من مكتوب

February 21, 2009

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 5:31 pm
Tags:

کلاس تعطیل شد و رسما من حالش رو بردم . چون اونقدر خسته بودم و حالم نزار بود که رسما داشتم می غشیدم , ولی خبر مسرت بار تعطیلی کلاس خستگی رو از تنم بیرون کرد . اومدم تا روی ضرائب هفرون – فیلیپس کار کنم , ولی بهتره که زیاد به خودم فشار نیارم و یه ذره وب گردی کنم .

احساس میکنم که یه ذره توی نوشته امروز صبحم مبهم بودم و “پ” رو ناراحتش کردم , چون “پ” احساس کرد که شاید اون مسبب اون روز بدم بوده , غافل از این که اگه اون نبود , روزم خیلی خاکستری می شد

“پ” من , من تمام لحظه های شیرین ام رو با تو شناختم

px001222_16_16the-kiss-posters

“پ” جونم از این که این جوری القا شد که من رفتارهام دیروز صبح مصنوعی بوده و هیچ روحی نداشته , شرمنده ام . اصلا هم این طور نبود و من کاملا دیروز صبح سر حال بودم و همه چیز واقعی بود , اون چیزی که دیروز من رو بی رنگ کرد , شاید تم خاکستری و سرد عصرهای جمعه است که همیشه من رو آسیب پذیر می کنه , عصر هم خیلی قشنگ بود .

من نمی دونستم که ماجرای اون اس ام اس ها شاید ناراحت ات بکنه , وگرنه زودتر بهت می گفتم , خودت که من رو باید تا حالا یه نموره😉 شناخته باشی , زیاد از این اخلاق ها ندارم که واسه این جور چیزا چرتکه بندازم

سعی می کنم خیلی از مسائل شخصی ام رو اینجا بذارم , البته به شکل خیلی مخفی و سربسته , زیاد  زیاد نیا اینجا , این جوری باعث می شی که خودم رو سانسور کنم و نتونی بفهمی که حرف دلم چیه !!!! بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس

Leave a Comment »

No comments yet.

RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: