من مكتوب

January 28, 2009

fundamentalism

Filed under: تحليل — saeedlog @ 10:39 am
Tags:

خیلی ها هستند که وقتی نابسامانی اوضاع بشر در عصر مدرن رو می بینند و می بینند که با وجود قوانین قوی , که حاصل تفکر چندین صد ساله بشر در راستای بهبود شرایط خودش است , هنوز هم با آمار بالای جرم و جنایت روبرو هستیم . هنوز هم مال ضعیف با لکنت از قوی ستانده می شه و هنوز هم اصحاب زر و زور و تزویر حاکم اند , به این نتیجه می رسند که تنها راه نجات بشر بازگشت به قوانین اولیه الهی است که توسط پیامبران در جوامع ابتدایی گذشته اجرا می شد . به عبارتی پیاده کردن سیره پیامبران  به تمامی و بدون تغییر حتی در فرم را نسخه نجات دهنده بشر در زمان کنونی می بینند

در جامعه ایرانی هم کم نیستند آدم هایی که این گونه می اندیشند و به نوعی بنیاد گرا هستند و جالب تر اینکه در جامعه ما اینان به واسطه قدرت شعارهای خود و اعتماد به نفسی که دارند , در مناصب حساسی هم قرار دارند و قدرت فراوانی هم دارند و به عبارتی توانایی تبلیغ نظریات خود را به راحتی دارند. تریبون های قوی ای هم دارند . رئیس جمهور کشورمان هم یکی از همین آدم هاست که اگر چه در زمان حضور در ملاء عام کمتر ولی در جلسات خصوصی و نشست های کوچک تر, نظریات خودش رو در باب بنیاد گرایی و نوع نگاهش به مسئله حکومت و مسائل روز کشور و جهان  را به روشنی بیان کرده است .

اما اون چیزی که میخوام توی این پست بهش بپردازم , نگاه شخص خودم به این مسئله است . به عبارتی چرا فکر میکنم که اندیشه بازگشت به اصول اولیه و قوانین اولیه امری واهی و بی اثر است و نتیجه ای جز از دست رفتن فرصت ها و زمان کشور نخواهد داشت .

قوانینی که توسط پیامبران در جوامع خودشان وضع می شد و اجرا می شد , دو گونه بودند , گونه ای که مستقل از زمان و مکان بودند (احکام اولیه) و گونه ی دیگر کاملا وابسته به زمان و مکان ( احکام ثانویه ) که مشتق از روح احکام اولیه بودند. کاری به احکام ثانویه ندارم , اما احکام اولیه , قانون اساسی جامعه اسلامی بودند که به عبارتی روح القوانین را تشکیل میدادند , به عبارتی چراغ راه برای کسانی که میخواهند تا با توجه به شرایط قانون وضع کنند . احکام اولیه اگر چه به وضوح در قرآن آمده اند و در احادیث و سیره پیامبر نمود دارند ولی فهم این احکام هم امری نسبی است , اگر چه مجتهدین تلاش بسیاری کرده اند تا فهم خود از این احکام را منطبق با فهم بزرگان دین از این احکام کنند ولی دست یابی به چنین مقصودی امری بعیدالوصول و دشوار است ولی نزدیک شدن به این فهم کاری ممکن و شدنی است .

در زمان طاغوت , نواب و گروه فدائیان اسلام تمام تلاش خود را مصروف خراب کردن میخانه ها و آتش زدن کاباره ها و … میکردند , امری که از نظر حکومت , مصداق برهم زدن نظم عمومی و گروه فدائیان مصداق اراذل و اوباش می شدند . کاری به درست یا غلط بودن این داستان ندارم , بحثم روی نگاه نواب و تیم اش به یک جامعه ایده آل بود . سالیانی دورتر پس از انقلاب دیگر نه میکده ای بود و نه کاباره ای , ولی آنچه که به روشنی روز در دوره پهلوی وجود داشت به پستوی تاریکخانه ها خزید و تبدیل شد به ریا و فساد نهادینه شده در نهانخانه قلب هر فرد در جامعه . من قصد ندارم از هیچ کدام از این فرم ها دفاع کنم , بحثم روی نگاه نواب بود , نوابی که فکر میکرد که ریشه فساد در میخانه و کاباره و… است ولی فارغ از این مسئله که ایراد از جای دیگری است

انجمن حجتیه ای ها معتقد بودند یکی از راه های تعجیل در فرج , گناه کردن و افزودن بر فساد دنیاست . چون معتقد بودند که امام زمان , زمانی که فساد در جامعه از حدی بیشتر شد , ظهور میکند و وظیفه اش پاک کردن گناه ها و گستراندن عدل در جامعه است . انجمن حجتیه ای ها هم مصداق فساد را همین کاباره و میخانه و … می دانستند . انجمن حجتیه ای ها از مذهبی ترین آدم های زمانه خود بودند و از لحاظ فرمیک جزو بهترین های مذهبیون بودند

در حالی که می تواند مصداق فساد از دید خداوند, چیز دیگری باشد . مثلا الینه شدن انسان ها در دنیای معاصر , رنگ باختن روح زندگی و زنده بودن و تبدیل شدن به ماشین , گسست هویتی در دوران معاصر , پاشیده شدن بنیان های خانواده , رنگ باختن رابطه انسانی بین آدم های روی زمین و خلاصه هزاران امر دیگری که در زمانه مدرن ظهور و بروز کرده است . پس این حقایق باید به انسان امروزی این مسئله را گوشزد کند که دگم بودن روی فهم کنونی از احکام اولیه امری به شدت اشتباه است و چه بسا باب اجتهاد در فهم از احکام اولیه هم باز باشد

آنچه در بالا آمد جهت نشان دادن پیچیدگی مسئله احکام الهی است

پیامبران برای جامعه خود قانون وضع می کردند و قانون وسیله ای برای مدیریت جامعه است , پس به عبارتی قوانین الهی وسیله ای برای مدیریت درست جامعه است و با این فرض که خداوند که خالق انسان است بیشترین شناخت را از انسان دارد , پس قوانین الهی بهینه ترین قوانین برای هدایت انسان ها هستند . تا اینجای مسئله هیچ مشکلی وجود ندارد , مشکل زمانی ظهور میکند که مرز بین فرم و محتوای قوانین الهی کم رنگ می شود و عده ای اسیر فرم می مانند . به عبارتی مثلا قطع ید , مجازات دزد است و عده ای فکر میکنند که برای ریشه کن کردن دزدی باید قطع ید انجام داد و هیچ مسیر دیگری برای اصلاح شرایط و ریشه کن کردن دزدی وجود ندارد , به عبارتی فرم قطع ید آنقدر پر رنگ می شود که محتوای مجازات و محتوای پیام پیش گیری آن در ظل فرم قرار میگیرد و روح قانون فدای اجرای صرف فرم آن می شود . اینجاست که نقش مصلحان اجتماعی و دینی پر رنگ می شود و وظیفه روشن کردن مرزهای واقعی فرم و محتوا به عهده این انسان هاست و امان از زمانی که مصلحان دینی خود اسیر فرم باشند

بنیاد گرایی یعنی بازگشت به فرم های اولیه و مغفول ماندن از محتوای آنها

اگر چه بنیادگرایی اشکال متعددی به خود گرفته است , ولی ذهنیت رهبران بنیادگرا در تمام دنیا ریشه های مشترکی دارد , تمام آنها به دنبال مدینه فاضله ی توصیف شده از زبان پیامبران هستند , همه آنها به دنبال نوستالژی بشریت معصوم و کم گناه هستند . همگی روایت خاصی از گناه و مذهب دارند و روایت های دیگر را خیانت به مذهب می دانند , همگی افراطی عمل می کنند و افراطی گری همیشه در دام شعارزدگی و شعار گرایی گیر میکند . جامعه ای پر از شعار و خالی از هر گونه عمل خردمندانه

آنچه من در پی تبیین اش هستم این است که اگر پیامبران در هر دوره بر جوامع حاکم می بودند , باز هم دنیای امروزی شکلی شبیه شکل کنونی اش داشت . به عبارتی دنیای امروز با تمام پیچیدگی اش در خدمت رشد و تعالی انسان هاست . البته رشد و تعالی مادی انسان ها , ولی هیچ گونه منعی برای رشد معنوی انسان ها در دوران مدرن وجود ندارد , امتحان الهی سخت تر شده است و این غیر قابل اجتناب است , اما انسان هم به همان اندازه قدرت تفکر بیشتری یافته است

گناه حقیقت زندگی انسان هاست و حذف کامل گناه در هیچ دوره ای ممکن نیست , حذف اجباری گناه هم در عمل جوابی معکوس می دهد , همانگونه که در جامعه خود شاهدیم , پس بهترین کار , کنترل گناه است , به این معنا که ما جلوی گناه(خطا) را نمیگیریم , بلکه تلاش میکنیم که با توجه به شناختی که از انسان داریم , میزان خطای کلی او را در تمام طول زندگی اش کمینه کنیم و در یک نگاه کلی , مجموع خطا (گناه) بشر را در تقابل با هم به کمترین میزان خودش برسانیم .

در دنیای مدرن تمام تلاش ها  برای بیشینه کردن رفاه انسان هاست . رفاهی که چندان مطابق با ذات الهی انسانی نیست ولی از آنجا که راحتی نوع بشر با این مفهوم رفاه بیشترین قرابت را دارد و در ضمن این مفهوم عملی ترین راه برای ایجاد یک محیط راحت برای زندگی انسان هاست , این مفهوم بیشترین توجه را در دنیای مدرن از آن خود کرده است . البته باید به این نکته هم توجه کرد که امکانات دنیای مدرن هم در مورد توجه قرار گرفتن مفهوم رفاه بی تاثیر نیست . مثلا اگر روزی بشر به یک رفاه نسبی پایدار دست پیدا کند , چه بسا مفاهیم دیگری درکانون توجهاتش قرار گیرد و دغدغه هایش شکل دیگری به خود بگیرد.

اگر چه مفهوم رفاه در ذات خود اجازه هر گونه گناه را به بشر می دهد , ولی از آنجا که دنیای مدرن قصد تامین رفاه همه جانبه ساکنان خود را دارد , خط قرمز هر رفاه را رفاه دیگری قرار می دهد که این البته خودش عاملی است که سیستم مجبور به کمینه کردن گناه در دل این ساختار می شود و اینجاست که من ادعا میکنم که حرکت کنونی , حرکت به سمت یک مسیر کاملا بهینه است .

با این که قصدم دفاع از دنیای مدرن نیست و بالتبع در یک نگاه همه جانبه باید آفت های دنیای مدرن هم بررسی گردد , اما به طور خلاصه باید عرض کنم که دنیای مدرن حاصل تلاش و تفکر بشر در راستای رسیدن به یک دستور العمل بهینه برای زندگی است , دنیای اقتصاد , جامعه شناسی , روان شناسی  , پزشکی و مهندسی و … همگی مجموعه تفکرات بشر و حاصل ریاضت های او در راه بهینه کردن مسیر حرکت خودش به سمت یک جامعه ایده آل است , جامعه ای که انسان ها در آن رفاه نسبی دارند , جامعه ای که هر کس فضای شخصی کافی برای فکر کردن و زندگی کردن دارد

در اینکه دنیای مدرن چقدر در دست یابی به اهدافش موفق بوده , بحثی نمیکنیم. دنیای مدرن حاصل دغدغه های انسان های بزرگی بوده و هست و باید تجربیاتش قدر دانسته شود و کسانی که به تجربیات دیگران بی اعتنا هستند , محکوم به دوباره کاری و تکرار تاریخ هستند .

متاسفانه در جامعه ما افراد زیادی هستند که به این تجربیات بی اعتنا هستند و آنها را مخالف تعالی نوع بشر می دانند و معتقدند که تنها با برگشت به فرم زندگی 1400 سال پیش می توان به یک مدینه فاضله دست یافت , فارغ از این مسئله که اگر پیامبران هم می بودند , باز هم تابع بهینه سازی ارزش های عالم همان نتایج کنونی را میگرفت .

به نظر من نیازی به پیامبران نبود تا بشر به این نتیجه برسد که دیکتاتوری بد است و باید به سمت دموکراسی رفت . به نظر من این دستور پیامبران نبود که بشر دریافت که با خرد جمعی نتیجه مطلوب تری از زندگی جمعی اش میگیرد. پیامبران سنگ بنا را بنا نهادند و این سنگ بنا اولین قدم های انسان در جهت حرکت در راستای تعالی بود و بازگشت به گذشته به معنای نادیده گرفتن تمام قدم هایی است که تا حال برداشته ایم و به عبارتی بنیاد گرایی یعنی یک دوباره کاری بزرگ و هر دوباره کاری ای در دنیای جدید محکوم به شکست است و بالتبع هر گونه بنیاد گرایی ای محکوم به شکست و ذلت است .

پس خطاب من به بنیادگرایان افراطی جامعه خودم این است که نادیده گرفتن تجربیات دنیای مدرن باعث می شود که ما بیش از پیش از زندگی در دنیای جدید عقب بمانیم و هر گونه عقب ماندگی در دنیای امروز باعث ضعیف تر شدن می شود و در دنیای مدرن جوامع ضعیف نمی توانند حتی بر حیات اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خودشان حاکم باشند و مسلما با این ضعف نمی توان جامعه را در مسیر تعالی هدایت کرد , پس بیش از این بر طبل بنیادگرایی مکوبید و سعی کنید با جریان دنیای جدید به طور آگاهانه و فعالانه همراه شوید

Advertisements

January 27, 2009

IEEE

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 3:05 pm
Tags:

ieeelogo

انجمن مهندسین برق و الکترونیک

انجمن مهندسین برق و الکترونیک (IEEE) , تشکیلاتی حرفه ای و غیرانتفاعی جهت پیشرفت تکنولوژی های مرتبط با برق در سطح بین الملل است . با تعداد 365000 عضو در 150 کشور دنیا , بیشترین عضو را در بین تشکیلات حرفه ای فنی در سطح جهان دارد .

تاریخچه

موسسه IEEE در ایالت نیویورک در کشور ایالات متحده  تاسیس شد . این موسسه در سال 1963 از  ادغام دو موسسه  انجمن مهندسین رادیو (IRE– تاسیس در سال 1912)  و انجمن مهندسین برق آمریکا (AIEE – تاسیس در سال 1884) بوجود آمد.

علائق عمده AIEE مخابرات سیمی ( تلگراف و تلفن )  , نور و سیستم های قدرت بود , اما IRE بیشتر روی مهندسی رادیو کار می کرد و از دو شرکت کوچکتر تشکیل شده بود , جامعه مهندسین بی سیم و تلگراف و موسسه بی سیم . با تولد ” الکترونیک ” در دهه 1930 , مهندسین الکترونیک معمولا اعضای IRE می شدند , اما کاربردهای تکنولوژی لامپ الکترونیکی  چنان گسترده شد که مرزهای فنی ای که IRE  و AIEE را از هم جدا میکرد , به سختی قابل تشخیص بود. بعد از جنگ جهانی دوم , دو موسسه به شدت با هم رقیب بودند , و در سال 1961 , سران هر دو موسسه IRE و AIEE تصمیم گرفتند که دو شرکت را در هم ادغام کنند .  دو تشکیلات به صورت رسمی در اول ژانویه 1963 تحت عنوان IEEE ادغام شدند.

روسای مشهور IEEE و تشکیلات مادر آن شامل الیو تامسون ( AIEE,1889-1890) , الکساندر گراهام بل (AIEE , 1891-1892) , چارلز پروتئوس اشتاینمتز ( AIEE , 1901-1902) , لی دو فارست ) IRE , 1930), فردریک . ای . ترمن( IRE , 1941) , ویلیام . ار. هولت (IRE , 1954) , ارنست وبر (IRE , 1959 ; IEEE ,1963) و ایوان گتینگ (IEEE , 1978).

اساسنامه IEEE هدف تشکیلات را این چنین تعریف میکند ” حرکت علمی , آموزشی و جهت دار به سمت پیشرفت در مهندسی برق , الکترونیک , مخابرات و کامپیوتر و هم چنین علم کامپیوتر , شاخه های بهم پیوسته مهندسی و هنرها و علوم مرتبط با آنها در حوزه تئوری و عمل ” . در راستای رسیدن به این اهداف , IEEE به عنوان یکی از ناشران عمده ژورنال های علمی و برگزار کننده کنفرانس خدمت دهی میکند . هم چنین طراح برجسته استانداردهای صنعتی در حوزه گسترده ای از گرایش ها , از جمله توان الکتریکی , انرژی , تکنولوژی بیو مدیکال و سلامت , تکنولوژی اطلاعات , بیمه اطلاعات , مخابرات راه دور , الکترونیک , حمل و نقل و هوا-فضا و نانوتکنولوژی می باشد(بیش از 900 استاندارد صنعتی فعال) . IEEE هم چنین در فعالیت های آموزشی هم چون اعتبار گذاری برنامه های مهندسی برق در موسسات آموزش عالی هم شرکت دارد . لوگوی IEEE یک طرح لوزی شکل است که نشان دهنده قاعده دست راست بنجامین فرانکلین است . این موسسه همچنین اسپانسر و یا کمک اسپانسر بیش از 850 کنفرانس فنی بین المللی در هر سال است .

450px-imgp0617

IEEE دارای ساختار ناحیه ای و فنی دوگان مکمل به همراه واحدهای سازمانی بر پایه جغرافیا (مثلا واحد فیلادلفیای IEEE ) و تاکید فنی ( مثلا جامعه کامپیوتر IEEE) نیز می باشد . همچنین IEEE دارای یک واحد سازمانی مجزا به نام IEEE-USA می باشد که رویه ها و برنامه هایی را پیش نهاد میکند که به صورت اختصاصی اعضا , مشاغل و عموم را در ایالات متحده منتفع میکند.

IEEE دارای 39 جامعه (society) است , که بر پایه فیلدهای فنی تخصصی شکل گرفته اند , همراه با بیش از 300 سازمان محلی که به طور مرتب جلسه برگزار میکنند .

انجمن استاندارد IEEE مسئول فعالیت های استاندارد سازی IEEE است .

مدیر فعلی (2008) IEEE , لوئیس.ام ترمان(Lewis M. Terman) است و مدیر فعلی IEEE-USA راسل. ج. لوفور(Russell J.Lefevre)  است

انتشارات

IEEE 30 درصد از کل تولیدات علمی عالم در حوزه مهندسی برق و الکترونیک و علم کامپیوتر را تولید میکند , بیش از 100 ژورنال Peer-reviewed را منتشر میکند.

محتویات این ژورنال ها همچون محتویات چند صد کنفرانس سالانه در کتابخانه دیجیتال IEEE موجود است .

انتشارات IEEE از شرکت SHARPA/RoMEO مرتبه سبز را برای گفتن ” مولفین و/یا شرکت هایشان این حق را دارند که تولید کپی رایت IEEE خودشان را بر روی سرور های خود بدون نیاز به اجازه قرار دهند ” گرفته است , که این مسئله به مولفین به طور موثری اجازه می دهد , که به انتخاب خودشان , مقاله خود را به صورت آزادانه در معرض استفاده عموم قرار دهند که به صورت سرانگشتی یک سوم از مولفین IEEE از این حق خود استفاده میکنند .

فرصت های تحصیلی

IEEE فرصت های یادگیری ای را در حوزه علوم مهندسی , تحقیقات و تکنولوژی فراهم کرده است . هدف برنامه های تحصیلی IEEE تضمین رشد مهارت و دانش در مشاغل حرفه ای وابسته به برق است و همچنین ایجاد یک تعهد فردی برای تحصیلات تکمیلی در میان اعضای IEEE , کمیته های علمی و مهندسی و عموم است .

IEEE فرصت های تحصیلی همچون Expert Now IEEE ,  Education Partners Program , Standards in Education و Continuing Education Units (CEUs) را فراهم کرده است .

Expert Now IEEE  مجموعه ای از دوره های تحصیلی آنلاین است که برای یادگیری خودآموز طراحی شده اند . Educational Partners که منحصرا برای اعضای IEEE است , برنامه های مدرک آنلاین , تائیدیه ها و دوره هایی با 10 درصد تخفیف را فراهم کرده است .وب سایت  Standards in Education توضیح می دهد که چه استانداردهایی وجود دارد و اهمیت توسعه و استفاده از آنها را هم بحث میکند. سایت همچنین شامل ماژول های آموزشی برای معرفی تاریخچه استاندارد ها , اصطلاحات اولیه و کاربرد استانداردها و اثراتش بر روی محصولات , همچنین اخبار مرتبط با استانداردهاست . مرور کتاب و لینک هایی به سایت های دیگر که شامل اطلاعاتی درباره استاندارد هستند از دیگر محتویات این سایت است . در حال حاضر , بیست و نه ایالت به “ساعت های توسعه شغلی” (PDH) نیاز دارند تا پروانه P.E بگیرند که همین مسئله مهندسین را تشویق میکند تا به دنبال CEU باشند برای شرکت در برنامه های تحصیلات تکمیلی . CEU در اینجا PDH معنی می دهد ( هر یک CEU معادل ده PDH است ).

TryEngineering.org سایتی است که IEEE طراحی کرده است تا به جوان ها کمک کند تا درک بهتری نسبت به معنای مهندسی پیدا کنند و این که یک حرفه مهندسی چگونه می تواند بخشی از آینده شان باشد . دانش آموزان ( 8 تا 18) , والدین و آموزگاران می توانند سایت را چک کنند تا برای یک شغل مهندسی آماده شوند , سئوالات مرتبط با مهندسی را از متخصصین بپرسند, بازی های محاوره ای بازی کنند , لینک های آموزشی را جستجو کنند و برنامه های درسی را مرور کنند . این وب سایتهمچنین به دانش آموزان اجازه می دهد تا برنامه های مهندسی معتبر را در کانادا و ایالات متحده بیابد , بازدید کنندگان می توانند ایالت/استان/ناحیه/کشور/فیلد/شهریه/اتاق/مکان و … را سرچ کنند

انتقاد

عده ای از طرفداران نرم افزار آزاد مانند ریچارد استالمن و دانیل ج. برنشتاین , رویه کپی رایت IEEE را مورد نقد قرار داده اند. همانند بیشتر انتشارات فنی و علمی , در IEEE هم مولف در هنگام انتشار مجبور است تا حق کپی رایت را به موسسه منتقل کند که مقاله را در ژورنال همانند فروش آنلاین بفروشد . معمولا , با این وجود , انتشارات فنی و علمی هیچ مبلغی به مولفین و یا مرور کننده ها پرداخت نمی کنند .

این مسئله باعث شده است تا انتشارات علمی اصطلاحا “دسترسی آزاد” ظاهر شوند مانند” کتابخانه عمومی علوم” که برنامه ای متفاوت برای گرفتن پول از مولفین و گرفتن تبلیغات دارد , در تقابل با گرفتن پول از مشتری . انتشار در ژورنال های IEEE تقریبا برای کسانی که در کمیته های علمی IEEE کار می کنند اجباری است , ضریب اثر (Impact factor) انتشارات IEEE جزو بالاترین هاست .

استانداردها و پروسه توسعه استانداردهای IEEE

IEEE یکی از سازمان های برجسته در زمینه ساخت استاندارد است . IEEE وظایف نگهداری و ساخت استانداردها را از طریق اجتماع استاندارد IEEE  (IEEE Standards Association) . استاندارد های IEEE شامل گستره وسیعی از صنایع می شود : قدرت و انرژی , زیست دارو و مراقبت پزشکی , آی تی , مخابرات , حمل و نقل , نانوتکنولوژی , بیمه اطلاعات و … . در سال 2005 , IEEE 900 استاندارد فعال داشت که 500 استاندارد دیگر هم در حال توسعه بودند. یکی از استانداردهای معروف و برجسته IEEE , استانداردهای IEEE 802 LAN/MAN  است که شامل IEEE 802.3 Ethernet  و  IEEE 802.11  شبکه های بی سیم می باشد.

عضویت و مرتبه اعضا

بیشتر اعضای IEEE را مهندسین برق , کامپیوتر و دانشمندان کامپیوتر تشکیل می دهند اما حوزه گسترده علائق سازمان مهندسین دیگری را در رشته های دیگر ( هم چون مکانیک و عمران ) و هم چنین زیست شناسان , فیزیک دانان و ریاضی دانان را به خود جذب کرده است . مرتبه های مختلفی از عضویت وجود دارد به منظور تعیین کیفیت عضویت , یک فرد باید دارای صلاحیت های تجربی و آکادمیک معینی باشد . ” عضویت شریک ” (Associate member) برای کسانی که چنین صلاحیت هایی ندارند هم وجود دارد. “عضویت دانشجویی” هم با هزینه عضویت کمتر موجود است . اعضای دانشجو و شریک تمام مجوز های اعضا را بجز حق رای و تشکیل دفتر را دارند . اگر عضوی صلاحیت های دیگری را هم کسب میکند , می تواند به صورت اتوماتیک برای “عضویت ارشد” درخواست دهد. در نهایت , عضی که تحولی عمده در مهندسی برق ایجاد کرده است به مرتبه ” دوست مادام العمر IEEE” (IEEE Fellow) ارتقا می یابد , یک افتخار بزرگ . بعضی از جوامع IEEE اعضای وابسته (affiliate) هم دارند به این معنی که اعضایی که عضو خود IEEE نیستند , ولی عضو آن جامعه(society) هستند.

جوایز و افتخارات IEEE

  • IEEE Medal of Honor
  • IEEE Edison Medal
  • IEEE Richard W. Hamming Medal
  • IEEE John von Neumann Medal
  • IEEE Alexander Graham Bell Medal
  • IEEE Simon Ramo Medal
  • IEEE Benjamin G. Lamme Medal
  • IEEE James H. Mulligan, Jr. Education Medal
  • IEEE Jack Kilby Medal
  • IEEE Heinrich Hertz Medal
  • IEEE Robert N. Noyce Medal
  • IEEE Dennis J. Picard Medal

جوایز مرتبط با یک فیلد خاص

  • IEEE SA International Award
  • IEEE Reynold B. Johnson Information Storage Systems Award
  • IEEE Morris N. Liebmann Memorial Award (no longer active)
  • IEEE Charles Proteus Steinmetz Award
  • IEEE Eric E. Sumner Award
  • IEEE Kiyo Tomiyasu Award
  • IEEE Daniel E. Noble Award
  • IEEE Nikola Tesla Award
  • IEEE Andrew S. Grove Award
  • IEEE Photonics Award
  • IEEE Electromagnetics Award
  • IEEE Control Systems Award
  • IEEE Internet Award
  • IEEE Computer Pioneer Award
  • IEEE James H. Mulligan, Jr. Education Medal

جوامع IEEE

  • IEEE Aerospace and Electronic Systems Society
  • IEEE Antennas & Propagation Society
  • IEEE Broadcast Technology Society
  • IEEE Circuits & Systems Society
  • IEEE Communications Society
  • IEEE Components, Packaging & Manufacturing Technology Society
  • IEEE Computational Intelligence Society
  • IEEE Computer Society
  • IEEE Consumer Electronics Society
  • IEEE Control Systems Society
  • IEEE Dielectrics & Electrical Insulation Society
  • IEEE Education Society
  • IEEE Electromagnetic Compatibility Society
  • IEEE Electron Devices Society
  • IEEE Engineering in Medicine and Biology Society
  • IEEE Geoscience & Remote Sensing Society
  • IEEE Industrial Electronics Society
  • IEEE Industry Applications Society
  • IEEE Information Theory Society
  • IEEE Instrumentation & Measurement Society
  • IEEE Intelligent Transportation Systems Society
  • IEEE Laser & Electro-Optics Society
  • IEEE Magnetics Society
  • IEEE Microwave Theory and Techniques Society
  • IEEE Nuclear & Plasma Sciences Society
  • IEEE Oceanic Engineering Society
  • IEEE Power Electronics Society
  • IEEE Power & Energy Society
  • IEEE Product Safety Engineering Society
  • IEEE Professional Communication Society
  • IEEE Reliability Society
  • IEEE Robotics and Automation Society
  • IEEE Signal Processing Society
  • IEEE Society on Social Implications of Technology
  • IEEE Solid-State Circuits Society
  • IEEE Systems, Man & Cybernetics Society
  • IEEE Ultrasonics, Ferroelectrics & Frequency Control Society
  • IEEE Vehicular Technology Society

لیستی از انتشارات IEEE

IEEE Transaction, Journals, and Letters

  1. Advanced Packaging, IEEE Transactions on
  2. Aerospace and Electronic Systems, IEEE Transactions on
  3. Antennas and Propagation, IEEE Transactions on
  4. IEEE Antennas and Wireless Propagation Letters
  5. Applied Superconductivity, IEEE Transactions on
  6. Audio, Speech and Language Processing, IEEE Transactions on
  7. Automatic Control, IEEE Transactions on
  8. Automation Science and Engineering, IEEE Transactions on
  9. Biomedical Circuits and Systems, IEEE Transactions on
  10. Biomedical Engineering, IEEE Transactions on
  11. Broadcasting, IEEE Transactions on
  12. Circuits and Systems for Video Technology, IEEE Transactions on
  13. Circuits and Systems I: Regular Papers, IEEE Transactions on
  14. Circuits and Systems II: Express Briefs, IEEE Transactions on
  15. Communications Letters, IEEE
  16. Communications Magazine, IEEE
  17. Communications, IEEE Journal on Selected Areas in
  18. Communications, IEEE Transactions on
  19. Components and Packaging Technologies, IEEE Transactions on
  20. Computational Biology and Bioinformatics, IEEE/ACM Transactions on
  21. Computer Architecture Letters, IEEE
  22. Computer-Aided Design of Integrated Circuits and Systems, IEEE Transactions on
  23. Computers, IEEE Transactions on
  24. Computing in Science & Engineering
  25. Consumer Electronics, IEEE Transactions on
  26. Control Systems and Technology, IEEE Transactions on
  27. Dependable and Secure Computing, IEEE Transactions on
  28. Device and Materials Reliability, IEEE Transactions on
  29. Dielectrics and Electrical Insulation, IEEE Transactions on
  30. Display Technology, Journal of
  31. Education, IEEE Transactions on
  32. Electrical and Computer Engineering, Canadian Journal of
  33. Electromagnetic Compatibility, IEEE Transactions on
  34. Electron Device Letters, IEEE
  35. Electron Devices, IEEE Transactions on
  36. Electronic Materials, IEEE/TMS Journal of
  37. Electronics Packaging Manufacturing, IEEE Transactions on
  38. Energy Conversion, IEEE Transactions on
  39. Engineering Management, IEEE Transactions on
  40. Evolutionary Computation, IEEE Transactions on
  41. Fuzzy Systems, IEEE Transactions on
  42. Geoscience and Remote Sensing Letters, IEEE
  43. Geoscience and Remote Sensing, IEEE Transactions on
  44. Image Processing, IEEE Transactions on
  45. Industrial Electronics, IEEE Transactions on
  46. Industrial Informatics, IEEE Transactions on
  47. Industry Applications, IEEE Transactions on
  48. Information Forensics and Security, IEEE Transactions on
  49. Information Technology in Biomedicine, IEEE Transactions on
  50. Information Theory, IEEE Transactions on
  51. Instrumentation and Measurement, IEEE Transactions on
  52. Intelligent Transportation Systems, IEEE Transactions on
  53. Knowledge and Data Engineering, IEEE Transactions on
  54. Latin America Transactions, IEEE
  55. Lightwave Technology, Journal of
  56. Magnetics, IEEE Transactions on
  57. Manufacturing Technology, IEEE Transactions on
  58. Mechatronics, IEEE/ASME Transactions on
  59. Medical Imaging, IEEE Transactions on
  60. Microelectromechanical Systems, Journal of
  61. Microwave and Wireless Components Letters, IEEE
  62. Microwave Theory and Techniques, IEEE Transactions on
  63. Mobile Computing, IEEE Transactions on
  64. Multimedia, IEEE Transactions on
  65. Nanobioscience, IEEE Transactions on
  66. Nanotechnology, IEEE Transactions on
  67. Network and Service Management, IEEE Transactions on
  68. Networking, IEEE/ACM Transactions on
  69. Neural Networks, IEEE Transactions on
  70. Neural Systems and Rehabilitation Engineering, IEEE Transactions on
  71. Nuclear Science, IEEE Transactions on
  72. Oceanic Engineering, IEEE Journal of
  73. Parallel and Distributed Systems, IEEE Transactions on
  74. Pattern Analysis and Machine Intelligence, IEEE Transactions on
  75. Photonics Technology Letters, IEEE
  76. Plasma Science, IEEE Transactions on
  77. Power Delivery, IEEE Transactions on
  78. Power Electronics Letters, IEEE
  79. Power Electronics, IEEE Transactions on
  80. Power Systems, IEEE Transactions on
  81. Professional Communication, IEEE Transactions on
  82. Project Safety Engineering, IEEE Journal on
  83. Quantum Electronics, IEEE Journal of
  84. Quantum Electronics, IEEE Journal of Selected Topics in
  85. Reliability, IEEE Transactions on
  86. Robotics, IEEE Transactions on
  87. Semiconductor Manufacturing, IEEE Transactions on
  88. Sensors Journal, IEEE
  89. Signal Processing Letters, IEEE
  90. Signal Processing, IEEE Journal on Selected Topics in
  91. Signal Processing, IEEE Transactions on
  92. Software Engineering, IEEE Transactions on
  93. Solid-State Circuits, IEEE Journal of
  94. Systems Journal, IEEE
  95. Systems, Man and Cybernetics, IEEE Transactions on
    • Systems, Man and Cybernetics, Part A, IEEE Transactions on
    • Systems, Man and Cybernetics, Part B, IEEE Transactions on
    • Systems, Man and Cybernetics, Part C, IEEE Transactions on
  96. Ultrasonics, Ferroelectrics and Frequency Control, IEEE Transactions on
  97. Vehicular Technology, IEEE Transactions on
  98. Very Large Scale Integration (VLSI) Systems, IEEE Transactions on
  99. Visualization and Computer Graphics, IEEE Transactions on
  100. Wireless Communications, IEEE Transactions on

مجلات IEEE

  • Aerospace & Electronics Systems Magazine, IEEE
  • Annals of the History of Computing, IEEE
  • Antennas & Propagation Magazine, IEEE
  • Circuits & Devices Magazine, IEEE
  • Circuits and Systems Magazine, IEEE
  • Communications Magazine, IEEE
  • Communications Surveys and Tutorials, IEEE
  • Computer
  • Computer Graphics & Applications, IEEE
  • Computational Intelligence magazine, IEEE
  • Control Systems Magazine, IEEE
  • Design & Test of Computers, IEEE
  • Distributed Systems Online, IEEE
  • Electrical Insulation Magazine, IEEE
  • Engineering in Medicine & Biology Magazine, IEEE
  • Engineering Management Review, IEEE
  • Industry Applications Magazine, IEEE
  • Industrial Electronics Magazine, IEEE
  • Instrumentation & Measurement Magazine, IEEE
  • Intelligent Systems, IEEE
  • Internet Computing, IEEE
  • IT Professional
  • Micro, IEEE
  • Microwave Magazine, IEEE
  • Multimedia, IEEE
  • Network, IEEE
  • Pervasive Computing, IEEE
  • Potentials, IEEE
  • Power & Energy Magazine, IEEE
  • Robotics & Automation Magazine, IEEE
  • Security and Privacy Magazine, IEEE
  • Signal Processing Magazine, IEEE
  • Software, IEEE
  • Spectrum, IEEE
  • Technology & Society Magazine, IEEE
  • Vehicular Technology Magazine, IEEE
  • Wireless Communications, IEEE

January 26, 2009

عشق

Filed under: تحليل — saeedlog @ 10:56 am
Tags:

اخیرا بحث “عشق” توی جامعه دوستان ام خیلی داغه و خوب میخواستم خوراک بحث رو فراهم کنم , پس ترجیح دادم بخش هایی از اطلاعات دائره المعارف ویکیپدیا درباره ” عشق ” رو ترجمه کنم و اینجا قرارش بدم , اکثر اطلاعات از ویکیپدیا ست , ولی بخش هایی هم متعلق به اطلاعات جسته گریخته ای است که اینجا و اونجای نت پیدا کردم

11

مقدمه

عشق یکی از انواع احساسات و تجربیاتی است که مرتبط با ” احساس قدرتمند وابستگی”  است. کلمه ” عشق ” دارای گستره وسیعی از احساسات , حالت ها و بینش هاست , از لذت نوعی گرفته تا احساس علاقه بین فردی شدید . این گستردگی معانی به همراه پیچیدگی احساسات مرتبط با آن باعث گردیده تا نتوان تعریف ثابتی از عشق بیان کرد , حتی در مقایسه با سایر حالت های احساسی .

اگر بخواهیم یک تعریف خلاصه از عشق بیان کرده باشیم , می توان عشق را نوعی احساس عمیق و غیرقابل توصیف  از اشتیاق شدید به یک موجود دیگر دانست . حتی همین مفهوم محدود از عشق هم شامل معانی مختلف از “احساس شهوانی” و “صمیمیت” حاصل از یک عشق رمانتیک گرفته تا نزدیکی عاطفی غیرجنسی “عشق افلاطونی “و” عشق خانوادگی” و یکی شدن و پرستش “عشق مذهبی” می شود. عشق در اشکال مختلفش همیشه به عنوان یک تسهیل کننده عمده در روابط بین فردی ایفای نقش کرده است و حتی به خاطر اهمیت روانشناختی اش , همیشه یکی از تم های بسیار رایج در “هنر خلاق”  بوده است .

تعاریف

واژه انگلیسی ” لاو ” معانی متفاوتی می تواند داشته باشد که هر کدام دارای معانی مجزا در زمینه های متفاوت اند . اغلب , سایر زبان ها از چندین کلمه استفاده می کنند تا جنبه های متفاوتی از چیزی رو نشون بدهند که در انگلیسی به طور عمده در کلمه ” لاو ” کپسوله و فشرده شده است , به عنوان مثال , کثرت واژه های یونانی برای ” دوست داشتن ” . تفاوت های فرهنگی در مفهوم بخشیدن به “عشق” , ایجاد یک تعریف جامع برای این مفهوم را دشوار ساخته است.

اگر چه درباره طبیعت و جوهره عشق بحث های متعددی مطرح است , اما جنبه های مختلفی از این کلمه با مشخص کردن “آنچه عشق نیست” , قابل شفاف سازی است . به عنوان یک بیان کلی از یک احساس مثبت , دوست داشتن در تضاد با ” نفرت ” است , به عنوان یک نوع صمیمیت که بیشتر عاطفی و کمتر جنسی است , معمولا در تقابل با “شهوت” است و به عنوان یک رابطه بین فردی با روابط رمانتیک شدید , به طور معمول در تقابل با “دوستی” است , اگر چه که ممکن است تعاریفی از این کلمه به دوستی های خیلی نزدیک در شرایط خاص قابل اطلاق باشد.

همان گونه که در مقدمه آمد , عشق معمولا به دوست داشتن بین فردی اشاره دارد , احساسی که یک فرد در قبال فرد دیگر تجربه میکند . عشق اغلب مستلزم  “توجه” یا “معنی شدن” با یک انسان و یا یک امر است , از جمله خود شخص ( نارسیسیسم )

علاوه بر تفاوت های بین فرهنگی در شناخت عشق , نگاه ها به این مسئله در طول زمان تغییر یافته است . بعضی از مورخین مفاهیم مدرن عشق و روابط عاشقانه را در اروپای درباری و یا بعد از قرون وسطی یافته اند , اگر چه چنین مفاهیمی در اشعار عاشقانه باستانی هم مسبوق به سابقه هستند .

به علت ذات آبستره و پیچیده عشق , گاهی عشق در قالب ضرب المثلها و یا کلیشه های غیر قابل مناقشه نمود پیدا کرده است , مثلا ضرب المثل های رایج مرتبط با عشق , از ویرجیل گرفته که می گوید ” عشق همه چیز را فتح خواهد کرد” تا بیتلز که میگویند ” تمام آنچه نیاز داری , عشق است” . برتراند راسل عشق را شرایطی از ” ارزش مطلق ” می دونه , در تقابل با ” ارزش نسبی ” . حکیم الهی ” توماس جی اورد ” می گوید که عشق ” رفتاری آگاهانه , پاسخی مشفقانه به دیگران است جهت ارتقای همزیستی کلی “

عشق غیر شخصی

یک فرد می تونه عاشق کشور , اصول و یا هدفی باشد اگر برای شخص ارزش بسیاری داشته باشند به گونه ای که به آنها متعهد گردد . عشق غیر شخصی وابستگی بسیاری به مفهوم ” دگرخواهی” دارد

عشق بین فردی

عشق بین فردی به عشق بین انسان ها اشاره دارد و احساسی بسیار قوی تر از دوست داشتن ساده فردی است . “عشق یک طرفه” به احساسی اطلاق می شود که متقابلا پاسخ داده نمی شود. عشق بین فردی رابطه نزدیکی با روابط بین فردی دارد و چنین عشق هایی ممکن است بین اعضای خانواده , دوستان و زوج ها وجود داشته باشد . همچنین تعدادی از اختلالات روانی هم با عشق مرتبط هستند مثلا جنون جنسی

در طول تاریخ , فلسفه و مذهب بیشترین تلاش را در راستی تبیین پدیده عشق کردند. در قرن گذشته , علم روانشناسی مطالب فراوانی درباره این موضوع گفته است , در سالیان اخیر , علومی چون روانشناسی تکاملی , بیولوژی تکاملی , انسان شناسی , نوروساینس و زیست شناسی به درک طبیعت و عملکرد عشق کمک شایانی کرده اند .

پایه شیمیایی

مدل های زیستی از سکس , عشق را به مثابه یک “درایو” برای پستانداران می انگارند , همانند گرسنگی و تشنگی . ” هلن فیشر ” یک متخصص برجسته در امر عشق , تجربه عشق را به سه مرحله همپوش تقسیم می کند : شهوت , جذابیت و تعلق . شهوت آدم ها رو در کنار همدیگر قرار می دهد , جذابیت های رمانتیک , افراد را به جذب انرژی شان در راستای جفت گیری تشویق میکند و تعلق جهت تحمل همسر ( و در حقیقت فرزند ) به اندازه کافی است . به اندازه ای که فرزند توانایی اداره خود را داشته باشد.

2

شهوت یک میل جنسی پر حرارت اولیه است که فکر ” جفت گیری ” را در فرد تقویت میکند و باعث رهاسازی زیاد مواد شیمیایی مانند تستسترون و استروژن در فرد می شود . این اثرات به ندرت بیش از چند هفته یا ماه به طول می انجامد .

3

جذب یک میل رمانتیک و کاملا شخصی شده برای یک کاندیدای خاص جهت جفت گیری است که از شهوت به صورت تعهد به یک فرد ارتقا پیدا میکند. مطالعات جدید در نوروساینس مشخص کرده است که به محض اینکه فردی عاشق می شود , مغز به صورت کاملا پایدار و مرتبی مجموعه معینی از مواد شیمیایی را آزاد می سازد , از جمله فرومون ها , دوپامین ها , نورپینفرین و سروتونین که عملکردی مانند آمفی تامین ها دارند و “مرکز لذت” در مغز را تحریک میکنند که باعث اثرات جانبی مانند افزایش ضربان قلب , کم اشتهایی و خواب و احساس شدید هیجان می شود . تحقیق نشان داده است که این مرحله از یک و نیم تا سه سال به طور کلی طول می کشد .

آدرنالین : مراحل ابتدایی علاقمندی به یك فرد باعث فعال شدن واكنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و كرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میكند . وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می كند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشك میگردد

دوپامین :یك زوج تازه ازدواج كرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید كه میزان سطح دوپامین كه نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریك میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است كه بعد از مصرف كوكائین در مغز بوجود می آید

سروتونین: یكی از مهمترین هورمونها، كه باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فكر كنید

4

از آنجا که مراحل شهوت و جذب هر دو موقتی بودند , در نتیجه مرحله سوم باید توضیح دهنده روابط بلند مدت باشد . تعلق پیوندی است که باعث می شود که یک رابطه تا چندین سال و حتی چندین دهه طول بکشد . تعلق به طور کلی بر پایه تعهداتی همچون ازدواج و بچه ها , یا دوستی متقابل بر پایه علائق مشترک , شکل می گیرد . این مرحله را با سطوح بالای اوکسی توسین و وازوپرسین مرتبط دانسته اند .

اوكسی توسین : هورمونی قدرتمند است كه توسط زنان و مردان در حین ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیكی كنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار كنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اوكسی توسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و كودك، كمك شایانی می نماید. یكی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیك شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی كودك است

یك استاد روانشناسی نشان داد كه اگر ترشح طبیعی هورمون اوكسی توسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.  بطور عكس، تزریق اوكسی توسین به موشهای ماده ای كه هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی كردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میكردند كه گویی متعلق به خودشان است

وازوپرسین : یكی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

وازوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه كلیه ها جهت كنترل تشنگی كار میكند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی كه محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

موش های صحرایی در روابط جنسی كه لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شركت میكردند. آنها همچنین – همانند انسانها – رابطه زوجیت مستحكم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

زمانیكه به این موشها داروی متوقف كننده اثر وازوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت

مولکول پروتئینی شناخته شده تحت عنوان nerve growth factor (NGF) دارای سطوح بالا در زمان ای که افراد تازه عاشق می شوند , است ولی پس از یک سال مجددا به سطوح پیشین باز میگردد .

پایه روانشناختی

روانشناسی عشق را تحت عنوان یک پدیده اجتماعی و شناختی تصور میکند . روانشناس رابرت اشتنبرگ یک تئوری مثلثی عشق را فرموله میکند و بحث میکند که عشق دارای سه مولفه است : صمیمیت , تعهد و شهوت . صمیمیت فرمی است که در آن دو نفر اعتماد و جزئیات گوناگون از زندگی  شخصی خود را تقسیم می کنند و معمولا خودش را به شکل دوستی و روابط عاشقانه رمانتیک نشان می دهد . تعهد از سوی دیگر , انتظار دائمی بودن رابطه است . آخرین و رایج ترین شکل عشق , فرمی از عشق به صورت شهوت و جاذبه جنسی است .عشق شهوانی هم مانند عشق رمانتیک خودش رو به شکل شیفتگی بروز می دهد. تمام فرم های عشق دارای نسبتی متغیر از این سه مولفه هستند . روانشناس آمریکایی زیک روبین به دنبال تعریف عشق بر پایه روان سنجی است و به این نتیجه می رسد که سه فاکتور عشق را تشکیل می دهند : تعلق , توجه و صمیمیت

5

پیشرفت ها در تئوری های برق مانند قانون کولمب , نشان داد که بارهای مثبت و منفی هم را جذب میکنند و مشابهش در زندگی انسان ها مطرح شد تحت عنوان ” جذب متضاد” . طی قرن گذشته , تحقیق درباره ذات جفت شدن انسان ها نشان داد که به طور کلی وقتی بحث کاراکتر و شخصیت مطرح است , این مسئله درست نیست . افراد تمایل به دوست داشتن افراد مانند خود دارند . با این وجود , در موارد غیر معمول و خاصی , مثلا مانند سیستم ایمنی بدن , به نظر می رسد که انسان ها افراد غیر مشابه با خود را ترجیح میدهند که این مسئله منجر به فرزندی می شود که بهترین های هر دو فرد را دارد . در سال های اخیر , تئوری های مختلفی درباره پیوند بین انسان ها مطرح شده است که رابطه بین آنها را تحت عنوان تعلق , پیوند و محبت توضیح می دهد .

قضيه هميشگي گناه

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 10:27 am
Tags: ,

داستان ابن سیرین رو تا به حال شنیدید ؟؟؟ داستان یک بزاز ساده که یک بار در معرض گناه قرار میگیره ولی به اون پشت میکنه . اگه نشنیدید من یه مقدارش رو میگم

البته قبلش بگم که انگیزه من از نوشتن این پست , بحثی بود که با دوستام داشتیم و شنیدن عقاید اونها انگیزه ای شد که نظر شخصی خودم رو اینجا ثبت کنم و مهم تر از همه این که ببینم که آیا با گذر زمان این نظرات به قوت خودش باقی می مونه یا دستخوش تحولاتی می شه ؟؟؟ و اگر تغییر کرد چه تجربیاتی باعث اش شده !!!؟ خلاصه این پست فی الواقع برای چک شدن در آینده دور نوشته شده

ابن سیرین یه آدم معمولی و زیبارو بود که توی خیابان های شهر با یک سبد روی دوشش فروشندگی می کرد , روزی یک زن از اون می خواد که برای انجام کاری (داستان متقاعد کردن ابن سیرین برای اومدن به خونه رو به عهده ذهن خلاق خودتون میذارم ) به خانه اش بیاد و وقتی به خانه زن وارد می شه , زن بهش میگه که تو الان در خانه منی و اگه خواسته من رو اجابت نکنی , من داد می زنم و آبروت رو می برم و ابن سیرین که این کار رو یک گناه میدونه و به شکل وحشتناکی از گناه کردن می ترسه ( به عبارتی خداترس بوده) از اون میخواد که بهش اجازه بده که قبل عملیات !!! بره دستشویی ( البته تو دستشویی های اون زمانه امکان شستن دست تعبیه نشده بود هنوز !!! ) و اونجا کلی نجاست می ماله به خودش و به این شکل باعث جلوگیری از اون رابطه گناه آلود !!! می شه .

این داستان رو به فرمت های مختلفی شنیدم و فقط در یک حالت کار ابن سیرین رو قابل توجیه می دونم و اونم زمانی است که دختر , شوهر داشته باشه و این کارش به مثابه ” زنا ” باشه ,  من اصلا نمی تونم توجیهاتی از این قبیل که اگه یک مرد نتونه همسرش رو از لحاظ جسمی و یا روحی ارضا کنه , زن این حق رو داره که خیانت کنه , رو بپذیرم , به این علت که اولا مکانیسمی تحت عنوان “طلاق ” در فقه (قانون شرع) تعبیه شده که اگر طرفین احساس کردند که در رابطه به بن بست رسیدن می تونن این مکانیسم رو فعال کنند و از هم جدا شند .

اما فرمت های دیگه داستان که من اصلا اونها رو نمی تونم قبول کنم , یکی اش اینه که دختره باکره باشه . مسلما در اون زمان سن ازدواج دخترا خیلی پایین بوده و یه دختر خیلی پیش تر از زمانی که خودش بفهمه چی به چیه , توسط مادر و زن های فامیل با حقیقتی به نام زناشویی و رابطه جنسی و ازدواج آشنا می شده , ولی پیش از ازدواج خیلی کم پیش می اومده که دختری بفهمه که چنین چیزایی وجود داره , و تازه داشتن خانه خالی !!! در اون دوره یکی از عجایب این داستانه , چطور یک دختر باکره از نعمت !!! داشتن خانه خالی بهره مند بوده ؟؟؟

اما فرمتی از داستان که من می تونم قبولش کنم , اینه که این زن یک زن مطلقه و یا بیوه جوان ه ( رو جوانی اش تاکید میکنم , چون اگه پیر باشه اولا یائسگی (اون زمان ها سن یائسگی خیلی پایین تر از حالا بوده ) اش رو داستان نادیده گرفته , دوما من هم اگه بودم کاری رو می کردم که ابن سیرین کرده !!! ) . خوب به خاطر دوری از همسر و خوب البته زیبایی ابن سیرین ( اون طوری که داستان می گه ) تصمیم میگیره یه کانکشنی بین خودش و ابن سیرین برقرار بشه , ولی خوب از اونجایی که زنا ناقص العقل !!! تشریف دارن , یک روش خیلی غیر مستقیم رو برای این کار انتخاب می کنه و اون هم اینه که ابن سیرین رو ببره تو خونه اش و اون رو در معرض کار انجام شده قرار بده . البته اگه راستش رو بخواین بنظرم نقشه اش زیاد بد هم نبوده فقط ایراد اینجاست که فکر نمیکرده با آدمی مثل ابن سیرین مواجه بشه

ابن سیرین داستان ما نماینده یک تیپ از آدم هاست که به شدت از گناه و عواقب اون می ترسن و این ترس از گناه و احساس گناه پس از گناه به شدت بر روح و روان شون اثر فرسایشی داره , اون چیزی که این اثر فرسایشی رو موجب می شه, ترس از دوزخه و این که طبق آموزه های اسلامی عاقبت گناه قرار گرفتن طولانی مدت و بعضا جاویدان در جهنم خداست و طبق تصویری که خدا از جهنم اش در قرآن به ما داده , انواع و اقسام شکنجه های قرون وسطی  و حتی شکنجه هایی که امکانات بیشتری رو میخواد رو اونجا می شه پیدا کرد و بدترش اینه که دیگه توقفی در کار نیست و شبانه روز ماموران شکنجه مشغول کارند و خیلی بدترش اینه که محدودیت های درد برداشته می شه ( منظورم از محدودیت های درد اینه که در دنیای واقعی درد از حدی که بگذره , بدن سریعا واکنش می ده و مثلا از هوش می ره و دیگه درد رو احساس نمیکنه , ولی اگه این محدودیت برداشته بشه , بشر درد رو در معنای واقعی اش می تونه درک کنه ) , خلاصه تصور کنید که ابن سیرین داستان ما با چنین بک گراندی چطور می تونه از جهنم خدا و عاقبت گناه نترسه !!!؟

البته این رو اضافه کنم که خداترسی یکی از ویژگی های مردم مسلمان اون زمان بوده و در اون زمان مردم حضور خدا رو به شکل قوی و جامعی احساس میکردند , امری که امروزه کمتر شاهدشیم و شاید علتش این باشه که در زمانه ما مردم به علل اتفاقاتی که در پیرامونشون روی می ده اشراف بیشتری دارند و دیگه هر پدیده ساده ای رو به حضور مستقیم خدا ربط نمی دهند ( مقایسه کنید با مردمانی در دوران بسیار قدیم که طوفان در دریا رو نشونه خشم خدا می دونستند , خشکسالی رو قهر خدا تعبیر میکردند , برای باران و زمین و ماه و خورشید و هر اتفاق طبیعی ای یک خدا داشتند ) , خلاصه ابن سیرین هم یکی از همین مردمه و تو کتش نمی ره که به خاطر هوس بازی یک زن , سالیان زیادی رو در جهنمی با این وصف بگذرونه

اما اشکالی که من در این داستان می بینم در خداترسی ابن سیرین نیست , بلکه تفسیرش از گناهه , مسلما خدا گناهان ما رو بی پاسخ نمیگذاره و آتش جهنم اش رو برای مجازات گناهان ما ساخته , اما اول باید ببینیم چی گناهه و چی گناه نیست !!!

چرا باید ابن سیرین فکر کنه که رابطه جنسی با یک زن مطلقه و یا بیوه (با فرض زیبا و جوان بودن ) که با رضایت کامل خودش رو در اختیار اون قرار داده , گناهه ؟؟؟ و چرا باید این زن رو پس بزنه (البته اگه دلیلش صرفا پرهیز از گناه باشه ) ؟؟؟ مگه در شرع اسلام صیغه و ازدواج موقت نیومده ؟؟؟ مگه خدا خودش نگفته که متعه ثواب هم داره ؟؟؟ مگه خدا نگفته که ازدواج موقت یکی از راه های جلوگیری از گناهه و سر همین مسئله ثواب هم براش در نظر گرفته ؟؟؟

خلاصه من ابن سیرین و کاری که کرده رو ( با مفروضاتی که آمد ) اصلا قبول ندارم و بدتر از اون کار کسانی که این داستان رو مرتبا تکرار میکنند و مصادره مطلوب میکنند و این چنین القا میکنند که رابطه جنسی یک امر گناه آلوده است , رابطه جنسی به نظر من یه امریه مثل “غذا خوردن ” , ” آب نوشیدن ” و خودش به تنهایی هیچ معنایی نداره و اون چیزی که اون رو معنادار میکنه شرایط و نیت آدم هاست , مثلا ” غذاخوردن” که یک امر عادی و ساده است , اگر در ماه رمضان صورت بپذیره , همراه گناه و کفاره است , تازه اگه در ماه رمضان هم نیتی در کار نباشه و سهوا غذا خورده بشه گناهی نداره و روزه رو باطل نمی کنه و اگر عامدا این امر صورت بپذیره , گناه براش نوشته می شه . صرفا قصدم نشون دادن اهمیت نیت و شرایط (زمان و مکان و … ) بود . رابطه جنسی یک مکانیسمی یه در خدمت یه سری اهداف بیولوژیک و زیستی و خالق بزرگ عالم اون رو خلق کرده تا به مقاصدی برسه و صرفا زمانی به نظر من رابطه جنسی محکومه که در راستای خلاف مقاصد الهی انجام بشه .

خلاصه ابن سیرین اگر هم اون کثافت کاری !!! رو نمیکرد , باز هم به نظر من مرتکب گناهی نمی شد

ترس از گناه و خداترسی به نظر من یه ارزشه و باید این ارزش تبلیغ هم بشه , اما اگه این داستان با این هدف گفته بشه که بخواد بگه که رابطه جنسی بده به نظرم داره صورت یکی از مسائل دشوار و مسئله ساز کنونی رو پاک میکنه که خیلی از این کار لطمه می خوریم .

البته تحلیل من اینه که نگاه ابن سیرین در این مورد یه نگاه عرفی به گناه بوده نه یک نگاه شرعی.

این بحث رو نمی خوام ادامه بدم , چون زوایای نامکشوف زیادی داره و تازه بحث پر جنجالی هم هست . همون طوری که مسلمانها بعد چندین قرن کار روی خیلی از مفاهیم هنوز کمیتشون توی یکی از عرصه ها می لنگه , مسلما ما هم نمی تونیم به یک جمع بندی منطقی از این بحث برسیم , به همین خاطر من صرفا نظرم رو نوشتم و نمی خوام این بحث رو ادامه بدم

January 21, 2009

fear

Filed under: تحليل — saeedlog @ 3:01 pm
Tags:

ماها همه اسیر ترس هامون هستیم .

فقط میخوام نگاهم رو روی کاغذ بیارم . خیلی چیزا توی ذهنم مرتب نیست و اینطوری میخوام مرتب اش کنم . خیلی دلم میخواد یه روزی وقت داشتم و مطالعات گسترده ای روی “ترس” می داشتم تا سر در بیارم که این پدیده چیه و چرا اینقدر قوی یه ؟؟ چه مکانیسمی داره ؟؟؟ کجاها رو تحت تاثیر قرار می ده و چطوری میشه کنترل اش کرد ؟؟

یکی از مسائلی که باعث شده که من الان کمتر از اون چیزی باشم که به نظرم در اندازه توانایی هامه همین ترس های فراوانیه که تقریبا می شه گفت بیشترش در وجودم نهادینه شده و من نمی تونم با وجود اونها تصمیمات درست رو در زمان درست بگیرم

fear-turtle

الان که دارم این متن رو می نویسم وسط دیدن یه فیلمم به نام ELEGY که درباره یه استاد دانشگاه مشهور و موفقه که داره دوران پیری اش رو تجربه می کنه , ولی نمیخواد این رو بپذیره , استدلالات خاص خودش رو هم داره . همیشه فکر می کردم که با پیر شدن جسم , ذهن و شخصیت افراد هم در معرض پیری قرار می گیره ولی الان که دارم به این قضیه دقیق تر نگاه می کنم می بینم که اساسا این دو , دو پدیده جدا از هم هستند , به این معنی که ممکنه که جسم پیر بشه ولی ذهنیت فرد نسبت به خودش کاملا خلاف این قضیه باشه و خودش رو همچنان جوان بدونه و باب ماجراجویی رو برای خودش مفتوح بدونه , خلافش هم ممکنه , به این معنی که فرد در عنفوان جوانی احساس پیری بکنه , امری که لااقل درکش در ایران چندان سخت نیست و به نوعی همه ما این مسئله رو خواه ناخواه تجربه میکنیم , جوانی ما چندان فرقی با سالیان پیری یه فرد جهان اولی نداره , اون هم در سالیان پیری کلی کتاب می خونه , نشریات رو قویا دنبال می کنه , تئاتر میره و از بحث کردن درباره هنر و زیبایی لذت می بره , اون هم در اون سالها اعتماد به نفس برای دوستی با دختران زیبارو رو نداره و خلاصه جوانی ما جهان سومی ها خیلی شبیه سالیان پیری یه جهان اولی یه . شاید این طور بشه برداشت کرد که ما خیلی زود پیر می شیم , یه جور بلوغ زودرس و مرگ آور . مرگ تمام انرژی ای که در جوانی در فرد جوانه می زنه و اون رو قادر به انجام کارهای بزرگ می کنه

اما بهتره از بحث اصلی ام دور نشم و بپردازم بیشتر به مبحث ترس . ترس هایی که بیشترشون غیر منطقی هستند

شاید تا به حال خیلی براتون پیش آمده باشید که مثلا ترسیده باشید که در اتاق استادتون توی دانشگاه رو بزنید و داخل شید و درباره یه مسئله ای صحبت کنید , تصور رفتار غیر قابل پیش بینی استاد و عکس العمل اش در قبال حرف های شما چیزی یه که باعث می شه سناریوهای وحشتناکی توی ذهنتون شکل بگیره , ولی وقتی در می زنید و داخل می شید , چهره بشاش و خندان استادی رو می بینید که از دیدن شاگردش به وجد اومده و داره به دقت به حرفاش گوش می کنه و حاضره خیلی کارها بکنه تا اون به خواسته اش برسه , چیزی که حتی تصورش هم قبل وارد شدن به اتاق استاد سخت بود . همیشه سئوالم از خودم این بوده که چرا ؟؟؟ چرا من همیشه از مواجهه شدن با استادام می ترسم ؟؟؟

یا همیشه وقتی می خواستم جزوه بگیرم و پسرای کلاس نداشتن , از ترس رفتارهای غیرقابل پیش بینی دخترای کلاس , سراغشون نمی رفتم و حاضر بودم که درس رو بیفتم ولی حتی در معرض نگاه هاشون قرار نگیرم , ترس همیشگی و غیرمنطقی ام از سئوال پرسیدن از استادها , ترس غیرمنطقی ام از دوست شدن با آدم های بزرگتر از خودم و یا حتی دوست شدن با بچه هایی که در مقاطع بالاتر از من بودند

توی ایران از بس دیدن و شنیدن از این ترس ها عادی شده که هیچکس به این حتی فکر نمیکنه که ممکنه این ترس ها نوعی بیماری باشه و ریشه در ناخودآگاه شخص داشته باشه , ناخودآگاهی که امروزه با متودهای جدید روانکاوی و روانشناسی قابل تغییر و تعدیله , من حتی از رویارویی با یه روانکاو و بحث درباره ترس هام هم می ترسم

توی فیلمی که الان دارم می بینم , پیرمرد داستان با دختری جوان که از شاگردانشه روبرو می شه که فوق العاده زیباست و استاد رو شدیدا دوست داره , اونها با هم یه رابطه خام و صرفا جنسی رو شروع می کنن , ولی در ادامه این رابطه شکل دیگری به خودش میگیره و هرچه جلوتر می ره رابطه عمیق تر و جدی تر می شه و پیرمرد متوجه می شه که با یه دختر ساده که صرفا قصدش از رابطه با استاد , پز دادن به این رابطه باشه نیست . دختر شیفته استاده , نه به خاطر درک عمیق اش از زیبایی و هنر , بلکه به خاطر شعوری که در مرد احساس میکنه , به خاطر روح بزرگی که در این جسم خسته و پژمرده قرار داره , به خاطر زیبایی هایی که دیدنش خیلی شعور میخواد . اما با وجود عشق عمیق دختر به مرد , نگاه مرد به خودش , یه مانع جدی برای عمیق تر شدن این عشقه . به عبارتی ترس های مرد مانع شکل گیری یه رابطه کامل بین اونهاست , ترس از ترک شدن , ترس از دیدن دختر با همتای جوان تر و ترس از نگاه های دیگران , دیگرانی که نمی تونند این رابطه را به اون شکلی که هست درک کنند و صرفا رابطه مرد با زن رو در قالب یه هوس زودگذر و رابطه زن با مرد رو در قالب یه شیفتگی بچه گانه می بینند

شاید اون چیزی که باعث می شه دیدن این رابطه دلچسب و گیرا باشه , بودن در مقام سوم شخصه (دانای کل) . سوم شخصی که خلوت مرد و نگاه خودش در آینه رو می بینه , سوم شخصی که گریه های دختر در خلوت خودش رو می بینه و سوم شخصی که فارغ از ترس های اونهاست . سوم شخصی که می تونه حدیث نفس های پیرمرد رو بشنوه و دنیای پیرمرد رو به تمامی درک کنه

همیشه یک شکاف بزرگ بین حقیقت با ذهنیت وجود داره که این شکاف بزرگ به نظر من ریشه خیلی از ترس هاست و یا به عبارتی ترس های ما, فاصله خالی بین حقیقت و ذهنیت رو پر میکنه و هر چقدر فاصله بین ذهنیت و حقیقت (عینیت) کمتر بشه , به همون نسبت از میزان ترس های ما کاسته می شه

شکاف بین ذهنیت و عینیت (حقیقت بیرونی) نوعی حاشیه اطمینان محسوب می شه , اگه بخوام با مثال این موضوع رو شفافش کنم باید بگم که فرض کنید که شما میخواهید برید و برای یک شغلی مصاحبه کنید و در اون مصاحبه از شما پرسیده می شه که میزان حقوق درخواستی شما چقدره ؟؟؟ این جا شما می تونید میزان حقوق متعارف رو به مصاحبه کننده (که معمولا مدیر مجموعه است) بگید , اما معمولا به دلیل ترس از این که شاید این میزان حقوق باعث بشه که در مصاحبه قبول نشید مقداری کمتر رو پیش نهاد می دین , فاصله بین میزان حقوق متعارف و مقداری که شما میگید فی الواقع حاشیه اطمینان شما برای گرفتن اون شغله و این حاشیه اطمینان در اینجا ناشی از نوعی ترسه . حال فرض کنید که شما با تعداد زیادی پیش نهاد روبرو هستید و نگرانی ای از بابت کار ندارید , اینجا دیگه شما با ترس های قبلی روبرو نیستید و لازم نیست که اون حاشیه اطمینان رو در نظر بگیرید , در نتیجه میزان حقوق متعارف رو درخواست می کنید

البته باید این رو هم اضافه کنم که قضیه به این سادگی ها هم نیست و شما با پدیده به شدت سرکشی به اسم ” ناخودآگاه ” مواجهید . ناخودآگاهی که حاصل عمر شماست و در طول زندگی تون و در خلال تک تک تجربیاتتون شکل گرفته , ناخودآگاهی که در زمان های بسیاری سوار بر “خودآگاه” می شه و اختیار تصمیم گیری های شما رو در دست میگیره و باعث می شه که تمام تئوری هایی که در بالا ذکرش اومد , بی فایده بشه , به عبارتی خیلی از جاها شما می دونید که ذهنیت درست چیه ولی ذهنیت نهادینه شده در ناخودآگاهتون کار رو خراب می کنه و باعث فاصله افتادن عمیق بین ذهنیت و عینیت می شه و ترس ها در این زمان ظاهر می شند

fear-9اين مطلب رو بعدا بيشتر مي شكافم . زماني كه بقيه فيلم رو هم ديدم ، ولي علي الحساب بدونيد كه من با ترس خيلي كار دارم و ميخوام تا مي تونم بازش كنم و روش مداقه كنم

تا بعد

January 20, 2009

question

Filed under: تحليل — saeedlog @ 12:41 pm
Tags:

به نظرتون كدوم يكي شون شما رو بيشتر به فكر مي بره ؟؟؟؟؟

اين يكي بين دو راهي مونده !!!!!!! البته فكر كنم بايد اطلاعات مسئله بيشتر باشه .چون با وضع موجود معلومه كدوم راه بهتره

200393195-001

اينم از اون علامت سئوالهاست كه مي تركونه !!!!!! يه جور علامت سئوال برقي به نظرم (شبيه لامپه خوب ) : دي

questionmark

اين نشون مي ده كه اونايي كه تعطيلن هم مي تونن علامت سئوال داشته باشن !!!! شايدم يعني اونايي كه تعطيلن علامت سئوالشون اينه كه چرا تعطيلن ؟؟؟ شايد هم مي گه هر كي علامت سئوال توي زندگي اش داره يه جورايي تعطيله !!!! خلاصه بين تعطيلي و علامت سئوال حتما يه رابطه اي هست : دي

question

واسه اينكه يه خستگي در كنين . يه بيفتك علامت سئوال هم سفارش دادم تا بخوريد و فكرتون باز شه . راسته مي دونستيد اونايي كه خوراكشون علامت سئواله خيلي زود پير مي شن ؟؟؟؟؟

ist2_4774254-beef-question-mark-close-up

راستي مي دونستين كه زير انگشت هاتون يه علامت سئوال خوشگل قائم شده ؟؟؟ اگه باور نمي كنيد يه نگاهي به كلاويه كامپيوترتون بكنين

question-mark-731730

گاهي اوقات رابطه ما آدم ها با هم شكل علامت سئوال مي شه !!!! گاهي اوقات هم ترتيب قرار گرفتن آدم ها شكل علامت سئوال مي شه !!!!! خلاصه ما آدم ها خودمون يه پا علامت سئواليم : دي

uwquestionmark

فكر كردين فقط آدم ها مي تونن شبيه علامت سئوال بشن . نخير . حيوانات هم گاهي شبيه علامت سئوال مي شن . البته فراموش نكنين كه ما علامت سئوال شدن رو از زماني كه ميمون بوديم ياد داشتيم و حالا مي تونيم علامت سئوال هاي پيچيده تري باشيم

21616-question-mark-1

علامت سئوال خودش يه لامپه . يعني هر وقتي علامت سئوالي مي آد متعاقب اش قراره يه جايي روشن بشه . خوب حالا چه عيبي داره كه لامپ ها هم علامت سئوال بشن ؟؟؟؟

questionmark_lightbulb

شبيه شبح ان اين علامت سئوالها !!!! به هر حال تا مدت ها هيچ علامت سئوالي اجازه نداشت پاش رو تو كليسا بذاره . اما حالا به لطف تجربه ما انسان ها و روشن شدن خيلي از علامت سئوالها . علامت سئوال ها مي تونن خيلي راحت پاشون رو توي كليسا هم بذارن

6a00d834515beb69e200e54fb7a1ce8834-800wi

آخ كه بچگي ام چقدر دوست داشتم يكي از اينا داشته باشم . با يه علامت سئوال خوشگل روش

question_mark_block

خوب ديگه اينم يه جورشه . من كه ديگه بالا آوردم از اين همه علامت سئوال

question-mark-faces

به هر حال علامت سئوال نقش مهمي رو در زندگي ما آدم ها بازي مي كنه . علامت سئوال ها مي تونند ما رو وادار به خنده كنند يا شايد هم ما رو كلافه كنند و حتي مي تونند ما رو متحول كنند .مي تونند زندگي حرفه اي ما رو دگرگون كنند و حتي عالم رو متحول كنند . خلاصه علامت سئوال ها موجودات قوي اي هستند . موجوداتي كه مي تونند حتي آدم رو گمراه كنند . فكر كنم علامت سئوال ها تنها موجوداتي هستند كه بشر با تمام تفاوت و با تمام تضادهاي فكري اش هنوز بهش احترام مي گذاره و اون رو دوست داره . امروزه برخلاف گذاشته حتي دشمنان علامت سئوال ها هم به جرگه دوستان اونها پيوستن و اون هايي كه هنوز با اين قضيه كنار نيومدن كه علامت سئوالها موجودات قابل احترامي هستند هم كم كم دارن از دايره محوريت خارج مي شن و چه بسا فرق دنياي مدرن و دنياي كهن همين احترام عميق به علامت سئوال هاست

😉

به حرفام فكر كنيد ……. : دي

January 19, 2009

best engineering colleges

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 1:24 pm
Tags: , ,

اين دانشگاه ها رو بايد يكي يكي مطالعه كنم تا بتونم چند تا شون رو انتخاب كنم

Best Universities

Top Engineering Colleges
Ranking by graduateshotline.com 2006

S.No University/College
1 Massachusetts Inst of Technology
2 Stanford University
3 University of California-Berkeley
4 California Institute Technology
5 University of Illinois at Urbana-Champaign
6 Georgia Institute of Technology
7 University of Michigan
8 Cornell University
9 Carnegie Mellon University
10 University of Texas at Austin
11 Purdue University
12 University of California- San Diego
13 University of California- Los Angeles
14 Texas A&M University
15 Princeton University
16 Pennsylvania State University
17 University of Wisconsin-Madison
18 University of Maryland College Park
19 Harvard University
20 University of California-Santa Barbara
21 University of Southern California
22 University of Minnesota
23 Northwestern University
24 Johns Hopkins University
25 Virginia Polytech Inst & State University
26 Ohio State University
27 University of Virginia
28 Columbia University (FU)
29 University of Pennsylvania
30 Duke University
31 Rensselaer Polytechnic Inst
32 North Carolina State University
33 Rice University
34 University of Washington
35 University of Florida
36 University of California-Davis
37 Washington University -St. Louis
38 Yale University
39 University of Massachusetts at Amherst
40 Michigan State University
41 Iowa State University
42 University of Arizona
43 University of California-Irvine
44 University of Colorado-Boulder
45 Case Western Reserve University
46 Rutgers State University-New Brunswick
47 University of Notre Dame
48 Lehigh university
49 Northeastern University
50 University of Rochester
51 University of Delaware
52 University of Iowa
53 Brown University
54 Arizona State University
55 Drexel University

January 18, 2009

electrical engineering

Filed under: دردهاي شخصي — saeedlog @ 2:02 pm
Tags:

ايام امتحان ها كه مي شه من رسما مي زنم جاده خاكي و مسير هذيان و ماليخولياي عجيبي من رو فرا ميگيره  خلاصه. اون چيزي كه مي خوام براتون بگم از دردهاي شخصي مه كه مي خوام باهاتون اون رو شير كنم و اونم اينه كه چرا ما برقي شديم ؟؟؟؟؟

electrical

قبول كنين كه برق خيلي از نوابغ ايراني رو به باد فنا داد . من هميشه از خودم مي پرسم كه آيا سئوالهاي صنعت برق و مخابرات و الكترونيك اونقدر مهمه كه لازم باشه بهترين جوان هاي اين مملكت عمر وجواني شون رو بذارن و سر از اين كلاف سردرگم در بيارن و بتونن معماهاي غامض اش رو حل كنن ؟؟؟ چرا بايد اين نوابغ و نخبه ها و شاگرد خوباي كشور نيان و سئوالهاي بااهميت و كليدي كشور در زمينه مديريت و اقتصاد رو جواب ندن ؟؟؟ چرا بايد وقت اونها رو اين شبكه ها و مدارهاي بي روح و بي جان و بي خاصيت بگيرن ؟؟؟

فكر نمي كنم كه قبول نداشته باشين كه پروفسور لوكس و جبه دار و … بهترين هاي كشور در زمينه برق هستن و مسلما اگه تمام تلاش هاي اين عزيزان رو رصد كنيم مي بينيم كه هر كدومشون به تنهايي تونستن مثلا بشريت رو يه دقيقه !!!! جلو بندازن . اما سئوال اينجاست كه آيا وضع ما نسبت به صد سال گذشته كه ميليون ها دقيقه عقب تر از وضع موجود بوديم بهتر شده ؟؟ آيا ما شاد تر شديم ؟؟؟ آيا احساس خوشبختي بيشتري ميكنيم ؟؟؟ آيا عطش مون نسبت به نادانسته ها كمتر شده ؟؟؟

يكي از دوستام توي شريف برام تعريف مي كرد كه يكي از شاگرد اولاشون كه با معدل 19.70 كارشناسي رو تموم ميكنه و مي ره آمريكا . بعد از يه مدتي انصراف ميده و مي ره مديريت مالي ميخونه . حالا سئوال من اينه كه اصلا چرا بايد اون همه نبوغ رو چهار سال پياپي خرج الكترون هايي بكنه كه هيچ سودي براي اين كشور ندارن و صرفا توليدات فكريش خوراك پيشرفت كشورهاي صاحب تكنولوژي و علم مي شه

elec

آقايون و خانم هاي باهوش (كه شديدا در اين زمينه ادعاتون مي شه ) م

مهندسي برق مدفن نبوغ شماست . لطفا بريد يه رشته اي كه هم به درد دنياتون بخوره و هم به درد آخرتتون . به درد دنياتون بخوره به اين معني كه اين همه زجر براي پاس كردن درس هاش نكشيد و به درد دنياتون بخوره به اين معنا كه حداقل دردي از دردهاي اين مملكت رو درمان كنيد . مثلا بريد و مديريت بخونيد يا نمي دونم اقتصاد و …م

در ضمن يه توصيه ديگه به دوستان عزيز نابغه خودم

لطفا تكليف خودتون رو با تحصيلات تكميلي روشن كنيد . اگه هيچ هدفي براي فوق ليسانس گرفتن نداريد و يا اصلا نمي دونيد چرا ميخواهيد دكترا بگيريد . لطفا عمرتون رو حروم نكنيد و بريد سر كار و حداقل به يه دردي بخوريد و يه پولي در بياريد . مطمئن باشيد اگه تمام ايران پر از فارغ التحصيلان دكترا باشه با زماني كه پر از فارغ التحصيلان كارشناسي و حتي كارداني هست هيچ فرقي نمي كنه . مسائل دنياي واقعي خيلي فرق داره با اون چيزايي كه توي مقاطع تحصيلات تكميلي بهتون ياد مي دن

پروژه يكي از دوستاي خفن ام كه رتبه 4 ارشد برق شده و الان با من داره درس ميخونه . طراحي و هماهنگي يه جور كنترلر سيستم قدرت با استفاده از ابزارهاي كنترلي مدرن و هوشمنده كه صد در صد يه پروژه فانتزي و غير قابل پياده سازي در كشوره و حالا تصور كنيد كه يه دانشجوي فوق العاده زرنگ يك سال از عمرش رو صرف حل مسئله اي مي كنه كه هيچ فايده اي به حال هيچ كس نداره و صرفا قراره اون رو مفتخر و مزين به مدرك كارشناسي ارشد بكنه و تمام اين ها به نظر من يه جور درده

خلاصه اگه بخوام يه جمع بندي اي داشته باشم . اون اينه كه بخدا رشته هاي انساني خيلي خيلي مهم تر و كليدي تر و آينده دار تر از رشته هاي فني يه و اگه نمي دونيد چرا دارين مي ياين رشته هاي فني . لطفا نياين

January 14, 2009

keranchi ;-)

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 1:39 pm

خوشمزه تر از كرانچي . اين تيكه ساسي مانكن رو يادتونه كه حتما

كرانچي نقش مهمي الان داره توي اتاق ما بازي مي كنه و ملاك سنجش خيلي چيزا شده . مثلا

ارشد تر از كرانچي

كرانچي تر از كرانچي

خيلي بيشتر از كرانچي

…..

كرانچي خلاصه خيلي مهمه 😉

راستي اون روز كه رفته بوديم كرگدن . يه اتفاق مهم افتاد كه من اسم اش رو گذاشتم : ” مونا . مونا ” : دي

راستي من پريروز رفتم و موبايلم رو فروختم . ولي از قضا گويا اون گوشي ام تقلبي بوده و كارتون اش با سريال گوشي هماهنگي نداشت و من يه كلاه گنده رفته سرم . خلاصه خيلي حالم گرفته شد و به نصف قيمت ردش كردم رفت. تازه مي فهمم كه اگه بره باشي اين گرگ هاي تهراني سر سه سوت مي خورندت يعني چي !!!! : دي

خلاصه يه گوشي خوشگل 3500 گرفتم و شديدا دارم باهاش عشق بازي مي كنم . خوشبختانه باتري اش هم زياد نگه مي داره و من مشكل باتري ندارم برخلاف گوشي قبلي ام . رزولوشن صفحه اش خيلي پايين تر از قبلي يه ولي با اين قضيه خيلي زود كنار اومدم و الان دارم كلي باهاش حال ميكنم . مباركم باشه : دي

😀

راستي مي خوام بعد امتحان ها با علي يه پروژه قلبي شكل رو پياده كنيم . يه پروژه ضربدري و يه پروژه كه شديدا مي تونه بره توي رزومه جفتمون : دي

January 13, 2009

Rhinoceros

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 4:00 pm
Tags: , ,

جاتون خالي ديشب با بچز رفتيم تئاتر كرگدن فرهاد آئيش . در يك كلام مي شه گفت كه شاهكار بود و شديدا و عميقا بر جان و دلم نشست . اون قدر كه مي خواستم حين نمايش بلند شم و برم روي سن و روي ماه تك تك شون رو ببوسم. من به شدت تحت تاثير نمايشنامه و ديالوگ هاي مغز پخت ” كرگدن ” قرار گرفته بودم . طوري كه هر جمله اش براي مدتي من رو به فكر فرو مي برد

يه جاي نمايش يكي از بازيگر ها بلند داد مي زنه كه ” احساس گناه يه جور بيماريه ” و من با توجه به كاتالوگ كرگدن مي دونستم كه بحث احساس گناه موضوع تز اوژن يونسكو بوده و اين جمله نتيجه گيري و يا به عبارتي چكيده كار تحقيقاتي يونسكوست كه در قالب يك جمله در دهان يكي از بازيگران قرار گرفته

تك تك ديالوگ هاي اثر مي شد گفت كه يه بار روان شناختي عظيمي داشت و اون قدر فضاي تئاتر سنگين و وزين بود كه يه جاهاييش مي خواستم بلند شم بگم كه لطفا يه تنفس بديد ما به ديالوگ ها فكر كنيم . شايد بتونم ادعا كنم كه تازه فهميدم كه چرا كرگدن يه شاهكاره

دوست دارم يه مقدار از كار رو تعريف كنم . عكس هايي كه براي توضيح استفاده كردم رو از سايت پندار برداشتم

اول از همه بذارين از فرهاد آئيش بگم . چند خطي كه اين زير براتون مي ذارم خودش توي وب سايت شخصي اش گذاشته كه مي تونيد اينجا كليد كنيد و ببينيد و تازه اگه خواستين بليط رزرو كنيد مي تونيد اينجا رو كليك كنيد

اهل شمیرانم، روزگارم بد نیست. در سال ۱۳۳۱ متولد شدم. دبستان و دبیرستان را در تهران گذراندم. هوای سفر در دل داشتم . کوله پشتی به کول انداختم و رفتم. اول به انگلستان و بعد آمریکا
سالها و سالها سفر کردم. در میان این سفرها درس هم خواندم؛ فیلم و عکاسی. مدتی عکاس بودم و بعد تئاتری شدم. در شهرهای سانفرانسیسکو، واشنگتن، بوستون و برلین زندگی کردم. نتیجه کاری آن کارگردانی و بازی در بیش از ۳۰ نمایشنامه به زبانهای فارسی و انگلیسی بود. بعد از ۲۷ سال از سفر برگشتم ، سال ۱۳۷۶.
همانطور که گفتم روزگارم بد نیست. کار می کنم و زندگی میکنم. از زندگیم راضی هستم.
بیش از ۳۰ نمایشنامه از نویسندگان ایرانی و خارجی بازی و کارگردانی کرده‌ام.
بکت، پینتر، کوبه آبه، یونسکو و …
ابراهیم مکی، بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی و …
و نوشته های خودم: تئاتر تئاتر، سیمرغ، جعفرخان گم شده و دیگر نمایشنامه‌هایم که در ایران هم به روی صحنه رفته است

خوب اول از همه بگم كه هنگامي كه پرده ها كنار رفت و ما چشم مون به دكور افتاد به شكل شديداللحني تعجب كرديم . يه لحظه دور و برمون رو نگاه كرديم كه ببينيم اشتباه نيومديم . اساسا اينجا ايرانه يا نه ؟؟ كه ديديم نه درست اومديم و اينجا ايرانه و اين دكور هم واقعي يه . واقعا دكور كار يه شاهكاري بود در نوع خودش در ايران . دكور رو ” محسن شاه ابراهيمي ” ساخته و مي شه گفت كه يه نقطه قوت براي اين نمايش محسوب مي شه

يه صحنه از يكي از دكورها رو در زير مي تونيد ببينيد

141

در اين صحنه آقاي برانژ (مهدي هاشمي) رو مي بينيد كه با دوستش ژان (احمد ساعتچيان ) نشستن توي كافه و دارن با همديگه گپ مي زنن . گپي كه به علت نيمه مست بودن آقاي برانژ فرمت عادي نداره و ژان دوست برانژ هم از اين گفت و گو راضي نيست و شروع مي كنه به نصيحت برانژ و قصد داره اون رو هم آلوده روزمرگي هاي خودش و ميليون ها انساني كه اسير مدرنيته شده اند بكنه . امري كه در انتها مي بينيم كه برانژ رو متمايز از ديگران مي كنه و باعث مي شه كه اون كرگدن نشه

در ابتداي امر آدم هاي زيادي معرفي مي شند كه ما در قبال چند ديالوگي كه از اونها مي شنويم مي تونيم يه تصوير كوچك از دنياي اونها داشته باشيم . آدم هاي كوچك با دغدغه هاي كوچك و دنيايي پر از اين آدم هاي كوچك . خانم خانه داري كه تمام زندگي اش شده گربه ملوسش كه اون هم در انتها زير پاي يكي از كرگدن ها له مي شه . فروشنده اي كه فقط به فروش فكر ميكنه . مغازه داري كه زندگي اش شده سرو مشروب براي مشتري ها و يه خانم كوچولو كه بالاي بالكن يكي از خانه ها داره بافتني مي بافه

16

يك آقاي منطق دان خيلي خوشمزه هم هست كه سعي مي كنه به دنيا به شكل منطقي نگاه كنه و معتقده هر گره اي در عالم به دست منطق باز مي شه و وقتي از منطق اش صحبت ميكنه تازه مي فهميم كه چقدر منطق اش شبيه منطق دنياي مدرنه . اساسا منطق در اين اثر اشاره اي است به منطق حاكم بر دنياي امروز كه صرف نظر از روح حاكم بر پديده ها صرفا به دنبال ربط منطقي اونها به همه و اصلا براش مهم نيست كه چقدر گاها نتايج حاصل از اين منطق بافي مي تونه خنده دار و مضحك به نظر برسه و يه آقاي ديگه كه سخت مفتون منطق آقاي منطق دان شده و اشاره به انسان هايي داره كه كوركورانه در پي منطق دنياي مدرن اند

13دنياي مدرن در اين اثر به شكل سمبليك جنگل معرفي شده و قوانين اش تلويحا قانون جنگل . قانوني كه درش صرفا صحبت از قدرت مي شه و بقيه چيزها در حاشيه قرار داره و ديده نمي شه

در يكي ديگه از دكورها ما شاهد يه اداره هستيم و بوروكراسي حاكم در آن و انسان هايي كه به مانند ماشين با يك ريتم مرتب و منظم در حال گرداندن چرخ هاي دنياي مدرن اند و بحث هايي كه در اون جا مي شه و تيپ هايي از انسان ها كه معرفي مي شه هر كدومش نماينده جمعيت كثيري از ما انسان هاست كه در دنياي جديد به شكل مسخره اي الينه و مسخ شديم

شهاب حسيني كه نقش اش رو به شدت زيبا و جا افتاده ايفا ميكنه در نقش يك انسان لجوج و ظنين قرار داره كه به شدت به همه چيز شك داره و صرفا انديشه هاش شكل حزبي داره . در قالب حزب فكر ميكنه . در قالب حزب نفس مي كشه و چيزي فراي اون رو قبول نداره . حزبي كه سريع به رنگ زمانه در مي آد . حزبي كه فقط به فكر يارگيريه . حزبي كه نماينده خودخواهي جمعي ما انسان هاي مدرنه

01

در دكور بعدي و بقيه داستان ما شاهد كرگدن شدن تك تك آدم هايي هستيم كه از اول نمايش ديديم . اما اون چيزي كه اين كرگدن شدن رو جالب مي كنه دلائل آدم هاست براي كرگدن شدن . مثلا دوست آقاي منطق دان كرگدن مي شه چون معتقده كه آقاي منطق دان حتما دليلي براي كرگدن شدن داره و اون هم به صورت كوركورانه و بدون هيچ گونه تدبيري كرگدن مي شه . خانم كوچولوي بافنده كرگدن مي شه چون همسرش كرگدن شده و اون هم عليرغم ميل باطني اش بايد كرگدن بشه . يكي از كارمندهاي باعرضه اداره كه خاطرخواه خانم ديزي (آتنه فقيه نصيري ) شده كرگدن مي شه به اين علت كه معتقده كه شايد چون تعداد كرگدن ها بيشتر از آدم هاست حق به اونهاست و اساسا اونها عادي هستند و ما غير عادي . خانم ديزي هم كرگدن مي شه چون مي ترسه كه اگه كرگدن نشه به علت تفاوت هايي كه با كرگدن ها داره كرگدن ها بهش آسيب برسونن و تنها راه مصون موندن از كرگدن ها رو كرگدن شدن مي دونه

در انتها ما مي مونيم و آقاي برانژ (مهدي هاشمي ) كه يه صحنه رو مي كنه به جماعت تماشاگر و مي گه من نمي خوام مثل اين جانورها كرگدن بشم كه به نوعي تلويحا داره ميگه كه شمايي كه تماشاگر اين تئاتر هستيد خودتون هم الان كرگدنيد . بدون اين كه بدونيد . آقاي برانژ هم در انتها به علت تنهايي و ترس از تنهايي مي ره و كرگدن مي شه و يهو چراغ ها خاموش مي شه و يه دختر جوان مي آد و اداي اين رو در مي آره كه الان داره روي يك ديوار باريك راه مي ره و هر لحظه ممكنه كه تعادلش رو از دست بده و بيافته كه به نظر من اشاره اي است به مرز باريكي كه انسان ها با كرگدن شدن دارند

در كل نمايشنامه فوق العاده بود و بازي ها در حد قابل قبول . شهاب حسيني در حد كمال بازي مي كرد و مهدي هاشمي هم مثل معمول فوق العاده و بقيه هم خوب بودند . احمد ساعتچيان هم به نظر من به شكل خوبي نقش اش رو از كار درآورده بود هر چند كه تا نمره 20 فاصله زيادي داره

در انتها مي خوام چند تا عكس از فرهاد آئيش بذارم كه براي خودم خيلي جالب بودن

farhad-ayeesh1

farhad-ayeesh3farhad-ayeesh2

farhad-ayeesh4farhad-ayeesh5

در انتها هم براتون يه چند تا لينك مفيد مي ذارم كه بتونيد بريد و كرگدن رو از زبان آدم هاي مختلف بشنويد و ببنيد كه بقيه چي فهميدن از اين كار

روزنامه نگار شهر خاكستري از كرگدن مي گه

روزنامه كارگزاران و اخباري از كرگدن

آتنه فقيه نصيري و چرايي حضور در كرگدن

وقتي ديگر و گزارشي مشروح از كرگدن —– خودتون بريد و توي وبلاگش سرچ بزنيد پيدا كنيد

Next Page »

Blog at WordPress.com.