من مكتوب

April 13, 2009

موزه عبرت

Filed under: خاطرات — saeedlog @ 1:42 pm
Tags:

خوب ميخوام از “موزه عبرت ” بنويسم .

ebrat_1

پنج شنبه گذشته با دوستان تصميم گرفتيم كه از هواي بهاري تهران استفاده حداكثري رو بكنيم و آستين كوتاه و خوشحال و سرمست بريم كاخ گلستان ، از اون جايي كه شنيده بوديم كه كاخ گلستان از لحاظ معماري گنجينه ارزشمنديه و نسبت به كاخ هاي ديگه يك سروگردن از لحاظ ارزش تاريخي بالاتره ، در اين كه اين ظهرمون رو بايد با كاخ گلستان پر كنيم ، هيچ شكي نكرديم .

لباس ها رو پوشيديم و با “بي آر تي” خودمون رو رسونديم لاله زار و از اونجا با مترو از ايستگاه دروازه دولت ، رفتيم توپخانه ، با اين كه كاخ از توپخانه دور بود ، ولي قصد داشتيم يك شكم سير ساختمان بزرگ وزارت مخابرات بعلاوه كاخ دادگستري رو ببينيم و خلاصه پياده راه افتاديم سمت كاخ ، كه از شانس بدمون روزهاي تعطيلي كاخ گلستان يكشنبه و پنج شنبه بود و بد جوري خورد تو پرمون ، ضايع شده و دست از پا دراز تر حركت كرديم سمت مدرسه دارالفنون تا حداقل كاخ گلستان رو نديديم ، مدرسه دارالفنون رو ببينيم ، به هر حال اين يادگار اميركبير جاذبه هاي زيادي براي ما كه خودمون رو دانشگاهي مي دونيم بايد داشته باشه ، ولي از شانس بدمون اونجا هم مدت ها بود رفته بود زير تعمير و ما به اين نتيجه رسيديم كه بي فايده است و اصلا قسمت نيست امروزمون مفيد بگذره ، در حالي كه همه مون در اوج نااميدي بوديم ، رفتيم و كنار ساختمان وزارت مخابرات ، زير سايه اش ، روبروي ميدون توپخانه استراحتي كرديم و گفتيم بي خيال شيم و برگرديم خونه ، ولي در آخرين لحظات هچخ توي موبايل اش موزه ديگري رو در اون حوالي كشف كرد و اون هم موزه عبرت ايران بود ، كه بعدا متوجه شديم كه چه غنيمتي بوده و ما بي خبر ازش بوديم

حياط شكنجه گاه

موزه عبرت ايران در واقع كميته مشترك ضدخرابكاري ساواك و شهرباني است كه در سال هاي بين 50 تا پيروزي انقلاب به محل نگهداري و بازجويي فعالين سياسي اون دوران مبدل شده بود و خوب به علت جاذبه اي كه داشت ، به دستور سيد محمد خاتمي و در زمان وزارت اطلاعات يونسي تبديل به موزه براي بازديد مردم شده بود و در اونجا ابزارهاي شكنجه ساواك و محل نگهداري فعالين سياسي اون دوران رو به نمايش گذاشته بودند.

شكنجه

برنامه راس ساعت 2 شروع شد ، اول رفتيم آمفي تئاتر موزه و در اونجا يك سري مقدمات رو از طريق ويدئوپروژكتور ديديم و بعدش توسط راهنما به سمت ورودي ابتدايي موزه حركت كرديم ، راهنما در ابتدا فضا رو يك معرفي اجمالي كرد و در مورد ساختمان زندان و معماري عجيب اش توضيحات خوبي داد ، بعدش اولين محلي كه ما رو بردن كه كنجكاوي مون در مورد موزه صد چندان شد ، دفتر شكنجه دكتر حسيني بود و در اونجا در مورد روش آپولو ، تخت شلاق و … توضيحاتي داده شد و بعدش رفتيم و قفس داغ رو ديديم و بعدش رفتيم و بندهاي زندان رو ديديم .

صندلي آپولو و عروسك دكتر حسيني قصاب

بندهاي زندان ، مجموعه اي از سلول هاي تاريك و نموري بود كه به سختي نور در اونها نفوذ مي كرد و با توجه به سازه اسكلت فلزي زندان در تابستان ها به شدت گرم و در زمستان ها به شدت سرد مي شد و خود اون سلول ها بزرگترين شكنجه براي زندانيان بود. نكته جالب در اين بندها به نمايش گذاشتن سلول هاي معروف بود ، مثلا سلولي كه در اون دكتر شريعتي زنداني بود ، يا سلولي كه در آن هاشمي رفسنجاني ، آيت الله خامنه اي ، باهنر ، رجايي ، طالقاني و … زنداني بودند .

khamenei

من در يكي از كتابهاي دكتر شريعتي تحت عنوان نماز داستان اين دوران 18 ماهه زنداني شدن دكتر در شكنجه گاه ساواك رو خونده بودم ، ولي با ديدن اين سلولهاي تاريك و وحشتناك به عمق تفاوت فاحش تصورم با واقعيت پي بردم .

يكي از نكات جالب اطلاعاتي بود كه راهنما در مورد شكنجه گران مي داد ، شكنجه گراني مانند “آرش” ، “رسولي” ، “تهراني” ، “منوچهري” كه در آن زمان ، زندانيان با شنيدن اسمشان هم تن شان مانند بيد مي لرزيده و شهرت بسيار زيادي در قساوت و سنگدلي داشتند و بسيار باهوش بودند ، دوره هاي فشرده سنگيني را در اسرائيل و آلمان ديده بودند و تبديل به ماشين هاي شكنجه اي شده بودند كه سنگ را نيز وادار به اعتراف مي كردند ، اين ماشين هاي شكنجه به علت درآمدهاي فوق العاده بالايي كه داشتند و تشويق هاي بسياري كه از جانب حكومت مي شدند به شدت به رژيم وابسته بودند . داستان هاي شكست اين موجودات باهوش و قوي در مقابل زندانيان نحيف ، ولي خداباور اون دوران هم براي خودش داستان عبرت آموز و جالب بود ، مثلا داستان مقاومت عزت شاهي (مطهري) در برابر شكنجه هاي مداوم ساواك و مستآصل شدن شكنجه گران در مقابل اين انسان رازدار و محكم ، براي خودش داستان مفصلي بود ، عزت شاهي اون قدر دوام مي آره و اعتراف نمي كنه كه تهراني پس از دستگيري اش بعد انقلاب و در آخرين حرفايي كه مي زنه ، ميگه كه فقط از عزت شاهي بخواهيد كه ما رو براي اون شش ماه آخر شكنجه هاش ببخشه و عزت شاهي اونقدر مرد بزرگيه كه حتي براي اينكه تهراني در جلسه دادگاه شرمنده نشه ، به اون دادگاه نمي ره .

توي شكنجه گران ساواك شخصيتي به نام آرش برامون از همه جالب تر بود ، اين آدم بسيار جوان (27سال) ، جاه طلب ، باهوش و مرموز و زن باره بوده و تمام زن هايي كه به شكنجه گاه ساواك مي اومدن از زير دست اش رد مي شدن ، با توجه به عكس هايي كه از اون توي موزه نصب شده بود و با توجه به كليپ زمان اعترافاتش مي شه گفت كه اين مرد ، به شدت خوش تيپ و زيبا بوده ، ولي اون قدر نيروهاي شيطاني در اين فرد جمع شده بودند كه اون رو تبديل به يكي از خطرناك ترين شكنجه گران كرده بود ، به گونه اي كه شنيدن نامش براي زندانيان زن ، ساعت ها گريه رو به هم داشته ، اون چيزي كه براي من خيلي جالب بود ، مسيري بود كه آرش طي كرده بود تا به اين نقطه رسيده بود ، نقطه اي كه حتي حيوانات وحشي هم از رسيدن به اين نقطه واهمه دارند ، وقتي صحبت از آرش بود ، من دائما ياد فيلم “هانيبال رايزينگ ” مي افتادم و اين كه چگونه هانيبال باهوش و زيباي فيلم تبديل به يك پزشك جاني مي شه كه غذاي لذيذش ، گوشت و پوست آدم هاست

عزت شاهي

موزه عبرت ، واقعا يكي از اون جاهايي كه هر آدم علاقه مند به تاريخ معاصر حتما بايد بره و ببينه و لذت ببره و ياد بگيره . اثر گذاري اين موزه به قدري بود كه تقريبا تمام پنج شنبه باقي مانده و جمعه ما داشتيم در موردش بحث و تبادل نظر مي كرديم .

1 Comment »

  1. […] موزه عبرت « من مكتوب 13 آوريل 2009 … بندهاي زندان ، مجموعه اي از سلول هاي تاريك و نموري بود كه به سختي نور … در اسرائيل و آلمان ديده بودند و تبديل به ماشين هاي شكنجه اي شده بودند … هايي كه از اون توي موزه نصب شده بود و با توجه به كليپ زمان اعترافاتش مي … saeedsharif.wordpress.com/2009/…/موزه-عبرت/ – ذخيره شده – صفحات همسان […]

    Pingback by partabgar.net » Blog Archive » کلیپ های شکنجه,دانلود کلیپ های شکنجه — September 18, 2009 @ 8:03 pm


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: