من مكتوب

December 28, 2008

Hate

Filed under: دردهاي شخصي — saeedlog @ 8:11 pm
Tags: ,

من فكر كنم كه زيادي به خودم مغرورم ، ظاهرا زماني هم كه ميخوام خودي نشون بدم كارا خراب تر مي شه ، نمونه اش زماني كه من كلي براي سمينار بهره برداري كار كرده بودم ، ولي استاد خيلي راحت انداخت كنار و گفت كه نمره اي به اين كار تعلق نمي گيره ، اون قدر آتيش گرفته بودم كه داشتم مي تركيدم ، اونقدر روش مسلط بودم كه نگو و نپرس . وقتي رفتم پيش استاد و ازش پرسيدم كه چرا فكر ميكنه كه من به كارم مسلط نيستم ، صرفا بهم گفت كه مسلط نيستي ، همين و بس . بهش گفتم استاد من نمره اش رو نميخوام، فقط يك سئوال بپرس كه ندونم از اين مورد ، و استاد هيچ سئوالي ازم نپرسيد و رفت

الان سرشار از تنفرم و وقتي اين جوري ام حالم از خودم به هم ميخوره ، ديشب هم همين حال رو داشتم و ديشب هم از خودم متنفر بودم ، ولي من يه روزي خودم رو به همه ثابت مي كنم

Advertisements

1 Comment »

  1. saeed to kheyli bahooshi yeki az adamaye bahooshi ke to omram didam,serfan ino begam ke too az nazare man IQ(inteligence quotient) kheyli balai dari fekr konam in moshkeli ke vasat bevojod omade shayad bazam tekrar mikonam shayad bekhatere EQ(emotional quotient) bashe,shayadam bad shansi bashe,az napeloun porsidan sarbaze shoja mikhai ya bahoosh goft hichkodom sarbaze khoshshans mikham.

    Comment by sarzamineatash — December 29, 2008 @ 4:23 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: