من مكتوب

January 26, 2009

قضيه هميشگي گناه

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 10:27 am
Tags: ,

داستان ابن سیرین رو تا به حال شنیدید ؟؟؟ داستان یک بزاز ساده که یک بار در معرض گناه قرار میگیره ولی به اون پشت میکنه . اگه نشنیدید من یه مقدارش رو میگم

البته قبلش بگم که انگیزه من از نوشتن این پست , بحثی بود که با دوستام داشتیم و شنیدن عقاید اونها انگیزه ای شد که نظر شخصی خودم رو اینجا ثبت کنم و مهم تر از همه این که ببینم که آیا با گذر زمان این نظرات به قوت خودش باقی می مونه یا دستخوش تحولاتی می شه ؟؟؟ و اگر تغییر کرد چه تجربیاتی باعث اش شده !!!؟ خلاصه این پست فی الواقع برای چک شدن در آینده دور نوشته شده

ابن سیرین یه آدم معمولی و زیبارو بود که توی خیابان های شهر با یک سبد روی دوشش فروشندگی می کرد , روزی یک زن از اون می خواد که برای انجام کاری (داستان متقاعد کردن ابن سیرین برای اومدن به خونه رو به عهده ذهن خلاق خودتون میذارم ) به خانه اش بیاد و وقتی به خانه زن وارد می شه , زن بهش میگه که تو الان در خانه منی و اگه خواسته من رو اجابت نکنی , من داد می زنم و آبروت رو می برم و ابن سیرین که این کار رو یک گناه میدونه و به شکل وحشتناکی از گناه کردن می ترسه ( به عبارتی خداترس بوده) از اون میخواد که بهش اجازه بده که قبل عملیات !!! بره دستشویی ( البته تو دستشویی های اون زمانه امکان شستن دست تعبیه نشده بود هنوز !!! ) و اونجا کلی نجاست می ماله به خودش و به این شکل باعث جلوگیری از اون رابطه گناه آلود !!! می شه .

این داستان رو به فرمت های مختلفی شنیدم و فقط در یک حالت کار ابن سیرین رو قابل توجیه می دونم و اونم زمانی است که دختر , شوهر داشته باشه و این کارش به مثابه ” زنا ” باشه ,  من اصلا نمی تونم توجیهاتی از این قبیل که اگه یک مرد نتونه همسرش رو از لحاظ جسمی و یا روحی ارضا کنه , زن این حق رو داره که خیانت کنه , رو بپذیرم , به این علت که اولا مکانیسمی تحت عنوان “طلاق ” در فقه (قانون شرع) تعبیه شده که اگر طرفین احساس کردند که در رابطه به بن بست رسیدن می تونن این مکانیسم رو فعال کنند و از هم جدا شند .

اما فرمت های دیگه داستان که من اصلا اونها رو نمی تونم قبول کنم , یکی اش اینه که دختره باکره باشه . مسلما در اون زمان سن ازدواج دخترا خیلی پایین بوده و یه دختر خیلی پیش تر از زمانی که خودش بفهمه چی به چیه , توسط مادر و زن های فامیل با حقیقتی به نام زناشویی و رابطه جنسی و ازدواج آشنا می شده , ولی پیش از ازدواج خیلی کم پیش می اومده که دختری بفهمه که چنین چیزایی وجود داره , و تازه داشتن خانه خالی !!! در اون دوره یکی از عجایب این داستانه , چطور یک دختر باکره از نعمت !!! داشتن خانه خالی بهره مند بوده ؟؟؟

اما فرمتی از داستان که من می تونم قبولش کنم , اینه که این زن یک زن مطلقه و یا بیوه جوان ه ( رو جوانی اش تاکید میکنم , چون اگه پیر باشه اولا یائسگی (اون زمان ها سن یائسگی خیلی پایین تر از حالا بوده ) اش رو داستان نادیده گرفته , دوما من هم اگه بودم کاری رو می کردم که ابن سیرین کرده !!! ) . خوب به خاطر دوری از همسر و خوب البته زیبایی ابن سیرین ( اون طوری که داستان می گه ) تصمیم میگیره یه کانکشنی بین خودش و ابن سیرین برقرار بشه , ولی خوب از اونجایی که زنا ناقص العقل !!! تشریف دارن , یک روش خیلی غیر مستقیم رو برای این کار انتخاب می کنه و اون هم اینه که ابن سیرین رو ببره تو خونه اش و اون رو در معرض کار انجام شده قرار بده . البته اگه راستش رو بخواین بنظرم نقشه اش زیاد بد هم نبوده فقط ایراد اینجاست که فکر نمیکرده با آدمی مثل ابن سیرین مواجه بشه

ابن سیرین داستان ما نماینده یک تیپ از آدم هاست که به شدت از گناه و عواقب اون می ترسن و این ترس از گناه و احساس گناه پس از گناه به شدت بر روح و روان شون اثر فرسایشی داره , اون چیزی که این اثر فرسایشی رو موجب می شه, ترس از دوزخه و این که طبق آموزه های اسلامی عاقبت گناه قرار گرفتن طولانی مدت و بعضا جاویدان در جهنم خداست و طبق تصویری که خدا از جهنم اش در قرآن به ما داده , انواع و اقسام شکنجه های قرون وسطی  و حتی شکنجه هایی که امکانات بیشتری رو میخواد رو اونجا می شه پیدا کرد و بدترش اینه که دیگه توقفی در کار نیست و شبانه روز ماموران شکنجه مشغول کارند و خیلی بدترش اینه که محدودیت های درد برداشته می شه ( منظورم از محدودیت های درد اینه که در دنیای واقعی درد از حدی که بگذره , بدن سریعا واکنش می ده و مثلا از هوش می ره و دیگه درد رو احساس نمیکنه , ولی اگه این محدودیت برداشته بشه , بشر درد رو در معنای واقعی اش می تونه درک کنه ) , خلاصه تصور کنید که ابن سیرین داستان ما با چنین بک گراندی چطور می تونه از جهنم خدا و عاقبت گناه نترسه !!!؟

البته این رو اضافه کنم که خداترسی یکی از ویژگی های مردم مسلمان اون زمان بوده و در اون زمان مردم حضور خدا رو به شکل قوی و جامعی احساس میکردند , امری که امروزه کمتر شاهدشیم و شاید علتش این باشه که در زمانه ما مردم به علل اتفاقاتی که در پیرامونشون روی می ده اشراف بیشتری دارند و دیگه هر پدیده ساده ای رو به حضور مستقیم خدا ربط نمی دهند ( مقایسه کنید با مردمانی در دوران بسیار قدیم که طوفان در دریا رو نشونه خشم خدا می دونستند , خشکسالی رو قهر خدا تعبیر میکردند , برای باران و زمین و ماه و خورشید و هر اتفاق طبیعی ای یک خدا داشتند ) , خلاصه ابن سیرین هم یکی از همین مردمه و تو کتش نمی ره که به خاطر هوس بازی یک زن , سالیان زیادی رو در جهنمی با این وصف بگذرونه

اما اشکالی که من در این داستان می بینم در خداترسی ابن سیرین نیست , بلکه تفسیرش از گناهه , مسلما خدا گناهان ما رو بی پاسخ نمیگذاره و آتش جهنم اش رو برای مجازات گناهان ما ساخته , اما اول باید ببینیم چی گناهه و چی گناه نیست !!!

چرا باید ابن سیرین فکر کنه که رابطه جنسی با یک زن مطلقه و یا بیوه (با فرض زیبا و جوان بودن ) که با رضایت کامل خودش رو در اختیار اون قرار داده , گناهه ؟؟؟ و چرا باید این زن رو پس بزنه (البته اگه دلیلش صرفا پرهیز از گناه باشه ) ؟؟؟ مگه در شرع اسلام صیغه و ازدواج موقت نیومده ؟؟؟ مگه خدا خودش نگفته که متعه ثواب هم داره ؟؟؟ مگه خدا نگفته که ازدواج موقت یکی از راه های جلوگیری از گناهه و سر همین مسئله ثواب هم براش در نظر گرفته ؟؟؟

خلاصه من ابن سیرین و کاری که کرده رو ( با مفروضاتی که آمد ) اصلا قبول ندارم و بدتر از اون کار کسانی که این داستان رو مرتبا تکرار میکنند و مصادره مطلوب میکنند و این چنین القا میکنند که رابطه جنسی یک امر گناه آلوده است , رابطه جنسی به نظر من یه امریه مثل “غذا خوردن ” , ” آب نوشیدن ” و خودش به تنهایی هیچ معنایی نداره و اون چیزی که اون رو معنادار میکنه شرایط و نیت آدم هاست , مثلا ” غذاخوردن” که یک امر عادی و ساده است , اگر در ماه رمضان صورت بپذیره , همراه گناه و کفاره است , تازه اگه در ماه رمضان هم نیتی در کار نباشه و سهوا غذا خورده بشه گناهی نداره و روزه رو باطل نمی کنه و اگر عامدا این امر صورت بپذیره , گناه براش نوشته می شه . صرفا قصدم نشون دادن اهمیت نیت و شرایط (زمان و مکان و … ) بود . رابطه جنسی یک مکانیسمی یه در خدمت یه سری اهداف بیولوژیک و زیستی و خالق بزرگ عالم اون رو خلق کرده تا به مقاصدی برسه و صرفا زمانی به نظر من رابطه جنسی محکومه که در راستای خلاف مقاصد الهی انجام بشه .

خلاصه ابن سیرین اگر هم اون کثافت کاری !!! رو نمیکرد , باز هم به نظر من مرتکب گناهی نمی شد

ترس از گناه و خداترسی به نظر من یه ارزشه و باید این ارزش تبلیغ هم بشه , اما اگه این داستان با این هدف گفته بشه که بخواد بگه که رابطه جنسی بده به نظرم داره صورت یکی از مسائل دشوار و مسئله ساز کنونی رو پاک میکنه که خیلی از این کار لطمه می خوریم .

البته تحلیل من اینه که نگاه ابن سیرین در این مورد یه نگاه عرفی به گناه بوده نه یک نگاه شرعی.

این بحث رو نمی خوام ادامه بدم , چون زوایای نامکشوف زیادی داره و تازه بحث پر جنجالی هم هست . همون طوری که مسلمانها بعد چندین قرن کار روی خیلی از مفاهیم هنوز کمیتشون توی یکی از عرصه ها می لنگه , مسلما ما هم نمی تونیم به یک جمع بندی منطقی از این بحث برسیم , به همین خاطر من صرفا نظرم رو نوشتم و نمی خوام این بحث رو ادامه بدم

1 Comment »

  1. salam,halet khobe?.man ke aslan to gonah bodan kheyli chiza shak daram. manam bahat ham aghide hastam.albate benazaram yekami matlab mohafezekarane neveshte shode yani az tarse montaghedine tondro kami ono molayem neveshti.

    Comment by questioner — January 26, 2009 @ 12:32 pm


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: