمي تونم تحمل كنم . حتما بايد ني باشه تا اون شور شورانگيز موسيقي سنتي خودش رو ظاهر كنه . صداي تار استاد هم شديدا مي اومد و تنبك  و بقيه مي شه گفت كه كاملا ماسك شده بودند و اصلا صداي سازهاشون به گوش نمي رسيد . مثلا كلي دقت كردم ولي نتونستم صداي كمانچه رو تشخيص بدم . البته اين رو بذاريد رو حساب گوش ضعيف من

آخرين قطعه اي كه همنوازان شيدا زدن . يكي از كارهاي شجريان بود و با شباهتي كه صداي خواننده گروه با شجريان داشت حدس مي زنيد كه چقدر كار شبيه از كار در اومده بود

خلاصه آخر كنسرت با لذتي وصف ناشدني تالار رو زدم بيرون و توي هواي سرد شب تهران شروع كرديم با دوستا قدم زدن و گپ و گفت

در ضمن مثل هميشه “نسيم هراز” چندين شماره از مجلات باقي مانده در انبارهاش رو به رايگان به ملت داشت مي داد كه البته چون دو تا مجله هم متعلق به سال 85 بود هيچ مطلب مفيدي توش نبود . يه عالمه اطلاعات سوخته بود . فقط عكسهاش ناز بود

راستي يادم رفت بگم كه اين ماجراي شب اوله . امشب كنسرت بانوان شيدا به همراه استاده كه اون يه گروه ديگه است و خوب مسلما لذت خاص خودش رو داره . بهتون شديدا پيش نهاد مي كنم كه بريد . در ضمن بليط ارزون بخريد و موقع شروع جلسه بريد اون جلو جلو ها بشينيد . هيچ مشكلي پيش نمي ياد  😉

در ضمن مشترك خوراك خون من هم بشيد . طفلي كانترش هنوز روي صفره

Advertisements

Leave a Comment »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: