من مكتوب

March 4, 2009

ميرحسين موسوي خامنه اي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 11:30 am
Tags: ,

ديروز مير حسين موسوي مهمان دانشگاه ما بود و جمع كثيري از دانشجويان براي اين كه حرف هاي انتخاباتي ميرحسين رو بشنوند ، اومدند تالار چمران دانشكده فني و متاسفانه عليرغم انتظار همه جمع هيچ صحبتي درباره انتخابات نشد و هيچ حرف تازه اي از مير حسين نشنيديم

2000482351236062348_rs

مير حسين فرد ارزشمنديه و تلاش هاش در راستاي مديريت كشور در شرايط بحران زده جنگ بر هيچ كس پوشيده نيست ، در اين كه فرد ارزشي ايه و معتقد به اصول اوليه انقلاب اسلامي هم هيچ شكي نيست ، اما حضورش در اين مقطع همراه با سئوالات بسياريه كه مير حسين بايد به اونها جواب بده و بدون پاسخ به اين پرسش ها به نظرم نمي تونه حضور كارآمدي داشته باشه ، يكي از اين سئوالها اينه كه چرا مير حسين مي آد و سكوت بيست ساله اش رو توي اين مقطع مي شكنه ؟؟ چه چيزي انگيزه اون براي حضوره ؟؟ توي اين بيست سالي كه نبوده و حرفي ازش نبوده ، چه مي كرده ؟؟ چقدر شناخت اش از جامعه كنوني بروزه ؟؟ چه پتانسيلي رو در خودش مي بينه كه عليرغم حضور كانديداهاي قدرتمند اصلاح طلب مثل كروبي و خاتمي ، به اين نتيجه رسيده كه بايد خودش رو كانديدا كنه ؟؟ و اساسا چه حرف نويي مي خواد بزنه ؟؟

18754_362

يك عكس قديمي از مير حسين و كابينه اش(خاتمي هم توش هست) : دي

ديروز هيچ حرف جديدي از مير حسين نشنيديم ، هر چند من حرفهاي مير حسين رو از طريق سايت كلمه و رسانه هاي اصلاح طلب دنبال مي كنم ، اما معمولا “كلي گويي” راه حل نيست و اگه مير حسين مي خواد كه حضوري تاثير گذار داشته باشه ، بهتره دست از كلي گويي و انتقاد از وضع موجود برداره و برنامه اش رو براي اصلاح وضع موجود بيان كنه ، چيزي كه من تا الان توي حرف هاي مير حسين نديدم

يك خاطره براتون تعريف كنم ، من چون دير رسيدم ، نتونستم برم تالار چمران و توي تالار رجب بيگي حرف هاي مير حسين رو مي شنيدم ، كنارم دو تا از خبرنگارهاي خبرگزاري مهر بودن كه جفت شون آماده بودن كه خبر اعلام رسمي ميرحسين مبني بر كانديداتوري رو به دفترشون گزارش كنن و خبر به صورت قرمز بره روي خط ، ولي آخرش چهره هاي سوخته شون ديدني بود

محسن آرمين هم اومده بود ، من به دلائلي نمي تونستم جمع دوستانم رو ترك كنم و برم باهاش صحبت كنم ، ولي دوستان خبرنگار كه چيزي از حرف هاي ميرحسين عائدشون نشده بود ، رفتن و يه مصاحبه سرپايي زدن

راستي اين رو براي كسايي ميگم كه توي جلسه بودن ، يادتونه ميرحسين خودش رو با اين مثال “ژانوس” خفه كرده بود ، اين پايين عكس ژانوس رو كه ميرحسين درموردش ميگفت رو مي ذارم تا حالش رو ببريد

janus-vatican

همين ديگه😉

117 Comments »

  1. salam
    benzar mirhosein serfan vase garm kardane fazaye entekhabat omade vali kolan kandida nemishe.beghole nikahang kosar mirhossein “fossile siasie”,lol.

    Comment by entekhabat — March 5, 2009 @ 8:57 pm

  2. ممیر حسین کدومیه؟
    توی عکس

    Comment by Anonymous — June 5, 2009 @ 3:10 pm

  3. doroooooooooood bar mir hosein

    Comment by مريم — June 6, 2009 @ 10:03 pm

  4. جناب شماره1 که اسمت رو نمیدونم فسیل قدمت داره شناسنامه داره تاریخچه است تو برو یک فکری به حال خودت کن که یکی از بخش داری اردبیل اومده شده رئیس جمهور

    Comment by Anonymous — June 8, 2009 @ 6:25 pm

  5. just mir hoseyn mosavi
    khoda konad ke biyae

    Comment by mina — June 8, 2009 @ 7:44 pm

  6. امام علی (ع):بیشتر پیروان دجال(دشمن امام زمان)درآن روزگار شالی سبز بر سر و دوش خود دارند(بحارالانوار ج13 ص965)
    معلومه بیاد بگه پولهایی که اول انقلاب دزدیده تموم شد حالا این دفعه سه تایی اومدیم جیبمون رو پر کنیم؟

    Comment by alireza — June 9, 2009 @ 4:01 am

  7. تو این عکس من حتی خودم هم پیدا کردم بیشرفا از من اجازه نگرفته بودن

    Comment by مهدی — June 9, 2009 @ 4:04 am

  8. میر محسن کروبینژاد

    Comment by رضا — June 9, 2009 @ 3:53 pm

  9. موسوی عروسکی است که دستان هاشمی و خاتمی آن را می گرداند
    هاشمی به خاتمی: تو دم از آزادی بزن تا مردم سرشان بند چند لاخ مو و سر وصورت و بدن برهنه شود من هم در اولین فرصت بیت المال را هاپولی می کنم بعد هم نصف نصف
    فقط دست من به مال مردم نمی رسه فکر می کنم موسوی بهترین بازیچه است برای این کار
    احمدی نزاد هم داره زیادی حرف می زنه … سر اون هم زیر آب می کنیم…
    همه این ها در لباس دین

    Comment by Anonymous — June 11, 2009 @ 1:16 pm

  10. خاتمی با عمامه سیاه
    موسوی با شال سبز
    مردم به اعتقاداتشان حساس اند.چرا که این ها همان هایی هستند که شاه و صدام را با الله اکبر از ایران بیرون کردند.
    با لباس روحانی و عمامه سیدی سیاه و با شال سبز انبیا می شود اموال مردم را چپاول کرد

    Comment by محمد — June 11, 2009 @ 1:19 pm

  11. همیشه صدای حق را مردم زمانی می فهمند که دیر است
    به تو از کوفه می گویم … از کوچه بنی هاشم … از صحرای کربلا
    و تو می گویی: اگر من آنجا بودم می دانستم با دشمنانشان چه کنم…
    ابن ملجم , قنفز,شمر و یزید را چنان و چنین می کردم…
    اما!
    امروز پسر همان ها تنهاست …
    وتو روسریت را برمیداری وبا شال سبزشان موهای مش شده ات را می بندی
    وآنچنان فریاد میزنی که انگار نه انگار زنی؟!
    شما که این گونه ارزش ها را بی ارزش می کنید حتما این کشور را بدون دین به ناکجا آباد می برید

    Comment by محمد — June 11, 2009 @ 1:27 pm

  12. احمدی نزاد آمده تا بگوید
    اگر بیت المال در کابین زنانتان باشد آن را با صاحبانش باز می گردانم
    <>ئ

    Comment by محمد — June 11, 2009 @ 1:30 pm

  13. دوست شماره 11 لطفآ خفه شو

    Comment by green boy — June 15, 2009 @ 8:32 am

  14. واقعا براي خودمون متاسفم و براي دتو دوست عزيز كه ادعاي دين داري ميكني دين اون چيزي كه در ذهن ناقص توست نيست .وقتي من راي ميدم و در واقع حق راي دادن ندارم پس اين چه بازيه مسخره است كه به راه افتاده اينجا دموكراسي وجود ندارد تا ساكت ننشستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پس ما وتويي كه به اين راحتي چشمت رو به حقايق ميبندي واقعا دينداريم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!بوده همين بوده .ايا دين داري يعني قتل عام يك عده جوون كه در برابر اين بي عدالتي

    Comment by sormeh — June 15, 2009 @ 4:26 pm

  15. توی تهران موقع رای گیری ماموران ستاد ساعت 8 شب در را قفل کردند و کسی را اجازه ورود ندادندیعنی داشتند تقلبی می کردند

    Comment by mehdy — June 16, 2009 @ 3:50 am

  16. من کاوه هستم از بهبهان آقای شجاعپوریان در سخنرانی مسجد امام جمعه دستور دادند که آقای احمدی نژاد با تقلب خواهرش را ورود به کار دولتی رسمی کردند و می گفت احمدی نژاد آدم بسیار دروغگو و سیاستمدار است اگر باور نمی کنید اسم من سعید حیاتی است از خوزستان شهرستان بهبهانشماره تلفن 06713337669 تماس حاصل فرمایید واما خبر های زیادی هم دارم منتظر تمس شما هستم
    همه با فریادهای الاه اکبر بگویید بهبهان یک کلام موسوی ولسلام

    Comment by kaveh — June 16, 2009 @ 4:01 am

  17. be gole duste shomareye 13 duste shomareye 11 khafe sho.moshakhase too az unayi hasti ke ye man rish gozashti va dari az jibe ahmadi nezhad mikhori ke in tori azash taraf dari mikoni

    Comment by hani — June 16, 2009 @ 11:10 am

  18. shomare 11 KHAFE SHO AVAZI

    Comment by mohamad — June 16, 2009 @ 3:19 pm

  19. مگه واسه انقلاب این زنها نبودند که با چادر مشکی آمدند و فریاد زدند وانگار نه انگار که زنن

    Comment by mohamadreza — June 16, 2009 @ 3:22 pm

  20. مير حسين كاري كرد كه كساني كه هيچ وقت راينمي دادند راي بدن
    حيف كه قدرشو ندونستن.
    سلام بر مير حسين

    Comment by زيبا — June 16, 2009 @ 4:13 pm

  21. سلام بر میر حسین محبوب . با آمدن موسوی و رای آوردن بالای 20 میلیون باعث شد که آقایان به انتخابات بنازند ، پس بیخود هم همه نکنید و خدا پدر موسوی رو بیامرزه که مردم رو به صندوق ها کشوند . هر چند اگه باز ملت رای نمی دادند یه دروغ دیگه به خورد مردم می دادند .

    Comment by gabriel — June 17, 2009 @ 12:24 am

  22. ahmadi kam oOvordE bache geda oOvordE

    Comment by Anonymous — June 17, 2009 @ 1:12 am

  23. ye bache ham mifahme AHMADI nafahmE

    Comment by r A b — June 17, 2009 @ 1:13 am

  24. darzemn in shomare 11 az hamoOn bache geda hayeE😀

    Comment by r A b — June 17, 2009 @ 1:16 am

  25. با عرض سلام خدمت پدر بزرگ وارم مير حسين موسوي با اومدن بهاري نو به كشور و جهان خواهي داد تا جان در وجود باشه پيرو تو ورهبر بزرگ انقلاب هستيم فقط يه خواهش تا اونجايي كه در توان هست به جوانها اهميت ده كه ستون كشور همين جوان ها هستن دسته رهبر و دعايه مردم پشته شماست

    Comment by nima — June 17, 2009 @ 1:18 am

  26. درود بر موسوی بزرگ

    Comment by Anonymous — June 17, 2009 @ 5:14 pm

  27. lanat be kasai ke be ahmadi nejad ray dadn

    Comment by ئخاشئئشیه — June 17, 2009 @ 10:34 pm

  28. درود بر اميد ايران زمين

    Comment by hasan — June 18, 2009 @ 1:59 am

  29. خيلي مضحك است ،عزيزاني كه از دزدي موسوي و هاشمي
    و خاتمي ميگويند. چرا اندكي به اين فكر نمكنند كهپولهاي نفت 140 دلاري در دولت نهم كجاست.پولهاي حاصل از صرفه جوي بنزين كجاست. پولهاي حاصل از برداشت يارانه هاي اجناس گوناگون از جمله مواد شوينده كجاست. پولهاي معوقات كارمندان دولت كه در دولت محترم جناب آقاي خاتمي سر موقع پرداخت مي شد كجاست. پولهاي پاداش كارمندان مناطق محروم كجاست. يارانه هاي مسكن كارمندان كجاست .وووووو….. كجاست.كمي شرم وخجالت هم خوب چيزيست. اكنون دزد كيست.

    Comment by مهدي — June 18, 2009 @ 12:22 pm

  30. اينها كه دم از دولت الكترونيك مي زنند چرا راي گيري را اينترنتي نمي كنند

    Comment by ط — June 18, 2009 @ 8:39 pm

  31. درود بر میرحسین قهرمان

    Comment by 22 — June 19, 2009 @ 10:25 pm

  32. شما هم بخونید بد نیست . برای خبر راهپیمایی سایت کلمه نوشته بودم
    دیروز ساعت 15.30 آمدم راهپیمایی شما ببینم وجه اشتراک این جماعت چیست و تا دقایقی بعد از رفتن میر حسین هم با شما بودم . چند نتیجه گرفتم
    1- اغلب قریب به اتفاق افراد شرکت کننده از طبقه مرفه جامعه ( شکم سیر ها و نه آستین چرکین ها ) هستند
    2- میانگین سنی دختران و زنان 23سال و مردان 30 سال است
    3- نسبت پراکندگی سنی بسیار ناچیز و آحاد آنها جوان با متوسط سنی 25 سال هستند .
    4- اهداف راهپیمایی متعدد و هدف چشمگیر آنها ارائه تصویر راهپیمایی به بیگانگان است . ( این موضوع جای تشکر دارد چرا که دوست آلمانی من با دیدن تصاویر ساختمان های و فضای تهران در تماسی که با من داشت باور نمی کرد تهران اینقدر زیبا باشد ( علا رغم سیاه نمایی فیلمسازان بیگانه پرست )
    5- کسی جرات لیدری نداشت و لیدرها با ترس و لرز خود نمایی می کردند .
    6- لیدر اصلی فائزه هاشمی بود که ساعت 17.30 در میدان فردوسی آفتابی شد
    7-شعار ها و نوشته ها خاصه نوشته هایی که اعداد و ارقام داشت با افراط و تفریط همراه بود .
    8- ترس فوق العاده داشتند و با نگرانی به هر محرک نگاه می کردند و با پرخاش واکنش نشان می دادند
    9-موسوی علا رغم ادعایش مردم را بدتر از احمدی نژاد دنبال ماشین می دواند و فرار از صحنه وی حاکی از نگرانی از چیزی بود
    10-هر پسر مگولی با یه دختر گوگولی آمده بود و این در راهپیمایی مخالفان دیگر دیده نمی شود .
    11- سوال برخی افراد و آدرس خواهی آنها ( حداقل 10 مورد ) نشان دهنده ناآشنایی با تهران بود و در 2 مورد افراد با دوست دخترشان از کرج و مهر شهر آمده بودند .
    12- پسر همسایه ما که بهایی هستند شوفاژکار است ولی دوربین ( حرفه ای ) بدست دائم عکس می گرفت .
    13-آمدم به خانه و کمک های امریکا و اسرائیل را به شما بررسی کردم . به شما مژده می دهم که امریکا دوست عزیز شما 180 سرور را مجانا به سایت های اصلاح طلب اختصاص داده و سرویس جدید ترجمه چند زبانه را که فارسی را هم شامل می شود در سایت گوگل را ه اندازی کرده و برای مقابله با هک سایت های شما یک تیم پشتیبانی را در ناسا راه اندازی کرده و جزوات آموزش براندازی آرام و بدون خشونت و طرز ساخت بمب و . . . را برای دانلود در اختیار شما گذارده است . بازم بگوید ما آشوب طلب نیستیم
    نتیجه :
    1- این طبقه مرفه و بی درد و ترسو و زنباره و معشوقه پرست توان جنگندگی و فدا کاری در راه هدف را ندارند .با یک اتفاق کوچک خانوم ها را زیر بغل زده و پا به فرار می گذارند .
    2- برای نظام این منازعات بسیار عالی است چرا که میر حسین در مرحله بعدی انتخابات یک مهره سوخته است و خیال ما از بابت وی آسوده می باشد .
    3-

    Comment by mohammad mahdi — June 19, 2009 @ 10:26 pm

  33. خاک تو سر مون که به این راحتی به ما دروغ می گویند و ما هم برای حفظ منافع خودمان همان دروغ ها را ادامه می دهیم.
    من نمی فهمم پیرزنی که 80 سال دارد و یا پیر مردی که از درد کمر به سختی راه می رود می آید در راهپیمایی بعد می گویند عاشق و معشوق ها از کرج آمده اند.
    می گویند بیگانه به مردم کمک می کند بدانید که اگر هم چنین حرف بی اساسی ثحت داشته باشید دولت ما چه فدر کم کاری کرده که این گونه می شود. شما را به خدا یک بار باور کنید مردم این قدر احمق نیستند. عموما دنیای این گونه افراد آن قدر کوچک است که هر چیزی را که دور خود می بینند به همه چیز تعمیم می دهند. ای کاش آنان کمی فقط اندکی ایرانی بودند.

    Comment by بابک — June 20, 2009 @ 12:32 am

  34. اميدوار هستم كه شما رئيس جمهورايران شويد.

    Comment by احسان — June 20, 2009 @ 12:01 pm

  35. salam be hameie bachehaie fahmideie irane be atashkeshide shode,in aghaie noktedan ke inhame dari vari neveshte malumeke asan dar jameemun nabudan!agahie tarsoo ke in matno neveshti un marde50saleke tir khorde be nazaret2osaleshe?un madarike jelo baradarane basijio gerefte ke az ru javune20sale ba motor rad nashe20saleshe?cheshatuno be haghighat va konin?cheghad poshte dino mazhab mikhain ghaiem shin?chera baiad betarsim age umadim miliun miliun too khiabun?shoma tarsuiyke ba lebase ma umadi tu jame ma!

    Comment by sanam — June 20, 2009 @ 3:06 pm

  36. harvaght tunesti harfaiyke zadio sabet koni ezhare fazl kon,ma na az sare delsirio puldario…har tafakorate bimarike dari umadim tu injam,balke faghat bara inke begim mifahmim ma mifahmim daran az raie ma be nafe khodeshun estefade mikonan,hala ham bekhatere khune shahidamun ta akharesh mimunimo mijangimmmmmmmmmmmmmm,1mirhosein ta ia hosein ALAHOAKBARRRRRRRRRRRR

    Comment by sanam — June 20, 2009 @ 3:10 pm

  37. سلام تف به ذات ابوالحسنی اخه این چه امتحانی بود
    پروژه هاهم که این طوری شد خاک تو سرت

    Comment by bandi — June 20, 2009 @ 4:57 pm

  38. سلام بر میر محبوب…. سالها بود انتظار جنین روزی بودیم تر خدا نذارین این میمون جی توز حقه 70 میلون ایرانی را پایمال کنه

    Comment by sabz — June 21, 2009 @ 1:08 pm

  39. سلام بر میر محبوب…. سالها بود انتظار جنین روزی بودیم تر خدا نذارین این میمون جی توز حقه 70 میلون ایرانی را پایمال کنه

    Comment by سبز — June 21, 2009 @ 1:09 pm

  40. salaaam dava beine kameneyii va rafsanjani ast

    Comment by Anonymous — June 21, 2009 @ 1:18 pm

  41. معلوم نیست دوستان چه تعریفی از اسلام دارند که یه برداشت های میکنن.
    زن بودن در نظر اونها عنی بشین تو خونه!
    مرد بودن یعنی باید ریشت از شیشه گردسوز در بیاد….
    بگین طالبانه راحتمون کنین دیگه !
    من خودم ریش دارم ولی یه کم شعور هم دارم!

    Comment by KMB — June 21, 2009 @ 11:40 pm

  42. به نظرم تمام بدبختي ايران از نفته.
    درآمدي كه بدون زحمت بدست مياد و فعلا تموم نميشه
    ما هم نيازي به مديريت علمي در كارامون نداريم
    همه كارها رو ميتونيم با استفاده از سعي و خطا انجام بديم
    به علاوه پول زيادي داريم كه به گروههاي فشار بسيجيهاي تندرو و گروههاي تكبير گو خندان و گريان در مراسمهاي سخنراني ،روزنامههاي حامي، تبليغات گسترده براي خريد راي بديم.
    ميتونيم ارگان درست كنيم كه بشينن هر روز سايتا رو فيلتر كنن.
    يا پارازيت روي امواج ماهواره بندازن
    يا به كشورهاي ديگه كمك مالي كنيم كه موضع گيري به نفع ما داشته باشن

    از نظر اقتصادي هم كه ملوك اطوايفي هستيم.

    اگه نفت نداشتيم مجبور بوديم كار كنيم و كار رو درست انجام بديم و به متخصص رجوع كنيم

    و خيلي چيزاي ديگه

    واقعا آدم دلش به حال اين مردم و مملكت ميسوزه

    Comment by مجتبي — June 22, 2009 @ 12:07 pm

  43. علی لاریجانی: ” اختلافاتی که میان نامزدهای انتخابات و مردم با دولت وجود دارد، اختلافات خانوادگی است و ربطی به بیگانگان ندارد، ما خودمان این اختلافات را حل می کنیم.” خانه قدیمی، روز، داخلی( این فیلم هیچ صحنه خارجی ندارد) آقا، علی، میرحسین، مهدی، سید محمد، محمود، عمواکبر، عمو حسینعلی، فائزه، فاطمه اره، صادق پسر کشورخانوم در خانه هستند. عکس بابابزرگ روی دیوار است و کج شده است. آقا نشسته است روی مبل استیل و محمود لای دست و پای او بازی می کند. علی هم با موهای بورش عینک را روی بینی اش جابجا می کند و کنار آقا نشسته و دائم با عبای آقا ور می رود، حال آقا خوب نیست و علی دارد دستمال خیس روی پیشانی اش می گذارد. علی: خوب می شه آقاجون! یک سری اختلافات خانوادگی یه که داریم حلش می کنیم. شما گریه نکنین، برای دست تون و قلب تون خوب نیست. در همین حال، محمود با چوب محکم می زند توی سر میرحسین. میرحسین جیغ می کشد. آقا( با حالت زار و صدای گرفته): محمود جان! شیرین بابا! چی کار می کنی؟ محمود: دارم اختلافات خانوادگی رو حل می کنم. میرحسین سرش را می گیرد و می رود لب پنجره و جیغ می زند: آی سرم! آقا: ببین این پسره چشم سفید کجا رفت؟ الآن بیگانگان می فهمند…. محمود در حالی که دستش گاز اشک آور دارد: بابایی! بذار بفهمن، بذار اینقدر جیغ بزنه که جیغ دونش پاره بشه. آقا: اون اکبر کجاست، مواظب اش باشین! علی: خیال تون راحت، تا اختلافات خانوادگی حل بشه، انداختیمش توی اتاق، صادق پسر کشور خانوم هم دم در وایستاده نمی ذاره بیاد بیرون( یواشکی می گوید): تلفن ها رو هم قطع کردیم که مشکلات خانوادگی رو به بقیه نگه. در همین حال محمود چهره اش درهم می رود، و صدای بلندی می کند، و می دود اینطرف و آنطرف، محمود: پی پی دارم، ائی دارم….. آقا: بیا عزیزکم، بیا شیرینم، همین جا بکن، طوری نیست…. محمود شلوارش را پائین می کشد و در همان حال شعار می دهد: ” انرژی هسته ای، حق مسلم ماست”، ” کی خسته است؟ دشمن!” فاطمه اره در حالی که دستش دستمال گرفته است و زیر لب دارد همه را نفرین می کند به طرف محمود می رود و سعی می کند قالی را تمیز کند. فاطی: الهی قربونت برم که بوی گل می دی، الهی قد 150 سانتی ات سر اون سیدمحمد و میرحسین و مهدی و مخصوصا اون اکبر در بیاد. فائزه براق می شود: چیه بچه پررو، به بابام حرف بزنی می زنم توی دهنت. فاطمه اره (با چماق می زند توی سر فائزه و او را می اندازد توی آشپزخانه و در را قفل می کند.) آقا: نکنید عزیزانم! نکنید فرزندانم! چی کار کردی فاطمه جان؟ فاطمه اره پای آقا را ماچ می کند. علی: چیزی نبود آقا! یک اختلاف خانوادگی پیش آمد حلش کردیم. آقا: گفتی اختلاف خانوادگی، صندوق ها کجاست؟ علی: بردیم توی زیر زمین صندوقخونه ذخیره ارزی خالی بود، گذاشتیمش اونجا…. آقا( با حال پریشان): نشمرین، کم می شه، نشمرین اش، کم می شه…. علی: نه آقاجون، نمی شمریم، همونی که خودتون فرمودین، کم هم نمی شه، اگر هم شد اختلاف خانوادگی یه، حلش می کنیم. محمود بدو می رود و یک گاز اشک آور پرت می کند به طرف میرحسین و سید محمد که دارند پچ پج لب پنجره با هم حرف می زنند. آنها سرفه می زنند. محمود می آید به طرف آقاجون و در حالی که خودش را پرت می کند توی بغل او: آقاجون! اختلاف خانوادگی مونو با گاز اشک آور حل کردم، حالا باید برن بمیرن. آقا ناله کنان به علی: این عمو حسینعلی هم که دوباره حرف زده، مگه من نگفتم اینقدر حرف نزنه، مشکلش چیه؟ این مهدی چیه؟

    Comment by 12 — June 22, 2009 @ 12:59 pm

  44. در واکنش به سرکوب خونین تظاهرکنندگانی که به نتیجه انتخابات اخیر اعتراض دارند، آیت الله منتظری سه روز عزای عمومی اعلام کرد. این در حالی که منابع دولتی از کشته شدن سیزده نفر دراین تجمعات توسط پلیس و نیروهای لباس شخصی خبر داده اند و منابع دیگر، تعداد کشته شدگان را از 30 نفر بیشتر دانسته اند.

    متن پیام

    آیت الله منتظری در پیام روز گذشته خود در واکنش به کشته شدن معترضان انتخابات آورده: “در با کمال تأسف خبردار شدیم که ملت بزرگوار ایران در دفاع از حقوق قانونی خود در تجمعاتی به دور از خشونت مورد هتک حرمت و ضرب و شتم قرار گرفته و به خاک و خون کشیده شده است. اینجانب ضمن تسلیت این ضایعه و ابراز همدردی با آحاد داغدار ملت، روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه را عزای عمومی اعلام می کنم و با حمایت قاطع خود از حرکتهای غیر خشونت بار ملت مسلمان برای دفاع از حقوق حقۀ خود در چارچوب قانون متقن اساسی جمهوری اسلامی که جمهوریت را رکن اصلی نظام می داند،”

    این مرجع تقلید شیعه در خاتمه پیام خود تاکید کرده: “هرگونه اقدامی که منجر به ضرر غیر قابل جبران به جمهوریت نظام گردد را جایز نمی دانم. هریک از برادران و خواهران دینی ما موظف است ملت را در دستیابی به حقوق حقه خود یاری دهد. بر این اساس، هرگونه مقاومت در این راستا، به خصوص ضرب و شتم و کشتار ملت را مصداق بارز مخالفت با اصول اساسی اسلام مبنی بر حاکمیت ملت بر سرنوشت خود دانسته و حرام شرعی اعلام می کنم.”

    اعتراف به کشته شدن حداقل 13 نفر در روز شنبه

    دیروز صبح تلویزیون دولتی ایران آمار تلفات روز شنبه را 10 نفر اعلام کرد و مدتی بعد، پرس تی وی، شبکه انگلیسی زبان دولت ایران در یک نوبت خبری دیگراز کشته شدن ۱۳ تن سخن گفت. بر اساس آمارهای رسمی دولتی در روز شنبه ۱۰۰ نفر نیز مجروح شده و نزدیک به ۵۰۰ نفر هم دستگیر شده اند. در واکنش به اخبار تلفات، تلویزیون ایران در نوبت های خبری مختلف وگزارش هایی که دراین زمینه تدارک دیده بود تلاش کرد قربانیان حملات پلیس و لباس شخصی ها را آشوبگر و تروریست بخواند.

    روزنامه دولتی ایران که طی روزهای گذشته تلاش زیادی را برای انداختن مسوولیت تلفات روز شنبه به گردن کاندیداهای معترض انجام داده دیروز مدعی شد: ” بر این اساس بسیاری از خانواده‌های کشته‌شدگان و کسانی که شاهد خاکستر شدن مال و سرمایه خود در جریان این آشوب‌ها بوده‌اند، انگشت اتهام خود را به سمت آخرین نخست وزیر کشور نشانه رفته اند و معتقدند که اعتراضات غیرقانونی هواداران او زمینه آسیب به آن‌ها را فراهم کرده است. با این همه موسوی چشم خود را بر «حقیقت» آشوب‌های خیابانی بسته و مدعی حمایت از خسارت‌دیدگان در اغتشاشات اخیر شده است.”

    آیت الله محمد یزدی رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز با اشاره به وقایع روزهای گذشته وبا حمله به میرحسین موسوی اظهار داشت: “آقای میرحسین موسوی به تدریج جوهر خود را معرفی می‌کنند. نظام وظیفه ندارد که آقای موسوی را قانع کند.”

    وزارت اطلاعات: عاملان ناآرامی ها از عراق آمده اند

    درحالی که اکثر اعتراضات مردمی همواره از سوی مسوولین به خارج ودشمنان نظام نسبت داده می

    Comment by 12 — June 22, 2009 @ 1:07 pm

  45. گه خوردی توله سگ . میر یزید ابن ابله قیافش تابلوه
    خیلی کثافته .
    یه گه به تمام معنا

    Comment by محمد دشمن ترسوها — June 23, 2009 @ 7:46 am

  46. سلام
    ایکاش چند نفر با سواد هم اینجا اظهار نظر می نمودند
    بقول آن دوست عزیز که راجعه به پول نفت صحبت نمودند ،
    پول و امکانات مفت در اختیارمان هست چرا فکر چرا زحمت ، همین الان در کشورهای مختلف برای روزی یک دلار چندین نفر پشت در کارخانه ها منتظر ند ولی خیلی از جوانان ما در ماه مبلغ بیش از دویست هزار تومان بابت موبایل می دهند کمی فکر نمائید

    Comment by Anonymous — June 24, 2009 @ 5:27 pm

  47. سلام
    اگر هر ایرانی به سرنوشت خود علاقمند بود ، سال ها پیش به فکر می افتاد .
    در حال حاضر تمام کسانیکه در اطرافم می بینم فقط به فکر منافع خود هستند بنابر این بدانید که هیچ اتفاق مهمی نمی افتد و اوضاع هم به همین شکل باقی میماند منتظر کسی هم نباشید چون نخواهد آمد .

    Comment by Anonymous — June 24, 2009 @ 5:33 pm

  48. واقعا جالبه چرا آقاي خامنه اي نميتونه جناب مهندس موسوي را تحمل كنه . حداقل خوشكلتر از احمدي نژاد كه هست.

    Comment by Anonymous — June 27, 2009 @ 8:55 am

  49. وقتي خامنه اي آبروي سي ساله نظام را يك شبه مي بره . اونقته كه محمود جون آقا مي شه.

    Comment by deleted — June 27, 2009 @ 9:02 am

  50. موسوی: ابطال انتخابات یا تشکیل شورای حکمیت مستقل

    میرحسین موسوی، نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران که به نتایج اعلام شده این انتخابات اعتراض دارد، تأکید کرده که بازشماری آرا راه چاره نیست و تنها راه جلب اعتماد عمومی ابطال انتخابات است.

    آقای موسوی روز شنبه ۶ تیر (۲۷ ژوئن) با انتشار نامه ای خطاب به شورای نگهبان، ‘هیأت ویژه’ پیشنهادی این شورا را رد کرد اما گفت که آماده پذیرش حکمیتی مستقل است.

    سخنگوی شورای نگهبان یک روز پیش تر گفته بود که این شورا ‘هیأتی ویژه’ را برای بررسی انتخابات و بازشماری ده درصد آرا تشکیل می دهد و از نامزدهای معترض خواسته بود نمایندگان خود را برای حضور در بازشماری معرفی کنند.

    اما آقای موسوی عقیده دارد: “منحصر کردن رسیدگی به شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به بازشماری ده درصد صندوق های رأی نمی تواند به جلب اعتماد و اطمینان مردم کمک کند و افکار عمومی را در خصوص نتایج اعلام شده اقناع نماید”.

    او نوشته است که “حجم تخلفات و اقدامات مغایر قانون” به حدی است که چاره ای جز “ابطال انتخابات و برگزاری مجدد آن” وجود ندارد.

    او با اشاره به ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری ایران نوشته است که تخلفات صورت گرفته در این انتخابات از مصادیق “تأثیر در نتیجه کلی انتخابات” است.

    آقای موسوی نوشته است از آنجا که بخشی از تخلفات صورت گرفته “بنابر اعلام شورای نگهبان” خارج از “دایره صلاحیت بررسی” این شورا است و بخشی از اعتراضات به عملکرد تعدادی از اعضای این شورا مربوط می شود، شورای نگهبان یا هیأت منتخب این شورا نمی توانند “داوری منصفانه” داشته باشند.

    او افزوده است: “برخی از افراد این هیأت در انتخابات موضع بی طرف نداشته اند و نسبت به نتایج آن، پیش از بررسی، اعلام موضع کرده اند”.

    با این وجود آقای موسوی نوشته است: “برای اینکه راهی جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند… پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند باشد، ارجاع داده شود”.

    Comment by 12 — June 28, 2009 @ 9:02 am

  51. Irainian President Mahmoud Ahmadinejad
    محمود احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی ایران انتقاد از باراک اوباما رییس جمهوری امریکا را تکرار کرده است و می گوید ایالات متحده در امور ایران مداخله می کند.

    خبرگزاری جمهوری اسلامی – ایرنا – روز شنبه به نقل از احمدی نژاد گفت آقای اوباما از تغییر سخن می گوید ، اما به مداخله در امور ایران ادامه می دهد.

    پرزیدنت اوباما روز جمعه خشونت های پس از انتخابات علیه معترضین در ایران را ” بیدادگرانه” نامید . او همچنین گفت حوادث اخیر بر گفت و شنود یا دیپلماسی مستقیم با ایران تاثیر خواهد داشت.

    شمار رسمی کشته شدگان از هنگام براه افتادن خشونت در پی اعلام نتایج انتخابات ۲۲خرداد، ۱٧ نفر اعلام شده است اما شاهدان می گویند این رقم بمراتب بالاتر است.

    روز جمعه، احمد خاتمی امام موقت جمعه تهران، در خطبه نماز در دانشگاه تهران، تظاهر کنندگان را “محارب” نامید و گفت با آنها باید ” بی رحمانه” برخورد شود.

    روز جمعه همچنین شورای نگهبان اتهامات تقلب در رای گیری را رد کرد و انتخابات ریاست جمهوری را “پاکترین” انتخاباتی که تاکنون در کشور برگزار شده است نامید.

    Comment by 12 — June 28, 2009 @ 9:04 am

  52. من ميگم جمهوريه اسلا مي از ريشه غلته كاش نابود شه و ملتها از شره اين ديو صفتان راحت شن

    Comment by سيقفل — June 28, 2009 @ 9:40 am

  53. تو رو خدا مملكت رو به آشوب نكشيد و به اموال عمومي و به حريم شخصي ديگران احترام بگإاريد

    Comment by khan — June 28, 2009 @ 9:50 am

  54. اين نظريه اي است که بسياري از اهل سياست آن را مورد تاييد قرار داده اند. شواهد زيادي در طول 4 سال حکومت احمدي نژاد براي اين نظريه وجود دارد. در تقلب فاحش انتخاباتي احمدي نژاد و تاييد رهبري و يزدي در اولين لحظات پس از اعلام نتايج، عليرغم مخالفت ها، نا آرامي ها و همچنين بازتاب بسيار بد آن در محافل خارجي، به خوبي مي توان فهميد که چهار سال رياست جمهوري شخصي مانند احمدي نژاد نبايد براي آقاي خامنه اي آنقدر مهم باشد که بخواهد چنين خود را در معرض انتقادهاي داخلي و خارجي قرار دهد و بي شک يک آرمان نهايي در پشت سر اين واقعه نهفته است. در غير اينصورت همه به خوبي مي دانند که آقاي خامنه اي مي توانست با مخالفت با تقلب و انتشار واقعي نتايج انتخابات به نفع موسوي، عملا محبوبيت زائد الوصفي براي خود در کشور ايجاد و وجه ويران شده ايران را در مجامع بين المللي بهبود ببخشد. از ديگر شواهد اين قضيه مي توان به ملاقات هاشمي با رهبري يک هفته قبل از مناظره به اصطلاح افشاگرانه احمدي نژاد و درخواست هاشمي براي تذکر به احمدي نژاد براي عدم ادامه مسير خود و همچنين نامه هاشمي بعد از اين مناظره اشاره کرد که هر دو مورد با بي تفاوتي رهبر انقلاب مواجه شد.

    از سوي ديگر احمدي نژاد و اطرافيانش از شاگردان اصلي مکتب مصباح مي باشند و اين ارادت وي به مصباح را مي توان به بذل و بخشش هاي وي به پادشاه کومور – جزاير قمر- با هفتصد هزار نفر جمعيت اشاره کرد. پادشاه کومور شاگر آيت الله مصباح مي باشد.

    کسانی که این روزها شاهد مناظره احمدی نژاد با میر حسین موسوی بوده اند چیزی را مشاهده کرده اند که شگفتی هر کسی را بر می انگیزاند. احمدی نژاد بی باکانه و بر خلاف قانون، هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس خبرگان رهبری،
    امام جمعه موقت تهران و رئیس تشخیص مصلحت و نیز ناطق نوری رئیس بررسی مفاسد از جانب رهبری را غارتگران بیت المال خواند بی آنکه بیمی از عواقب کار خود داشته باشد! در این میان برخی مردمان ساده اندیش ایران نیز که هنوز فکر می کنند هاشمی مرد قدرتمند سال های پیش است به استقبال سخنان احمدی نژاد رفته وی را قهرمانی می خوانند که هاشمی را به مبارزه می طلبد. اما به راستی در جمهوری اسلامی چه خبر است؟ پشت پرده این ماجرای شگفت آور که مشروعیت کل نظام جمهوری اسلامی را به خطر انداخته چه گروه یا کسانی بوده، چه هدفی را دنبال می کنند؟ آیا آن طور که بسیاری می پندارند این ماجراها و زیر سوال رفتن حاکمیت سی اله انقلاب توسط احمدی نژاد را صرفا باید در حد یک کنش محدود انتخابات ریاست جمهوری دید و یا اینکه قضیه به پروژه ای بسیار فراتر بر می گردد؟ این نوشتار بر آن است که ثابت کند هدف احمدی نژاد و حامیان قدرتمندش چیزی فراتر از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری است و به عبارت دیگر هدف ایشان تغییر نظام جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی است که در آن حتی این جمهوریت نیم بند نیز وجود نداشته باشد!

    ادعای کلان نوشتار حاضر: در زمان حیات آیت اله خمینی، آیت اله مصباح یزدی روحانی ای بود که به خاطر سوابقش چندان مورد اعتماد آیت اله خمینی نبود اما با درگذشت وی، با حمایت آیت اله خامنه ای، مصباح یزدی به تدریج قوی و قوی تر شد تا امروز که هدف دیرینه خود در نفی جمهوریت را نزدیک می بیند. نخستین بار در نیمه نخست دهه هفتاد، مجله شما – ارگان حزب موتلفه اسلامی- پیشنهاد تغییر جمهوری اسلامی به حکومت عدل اسلامی را مطرح کرد اما به واقع کسی که نظریه پرداز این نظریه بود نه موتلفه بازار که آیت اله مصباح یزدی بود. برای درک عمیق تر موضوع، باید ابتدا دو قرائت عمده پر هوادار نظریه ولایت فقیه در میان هوادران این نظریه را معرفی کرد:

    1) بر مبنای نظریه نخست که متعلق به آیت اله جوادی آملی و حامیان وی است ولایت فقیه در واقع ولایت فقها است. اگر ولایت فقیه را آنگونه که وی تبیین می کند بپذیریم آنگاه علاوه بر شخص خاص رهبری در این زمان، آیت اله خامنه ای، دیگر فقها نیز هر یک به فراخور شان و جایگاه خود سهمی در این نوع حکومت خواهند داشت.

    2) نظریه دوم، نظریه ای متعلق به آیت اله مصباح یزدی است. بر مبنای این نظریه، ولایت فقیه، ولایت شخص خاصی است که در واقع به زعم ایشان نایب امام زمان بوده، فرامین وی بر تمام مراجع و… ارجحیت دارد.

    پس از این مقدمات باید وضعیت گذشته و فعلی را تبیین کنیم: مصباح یزدی که با حمایت شخص رهبری آیت اله خامنه ای توانسته است شاگردان و هواداران بسیاری را به گرد خود جمع کند از اوایل دهه هفتاد در پی اجرایی کردن نظریه خود بوده است. در نظریه نخست تا حدی برای جمهوریت -هر چند نیم بند- جایی وجود دارد اما در نظریه مصباح، جمهوریت در بهترین حالت خود یک تزیین و آرایش به شمار می رود. جناح راست حاکمیت با رهبری فکری مصباح و رهبری سیاسی موتلفه در سال 76 می رفت تا رویای مصباح را جامعه عمل بپوشاند که با شوک انتخاب خاتمی و حمایت هاشمی رفسنجانی، این پروژه برای سالها دچار وقفه شد. به تدریج و با انتخاب احمدی نژاد، حامیان مصباح کوشیده اند با ریاست اجرایی احمدی نژاد پروژه خویش را پی گیرند با این تفاوت که در طول این سالهای وقفه، صف بندی های جمهوری اسلامی دچار تغییرات اساسی شده است. هاشمی که خود را به نوعی همتراز رهبر می دید از همان دهه هفتاد حساب خود را از این پروژه جدا کرده بود و از این نظر همواره مورد کینه باند مصباح قرار داشت اما بخشی از محافظه کاران از قبیل ناطق نوری، حسن روحانی و.. نیز به تدریج و با تجربه سالیان و دیدن خطرات آن برای کشور از این پروژه جدا شده اند.

    در اینجاست که با پیروزی احمدی نژاد دو صف بندی بزرگ در جمهوری اسلامی ایجاد شد. یک سوی صف بندی، اتحادی نصف و نیمه از حامیان نظریه جوادی آملی با رهبری فکری وی و برخی مراجع تقلید، هاشمی رفسنجانی به عنوان رهبر تکنوکراتها و تا حدی رهبری سیاسی و نیز اصلاح طلبان تشکیل شد.

    در سوی دیگرمیدان، آیت اله خامنه ای به عنوان رهبر سیاسی، مصباح یزدی رهبر فکری، سپاه به عنوان بازوی نظامی و احمدی نژاد به عنوان رهبر اجرایی قرار داشتند. این گروه که با حذف اصلاح طلبان اعتماد به نفس فراوانی یافته بودند کوشیدند در قالب پروژه پالیزدار و با افشای سوابق فساد هاشمی و دیگر حامیان محافظه کار آن، این بخش از حاکمیت را نیز از حکومت حذف کنند. این پروژه برای خود جنبشهایی مثل جنبش عدالت خواه و… نیز تاسیس کرد تا نبرد قدرت را حرکتی مردمی نشان دهد اما پالیزدار که عضوی از ستاد احمدی نژاد بود اما حاضر به معامله بر سر دزدی نبود به جای اجرای پروژه رسواسازی هاشمی و هوادارنش کوشید کلیه جریانهای فاسد را بر ملا سازد. او در این افشاسازی به شعارهای خوش رنگ و آب احمدی نژاد نیز دل بسته بود اما به خاطر افشای فساد باندهای هر دو گروه، پروژه حذف هاشمی در آن مقطع تعطیل و پالیزدار عضو سابق ستاد احمدی نژاد به زندان فرستاده شد. در ادامه ماجرا، جریان مصباح با حمایت احمدی نژاد وارد انتخابات ریاست جمهوری دهم شد تا پروژه ناتمام را کامل کند که ناگهان با اقبال مردم به خاتمی روبرو شد. این گروه که از اقبال خاتمی و عدم توانایی میر حسین در جذب رای بالا مطمئن بودند کوشیدند با ترفندهایی، خاتمی را مجبور به کناره گیری کنند اما با افزایش محبوبیت موسوی، جریان مصباح متوجه شد که توان پیروزی در انتخابات را ندارد و در صورت تقلب وسیع نیز خود به خود مشروعیت حاکمیت به زیر سوال می رود و بنابراین تصمیم گرفت در پروژه ای زیرکانه، با زدن هاشمی و ناطق به دو هدف برسد:

    این جریان کوشیده است از یک طرف با متهم کردن هاشمی توسط احمدی نژاد بر محبوبیت احمدی نژاد بیفزاید و از سوی دیگر با متهم کردن او می کوشد پروژه ناکام مانده به دست پالیزدار را تکمیل کند. اگر رهبری جمهوری اسلامی از حضور کسانی مثل موسوی نیز ممانعت می کرد پروژه ایشان بدون حضور مردم و لذا با مشروعیت زدایی از حکومت به انجام می رسید اما آنان برای حفظ ظاهر به حضور مردم احتیاج داشتند. از آنجا که احتمال پیروزی موسوی ایشان را مجبور می کرد که برای پی گیری اهداف خود به تقلب وسیعی روی آورند که قابل پنهان کردن نبود ایشان که از سو ظن مردم به هاشمی آگاه بودند کوشیدند با اتهام به هاشمی هم او را ناموجه تر از پیش ساخته در موقع مناسب از حاکمیت خارج کنند و هم بر رای احمدی نژاد افزوده، تا نیاز کمتری به تقلب باشد و با درصد کمتری تقلب به پیروی برسند.

    اما در این میان نکته مهمی که مغفول می ماند آنست که با متهم کردن هاشمی و به ویژه ناطق نوری، مشروعیت جمهوری اسلامی به شدت مورد تردید قرار می گیرد که البته اتحاد مربع برای آن نیز فکر ی اساسی کرده است. اینان پس از انتخاب احمدی نژاد، گروه هاشمی را حذف کرده به مردم اعلام خواهند کرد که آیت اله خامنه ای از مدتها پیش به دنبال حذف این غارتگران بوده که در نهایت با کمک احمدی نژاد موفق شده است و بدین طریق، احمدی نژاد نیز به قهرمان ملی تبدیل می شود.

    اما چرا آقای خامنه ای باید به دنبال حذف هاشمی، ناطق و.. باشد؟ آیا این حذف به دلیل فساد ایشان است؟ جواب به این پرسش منفی است چرا که در طیف هوادار احمدی نژاد نیز گروه کثیری افراد فاسد وجود دارند. کسانی چون آیت اله محمد یزدی که غارتگری شان اگر از هاشمی وامثالهم بیشتر نباشد کمتر نیست. بنابراین باید برای حذف ایشان توسط آقای خامنه ای به دنبال دلایل دیگر ی بود. دلیل و به عبارتی علت اصلی را از یک سو باید در همان نگاه نظریه نخست -نظریه جوادی آملی- به نظریه ولایت فقیه و از سوی دیگر ادعای همترازی امثال هاشمی دانست.

    هاشمی رفسنجانی با توجه به سوابق و شخصیتش حاضر نیست کل اقتدار خود را به آقای خامنه ای واگذار کند. نظریه جوادی آملی نیز حامی وی است اما کسانی چون آیت اله یزدی بر خلاف هاشمی حاضرند در ازای دریافت پاداش، خود را به تمامی در اختیار آقای خامنه ای قرار دهند و بدین علت هاشمی و دیگر مخالفان نظریه مصباح باید از صحنه حاکمیت حذف شوند.

    چند شاهد بر مدعا: در وجود نظریه مصباح که در کتابهای وی و هوادارانش نوشته شده شکی وجود ندارد. در اینکه نظریه رقیبی نیز توسط جوادی آملی نگاشته شده نیز شکی نیست. پس در این مقدمات نمی توان تردید کرد اما آیا احتمال اجرایی شدن این نظریه در این انتخابات، صرفا از ذهن یک داستان نویس نشات گرفته و یا اینکه شواهدی بر آن وجود دارد؟

    شاهد نخست آنکه، احمدی نژاد با نام بردن از هاشمی و ناطق مشروعیت نظام را به کلی به چالش کشید و این موضوع نمی تواند بدون اجازه آقای خامنه ای باشد. در این جا سوال این است که آقای خامنه ای برای چه هدفی باید چنین مجوزی به احمدی نژاد بدهد؟ تبعات عمل احمدی نژاد برای مشروعیت جمهوری اسلامی آنقدر خطرناک است که صرف یک انتخابات ریاست جمهوری نمی تواند آن را جبران کند. از سوی دیگر مافیای رهبری تلاش خواهد کرد پس از حذف هاشمی و حامیانش با این ادعا که رهبری از ابتدا با این باند فساد مخاف بوده، مشروعیت خود را در اذهان حامیانش دوباره بازسازی کند.

    شاهد دیگر ماجرا نحوه برخورد احمدی نژاد با مراجع تقلید است. در بیشتر سالهای پس از انقلاب، دولتها کم و بیش کوشیده اند نظرات مراجع را لحاظ کنند اما دولت احمدی نژاد کمترین بهای لازم را به مراجع تقلید داده است بی آنکه از این شیوه خود بیمی داشته باشد. آیا دلیل عدم نگرانی دولت احمدی نژاد از مراجع تقلید حمایت شدید آقای خامنه ای از احمدی نژاد نیست؟ در نظریه مصباح طبیعتا جای چندانی برای مراجع تقلید نیست چرا که آنها رقیب ولایت خواهند بود. در این راستا به یاد بیاوریم حملات نوری زاد- فیلمساز حامی احمدی نژاد- به آیت اله مکارم شیرازی که بدون ترس از عواقب کار خود به راحتی یکی از پرنفوذترین مراجع تقلید را مورد حملات پیاپی قرار داد. نوری زاد هیچ گاه به خاطر حمله به مکارم شیرازی محاکمه نشد چرا که او مورد تایید رهبر و در راستای پروژه یادشده مامور حمله به مکارم پرنفوذ بود. در همین راستا به یاد بیاوریم سخنان مکارم شیرازی پس از دیدار با آیت اله صافی که در برابر نوری زاد اعلام کرد که آروزی نابود کردن مرجعیت را به گور می برید. یادمانن نرود مکارم شیرازی این پاسخ را به اصلاح طلبان یا لائیکها نداد بلکه به نوری زاد حامی احمدی نژاد و ولایت فقیه داد.

    * به این شواهد اضافه کنید …….

    خلاصه مطلب آنکه شواهد نشان می دهند پیروزی احمدی نژاد در انتخاب دهم، تنها یک پیروزی انتخاباتی نباشد بلکه هدف اصلی و استراتژیک آن، نابودی جمهوریت نیم بند جهوری اسلامی و ایجاد حکومت عدل اسلامی – فاشیسم اسلامی – است. آگاه سازی مردم از این پروژه قطعا یکی از راه های از بین بردن این پروژه خطرناک است. شاید ادعای این نوشتار با وجود همه شواهد نادرست باشد اما این پروژه آن قدر برای کیان این کشور خطرناک است که احتمال آن نیز باید مورد بررسی دقیق و افشاگری گسترده قرار گیرد.

    Comment by 12 — June 28, 2009 @ 1:28 pm

  55. خدا رو شكر كه احمدي نژاد راي اورد.

    Comment by سارا — June 28, 2009 @ 10:37 pm

  56. متاسفم كه برخي احمق روايات خودشون رو به نقل ازامام علي مگن پس امام حسين هم دشمن امام زمان بودچون او هم عباي سبز داشت وبه جنگ قرمز پوش هاي حكومتي رفت وجان خودش و خانواداش رو رد اين راه داد .اول حرف زدن ياد بگر بعدبگو ميرحسن احمق دروغ گو خر دجال

    Comment by nezame khamoosh — June 30, 2009 @ 4:41 pm

  57. اجازه بديد يه چيزي چيز كنم اگه چيز بده يه كم از اون چيز بده بده به مه يه ذره چيزهاي عزيز خونتونو چيزي نكنيد ميرينيم تو هر چي چيزدرود بر موسوي يزيد كافر

    Comment by Anonymous — July 4, 2009 @ 5:57 pm

  58. واقعا بزرگ ترین اشتباه تاریخ عمر خامنه ای رقم خورده—— امید وارم این این حکومت اسلامی 2 سال بیشتر دوام نیاره……….. (درود بر آزادی)
    مرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر هیتلری نژاد ، مرگ بر علی شیره ای خامنه ای ،

    Comment by امام حسین — July 6, 2009 @ 12:11 pm

  59. به امید اینکه یه روز رنگ آزادی رو در ایران ببینیم .

    Comment by BABAK — July 6, 2009 @ 12:21 pm

  60. aghaye ahmadi nejad shoma ke 27deyghe to emrika to noor bodi pas chera ba raye mosavi dar omadi.to in raygiri sabet shod ke amar az bala bepayin bod.inam shegerde doolate mast ke har raees jomhor 2bar dar biyad ke be gharb masalan sabet konan ke mardom raees jomhoreshon ro dost daran.ey kash mir hoseyne aziz yek dor dirtar miyamadi ke mardom majbor nemishodan in khiyanate bozorgo tahamol konan.in hame vasat khon rikhtan khahesh mikonam ba hich vadee ghane nashid.

    Comment by تينا — July 6, 2009 @ 12:45 pm

  61. رای سبز من اسم سیاه تو-انتری نزاد- نبود.

    Comment by امیر — July 6, 2009 @ 2:17 pm

  62. از آقای میمون و فامیلی نزاد یه سئوال دارم:شما که ملوانهای انگلیسی رو گرفتیدمفصلا پذیرایی و بعد هم کت و شلوار تنشون کردید و با احترام فرستادید حالا چی شده که تغییر موضع دادید و می گویید دستهای پنهان انگلیسیها تو کاره و اینها از اول انقلاب با ما دشمنی داشتند؟

    Comment by عاصف — July 6, 2009 @ 2:23 pm

  63. شما خودتون میتونید با نظر به حامیان کاندیداها حدس بزنید کدوم یک از این دو اصلح بودند:هر چی چماقدار-اراذل و اوباشو به اصطلاح احمق نان به نرخ روز بخور و نفهم بودند حامی آقای احمدی نژاد بودند و هرچی افراد منطقی ،صاحب شعور و منطق بودند از آقای موسوی حمایت می کردند. واقعآ یه لحظه فکر کنید.

    Comment by منیژه از اسلامشهر — July 6, 2009 @ 2:31 pm

  64. راست میگی خواهرم اونهایی برای ما در وضعیت فعلی تصمیم می گیرند که کشورشون رو به یک گونی سیب زمینی و هشتاد هزار تومن سهام عدالت فروختند

    Comment by اکبر — July 6, 2009 @ 2:34 pm

  65. faghat moosavi

    Comment by arzhang — July 9, 2009 @ 1:55 pm

  66. سید مجتبی خامنه ای کیست؟
    مازيار رادمنش

    مجتبی خامنه‌ ای فرزند سید علی خامنه ای رهبر کنونی نظام جمهوری اسلامی ایران است. نام سید مجتبی بعد از گلایه های کروبی مبنی بر دخالت وی در جریان رقابت انتخاباتی سال 84، داشت به بوته فراموشی سپرده می شد، اما روند حوادث اخیر و مواضع تند پدرش در برابر معترضان و اصلاح طلبان مجددا نام او را بعنوان یکی از حامیان جدی احمدی نژاد مطرح کرد. برخی رسانه‌ ها مجتبی را تند رو تر از پدرش ارزیابی کرده‌، گرچه که وی تاکنون در رسانه‌ ها ظاهر نشده ‌و اطلاعی از مواضعش نیز در دست نیست.

    چندی پیش روزنامه گاردین در تحلیلی نوشت که مجتبی خامنه ‌ای ضمن آنکه در مجاب کردن پدرش به حمایت از احمدی نژاد درسال ۱۳۸۴ نقش داشته‌، در سرکوب مردم نیز دست دارد. به نوشته این روزنامه آیت الله خامنه‌ ای نیز گرایش به رهبر شدن فرزندش است. جوان 40 ساله که سابقه دوستی با سعید امامی به دلیل سفر مشترکشان در سال 67 به انگلیس دارد، این روزها یکی از موثرترین عوامل کودتای منجر به پیروزی احمدی نژاد شناخته می شود.

    سید مجتبی حسینی خامنه ای کیست؟

    سید مجتبی حسینی خامنه ای سال 1348 در تهران (بنا به روایتی مشهد) متولد شد. خانواده اش آخوند مسلک بودند. پدرش سید علی از آخوندهای پیرو آیت الله خمینی در مشهد بود. پدربزرگش سید جواد نیز از روحانیون مشهور زمان خود در مشهد بود. مادرش خجسته نام دارد. مجتبی دومین فرزند خانواده است، برادر بزرگتر وی مصطفی، دو برادر کوچکترش محسن و میثم نام داشته و دو خواهرش نیز بشری و هدی نام دارند. فرزندان پسر غیر از میثم همگی در حال حاضر معمم هستند. دوران کودکی اش در خیابان نایب السلطنه نزدیک مدرسه علوی و در همسایگی خانواده رفسنجانی و حوالی میدان آذربایجان گذشت. وی به مدرسه علوی رفت و از آغاز تا پایان در همان مدرسه مشغول به تحصیل بود. پیش از انقلاب کودک بود و پس از انقلاب نیز مشغول تحصیل.

    مختصری در مورد خانواده، برادران و خواهران

    پدرش، سید علی خامنه ای، از روحانیون ساده زیست و مبارز پیش از انقلاب بود. وی تحصیلات خود را در حوزه های مشهد، نجف، قم تکمیل کرده و از شاگردان آیت الله خامنه ای بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی محسوب می شد. وی سوابق متعدد زندان و تبعید پیش از انقلاب دارد و آنچنان که گفته می شود خویی شاعرمسلک و دستی نیز به ساز داشته است. برخی از نزدیکان وی می گویند که او ارتباط نزدیکی با استاد احمد عبادی برترین نوازنده ستار تاریخ معاصر ایران داشته و از مجلس درس وی نیز استفاده برده است. پس از انقلاب تا سال 60 به ترتیب، عضو حزب جمهوری اسلامی، معاون وزارت دفاع، سرپرست سپاه، امام جمعه تهران به پیشنهاد آیت الله منتظری و نماینده اولین دور مجلس از سوی مردم شهر تهران بود. پس از آن دو دوره متوالی رئیس جمهوری اسلامی ایران بود. علی خامنه ای در ابتدای انقلاب به عنوان روحانی طرفدار دکتر شریعتی که در مقابل انتقادات از شریعتی سرسختانه از او دفاع می کرد شناخته شده است. او اول سیگار و بعد پیپ می کشید و گفته شده است که به دستور آیت الله خمینی اعتیادش را ترک کرد. سید علی خامنه ای با محافل شعرای مشهد از جمله شفیعی کدکنی، محمد مختاری، م. آزرم ( نعمت میرزازاده)، اخوان ثالث رابطه داشت و در جلسات شعر مشهد شرکت می کرد.

    با مرگ آیت الله خمینی، خبرگان رهبری در تلاش برای یافتن رهبری تازه با استناد به خاطره آیت الله رفسنجانی مبنی بر پیشنهاد رهبری آقای خامنه از سوی آیت الله خامنه ای و خواب آیت الله اردبیلی مبتنی بر موافقت رهبری فقید انقلاب، حجت السلام خامنه ای یک شبه از هیئت پیشین در آمد و به مقام فقاهت و آیت اللهی صعود کرد. تا پیش از آن آیت الله خامنه ای از روحانیون نواندیشی محسوب می شد که برای ایجاد تعادل در نظام سیاسی کشور ضروری شمرده می شود. پس از آن آیت الله خامنه ای هرچه بیشتر به جناح تندرو نزدیک شده، قدرتش را نیز گسترش داد. آیت الله خامنه ای به دلیل شراکت در دو پرونده آمیا و میکونوس از سوی برخی مراجع قضایی بین المللی تحت تعقیب است. وی در انتخابات سال 84 و 88 از محمود احمدی نژاد حمایت کرد. همچنین در میان مردم وی متهم به فرماندهی کودتایی است که منجر به ریاست جمهوری مجدد احمدی نژاد شده است.

    عمویش، سید هادی خامنه ای از مبارزین دوران انقلاب و اصلاح طلبان پس از انقلاب است. وی از اعضای موسس مجمع روحانیون مبارز است که در سال ۱۳۷۲ روزنامه جهان اسلام و سال ۱۳۷۹ روزنامه حیات نو را منتشر کرد. که این روزنامه به دستور دادگاه ویژه روحانیت توقیف شد. شایان ذکر است که احضار وی به دادگاه در ارتباط با پرونده شهرام جزایری و به دلیل دریافت 500 میلیون تومان، جنجال بسیاری در محافل سیاسی بوجود آورد.

    عمه اش، سیده بدری همسر شیخ علی تهرانی است. علی تهرانی روحانی فعال در دوران انقلاب اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری از شهر مشهد بود که پس از انقلاب کم کم از روحانیون حکومتی فاصله گرفت و در فروردین ۱۳۶۳ به عراق که در آن زمان با ایران در حال جنگ بود، گریخت و در آنجا پناهنده سیاسی شد. پس از آن در اردیبهشت ۱۳۶۴ همسرش (بدری حسینی خامنه‌ای) نیز به همراه ۳ دختر و ۲ پسرش بطور غیرقانونی از میانه جبهه‌ها به عراق نزد وی رفتند. سال ها بعد، و در زمان جنگ خلیج وی به همراه خانواده اش با ضمانت آیت الله خامنه ای به ایران بازگشت.

    برادر بزرگش، حجت السلام و المسلمین سید مصطفی خامنه ای از شاگردان پدرش، آیت الله مجتهدی و آیت الله شاهرودی بود. وی متاهل است و همسر وی دختر آیت الله عزیز خوشوقت از روحانیون راستگرای حامی احمدی نژاد است. برادران کوچکش، حجت السلام سید محسن خامنه ای نیز از شاگردان پدر، آیت الله خرازی، آیت الله مجتهدی و آیت الله شاهرودی بوده است. همسر وی دختر آیت الله خرازی و خواهر صادق خرازی است. و سید میثم، کوچکترین فرزند خانواده هنوز ازدواج نکرده، او تنها فرزند خانواده است که تا کنون معمم نشده است. دو خواهرش، یعنی بشری و هدی فارغ التحصیل مدرسه رفاه هستند. دختر بزرگ خانواده بشری، همسر فرزند آیت الله گلپایگانی رئیس دفتر رهبری نظام است.

    سید مجتبی پس از انقلاب

    مجتبی هنوز کودک بود که انقلاب شد. خانواده خامنه ای مثل خانواده روحانیون ارشد نظام تحت حفاظت قرار گرفتند. تا زمان ترورها وی به همراه خانواده اش در خیابان آذربایجان زنگی می کرد، اما پس از ترورهای سازمان مجاهدین خانواده رهبر فعلی نظام تحت حفاظت شدیدتری قرار گرفت. با آغاز ریاست جمهوری پدر، سید مجتبی به همراه خانواده در پاستور سکنی گزید. در همین دوران و در سال 66 توانست درس خود را به اتمام برساند. آنچنان که نزدیکان این خانواده می گویند وی به همراه برادر بزرگترش سید مصطفی سابقه حضور در جبهه های جنگ را دارد. او به همراه مهدی هاشمی به جبهه های جنگ اعزام شده و سردار فضلی و نورعلی شوشتری بر این امر صحه گذاشته اند. پس از پایان جنگ و مرگ رهبری انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای به رهبری نظام رسید. از همان زمان آیت الله خامنه ای از حضور فرزندانش در محافل رسمی و انظار عمومی جلوگیری کرد. شدت محافظت از این خانواده سبب شده بود که مردم حتی ندانند رهبری نظام چند فرزند دارد. اساسا کسی نمی دانست که آیا فرزندان آیت الله خامنه ای دستی در سیاست دارند یا خیر. تا اینکه حجت السلام والمسلمین ناطق نوری در سال 84 پرده از فعالیت های سیاسی سید مجتبی برداشت.

    آغاز فعالیت سیاسی

    گرچه گفته می شود، سید مجتبی پیش از سال 84 نیز فعالیت سیاسی داشته است، اما مدرکی در دست نیست. وی در سال 83 و 84 با حضور در کمپین انتخاباتی قالیباف و محمود احمدی نژاد و در نهایت حمایت از او، ابتدا صدای ناطق نوری و سپس صدای یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، مهدی کروبی را در آورد. مهدی کروبی در نامه ای که در روز 29 خردادماه سال 84 خطاب به رهبر نوشته بود تلویحا از اقدامات سید مجتبی شکایت کرده بود؛ “به‌رغم شفافیت مواضع جنابعالی، اخباری مبنی بر حمایت فرزند محترم شما – آقا سید مجتبی – از یکی از کاندیداها منتشر شد. پس از آن هم شنیدم که یکی از بزرگان به جنابعالی گفته‌اند که “آقازاده حضرتعالی از فلان شخص حمایت می‌کند” و شما فرموده‌اید‌ “ایشان آقا است نه آقازاده” و به هر حال مشخص شد که آن حمایت‌ها نظر شخصی آقا مجتبی بوده است.

    در عین حال کماکان خبرهایی در مورد فعالیت ایشان به نفع یکی از کاندیداها – که سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول کرد و عنایت‌ها به طرف فرد دیگر سرازیر شد – و حتی رفت و آمد به ستاد انتخاباتی آن کاندیدا منتشر شد. حضرتعالی به خوبی واقف هستید که دخالت‌های نسنجیده اطرافیان برخی از مقامات روحانی و سیاسی در سال‌های گذشته تبعات منفی فراوانی برای کشور و نظام داشته است و لذا اینجانب از سر اخلاص، احترام و دلسوزی از جنابعالی تقاضا می‌کنم اجازه ندهید تجربه دیگری به تجربه‌های تلخ گذشته اضافه شود. چون جنابعالی جانشین امامی هستید که وقتی در یک حادثه عده‌ای مدعی شدند مرحوم آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی باعث ‌ایجاد محدودیت‌هایی برای ارتباط مردم با امام شده است، به‌رغم جایگاه فکری و فقهی آن مرحوم دستور داد که “‌ایشان در کارهایی که مربوط به من است دخالت نکند”.

    سخنان مهدی کروبی سبب شد که موج شایعات حول سید مجتبی آنچنان شدت گیرد که خبر دروغ از راست مشخص نباشد. برخی در این باره می گویند که سردار حجازی و آقای وحید همه کاره های دفتر رهبری نوکران سید مجتبی است. او به نقل از منابعش مدعی است که سید مجتبی به همراه تیم اطلاعاتی اش بسیاری از اقدامات را علیه و یا له مسئولین نظام انجام می دهد. شایعه ها تا آنجا گسترش یافت که حتی انتخاب فرماندهان نظامی یا حتی سیاست های اصلی نظام نیز به سید مجتبی نسبت داده شد. گفته می شود او به شورای فرماندهان سپاه رابطه نزدیکی دارد و دارای نفوذ بالایی در لایه های بالایی نظامی و سیاسی کشور است. آنچنان که در محافل سیاسی گفته می شود وی از سال 84 مجتهد است و اجتهاد وی به امضای آیت الله مصباح یزدی نیز رسیده است. آیت الله خامنه ای در محفلی دوستانه در سال 83-84 خبر از اجتهاد فرزندش داده بود. اما کیفیت تحصیل سید مجتبی غیر از حضور در جلسات درس پدر، آیت الله شاهرودی، آیت الله مجتهدی تهرانی، آیت الله خرازی در تهران از سال 78 نیز به قم رفت و در حوزه علمیه خارج و اصول و دوره عالی حوزوی را تحصیل کرد. از اساتیدش در قم غیر از آیات مصباح، خرازی و صافی اطلاع دیگری دسترس نیست.

    مجتبی خامنه ای و کودتای انتخاباتی

    پس از 22 خردادماه امسال و با اعلام پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، نام مجتبی بیشتر از همیشه شنیده شد. این بار گفته می شد که در پس کودتای انتخاباتی که منجر به پیروزی احمدی نژاد شد، سید مجتبی و حمایت آیت الله خامنه ای قرار دارد. اما علت اینکه آیت الله خامنه ای سعی دارد با ساختن گروه جدیدی از مجتهدین جوان به یاری موسسه امام مصباح یزدی، مجلس خبرگان را به دست جوانانی بسپارد که با فرزندش انس دارند و از سوی دیگر وی را برای رهبری پس از خویش آماده سازد. همچنین به دلیل نوع تفکر سید مجتبی و آیت الله خامنه ای آنها دست به اقداماتی زدند تا مهندس موسوی، منتخب مردم به ریاست جمهوری نرسیده و محمود احمدی نژاد برای نیل به مقصود یعنی جلوگیری از به قدرت رسیدن مشارکت و سازمان مجاهدین به این مقام منصوب شود.

    اما یک منبع حوزوی در قم در این باره می گوید هرچند این ها امروز شایعه است اما ممکن است بعدها به واقعیت برسند. اینکه سیدمجتبی بتواند پس از رهبری از سوی خبرگان منصوب شود فعلا به یک جوک شبیه است، چرا که بسیاری از اعضای خبرگان به این مقام نزدیکترند. اما بعید نیست با توجه به اینکه آیت الله خامنه ای تازه 70 سال سن دارد و بیماری لاعلاجی ندارد طی سال های آینده وی خود را بیش از پیش نشان داده و به این شایعات جامه عمل بپوشاند. رسانه ها عادت دارند برخی افراد را بزرگ کنند آنقدر که بعد خودشان هم از آنها می ترسند، نمونه اش مصباح یزدی و امروز هم سید مجتبی؛ “به اعتقاد من خیز سید مجتبی برای رهبری امروز تنها شایعه است.” او اضافه می کند سال 78 مجتبی به قم آمد، آن زمان حتی معمم هم نبود چطور ممکن است در این کوتاه زمان به این درجه رسیده باشد؟ کدام عقل سلیم می پذیرد؟ این ها شایعاتی است که مردم می سازند وگرنه او حداکثر حجت السلام است.

    سید مجتبی حسینی خامنه ای در سال 78 با دختر دکتر غلامعلی حدادعادل که آن ایام تنها استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان بود ازدواج کرد. حداد عادل درباره کیفیت ازدواج فرزندش می گوید که همسر رهبری بار اول سال 77 زمانی که دخترش 17 ساله بوده و در سال چهارم دبیرستان درس می خوانده با آنها تماس گرفته است. او گرچه دختر را برای پسرش می پسندد اما استخاره بد می آید به همین علت ازدواج سر نمی گیرد. یک سال بعد دوباره اقدام برای خواستگاری کردند. مادر سید مجتبی دختر را پسندیده بود، برای همین بار دیگر استخاره کرد و چون خوب آمد به خواستگاری می آیند؛ “پس از مقدمات کار، یک روز پسر آقا و مادرش با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن آقا مجتبی، نظر دخترم را پرسیدم، ایشان موافق بودند. بعد از چند روز خدمت آقا رفتیم. آقا فرمودند آقای دکتر! داریم خویش و قوم می شویم. گفتم چطور؟ گفتند خانواده آمدند و پسندیدند و در گفتگو هم به نتیجه کامل رسیده اند، نظر شما چیست؟ گفتم آقا! اختیار ما دست شماست. آقا فرمودند نه! شما، دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همین طور. وضع زندگی شما مناسب است، اما زندگی من اینطور نیست. اگر بخواهم تمام زندگی ام را بار کنم، غیر از کتاب هایم یک وانت بار می شود. اینجا هم دو اتاق اندرون و یک اتاق بیرونی است که آقایان و مسئولین در آنجا با من دیدار می کنند. من پول ندارم خانه بخرم. خانه ای اجاره کرده ایم که یک طبقه مصطفی و یک طبقه هم مجتبی زندگی می کند. شما با دخترت صحبت کن که خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود، چیزهایی در ذهنش باشد. ما این طور زندگی می کنیم. اما شما زندگی نسبتا خوبی دارید. حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود، کمی مشکل است.”

    حداد عادل سپس به زندگی ساده دخترش در قم اشاره می کند و اینکه آنها از ازدواج فرزندش در نهایت سادگی برگزار شده و حتی حلقه داماد نیز مربوط به آیت الله خامنه ای بوده است. به روایت حداد مراسم آنقدر ساده بوده که “شام به آیت الله خامنه ای نرسید و ایشان شب عروسی تنها تکه ای نان خوردند”! داستان نان شب عروسی مجتبی خامنه ای، مانند داستان بلوکه شدن یک میلیارد و ششصد میلیون دلار در حساب او در لندن – که اخیرا از سوی برخی سایت ها مطرح شده – از جمله معماهایی است که همچون معماهای دیگر زندگی سیاسی ایران است که روزی گشوده خواهد شد.

    Comment by 12 — July 14, 2009 @ 10:08 am

  67. احمق هر چی دستو پابزنی و عرعر کنی نمیتونی رهبرو زیر سوال ببری این چرتو پرتهایی که نوشتی فقط یک سری احمق مثل خودت باور میکنن. لعنت خدا به تو و موسوی و امثال شماها که فقط به دنیا چسبیده اید.

    Comment by خطاب به پست بالایی — July 15, 2009 @ 12:34 pm

  68. كيرم تو دهن همه اخوندا.

    Comment by ايراني — July 18, 2009 @ 10:58 am

  69. خوبه چون خاتمیم آخونده

    Comment by خطاب به پست بالایی — July 19, 2009 @ 1:32 pm

  70. من يه سوال دارم؟ فرق بين آيت ا… خامنه‌اي و شاه چيه؟

    Comment by 12 — July 21, 2009 @ 12:45 pm

  71. ma tarafdare mir hosein budeim va hastim va khahim bud harkiam inja az ahmadi nejado khameneii defa karde lotfan lotf kone khafe she faghat mir hosseinnnnnnnnnnnnnnnnnnn . shomahaii ke az ahmadi nejad defa mikonid roozaye tazahorat to khiabooona nabudid . tanha mishavad goft zalemtar az in hokoomat khode oost…….. .

    Comment by طرفدار میر حسین جون — July 31, 2009 @ 5:23 pm

  72. بودن اسلحه تو دست يه مشت آدو زير ديپلم به عنوان بسيجي يا هر چيز ديگه چه معني و عواقبي داره؟
    آيا باعث ايجاد امنيت ميشه؟
    آيا احكام به قول خودتون اسلامي به خوبي اجرا ميشه؟
    خداوند خود قضاوت خواهد كرد.
    انجا ديگه گروه فشار و يسيجي‌ها با بقيه فرقي نميكنن.

    تو هيچ كشوري به راحتي ايران مردم تو خيابون كشته نميشن.
    برادر بسيجي يه كم فكر كن
    براي گرفتن جان يك نفر احتياج به دلايل ثابت شده‌ي زيادي هست.

    Comment by 12 — August 1, 2009 @ 11:38 am

  73. خاک بر سرتون که حقتون همون احمدی نژاد کثافت پست وطن فروشه که چهار تا هرزه مثل خودش و مشایی رو جمع کرده و شما بدبختهای پول ندیده که واسه هزار تومن از این سر شهر تا اون سرشو پیاده گز می کنین اونو آدم حساب می کنین بدبختها کسی که مردمو با پول می خرید معاویه بود نه علی. دیگه بقیه شو نمی گم اگه به همین جمله آخر فکر کنین جواب طرفدارای احمدی نژاد روشنه

    Comment by amir — August 13, 2009 @ 3:12 am

  74. ازادی به نظر شما یعنی چی
    یه معنای خیلی ساده از ازادی بگین که که به ذهن یه بچه هفت هشت ساله برسه
    ازززززززززززززززادی یعنی خروج از اسارت یعنی ازاد شدن از بند یعنی دو دقیقه مال خود بودن و برای خود زندگی کردن
    ایا می ذارن
    زنده باد موسوی ازادی خواه

    Comment by liberal — August 22, 2009 @ 8:56 am

  75. از همون بچگی نذاشتن حرفی بزنیم و زدن تو دهنمون تا می خواستیم حرف بزنیم می گفتن ساکت چرا خمینی بیاد بگه مملکتی که بیست میلیون جوون داره بیست میلیون ارتش داشته باشه باید جوونامون گوشت دم بمب باشن اما چرا بیست میلیون سیاستمدار نداشته باشیم معلوم میشه از چیزی می ترسن نه

    Comment by شاهین — August 22, 2009 @ 9:07 am

  76. زنده باد موسوی

    Comment by گور به گور باد احمقی نژاد — August 22, 2009 @ 9:21 am

  77. آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
    حضرت امام خميني مي‌فرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازمي‌دارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد مي‌كند و ولايت را از حاكمي كه مي‌خواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط مي‌سازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط مي‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

    Comment by ندای انقلاب — August 22, 2009 @ 1:40 pm

  78. جنایتی که دیده نمی شود
    اکبر گنجی

    ماه رمضان است. عارفان گفته اند کم خوردن،کم خوابیدن و کم سخن گفتن راه رویت و مشاهده ی یار است. اما گرسنگی، تشنگی، کم خوابی و کم گویی رمضان سال جاری، برای دور از معنایی چون من فقط و فقط رویت و مشاهده ی چهره های داغون شده را به همراه آورده است. از خود می پرسم: به کدام دلیل و مصلحت امر الوهی اجازه می دهد تا به نام او و به حکم او، با بندگان او چنین کنند؟ مگر نگفته اند ساختار عالم هستی به گونه ای است که رحمت اش بر غضبش تقدم دارد؟ پس چرا جز بارش غضب و تسلط جباریت چیزی نصیب ما نمی شود؟

    دیدن عکس های بازداشت شدگان در دادگاه های استالینیستی ، روح و جسم آدمی را متلاشی می کند. جنایتی که در مقابل چشم همگان در حال وقوع است، به جسم قربانیان محدود نمی گردد،شخصیت آنان را ترور می کند. به غم و انده وصف ناشدنی خانواده ی بازداشت شدگان که این تصاویر را می بینند نیندیشید، فقط و فقط به این فکر کنید که پس از ترور شخصیت فرزندان دلیر ایران در دادگاه سلطانی ، وقتی آنان به سلول های انفرادی باز می گردند، بر روح تک تک آنان چه می رود ؟ او باید در تنهایی با تیشه به جان خود بیفتد که چرا تسلیم خواست و میل جنایت کاران شد؟ این آن چیزی است که دیده نمی شود. این آن جنایت بزرگی است که کسی بدان فکر نمی کند. این آن لذت عظیمی است که بازجویان و سلطان را شاد می کند.

    بزرگی را می شناختم که رفته رفته آب شد و به دیدار ابدیت شتافت. او را بازداشت کرده بودند و در غذایش مسهل ریخته بودند، بعد هم او را به دستشویی نمی بردند. وقتی در سلول انفرادی لباس های آن مرد بزرگ کثیف می شد، بازجویان جمع می شدند و به او می خندیدند که مرد به این بزرگی نمی تواند خود را نگه دارد. در زندان بودم که جان به جان آفرین داد. دیدم که دهها هزار تن در تشیع جنازه او شرکت کردند، جنایتکاران زیر تابوت آن انسان پاک را گرفتند و کسی که شخصاً فرمان داده بود او را بازداشت کنند و رویش را کم کنند، برای شهادت او پیام داد تا جسم آن بزرگ مرد را از آن خود کند. شب بود و من در تنهایی به تلویزیون نگاه می کردم و می گریستم. مسئول حفاظت اطلاعات وارد اطاق من شد و دید که گریه می کنم. گفت چه شده است؟ گفتم شما او را کشتید و حال این چنین برای او مراسم بر پا می کنید؟ او که با شهید ما در یک محله زندگی می کرد، گفت: بازداشت او یک اشتباه بود. مگر ندیدی که “آقا” برای او پیام داد؟ گفتم آری شنیدم، آری وزارت اطلاعاتی که علی فلاحیان وزیرش بود فقط یک خطای کوچک مرتکب شد. چند روز به عید مانده از زندان آزاد شدم، برای دیدن خانواده ی آن جوانمرد همراه با همسر و فرزندان به خانه او رفتیم. خاطرات بسیار تعریف کردند و از اینکه یکی از شکنجه گران در روزهای آخر بر بالین عزیز ما حاضر شده، به دست و پای او افتاده و حلالیت طلبیده است. بعد به همراه خانواده ی آن عزیز به خانه ی والدین سعید حجاریان رفتیم. پدر سعید به ملاقات با “آقا” پس از بهتر شدن حال سعید بعد از ترور اشاره کرد. سخنانی که در آن مجلس “آقا” بیان کرده بود، از کینه ی بزرگ و عمیق سلطان حکایت می کرد. با شنیدن آن سخنان به فکر فرو رفتم که این شخص کینه ای و انتقام گیر، کی از سعید ما دوباره انتقام خواهد گرفت؟

    چه کسی قادر است چهره ی به نمایش در آمده ی زیدآبادی، رمضان زاده، حجاریان، صفایی فرهانی، ابطحی، تاج زاده، نبوی، و دهها بازداشت شده ی دیگر را از چشم و ذهن خود پس زند؟ هر بار که دو تن از بزرگان را به دادگاه می آورند تا متن از پیش تهیه شده ی بازجویان را قرائت کنند، بقیه ی بازداشت شدگان بی خبر از عالم را هم به تماشا می آورند تا ببینند که راهی جز این در پیش ندارند. این شکنجه ی دیگری است که آدمی را مجبور می کنند تا ترور شخصیت دوستانش را شاهد باشد. قربانی، باید شاهد قربانی کردن یارانش باشد. این رویداد هولناکی است که فقط گریستن بر آن کافی نیست، این “جنایت علیه بشریت” است که سال هاست گرفتار آنیم ، هموطن.

    Comment by 12 — August 31, 2009 @ 4:15 pm

  79. وشنبه ۹ شهريور ۱۳۸۸
    سگ زرد و برادر شغال
    ابراهيم نبوي
    e.nabavi(at)roozonline.com

    ادبیات گاهی اوقات نقش بسیار مهمی در سیاست دارد، مثلا ممکن است از طریق تولید ادبیات بتوانید فکر مردم را تغییر دهید، البته این در حالتی است که آنها بخواهند فکرشان عوض بشود، یا شما بلد باشید چطور از ادبیات استفاده کنید، اما به نظر من، ما مجموعه ای از دانسته های ادبی داریم که این ها نه تنها به فکر کردن کمک نمی کند، بلکه باعث جلوگیری از فکر کردن می شود. خیلی اوقات این دانسته ها، می تواند نوعی عادت ادبی باشد، مثلا وقتی به کسی می گوئید که سخنرانی بکن، بلافاصله لحن صدایش شبیه مرحوم مصدق یا فلسفی یا علمای اعلام می شود. به محض اینکه شروع می کنیم به سخنرانی رسمی یک ” ملت بزرگ ایران” می گوئیم و یک ” جهانیان باید بدانند” و یک ” کوردلان و شب پرستان نمی توانند” از خودمان صادر می کنیم و حتی اگر قصدمان از سخنرانی نکوهش تندخویی هم باشد، آخرش تا همه همدیگر را کتک نزنیم و سخنران غش نکند، ول کن معامله نیستیم.

    یا وقتی که شعرنو می گوئیم، حتی اگر خیلی هم حال مان خوب باشد، ناخودآگاه و براساس عادت ادبی شناخته شده فورا شروع می کنیم به چسناله و گله از روزگار و اعلام نفرت از فصل زمستان و اینکه چقدر همه چیز سیاه و ناامید کننده است، اووووووی! داداش! تو که داشتی شعر حماسی می گفتی؟ چی شد پس؟ یا وقتی طنز می نویسیم، اصولا عادت ادبی مان این است که حتی اگر بخواهیم از آدم احمق انتقاد کنیم، جوری طنز می گوئیم که او می شود دزد یا فاسد. اصلا ادبیات طنز ما جز برای دزد و فاسد انگار کلمه ندارد. لابد دارید فکر می کنیداز این همه اظهار لحیه و تشعشعات ادبی می خواهم چه نتیجه ای بگیرم؟

    منظورم این ضرب المثل های سیاسی خودمان است، لامصب چسبیده به آن انتهای لایه خاکستری مغز و تکان نمی خورد، تا می گویی که ” هاشمی رفسنجانی به درخواست مقامات کشور برای دعوت مردم به آرامش پاسخ منفی داد” فورا زرتی فرمایشت صادر می شود که “برو بابا، سگ زرد برادر شغال است” یا وقتی می گوئی سعید مرتضوی برکنار شد و معاون دادستان کل کشور شد، ایکی ثانیه مردم ادبی می شوند و می گویند که ” ما می گیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض می شه، ما می گیم خر نمی خوایم پالون خر عوض می شه” یا مثلا وقتی می گوییم که مثلا عماد افروغ علیه احمدی نژاد سخنرانی کرده، فورا ضرب المثل صادر می شود که ” حتما زیر کاسه یک نیم کاسه است.” من نمی فهمم، درک یک مفهومی به این سادگی که عماد افروغ علیه احمدی نژاد سخنرانی کرد، که بقول احمدی نژاد اسنادش هم موجود است، چقدر مگر پیچیده است که برای فهمیدنش باید از یک ضرب المثل بی معنی که ” زیر کاسه یک نیم کاسه است” استفاده کنیم؟ و تازه هیچ کسی هم نمی داند که نیم کاسه یعنی چی و چطوری این نیم کاسه زیر آن کاسه قرار می گیرد.

    قبل از اینکه در مورد مرتضوی که معلوم نیست این لباس جدید، کاری به الاغ نداریم، چیست و اصولا برای چه این جابجایی صورت گرفته، توضیح بدهم، بیایید کمی در این مورد فکر کنیم که آیا واقعا سگ زرد برادر شغال است؟ حالا فرض کنیم باشد، مگر دو تا برادر مثل هم هستند؟ فرض کنید که مثلا یک روز اعلام شود که هادی خامنه ای رهبر انقلاب شد. اینجا هم باید بگوئیم سگ زرد برادر شغال است؟ این که واقعا برادر خودش است. ولی آیا مثل خودش است، آن یکی رهبر است و روزنامه این برادر را می بندد، آن یکی برادر دیگر آقا هم خجالت می کشد که آقا را برادر خودش بداند، تازه آن یکی خواهرش هم که ده سال در عراق بود و داشت نان مجاهدین خلق را می خورد و حالا نشسته در بیت دارد، نان خانداداش اش را می خورد.

    وقتی دو تا برادر به هم ربطی ندارند، چطوری یک سگ زرد، فقط بخاطر اینکه شغال زرد است، برادر اوست؟ مثلا هاشمی رفسنجانی 2573 بار رسما اعلام کرد که من با رهبری مثل برادر می مانیم، ولی آیا شکی وجود دارد که خانداداش علی در اولین فرصت نه تنها خشتک اخوی اکبر را بادبان می کند، بلکه کاری می کند که در دریای مواج سرگردان بماند؟ اصلا چطور می شود که فکر کنیم همه شان مثل هم هستند؟ هاشمی و خامنه ای و خاتمی و موسوی و لاریجانی و همه و همه یا سگ زرد باشند یا شغال؟ اینها که دارند همدیگر را می خورند، این را هم که بگوئی فورا یک ضرب المثل عنیف دیگر صادر می شود که ” برادران جنگ کنند، ابلهان باور کنند.” آقا! ول کنید این ضرب المثل های غیر مفید مانع فکر کردن را

    حالا من نمی خواهم در مورد مرتضوی حرف بزنم، ولی این یعنی چی که، ” ما می گیم خر نمی خوایم پالون خر عوض می شه، ما می گیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض می شه.” یک جوری حرف می زنیم انگار دفعه قبل درست به نتیجه رسیده بودیم و چون قبلا کار درستی کرده بودیم، به همین دلیل حالا هم همان کار را تکرار می کنیم و تا ابد هم همین طور. مثلا، آیا دفعه قبل، که شاه بدبخت فلک زده، یک آقای محترم باشعور فهمیده و درس خوانده روشنفکر ملی گرایی که تا شش ماه قبل از آن تحت تعقیب یا زندانی یا ممنوع الحیات بود، به اسم شاهپور بختیار را به جای تیمسار ازهاری نخست وزیر کرد، اگر ما یک لنگی نرفته بودیم در خیابان و مشت مان را به فلانجای آسمان خداوند نکوبیده بودیم و شعار نداده بودیم که ” ما می گیم خر نمی خوایم پالون خر عوض می شه، ما می گیم شاه نمی خوایم نخست وزیر عوض می شه” چه اتفاقی می افتاد؟

    بختیار می شد نخست وزیر، بعد یک انتخابات نسبتا آزاد برگزار می کرد که قطعا از انتخابات بسیار آزاد امروز آزادتر بود، بعد شاه می رفت می نشست توی خانه اش، رضا پهلوی هم برای خودش دیسکوی خودش را در رامسر دائر می کرد و ایران می شد یک کشور مشروطه سلطنتی، ما هم زندگی مان را می کردیم و به فاجعه انقلاب هم دچار نمی شدیم.

    دقت بفرمائید که انسان وقتی یک جمله یا یک شعار یا یک ضرب المثل را یک میلیارد بار در زندگی تکرار می کند، و نه تکرار که با آن فکر می کند که دفعه قبل به نتیجه درست رسیده باشد. ما که قبلا اشتباه کردیم، چه اصراری داریم که دائما تکرارش کنیم؟ خیلی خوش پروپاچه هستیم، دائما هم می رویم حمام.

    و اما قضیه مرتضوی؛ سعید مرتضوی دیروز برکنار شد و امروز شد معاون محسنی اژه ای. یعنی در حقیقت، همان آقایی که گاز می گرفت و قندان پرت می کرد. ظاهر قضیه این است که مرتضوی از دادستانی تهران برداشته شد و رفت یکی بالاتر و شد معاون دادستان کل کشور. محسنی اژه ای برای چی از دولت رفت و شد دادستان کل کشور؟ بخاطر دو دلیل، اول اینکه وقتی وزارت اطلاعات به خواسته دولت ارزیابی کرد و به این نتیجه رسید که ناآرامی های بعد از انتخابات به علت ” انقلاب مخملی” و ” دخالت بیگانگان” نبود، و بخاطر اعتراض مردم به تخلف ها بود( همان چیزی که خامنه ای در هفته گذشته پذیرفت) و به همین خاطر احمدی نژاد وزیر اطلاعات را برکنار کرد و دو معاون و بیست کارشناس ارشد اطلاعات هم استعفا دادند، بخاطر اینکه می دانستند که آنچه دولت از وزارت اطلاعات می خواهد، واقعیت ندارد. و نکته دوم اینکه محسنی اژه ای با پخش تلویزیونی اعترافات مخالف بود، و این دو کار دقیقا همان کارهایی بود که مرتضوی به دستور دولت و رهبری انجام می داد، یعنی زدن اتهام ” کودتای مخملی” و ” پخش تلویزیونی اعترافات”.

    حالا مرتضوی شده است معاون همان کسی که با نظرش و رفتارش مخالف بود. البته خدای ناکرده منظور من این نیست که محسنی اژه ای سینه عیسی سحرخیز را گاز نگرفت و بدترین ضربه ها را به اصلاح طلبان نزد، فقط یک چیز را می خواستم بگویم و آن این که وقتی یک الاغ یک شنل قضاوت روی دوشش انداخته و کیفرخواست صادر می کند، مشکل از وجود آن الاغ نیست، بلکه مشکل از آن پالونی است که روی دوش اوست. از نظر من رفتن مرتضوی از دادستانی انقلاب و عمومی تهران، یک پیروزی بزرگ برای جنبش سبز است و گذاشتن اش در پست نمایشی مثل معاونت دادستانی کل کشور، یعنی که بیخودی فکر نکنید ما او را برداشتیم، چون مردم حال شان از دادگاههای نمایشی و نفرت انگیز استالینی به هم می خورد. برش داشتیم، ولی گذاشتیمش یک جای دیگر. می دانید مشکل مهم ما چیست؟ ما جلو می رویم و پیروزی به دست می آوریم ولی خودمان متوجه موضوع نمی شویم.

    به نظر می رسد که فشار روی زندانیان دارد کم می شود. محاکمه تاج زاده و بهزاد نبوی و میردامادی هم غیرعلنی خواهد بود. ظاهرا دارند یواش یواش زندانیان را از انفرادی در می آورند.

    دولت فدای مجلس، مجلس فدای دولت!

    احمدی نژاد شبها خواب مجسمه آزادی و هاله نور می بیند، شب ها فکر می کند که دارد توی سالن مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی می کند و همه زل زده اند به او و دور کله اش هم هی مثل کامیون های پاکستانی هزار تا چراغ زرد و سبز و قرمز روشن می شود. من فکر می کنم اگر مجبور نبود دولت تشکیل بدهد و می توانست قبل از آن یک سری به آمریکا برود، دیگر هیچ غصه ای نداشت. البته فعلا دوستان نیویورک و تمام آمریکا و ایرانیان کانادا دارند اتوبوس می گیرند که وقتی الفنون رسید نیویورک احساس غربت نکند، چنان نیویورکی نشانش بدهیم که از هر چشمش سه تا هاله نور بیرون بزند.

    مجلس فعلا تنها جایی است که می تواند این دولت نکبت را متوقف کند، کابینه ای که معرفی کرده که ضعیف ترین کابینه سی سال قبل است، من فکر می کنم از روی دفتر تلفن بیست سال قبلش اعضای کابینه را انتخاب کرده. محترم ترین وزرای کابینه هم که یا جاعل اسناد هستند، یا مجرم مالی یا تروریست، یک سوء پیشینه از پلیس بین الملل بگیرند، همه شان را باید بریزند توی جوب جلوی مجلس. امپریال کالج لندن هم اعلام کرد که کامران دانشجو که اعلام کرده از دانشگاه مذکور دکترای هوافضا دارد، اصولا در طول تاریخ دانشجویی به نام کامران دانشجو نداشته است، ظاهرا طرف دکترایش را از هوا و فضا برایش فرستادند. البته فکر می کنم وزرای زن حتما رای می آورند، چون احمدی نژاد یک استدلال مهمی کرده که کسی نمی تواند بعد از شنیدن آن به این وزرای زن رای ندهد. او گفته است: ” نیمی از مردم ایران زن هستند.” بقول شهرام شکیبا که قبلا از دستش ناراحت بودم و فعلا از دستش ناراحت نیستم، واقعا فهمیدن اینکه نیمی از جامعه زن هستند، نیاز به چهار سال تحقیق داشت؟

    فقط می ماند رشوه ای که دولت به نمایندگان داده است. من فکر نمی کنم که به این سادگی نمایندگان مجلس بگذارند احمدی نژاد کابینه تشکیل بدهد. فقط اگر تحفه هایی مثل کوچک زاده و فدائی و سایر اراذل و اوباش مجلس قمه کشی نکنند و مخالفان احمدی نژاد را برای بازدید غیرعلمی کهریزک نبرند، به نظرم رای آوردنش بسختی صورت خواهد گرفت و حالا حالاها طول می کشد. راستی گفتم مهدی کوچک زاده، یکی دو تا عکس بامزه از او دارم که می خواهم به یاد دوران جوانی برایش بفرستم، فقط آدرس ای میل اش را ندارم، اگر خواست یک ای میل بزند به من که برایش بفرستم. وگرنه یک راه دیگری برایش پیدا می کنم، فکر کنم خیلی خوشحال بشود که ببیند که چقدر خوش تیپ بوده در سالهای جوانی.

    مسائل اخلاقی محمدرضا گلزار

    گفتم مهدی کوچک زاده، یاد محمدرضا گلزار افتادم که بیچاره به اتهام مسائل اخلاقی دستگیر شده. جدا مشکلات اخلاقی خیلی مهم است. خیلی خیلی مهم است. ظاهرا قرار بوده که محمدرضا گلزار را که به اتهام مشکلات اخلاقی دستگیر شده، برای اصلاح شدن مشکلات اخلاقی اش بفرستند سراغ نیروی انتظامی، ولی فعلا پلیس متهم به تجاوز به متهمین است و خودش مشکل اخلاقی دارد. قرار بود او را بفرستند پیش یکی از استادان معارف اسلامی دانشگاه. ظاهرا استاد مذکور که قبلا در دانشگاه زنجان بوده، چون یک جور بدی به گلزار نگاه کرده، که قبل از اینکه کسی موبایلش را روشن کند، او را از دانشگاه بیرون بردند. حالا قرار است ببرندش پیش یکی از ائمه جمعه که نصیحتش کنند که دیگر کارهای غیراخلاقی نکند، بیچاره باید برود تویسرکان که مورد نصیحت دفتر امام جمعه قرار بگیرد. ظاهرا فیلمبرداری هم می کنند، تا مشکلات اخلاقی اش کاملا حل شود.

    توزیع گوشت گوساله در نمایشگاه قرآن

    دولت برای رفاه حال مردم شهیدپرور و پابرهنگان کشور و امت همیشه در صحنه اعلام کرد که توزیع گوشت ارزان گوساله از امروز آغاز می شود. در همین راستا کسانی که می خواهند گوشت گوساله دریافت کنند، می توانند به محل برگزاری نمایشگاه قرآن مراجعه کنند. وزارت گوشت و ارشاد اسلامی گفت: ” کلیه قاریان قرآن و صنف چلوئی و کبابی موظفند قبل از مصرف گوشت مذکور، علاوه بر قرائت سوره بقره، یک دور با نوحه حاج منصور ارضی سینه بزنند.” این وزارتخانه اعلام کرد که گوشت پشت مازه فقط به کسانی داده می شود که حافظ نیمی از قرآن بوده یا حداقل یک بار عملیات استشهادی انجام داده باشند.

    انبار سلاح سرد در رجانیوز

    بیخودی چرا برای خواندن طنز سراغ من می آیید؟ من که هر چه می نویسم، خودم باید تا یک ساعت بعد اشکهایم را پاک کنم از بس غصه ام می گیرد، برید سری به این رجانیوز که عکس رجایی را زده بالای وب سایتش و علیه وزرای او که زندانی هستند، می نویسد، تا دلتان می خواهد طنز بخوانید. رجانیوز طی خبری نوشت ” یک انبار سلاح در دفتر جبهه مشارکت کشف شد” و بعد توضیح داده شده که در جریان بازرسی خانه یکی از کسانی که یک بار از جلوی ستاد موسوی رد شده بود، ماموران موفق به کشف یک آشپزخانه شدند. آنان در فریزر آشپزخانه یکی دو مرغ یخ زده و مقداری سبزی خشک پیدا کردند که سبزی های مذکور به نیروی انتظامی دلالت شد. همچنین در آشپزخانه این عنصر مزدور، مقادیر معتنابهی سلاح سرد، از جمله کارد، چاقو، چنگال، ملاقه، رنده، گوشتکوب، سیب زمینی پوست کن پیدا شده است.

    عاباس! ول کن این جاسبی رو!

    این عباس سلیمی نمین هم درست بشو نیست. تا وقتی جاسبی را کفن نکند، ول نمی کند. من نمی دانم جاسبی چه هیزم تری به او فروخته است که ول کن معامله جاسبی نیست، بابا ول کن، درد گرفت، نمی بینی بدبخت صورتش سرخ شده؟

    سلیمی نمین گفت: ” اگر بتوانیم جاسبی را به محاکمه بکشانیم، برای بقیه درس عبرت می شود.”

    وی شش ماه قبل گفته بود: ” جاسبی بخاطر سوء استفاده از امکانات دانشگاه آزاد و دادن آن برای انتخابات یکی از نامزدها باید محاکمه شود.”

    وی یک سال قبل گفته بود: ” جاسبی باید بخاطر مخالفت با رئیس جمهور و ایجاد فضای غربی در دانشگاه آزاد محاکمه شود.”

    همین سلیمی نمین سه سال قبل گفته بود: ” جاسبی باید بخاطر حمایت از اسرائیل محاکمه شود، چرا که دانشگاه آزاد موظف است که به تحقیق درباره هولوکاست بپردازد.”

    همین سلیمی نمین پنج سال قبل گفته بود: ” جاسبی باید بخاطر سوء استفاده از نام عزیزانی چون هاشمی رفسنجانی و میرحسین موسوی محاکمه شود.”

    نتیجه گیری خصوصی: اوی! جاسبی، ببین این بچه چی می خواد، بده بره!

    کویر وحشت و کوچه باغهای نشابور

    محمدرضا شفیعی کدکنی هم از ایران رفت. او که برای روندگان نوشته بود:

    ” سفرت به خیر اما

    چو از این کویر وحشت بسلامتی گذشتی

    به شکوفه ها به باران

    برسان سلام ما را”

    خبرش نوشته شد که شاعر بزرگ خراسانی، محمدرضا شفیعی کدکنی، شاعر کوچه باغهای نشابور، برای همیشه از ایران مهاجرت کرد. سفرش بخیر. شفیعی کدکنی جزو همان حلقه شاعران خراسان بود که در دوران جوانی لباس روحانیت به تن داشت و سالها بود که لباس را ترک کرده بود.

    Comment by 12 — August 31, 2009 @ 4:16 pm

  80. -عشق است هاشمی رفسنجانی

    Comment by javad — September 14, 2009 @ 5:56 pm

  81. تنها كار حاميان موسوي خجالت است خجالت مرگ بر منافقين كور دل

    Comment by Anonymous — September 19, 2009 @ 3:32 pm

  82. ایهالناس مسلمان کشی‌یکی‌از سرگرمیهای جدید برای کشورها و دولتهای مسلمان و غیره مسلمان شده. جالب اینجاست که دوستان عزیز آقای احمدی خره،چین و شوروی، قبل از شمارش آرای انتخابات به ایشون تبریک گفتند. کشور چین و شوروی یک ساعت بعد از انتخابات به آنترینژاد تبریک گفتند تو نگو اینها با هم یه قرارهایی دارند و آنهم سرگرمی هست که هر ستاشون دوست دارند و آن هم، مسلمان کشی‌. در ارومجی چین و در چچنیا شوروی و در ایران عزیز دولتها همه مشغول مسلمان کشی‌هستند.احمدی‌نژاد ممکن که خایهٔ امریکا و انگلیس را نمیمالد ولی‌ خوب خایهٔ چین و شوروی را ما چ می‌کند. هی‌نماز جمعه داد میزنم مرگ بر یهودی و صهیونیست تو نگو پولدارترین ادمهایی که شوروی را اداره میکنند یهودی هستند. هر هفته میرم نماز جمعه داد میزنم مرگ بر امریکا و مرگ بر انگلیس تو نگو مسلمان کشهای اصلی‌، چین، شوروی و همین رئیس جمهور قلابی خودمون آقای احمقی خره جنایتکار هستند.
    «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»

    Comment by ندای انقلاب — September 24, 2009 @ 1:28 pm

  83. خدایا عاقبت این میرحسین چیه بهش رحم کن چون اون اصلاً عقل درستی نداره …

    Comment by ehsan — September 27, 2009 @ 1:00 am

  84. خاک بر سر میر حسین موسوی که قصد دارد وطنش را ویران سازد.
    وی با حرف هایش یه مشت سوسول و دختر بی روسری را دور خودش جمع کرده ودر مناظره با جناب آقای محمود احمدی نزاد در حرف زدن کم میارد و به چیز خوردن می افتد(ما برای این ملت چیز می اوریم در صورتی که شما چیز این ملت را گرفتید وبه خورد ما دادید.اگر من به جای شما بودم تمام این چیز ها را خودم می خوردم و به طرف داران بی چیزم می دادم)با تموم این حرف ها معلوم است که میر حسین از طرف آمریکا اقیل شده که وضع این کشور پایدار را به هم ریزد وهمین اغتشاشات اخیر زیر سر میر حسین و خاتمی بوده است…. همتون بی چیزید…………………………………

    Comment by Anonymous — October 7, 2009 @ 10:04 am

  85. لعن الله علی عدوک سید علی
    موسوی و هاشمی و خاتمی

    Comment by مهدی — October 17, 2009 @ 12:57 am

  86. بسيجي مخلص! و از مخ خلاص است بسيجي خايه مال و بي خواص است
    بسيجي حربه اي در دست اخوند
    ز عقل و علم و دانش در هراس است

    Comment by Anonymous — December 5, 2009 @ 8:50 pm

  87. کیرم دهن موسوی و طرفداراش
    حالشو ببرین

    Comment by سید رضا مامانی — December 5, 2009 @ 11:59 pm

  88. می دونستید زهرا رهنورد سومین زن روشنفکر جهان انتخاب شد از سوی غربی ها. سوال : آیا کسی که در گفتگو با شبکه bbc می گوید مگر می شود همشهری های من به کسی دیگر رای بدهند؟ مگر می شود به دامادشان رای ندهند
    سوال 2: در ادامه می گوید میر حسین یک آذری زبان هست مگر می شود به فرزند خود رای ندهند

    Comment by چیز حسین — December 7, 2009 @ 5:59 am

  89. لطفا بسیجی ها گوز گوز نکنند

    Comment by mehr — December 7, 2009 @ 11:19 pm

  90. میر حسین موسوی نماد از ازادیه
    ازادیی که ما ایرانی ها هیچی ازش نفهمیدیم
    و فقط اسمشو بلدیم و میگیم
    استقلال ازادی جمهوری اسلامی

    Comment by behzad d2 — December 12, 2009 @ 9:02 pm

  91. ولی ایران چی بوده و چی شده
    یک مقایسه کوچک…کورش کبیرو ببین. خامنه ای کس کشو ببین

    Comment by behzad d2 — December 12, 2009 @ 9:08 pm

  92. بدون مخ = MOKH LESS = بسيجي مخلص

    Comment by Anonymous — December 14, 2009 @ 1:30 am

  93. ایا منطق سیاسیون غحش و ناسزاست عوض حرفهای زشت بیشتر مطالعه کنید.

    Comment by هادی — December 18, 2009 @ 2:53 pm

  94. لعنت بر موسوی و کروبی و خاتمی منافق

    Comment by ابی — December 20, 2009 @ 8:15 pm

  95. درود بر تو ای مرد ایران زمین

    Comment by راجیل — December 29, 2009 @ 4:00 am

  96. كاري كه موسوي و كروبي وخاتمي دارند با ايران ميكنند بدتر از كاري كه صدام تو هشت سال با ايران كرد

    Comment by Anonymous — December 29, 2009 @ 10:40 pm

  97. مرگ بر میر حسین خاین

    Comment by Anonymous — December 31, 2009 @ 1:28 am

  98. مرگ بر میر حسین و خاتمی منافق

    Comment by علی — December 31, 2009 @ 1:29 am

  99. فروش مرگ بر خاتمی و میر حسین خائن وتن

    Comment by علی — December 31, 2009 @ 1:36 am

  100. salam- agar shoma edea mikonid ba hoseiynid pas chera hoseyniii raftaar nemikonid? chera aberooye moosavi ra mibarid? agar baraye eteraz be hatke hormat be hoseiin be khiyaban amadeiid pas chera be mosavi hatke hormat mikonid? man moteasefam baraye edeii ke khod ra tarafdare hosein neshan midahand dar hali ke ahmadi nezhad kandidaye morede nazareshan hamanande moaviye az mardom ray kharid vay bar ma ke hanooz rah ra az birah nemishenasim

    Comment by Anonymous — December 31, 2009 @ 11:49 pm

  101. اول سلام:
    ميرحسين وميرحسينيان مگراحترام عاشورارا نگه داشتندجواب هاي هوي است حضرت علي عليه السلام ميفرمايد:هرچه براي خوددوست داري براي يگران هم دوست بدار.

    Comment by mina — January 2, 2010 @ 10:56 pm

  102. احترام عاشورا با کشتن و از پل انداختن و جوان ایرانی را با وانت نیروی انتظامی زیر کردن از بین می برد.
    احترام عاشورا را حمله به شیر زنان و شیر دختران ایرانی از بین می برد.
    احترام عاشورا به آزادگی و آزادی خواهی حسین است نه اسیر خرافات صفوی ساخته و بر حسین گریستن و مزدور یزیدیان شدن

    Comment by ایمان — January 3, 2010 @ 3:18 pm

  103. ديكتاتور اونه كه هم صدا وسيما را دست داره هم وزارت دفاع را و سوراي نگهبان و مجلس خفتگان را بريد خودتون را جمع كنيد مسلمانان مسلمانا مسلماني ز سر گيريد…

    Comment by مرا مادر نامم مرگ خامنه اي گذاشت — January 8, 2010 @ 1:33 pm

  104. موسوی منافق است و کروبی خوارج

    Comment by Anonymous — January 8, 2010 @ 11:20 pm

  105. آیت‌الله منتظری پدر انقلاب اسلامی فرمودند: 
    حفظ نظام مقدمه ‌است برای حفظ و انجام دستورات اسلامی. اگر بنا باشد به بهانه حفظ نظام، اقدامات ضد اسلامی انجام شود، نه نظام خواهد ماند نه اسلام
    بسیجیها برادران و پدران ما هستند ‌ای برادر بسیجی‌آیا وجدانا شما قبول دارید رفتار شما به مردم مسلمان ما، رفتار اسلامی هست
    چطور این جمهوریه عزیز اسلامی ما دو‌ام خواهد آورد وقتی‌رفتار دولت با مردم مسلمان ما کاملا غیر اسلامی هست

    Comment by bahar — January 25, 2010 @ 2:12 pm

  106. درووووووووووووووووووووووووود بر موسویییییییییییییییییییییییییییییی

    Comment by ahmad — January 28, 2010 @ 1:08 pm

  107. مرگگگگگگگگگ بر احمدی نژاد خائن

    Comment by reza — January 28, 2010 @ 1:10 pm

  108. مرا مادر نامم مرگ خامنه اي گذاشت

    Comment by لاله — January 28, 2010 @ 1:11 pm

  109. لب

    Comment by Anonymous — February 3, 2010 @ 1:00 pm

  110. نمیدونم چی فکر کردی ولی جواب کنش واکنش چ

    Comment by Anonymous — February 3, 2010 @ 1:02 pm

  111. کیر تو کس نه نه خارجنده رهبر کونی ابن بذذار زن جنده گی

    هتما وقت انفجار دستش توکونش رفته خوار مادر گایده

    کی انگلیسیها تو کس زن اقا مجتباش رفته که بچش شده

    کاش میاوردن من بگامش

    Comment by kirkoloft — February 18, 2010 @ 8:19 pm

  112. حیف که فائزه با میر حسینه واگرنه اونم خوب چیزیه

    Comment by kirkoloft — February 18, 2010 @ 8:28 pm

  113. تا اب در کیر ماست

    هدیه ب کون رهبر ماست

    ایا خامنه ای یک کونی است

    ایا حداد نا عادل یک خاییه مال است

    ایا فائزه یک کس است

    ایا میمون انتری نژاد الت خامنه ای است

    ایا من زن مجتبی خامنه ای را حامله کردم

    ایا کاندوم در گاییدن زن خامنه ای لازم است

    Comment by kirkoloft — February 18, 2010 @ 8:34 pm

  114. حماقت بس است کمی به اطراف نگاه کنید با چند صد میلیون پول آمریکایی چندین میلیارد به کشور ضرر خود دوستان بیشتر فکر کنید با فحاشی هیچ آینده ای رقم نمیخورد ،این که فرهنگ تبادل اطلاعات نیست خوبه که از این وسیله برای کمک به هم وارتقاع کشورمان استفاده کنیم همتون میدونید اگه دست امریکا وانگلیس به همه خانواده های ماها برسه به هیچکدوم رحم نمیکنن اونا با غیرت ایرانی مشکل دارند نه احمدی نژاد یاموسوی،کمی از عصبی بودنتان کم کنید تا هم بهتر فکر کنیم هم بهتر زندگی ( چاکر همه ایرانیان مخلص وتابع رهبر عزیز ودانشمند

    Comment by raha — March 2, 2010 @ 8:42 pm

  115. اولا بنظرم میاد زیاد احتاجی نیست تا با آدم های بدون فهم و شعور صحبتی بشه.صحبتم فقط با اون دسته از آدم های با منطق و با هوشی است که می خواند راه رو از چاه تشخیص بدند.نگاه کنید ببینید که اگه امام زمان بود چه کسی رو و با چه ویژگی هایی قبول می کرد؟

    Comment by javad — March 3, 2010 @ 2:12 am

  116. mikhstam be alireza begam ke vaghti ye matlabi ro mikhone ye az har ketabi ye kam fekr kone,har sabzi ke nemade dajall nist!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!vghean ahmaghe dige.

    Comment by maama — March 19, 2010 @ 3:04 pm

  117. مستر خامنه ای با خر میام دنبالت بریم سکون

    Comment by سیف الله ملیچی — April 28, 2010 @ 7:06 pm


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: