من مكتوب

May 31, 2009

اين روزا نوسانات زيادي رو شاهدم

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 2:07 pm

untitled

Advertisements

May 30, 2009

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

Filed under: تحليل — saeedlog @ 7:35 pm
Tags: ,

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

روزهاي انتهايي اسفند بود كه ما با اسمي جديد در سپهر سياست اين مرز و بوم آشنا شديم ، تا پيش از اين فقط اسمش را شنيده بوديم ، نديده بوديمش ، از او نشنيده بوديم ، مير حسين موسوي!!! براي من كه از مدت ها پيش تر بين كروبي و خاتمي مردد مانده بودم شوك بزرگي بود ، خاتمي از ميدان كنار كشيد(هر چند با توجه به سخنراني اش در دانشگاه تهران آمدنش هم برايم غيرمنتظره بود) و از موسوي حمايت كرد ، مشاركت و مجاهدين انقلاب در چرخشي سريع ( به صد ساعت هم نكشيد ، كساني كه استراتژي يا خاتمي و يا هيچ كس را تبليغ مي كردند ) به سوي موسوي آمدند و خلاصه همه يكصدا موسوي شدند ، برايم عجيب بود اين ميرحسين كيست كه اينقدر سريع جايش را در بين نيروهاي اصلاح طلب باز كرد ، منتظر اظهار نظراتش بودم ، كلي اميدوار بودم ، گفتم شايد منجي اي كه منتظرش بوديم آمده است .

الان بيش از دو ماه از اعلام حضور ميرحسين مي گذرد و ما هنوز تشنه حتي اندكي اطلاعات در باب گذشته ميرحسين ايم ، هنوز منتظر شنيدن اصلاح طلب بودن ميرحسين ايم ، هنوز سئوال سروش از نقش ميرحسين در انقلاب فرهنگي بي پاسخ مانده و هنوز ناگفته هاي بسياري باقي مانده ، هنوز اصلاح طلب بودن ميرحسين را از زبان اصلاح طلبان دور ميرحسين مي شنويم . چندي پيش تر صحبت از اين بود كه ميرحسين پس از گرفتن تائيد صلاحيت از شوراي نگهبان اسرارها هويدا ميكند ، ولي هنوز شاهد سكوت ميرحسين ايم .

از ابتداي حضور ميرحسين اين گونه تبليغ شد كه راي دادن به ميرحسين مساوي راي نياوردن احمدي نژاد است و شروع به كوبيدن دولت نهم كردند ، استدلال اوليه ام اين بود كه اين فقط شروع ماجراست و مسلما ميرحسين پس از جلب توجه آحاد ملت شروع به پاسخ گويي و از خود گفتن مي كند ، ولي اين اتفاق نيفتاد و همچنان رويه غالب در ستاد ميرحسين ، نقد رگباري دولت نهم است، هيچ گونه پاسخ گويي اي در كار نيست ، ميرحسين به گفتن كلياتي چون “عدالت” ، “بازگرداندن حق مستضعفين” ، “بازگشت به ارزشهاي اول انقلاب” و مصاديقي چون احياي سازمان برنامه ريزي ، جمع آوري گشت هاي ارشاد و تلويزيون خصوصي بسنده كرد.

كروبي اگر چه ظاهري سنتي دارد ، اما رفتارهايش مدرن است ، حزب دارد ، روزنامه دارد ، در دو سال گذشته كه هيچ روزنامه اي روي دكه روزنامه فروشي ها نبود كه به نقد عملكرد دولت بپردازد ، اعتماد ملي و اعتماد يك تنه ايستادند و سختي ها را به جان خريدند ، در اين زمانه كه همه دنيا معتقد به كار گروهي و شفاف سازي هستند ، اين شيخ است كه تيم مشاور گرد خودش جمع مي كند ، به تدوين برنامه هاي كاربردي همت مي گمارد ، در هر تريبوني كه به دستش مي رسد به سئوال ها پاسخ مي گويد و خودش را پشت الفاظ ( توجه تان را به چند اسم كه اخيرا زياد مي شنوم جلب مي كنم ، اصول گرا اصلاح طلب ، اصلاح طلب اصول گرا ، اصول گرا معتقد به اصلاح وضع موجود ، احياگر و … ) قائم نمي كند .

در اين روزهاي باقيمانده به انتخابات، توصيه ام به موسوي اين است كه بيش از اين پشت نام خاتمي قائم نشود ، از كلي گويي بپرهيزد ، برنامه هايش را روشن بيان كند ، رابطه اش  را با هاشمي رفسنجاني ها ، سرداران سپاه ، نهضت آزادي ها و اصلاح طلبان روشن كند و به سئوالات هشت سال نخست وزيري اش روشن پاسخ بگويد و سبزپوشان را با استدلالات محكم به پاي صندوق هاي راي بفرستد.

May 26, 2009

شفاف سازی

من نمی تونم به ” دولت اعتماد ” !!!! اعتماد کنم .

نمی دونم چطور شده که دولت میرحسین موسوی که زمانی پیشدار اصول گرایی و اقتصاد دولتی و … بود , میرحسین موسوی ای که جزو دوستان صمیمی بهشتی بود , میرحسین حزب جمهوری, میرحسینی که در زمان هاشمی رفسنجانی در مقام مقایسه با دولت هاشمی و برای تخریب دولت هاشمی بالا برده می شد , حالا با حمایت همان هاشمی قراره منجی این مملکت بشه !!!  تجربه هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی نشان داد که خاتمی فرد قابل اتکایی نیست و ما مجددا قصد داریم تا با طناب خاتمی به چاه میرحسین برویم , چطور این قدر راحت اعتماد میکنیم !!! من نمی توانم به میرحسین اعتماد کنم و سخنرانی های میر حسین و صحبت های میرحسین هیچ گونه احساس اعتمادی در من ایجاد نکرده است . تمام صحبت های میرحسین منوط به ذکر اقدامات احمدی نژاد و گندهای او در این چهار ساله شده است و همه ما می دانیم که احمدی نژاد کیست !! آیا بهتر نیست که میرحسین کمی از خود بگوید , کمی از برنامه های آینده خود بگوید .

استراتژی رای نیاوردن احمدی نژاد به هر قیمتی را قبول ندارم .

آقای میرحسین موسوی شناختن شما حق مسلم ماست و طفره روی از این مسئله و مانور بر روی احمدی نژاد و ذکر مصائب چهار سال گذشته , نشان از عدم اعتقاد و التزام به مسئله شفاف سازی از سوی شماست و در این مورد با احمدی نژاد مشترکید , شما مشترکات بسیاری با احمدی نژاد دارید و این حق مسلم ماست که تفاوت های شما را هم بشناسیم .

خاتمی بت ما بود

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 2:20 pm

2 خرداد برای همیشه در یاد ملت تشنه اصلاح طلبی خواهد ماند و همچنین نماد آن که همان خاتمی عزیز باشد , خاتمی برای ما یادگاری از آن دوران شیرین و زودپا بود , دورانی که جرقه امیدی به خرمن ناامیدی این مرز و بوم افتاد و شعله هایی زبانه کشید که اگر از آنها محافظت می شد , تمام محافظه کاران سیاسی و اختاپوس های مذهبی را به خاکستر می کشید . خاتمی برای من یادگار همان لحظه های شیرین است .

اما خاتمی نتوانست از سطح یک یادگاری شیرین بالاتر رود و نتوانست جریان بی سری که به دنبال یک سر توانمند می گشت را هدایت کند و همین ” نتوانستن ” خاتمی ( یا به قول خودش ” نگذاشتند “) باعث شد تا بت خاتمی در نظر ما که به دنبال اصلاحات واقعی و نه شعاری بودیم بشکند . خاتمی برای ما همان دو سال اول بود و شش سال بعد فرقی با ناطق نوری , ری شهری و یا توکلی نمی کرد . خاتمی شش سال سکوت کرد , خاتمی ای که می توانست با توجه به ظرفیت های ریاست جمهوری و با بازکردن فضای سیاسی محیط را برای معرفی نخبه های سیاسی و تولید نخبه های سیاسی مهیا کند , ترجیح داد تا سکوت کند , سکوتی که باعث شد در انتهای دوران ریاست جمهوری اش در همین دانشگاه تهران ,آماج توهین ها و سئوال های بنیادینی از سوی دانشجویانی شود که پیش ترها بت شان بود , شود .

شاید برای کسانی که سالیان اول دانشگاه خود را می گذرانند , درک سال های ریاست جمهوری خاتمی سخت باشد ,ولی برای کسانی که آن دوران را درک کرده اند , ناتوانی های خاتمی , سخنرانی های تکراری او و ” نگذاشتند ” های او چندان ناآشنا نیست . سکوت های خاتمی هنوز برای نسل من , معماست , معماهایی که هرگز پاسخ داده نشدند و خاتمی هنوز هم قصد پاسخ گویی به آنها را ندارد .

شاید اگر این دوران چهار ساله سیاه احمدی نژاد نبود , خاتمی فراموش می شد و همان یادگاری شیرین باقی می ماند . شاید اگر دکتر معین و یا کروبی رییس جمهور می شدند , در فضای باز حاصله چهره های قوی و توانمندی به جامعه معرفی می شد و اکنون دیگر دم از قحط الرجال نمی زدیم , شاید دیگر نیاز نبود تا میرحسین را از زیر گرد وغبار سالیان بیرون بکشیم و گردروبی کنیم و سعی کنیم که اعتماد !!! کنیم . اما امروز پس از چهار سال سیاه و خفت بار احمدی نژادی دوباره خاتمی بت ما شده است , بتی که زشتی چهره سکوت هایش را از یاد برده ایم , زهر ” نگذاشتند ” هایش را از یاد برده ایم .

معمولا نتیجه بت سازی همیشه پیروی کورکورانه بوده است و نتیجه پیروی کورکورانه , بازتولید اتفاقات تلخ در تاریخ و ترس من بازتولید یک اتفاق مکرر است , بازتولید تجربه یک سال شادی و چندین سال سکوت و بازتولید گفتمان احمدی نژادی در نه سال بعد و …

May 25, 2009

نمره بيست

Filed under: تحليل — saeedlog @ 6:45 pm
Tags: , ,

نمي دونم اين چه اخلاقي يه كه ما داريم كه تا يك نفر مي آد و از كانديداي مورد نظرمون انتقادي مي كنه سريع رگ هاي گردنمون باد مي كنه و ميخواهيم كه سريع واكنش نشون بديم و حتي حاضر به پذيرش يك اشتباه از سمت كانديداي مورد نظرمان نيستيم . جلوي دانشكده فني بودم و صداي دانشجوهاي آذري مي اومد كه از خاتمي عصباني بودند و بر عليه اش شعار مي دادند ، يكي ازم پرسيد كه چي شده و من براش داشتم توضيح مي دادم ، يهو يكي از جلو اومد و گفت كه اصلا داستان اين طوري كه من گفتم نيست و خاتمي هيچ گونه اظهار نظري در مورد اردبيلي ها نكرده و ادعا كرد كه چندين بار اين كليپ رو ديده !!! من كه از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم ، بهش رو كردم و گفتم كه من هم به خاتمي علاقه دارم و دشمنش نيستم ، ولي وقتي چنين كليپي هست و خاتمي چنين حرف هايي زده ، چطور مي شه اصلش رو منكر شد !!! از اين اتفاق ها خيلي ديدم ، مثلا در مناظره  دانشجويي ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي در دانشكده علوم ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم در دولت نهم رو 25 درصد اعلام كرد ، همه دانشجوهاي حامي دولت يك صدا گفتند كه دروغه و خواستند كه مدرك ارائه شود !!

اين يك عادت انتخاباتي در جامعه ماست كه به دنبال كانديدايي هستيم كه كارنامه اش بيست باشه و توان تحمل حتي يك نمره غلط در كارنامه يك شخص رو نداريم ، مثلا زماني كه يك دانشجو از موسوي در مورد انقلاب فرهنگي مي پرسه ، موسوي در جوابش اظهار بي اطلاعي مي كنه و مي گه كه در اون زمان نخست وزير نبوده و سمت رسمي نداشته و وقتي دكتر سروش اين كار ميرحسين رو طفره روي از پاسخ گويي شفاف تعبير ميكنه ، همه به سروش نهيب مي زنند كه چرا به ميرحسين خرده گرفته !!! در صورتي كه شفاف سازي مانع ايجاد نقاط سياه در كارنامه سياسي افراد مي شه و تا زماني كه سياستمداران ما از شفاف سازي طفره مي روند ، نمي توان انتظار سياستمداران سالمي را داشت .

حاميان دولت وقتي صحبت از حمدي نژاد مي شه ، سريع شروع ميكنند به تعريف از طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با اراذل و اوباش ، مسئله هسته اي و موشك اميد و سفرهاي روستايي و سهميه بندي سوخت و شروع ميكنند به بزرگ كردن اين مسائل . بگونه اي كه انگار رياست جمهوري يعني فقط همين ها . به عبارتي حذف نمره هاي ساير اقدامات رياست جمهوري و نمره دادن به همين ها و بالتبع چنين برگه اي جز بيست نمره اي نمي تونه بگيره . من وقتي در مقابل اين افراد قرار مي گيرم ، اول از همه تمام اين ها رو جزو دست آوردهاي احمدي نژاد مي دونم و ازش تشكر ميكنم ، بعدش به سراغ بخش هايي مي رم كه اين دوستان هرگز بهش نمي پردازند و اونجاست كه بيشتر اوقات اين دوستان حرفي براي گفتن ندارند . ميخوام به اين دوستان بگم كه احمدي نژاد توي برگه امتحاني اش از بعضي سئوال ها نمره خيلي خوبي گرفته ، اما در مجموع نمره ي قبولي رو نمي گيره و دنبال اين نباشيم كه با بستن چشم هامون به روي بعضي واقعيت هاي موجود در سياست و اقتصاد و مسائل بين المللي ، نمره قبولي بهش بديم و ازش حمايت كنيم . اين كارها مصداق همون اخلاق ماكياولي يه كه خودتون هميشه ازش اعلام انزجار كرديد .

همين عادت انتخاباتي ماست كه ما رو به سمت ميرحسين مي بره ، بي اطلاعاتي از هشت سال دوران نخست وزيري ميرحسين و دوري از يادآوري مجدد اون دوران از سوي حاميان ميرحسين ، پروب دقيقي از اين عادت انتخاباتي ماست كه نمي خواهيم حتي اندكي تخلف در كارنامه كانديداي مورد نظرمان را تحمل كنيم . البته اين به اون معنا نيست كه موسوي كارنامه سياهي داره ، اون چيزي كه من در اينجا در صدد نفي اش هستم اخلاق ما در طفره روي از ديدن حقايق از ترس رو شدن برخي نقاط سياه در كارنامه فرد مورد نظرمونه .

در مورد خاتمي هم وضع به همين منوال است و عده اي نميخواهند بپذيرند كه خاتمي هم ضعف هاي بنيادين بسياري را دارد . مثلا زماني كه در سال انتهايي رياست جمهوري خاتمي در مراسم 16 آذر در همين دانشگاه تهران ، سئوال هاي بسيار دانشجويان از خاتمي ، خاتمي را به آستانه تحمل اش رساند و فراموش كرد كه همين دانشجويان بودند كه حامي اصلي او و جرياني كه او نماينده اش بود بودند ، يك اشتباه كرد . زماني كه در همان مراسم در جواب خيلي از سئوال هاي دانشجويان فقط به اين پاسخ كه ” نگذاشتند ” اكتفا كرد ، اشتباه كرد . در 18 تير 78 زماني كه پشت دانشجويان را خالي كرد و هيچ جمله اي در حمايت از اين دانشجويان نگفت ، اشتباه كرد . زماني كه در مقابل توقيف فله اي مطبوعات حاضر نشد كه با قوه قضائيه و رهبري درگير بشود ، اشتباه كرد . زماني كه خيل فرصت سوزي هاي خود را پشت جمله ” نگذاشتند ” قائم كرد ، اشتباه كرد و …. ، خاتمي اشتباه هاي بسياري كرد ، ولي طرفداران خاتمي و موسوي در اين روزگاران جهت حمايت از كانديداي مورد نظر خود چشم بر اين اشتباه ها بسته اند و حتي حاضر به پذيرش اين اشتباهات نيستند .

وقتي يك سياستمدار در معرض يك فاجعه سياسي بزرگ قرار ميگرد ،بهترين راه پناه بردن به اصولي است كه به آنها باور دارد و من سئوالم اين است كه در پشت سكوت هاي بسيار خاتمي چه اصولي قرار دارد ؟؟؟

خيلي از ماها وقتي در مقابل چنين پرسش هايي قرار مي گيريم ، انگشت هايمان را درون گوش خود فرو مي بريم و مي خواهيم كه نشنويم ، چرا كه نميخواهيم بپذيريم كه ما هم ممكن است اشتباه كنيم ، در صورتي كه سياست يعني شك كردن در تصميم چند لحظه قبل و اصلاح آن در راستاي اصول در چند لحظه بعد .

هميشه از اينكه تاريخ ايران پر از نقطه سياهه مي ناليم و هميشه پدرانمون رو براي اين تاريخ سياه سرزنش مي كنيم ، غافل از اين نكته كه اين تاريخ سياه حاصل رفتارهاي سياسي همين مردم هستند ، همين مردم هستند كه سرنوشت شون رو رقم مي زنند و ما هم الان در حال تكرار بعضي از همين اشتباه ها هستيم ، اشتباه هايي كه بشر در دوره حيات خودش بارها تكرار كرده و اكنون داره به خيلي هاشون پي مي بره و قصد اصلاح اش رو داره ، يكي از همين اشتباه ها ترس از انتقاده ، انتقاد چه مثبت اش چه منفي اش ( كه همون تخريبه ) مثبته و موثر و تا زماني كه  ما از انتقاد مي ترسيم اوضاع سياسي اين كشور درست نمي شه . همين ترس از انتقاده كه ما رو به سمت ديكته نانوشته ( كه نمره اش بيسته ) مي بره .

سعي كنيم يك نفر رو با تمام سفيدي ها و سياهي هاش قبول كنيم ، سعي كنيم يك نفر را با تمام سياهي ها و سفيدي هاش بشناسيم ، سعي كنيم به دنبال بيست نباشيم ، به دنبال بالاترين نمره باشيم .

May 24, 2009

گزارش اختصاصي از جشن دوم خرداد

Filed under: تحليل,خاطرات — saeedlog @ 11:15 am
Tags: , , ,

ديروز رفته بودم ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي  ِ همونجا  كه كشتي ها برگزار مي شه ِ همونجا كه بسكتبال و اينا برگزار مي شه و توي تلويزيون مي بينيم ِ اما اين دفعه هدف ورزشي نبود ِ هدف جشن گرفتن دوم خرداد بود . البته اين رو بگم كه رفتن من به اون جلسه نه از سر اعتقاد به جريان دوم خرداد ِ بلكه مشاهده شور دوم خردادي ها و شنيدن حرف هاي دوم خردادي ها بود.

من با اين كه ذاتا خودم رو شخصي وفادار و معتقد به جريان اصلاح طلبي مي دونم ِ ولي دلم شديدا از دست اصلاح طلب ها و فرصت سوزي ها و ضعف ها و بچه بازي هاشون خرده ِ اين دل خوني هم مختص عده اي خاص نيست  ِ تقريبا همشون ضعف هاي چشم گيري دارند ِ از خاتمي گرفته تا كوچكترين هاشون .

طرفدارهاي موسوي توي اون جلسه سنگ تموم گذاشتند و به شدت حمايت كردند از موسوي ِ ورزشگاه يك رنگ سبز شده بود و كامل پر شده بود ِ حامي هاي ميرحسين كه تقريبا بيشترشون شخصيت هاي هنري بودند تا سياسي ِ اومدند و از موسوي حمايت كردند . البته راحت مي شد فهميد كه علت حمايت شون از موسوي نفرت از احمدي نژاده . تقريبا همشون چهار سال گذشته رو ننگ آور و خفت بار دانستند و معتقد بودند كه در اين چهار ساله فقط تحقير شدند و براي رهايي از وضع موجود به سمت موسوي اومدند .

زهرا رهنورد هم صحبت كرد كه جمع بندي من از گفته هاش اين بود كه اصلا در حد و اندازه هاي يك دكتراي سياسي نيست و نمي دونم چطور دكتراي سياسي گرفته . ادبياتش به شدت مبتذل و شعاري بود . فقط شعار مي داد . هيچ حرف جديدي نبود . تمام طعنه ها سمت احمدي نژاد و دولتش بود و از برنامه هاي موسوي هيچ صحبتي در ميان نبود . البته انتظاري هم نبود ِ كساني كه جشن دوم خرداد رو آوردن توي استاديوم ِ يعني كه نمي خوان فضا سنگين بشه ِ بلكه قصد دارن فضا استاديومي بشه و حامي هاشون رو گرم كنن .

از موسوي به شدت آزرده ام . به اين دليل كه پشت خاتمي قائم شده و به علت راي بي شماري كه خاتمي در سبد موسوي ريخته ِ خودش رو بي نياز از ارائه برنامه هاي ريز مي دونه و صرفا به شعارهايي بسنده مي كنه . خودش رو بي نياز از پاسخ گويي مي دونه . متاسفانه يكي از مشكلاتي كه هشت سال نخست وزيري ميرحسين داره اينه كه رييس جمهور رهبر كنوني يه و اصول گراها براي اينكه انتقاداتشون متوجه رهبري نشه كمتر از اون دوران گلايه و نقد ميكنند ِ ولي گاه گاه كه حرف هايي زده مي شه ِ معلومه كه اون دوره هم كم حاشيه نبوده و موسوي گاف هاي بزرگي در اون دوران داده . مراجعه كنيد به جواب سروش به محمود دولت آبادي . مراجعه كنيد به حرف هاي صفار هرندي ( البته من با كليت حرفاش مشكل دارم ِ ولي اگه به قسمت هاييش كه منصفانه است دقت كنيد نتايج جالبي دست گيرتون مي شه ) . خلاصه ميرحسين به جاي پاسخ گويي در قبال گذشته و شفاف سازي برنامه هاش در اون دوران ِ صرفا پرداخته به دولت نهم و چپ و راست داره احمدي نژاد و دولت اش رو مي كوبه ِ با توجه به مشكلاتي كه با دولت نهم دارم ِ ولي انتقاد از دولت نهم توسط موسوي رو دليل تكرار نشدن اين اشتباهات از سوي موسوي نمي دونم .

توي مجله اي كه توي جلسه پخش شد ِ توي عكس حامي هاي ميرحسين ِ عكس مسعود نيلي هم بود . برام جالب بود كه چطور مشاور اقتصادي كروبي مي آد و از ميرحسين حمايت مي كنه و اين نشانه اينه كه طرفداراي ميرحسين چندان در مقوله انتخابات اخلاقي برخورد نمي كنند . برخلاف كروبي كه الحق و الانصاف جانب عدالت رو نگه داشته و خيلي خوب و بااخلاق داره جلو مي ره ِ حتي ديديد كه مشاورش رو براي چند تا حرف ساده به مير حسين در مصاحبه اش با وطن امروز بركنار كرد ( كه اين نشانه اينه كه كروبي در مسائل مهم و اساسي با كسي شوخي نداره ) .

يكي از نكات جالب اون جلسه حضور فائزه هاشمي بود . فائزه هاشمي براي من سنبل يك زن پرشور حاضر در صحنه است ( البته سكوت چند ساله اش رو بذاريد نتيجه دلخوري از جريان اصلاح طلب بابت انتخابات مجلس ششم ) . فائزه كسي يه كه حرفاش رو مي زنه و از هيچ كسي هم نمي ترسه و البته دليل اين نترس بودنش هم كاملا مشخصه . فائزه خيلي سنگين صحبت كرد و من اين جمله اش رو نقل قول ميكنم كه گفت : ” … اين چهار سال خفت آور بود … اگر اين آقا اين دور هم راي بياره ِ امر برش مشتبه مي شه و فكر مي كنه امام زمانه و اشتباهاتش رو اين بار محكم تر تكرار مي كنه … ” ِ همين يك جمله نشون مي ده كه فائزه خط قرمزهاش خيلي جلوتر از خيلي از اصلاح طلب هاي فعلي يه كه البته من اين رو براي جريان اصلاح طلبي مضر مي دونم تا مفيد و موثر . به هر حال من فائزه رو ستايش مي كنم و در تمام طول مدت سخنراني اش براش دست مي زدم . دست زدني كه نشانه ستايش از يك زن حاضر در صحنه و يك زن حساس به مسائل اجتماعي است .

بهاره رهنما ِ ليلي رشيدي ِ پگاه آهنگراني هم سه تا دختر شلوغ و پرسروصداي حاضر در جمع بودند كه گه گاه دوربين روشون زوم مي كرد و قسمت هايي از شور و نشاط شون رو نشون مي داد و جمع رو پر از هيجان مي كرد . به هر حال اون چيزي كه اين دخترا رو اين طوري پرشور كرده بود ِ علاقه به خاتمي بود و لاغير . ليلي رشيدي هم موقع صحبتاش گفت كه دليل اصلي ام براي حمايت از موسوي  ِ حمايت خاتمي از موسوي يه .

خاتمي هيچ وقت براي من شخصيت بزرگ و تاثير گذاري نبوده . خاتمي براي من صرفا نماد يك جريانه  ِ خاتمي سخنگوي سخنور جريان اصلاحات بود و نه بيشتر . من خاتمي رو ليدر اصلاحات نمي دونم . خاتمي نمونه يك روشنفكر ديني و يك انسان اخلاقي يه . مسئله اي كه من اون رو در دنياي سياست يك نقطه ضعف مي دونم . اخلاقيات در سياست جايگاهي نداره و همين اخلاقيات و همين روحيه صلح طلبي خاتمي بود كه در 18 تير 78  اون رو ساكت نگه داشت ِ خاتمي رو در مقابل توقيف فله اي مطبوعات خاموش نگه داشت و خاتمي رو در چهار سال دوم رياست جمهوري اش منفعل نگه داشت . خاتمي مرد مبارزه و جنگيدن نيست . خاتمي مرد قابل اتكايي نيست و الان هم اتكاي ملت به خاتمي و راي شون به موسوي به پشتوانه اعتماد خاتمي به موسوي رو اشتباهي بزرگ و تاريخي مي دونم كه مي تونه كل اعتبار خاتمي در تاريخ اين مملكت رو از بين ببره و كاري كنه كه تاريخ از خاتمي به نيكي ياد نكنه . خاتمي مرد لحظه هاي سخت نيست . خاتمي بايد رئيس جمهور سوئيس مي شد تا در صلح و آرامش مسائل كشور رو حل مي كرد و گفتگوي تمدن ها رو مطرح مي كرد . طرح مسئله گفتگوي تمدن ها از سوي كشوري كه در نمازجمعه هاش تمام دنيا رو فحش مي ده و آبروي دختران و پسرانش رو به خاطر مسائل كوچك مي بره و آدم ها در اون هيچ گونه امنيت اقتصادي و اجتماعي ندارن و همواره در معرض توهين هستند ِ خودش پروب دقيقي از ناسازي خاتمي با فضاي كشورمونه . خاتمي مرد اين شرايط نيست .

حميد فرخ نژاد عزيز هم بود . مثل هميشه پر انرژي و وقتي ميكروفن رو گرفت  ِ گفت كه مثل ما مثل اون خاله سوسكه شده كه عادت به كتك خوردن داشت . به هر كي كه مي رسيد ميگفت كه اگه من زنت بشم من رو با چي مي زني ؟؟؟ براش اين كه كتك مي خوره عادي بود و هيچ مشكلي نداشت ِ فقط دنبال كسي بود كه با يه چيز بد كتك نخوره و ما هم در اين چهار سال گذشته مثل خاله سوسكه شده بوديم و فقط برام مهم شده بود كه با بعضي چيزا كتك نخوريم . خيلي حرفش ظريف و پرنكته بود

مديرمسئول ياس نو هم صحبت كرد . اون هم شعار داد و گير داد به دولت نهم ( البته من در اين مورد كاملا بهش حق مي دم ِ چون اقدام وزارت ارشاد رو كاملا غيرقانوني مي دونم ) . گفت در گذشته يك قاضي ناچيز مطبوعات رو به شكل فله اي توقيف مي كرد ِ حالا كار به جايي رسيده كه دولت نهم تمام قد ( وزارت ارشاد) در مقابل يك مطبوعه ايستاده واجازه نداد بيش از يك روز روي پيش خوان دكه ها باشه .

هنرمندان زيادي از موسوي حمايت كردند ولي من خودم شخصا برام اين مسئله اصلا حائز اهميت نيست . چون هنرمندان ما صرفا هنرمندند و تحليل سياسي قوي اي ندارند ( مراجعه كنيد به حرف هاي محمود دولت آبادي درباره سروش و پاسخ سروش به محمود دولت آبادي ) ِ مثلا محسن مخملبافي كه چندين ساله از كشور دوره ِ يا مثلا ابوالفضل جليلي كه ساخته هاش رو فقط خودش مي بينه و خانواده اش و يا مثلا بهاره رهنما چه ارزشي مي تونه داشته باشه .

حمايت وزرا و معاونين خاتمي رو هم يك كار سياسي مي دونم . حمايت اونها حمايت دوباره از خاتمي است نه حمايت از موسوي . اين راي ها به پشتوانه خاتمي داره توي سبد موسوي ريخته مي شه . بريد پيام دكتر محسن كديور رو بخونيد و دلائلش رو براي حمايت از موسوي . ميگه با اينكه شخصا كروبي رو آدم مناسبي مي دونم ِ ولي به علت راي آوري بيشتر ميرحسين از مير حسين حمايت ميكنم و وقتي ميريم و ريشه يابي ميكنيم راي آوري بيشتر ميرحسين رو ِ مي بينيم كه دليلش حمايت خاتمي يه و اين يعني اگر موسوي اوني نشه كه ملت ميخوان تمام اعتبار خاتمي دود مي شه مي ره هوا و اميدوارم اون روز ملت ما دوباره اهمال كاري نكنند و مقصر اصلي ماجرا(خاتمي) رو از ياد نبرند .

به هر حال اميدوارم حاصل اعتماد اين ملت به خاتمي ِ يك دولت كارآمد بشه كه از تمام ظرفيت هاي اصلاح طلبان استفاده كنه و نه اينكه حلقه اي دور خودش تشكيل بده و خارج از اون حلقه رو به كار نگيره . اميدوارم موسوي اگر راي آورد ِ فرداش بياد و از تمام اصلاح طلب ها بخواد كه دور هم جمع بشن و ازشون بيعت بگيره و از همشون كمك بخواد و نذاره كه اين همه تجربه و تخصص و تعهد اصلاح طلبان به خاطر تنگ نظري يك عده ناديده گرفته بشه . موسوي اگر راي بياره بايد يادش نره كه كرباسچي يكي از مديران ارشد اصلاح طلب هاست . نبايد يادش بره كه تحليل هاي قوي عبدي مي تونه در مواقع سخت به كمك جريان اصلاح طلبي بياد . نبايد يادش بره دكتر نجفي و دكتر نيلي رو ِ نبايد يادش بره مرد هميشه در صحنه و موثر اصلاحات ِ شيخ مهدي كروبي رو .

شيخ مهدي كروبي هم اگر راي بياره نبايد موسوي رو از ياد ببره . نبايد علوي تبار و جلايي پور و محمدرضا خاتمي و آرمين و … رو از ياد ببره . هر چند شيخ مهدي نشون داده كه يك سياستمدار قويه ِ كسي كه هميشه درك درستي از شرايط داشته و مرد قهر كردن نيست . مرد لحظه هاي سخته و مرد كمك گرفتن . مرد تحزب و كار جمعي

به هر حال اميدوارم در 22 خرداد ِ يك دوم خرداد موثرتر و كاراتر اتفاق بيافته و اين دوم خرداد جديد در دام خامي هاي دوم خرداد قبلي اسير نشه و ديگه مطبوعاتي از بين نره ِ اصلاح طلبي به زندان نره ِ نخبه اي از كشور خارج نشه و … به اميد دومين دوم خرداد در بيست و دو خرداد

 

May 23, 2009

از موسوي

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 11:26 am
Tags:

والله اين روزا خيلي براي من جو انتخاباتي پر هيجان شده ، مناظره هاي دانشجويي بين ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي و نماينده دانشجويي احمدي نژاد كه يادم نيست اسمش رو خيلي اين روزا تنور انتخابات رو توي دانشگاه تهران داغ كرده و فضا رو يك كمي سنگين كرده ، همه در تب و تا هستن تا نذارن اين بار هم اقليتي حاكم بر اكثريت بشن .

من خودم به شخصه كه طرفدار كروبي هستم و معتقدم كه از شخصيت محكم تر و قابل اعتمادتري نسبت به موسوي برخورداره و سياستمدار قوي تريه . برخلاف نظري كه نمي دونم از كجا منشا گرفته كه مي گه موسوي با برنامه اومده ، نظر من اينه كه اين كروبي يه كه با برنامه اومده و كسي كه توي اسفند خودش رو به جامعه معرفي مي كنه چه برنامه اي ممكنه داشته باشه .

كاري به داستان كروبي و موسوي ندارم ، ولي سخت در انتظار مناظره بين كروبي و موسوي ام و مي خوام بدونم توي اون يك و نيم ساعت چه اتفاقي مي افته ، اين دو نفر در ابتداي انقلاب با هم زياد كار كردن و خوب هم رو مي شناسن ، دوست دارم ببينم كه برخوردشون با هم چه طوري يه و لابلاي حرفاشون چي ها بيرون مي آد .

كاري به طرفداري شخصي ام از كروبي ندارم ، ولي برنامه هايي كه موسوي اعلام كرده برام جذابيت داره ، مثل استقلال بانك مركزي ، احياي سازمان برنامه و بودجه و سازمان هاي ديگه برنامه ريز ( البته بگم من رسما با كار احمدي نژاد كه سازمان برنامه و بودجه رو منحل كرد مشكل ندارم ، چون سازمان برنامه و بودجه به اذعان خيلي ها چندان سازمان كارايي نبود ، ولي اون چيزي كه برام جالبه اينه كه دور و بري هاي احمدي نژاد چطور بهش نگفتن كه اين كار در آينده خيلي نزديك تبديل به پيرهن عثمان مي شه و بر عليه ات استفاده مي شه ، به نظر من كار خردمندانه تر اين بود كه اساسنامه سازمان برنامه و بودجه عوض مي شد و از اون يك سازمان كاراتر در راستاي تعقل بيشتر درست مي شد . به هر حال اين رو مي ذارم رو حساب سوتي هاي پايان ناپذير احمدي نژاد ) ، پيوستن به WTO كه البته كار فوق العاده خطرناكيه براي اقتصاد نحيف و بي جان ما ، ولي از اونجا كه پيوستن به اين سازمان مترادف با شفاف سازي خيلي از مسائل اقتصاديه ، اون رو مفيد مي دونم و معتقدم كه در دراز مدت با توجه به پتانسيل كشور مي تونه خيلي مفيد باشه .

كروبي هم كه داستان خودش رو داره و همه مي دونيم كه دغدغه هاي كروبي چيه ، كروبي علاوه بر جنبه هاي مختلف اقتصاد داخلي ، فضاي سياسي هم براش مهمه كه اين مي تونه فاكتور مفيدي باشه در راستاي اهداف اصلاح طلبانه كروبي .

حالا بذارين يك كم از داستان احمدي نژاد بگم كه متاسفانه به علت شفاف نبودن عملكردش در اين سالها ، آمار و ارقام دادن در موردش سخته ، ولي همون آمارهايي هم كه گه گاه مجبور مي شه بده كه سازمان بازرسي اون ها رو غير قابل استناد و دست كاري شده مي دونه هم نشان دهنده عمق فاجعه است ، توي تمام مناظره ها و برنامه هاي انتخاباتي دولت نهم حتي يك كلمه هم صحبت از دفاع از عملكرد دولت نهم نيست ، بلكه تخريب دولت هاي قبلي و مقايسه هاي تخيلي ( مانند آمار واگذاري موبايل و … ) در دستور كارشونه ، مثلا اخيرا گير دادن به مسكن كه قيمت اش رو پايين آورديم ، سه سال قبل خونه ما توي مشهد قيمت اش 32 ميليون بود ، فروختيم ، يك سال بعدش رسيد به 137 ميليون و حالا كم كم داره پايين مي آد و داره مي رسه به 80 ميليون ، حالا شما بياييد و مقايسه كنيد ، آيا وضع مسكن بهتر شده ؟؟ آيا قيمت ها پايين اومده ؟؟؟ آيا اجاره بها ها پايين اومدن ؟؟؟ آيا نمي شه اين گونه برداشت كرد كه نرخ تورم 25 درصدي اعلام شده از سوي دولت نهم بزرگترين دروغ تاريخي اين دولته ، فقط قيمت آدامس توي اين مملكت مشمول نرخ تورم پايين شده ، وگرنه بقيه اجناس كمتر از 2 برابر نشدن ، توي مناظره ايمان ملكا و صفار هرندي ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم رو 25 درصد اعلام كرد ، تمام بچه بسيجي ها و طرفداراي احمدي نژاد بلند هوش كردند و گفتند كه دروغگو و همشون يك صدا گفتند سند ، بگذريم كه اين وقاحت از ياران احمدي نژاد بعيد نبود ، اما چه سندي بزرگتر و مهم تر از اين همه سند زنده ، همه ما سندهاي زنده اي  هستيم كه تورم و پايين اومدن توان خريدمون رو با گوشت و پوست و استخوانمون تجربه كرديم و همه مي دونيم كه نرخ تورم خيلي بيشتراز 25 درصد اعلام شده دولت نهم بود .

بگذريم …..

راستي كاوه 73 شد ( اين رو براي ثبت در تاريخ نوشتم ) و اين يعني فروريختن تمام اعتقاداتم و پروب پوشالي بودن خيلي چيزاست

May 11, 2009

سروش و كروبي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 12:43 pm
Tags: ,

سروش هم به جمع حاميان كروبي پيوست ، اگر يك سري به كيهان بزنيد تحت مقاله ” عبدالسيا سروش دوباره آفتابي شد”  عمق نفرت كيهانيان از سروش و شاگرداش رو مي تونيد به عينه ببينيد ، طرفداري سروش از كروبي مسئله كوچيكي نيست ، كساني كه سروش رو مي شناسند ، ميدونند كه سروش شاگردان و طرفداران زيادي در ايران داره و افراد زيادي هستند كه سروش رو به عنوان نمونه كامل يك روشنفكر ديني و يك تئوريسين قوي قبول دارند و كارهاي قلمي سروش رو مرتب دنبال مي كنند و حمايت سروش از كروبي مي تونه به افكار اين عده كه معمولا هم افراد قوي در مباحثه و داراي كلام نافذي هستند جهت بده .

سروش در مصاحبه اي كه با روزآنلاين داشته ، گفته ” من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه‌اي نمي‌بينم.در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي‌کنم.گمان مي‌کنم با افکار پيشين‌اش وداع نکرده است و به‌رغم اينکه گاهي در سخنراني‌ها، اشارات تازه‌اي دارد، اما ريشه‌ها، همان ريشه‌هاي پيشين است.” و همچنين در مورد عدم حمايت اصلاح طلبان از كروبي ، منجمله خاتمي گفته :” اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سوال‌انگيز کرده است.من رفتن پاره‌اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلا درک نمي‌کنم.يعني از ديد سياسي که نگاه مي‌کنم کاملا برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دوباره بيايد و در کسوت سياسي ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد نمي‌پسندم.بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد”

سروش در انتخابات 84 هم از كروبي دفاع كرد و معتقد بود كه بهتره اصلاح طلبان رياست جمهوري رو به كروبي بسپارند كه مرد سياست و عمله و از جنس نظامه و مي تونه با اين نظام تعامل بهتري داشته باشه و خودشون به فرهنگ سازي و اصلاحات از پايين ( اصلاحات در خود جامعه و در نوع نگاه جامعه ) بپردازند ، امري كه متاسفانه محقق نشد و نتيجه اش شد چهارسال فاجعه آميز رياست جمهوري محمود احمدي نژاد ( اخيرا كلي بازديد صنعتي رفتم كه در تمامش همه دارن مي نالن از تحريم ها و اين كه چندين واحدشون رو به خاطر تحريم ها از دست دادن و خيلي جاها مجبور شدن به سمت محصولات بي كيفيت داخلي برن و … و اين ها رو بذاريد در كنار اين جملات مكرر دولت نهم كه اين تحريم ها هيچ تاثيري روي ما نداره و ما هيچ مشكلي با اين تحريم ها نداريم ) .

سروش عليرغم نزديكي به مراكز قدرت در دوره اصلاحات و در اوايل انقلاب ، هيچ گاه به سمت قدرت جذب نشد و هيچ وقت براي رسيدن به قدرت تلاش نكرد و هميشه از منظر يك ناظر دقيق به ارائه تحليل پرداخت و به همين علته كه به پدرخوانده اصلاحات معروفه ، كسي كه دست اش رو آلوده سياسي بازي و سياست نمي كنه ، ولي آراش هميشه اثرگذاره ، به عبارتي كسي كه رياست نمي كنه و به جاش حكومت مي كنه ، هر چند در حال حاضر فاصله چشم گيري بين سروش و شاگردانش افتاده ، اما هنوز هم آراي سروش در شاگردانش اثرگذاره .

اميدوارم حضور اين چهره هاي برجسته و صاحب راي در كنار كروبي ، باعث بشه كه مردم دوباره در مورد كروبي فكر كنند و سعي كنند كه بدون فكر و صرفا به واسطه حضور خاتمي در كنار موسوي ، به موسوي راي ندهند و به عبارتي راي سوزي نكنند ، مهندس موسوي يكي از عزيزان ماست كه براي انقلاب و مردم ايران زحمت زيادي كشيده ، اما در مقطع كنوني فردي نيست كه بتونه منشا تغييرات چشم گير و قابل ملاحظه در كشور ما باشه و به نظرم ديگه وقت آزمون و خطا نيست.

آمار بازديد

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 12:15 pm
Tags:

AMAR

آمار بازديد از وبلاگ ام رو يكي از دوستام خواسته بودن كه اينجا براش گذاشتم ، اين روزها بازار كساده 😉

پول نفت

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 12:13 pm
Tags: ,

پول نفت سر سفره هاي مردم نرسيد ، حالا سئوال اينجاست كه اين پول نفت كجا رفت ؟؟؟ من هميشه اين سئوال رو از خودم مي پرسم كه اين همه درآمدهاي نفتي كجا رفت ؟؟؟ با بعضي از طرفداراي احمدي نژاد كه بحث مي كنم ، ميگن كه اين پول صرف عمران و آباداني شد ، وقتي ازشون ميخوام كه بيشتر توضيح بدن و نمود اين عمران و آباداني رو در شهرهاي ايران نشون بدن ، مثلا همين شهر تهران ، همه شون يك ذره فكر ميكنن و مي گن شايد در شهرها نمود روشن نداشته باشه ، ولي توي روستاها روشن و واضحه !!!!

والله واسه من كه توي يك شهر كوچيك زندگي ميكنم كه وضعيت مردم هيچ فرقي با سابق نكرده و چهره شهر هيچ گونه تغيير حتي كوچك هم نداشته و روستاهاي اطراف شهرم هنوز هم با همان مشكلات قبل رياست جمهوري احمدي نژاد دست به گريبان اند و به اذعان خيلي از مسئولان جهاد سازندگي ، وام هايي كه به روستاييان جهت ساخت خانه ها داده شد ، اكثرا صرف خريد زمين در شهرهاي اطراف شد و قسمت كمي اش تبديل به خانه شد ، عجيبه اين نكته كه خيلي از كلان شهر نشينان طرفدار احمدي نژاد بدون اين كه سري به روستاها بزنن ، ادعا ميكنند كه روستاهاي كشور آباد شده است و وضعيت كاملا دگرگون شده است .

اما پايتخت نشينان مي تونند به چه چيزي افتخار كنند ، به خطوط مترويي كه اضافه شده است !!!! ( كه نشده ) ، يا به مونوريل موهومي كه هنوز هم احمدي نژاد در توهمات خودش در پي ساخت شه و معضل ترافيك پايتخت رو ميخواد با اين ابزار لوكس و پرخرج و كم بازده كه در همه جاي دنيا بيشتر جنبه تزئيناتي و آزمايشي داره تا كاركرد واقعي ، حل كنه ، پايتخت نشينان به چه چيزي مي تونند افتخار كنند ، جناب قاليباف شهردار تهران در اين سالها هميشه از رفتار رييس جمهور در قبال شهر تهران و شهرداري تهران گلايه كرده و عدم انجام تعهدات دولت در قبال شهرداري رو فرياد كردن ، ميزان بدهي هاي دولت در قبال شهرداري تهران يك عدد نجوميه ، بدهي يك هزار ميليارد تومني دولت به شهرداري در قبال متروي تهران هنوز يادمون نرفته و من نمي دونم چطور اين دوستان طرفدار احمدي نژاد دم از عمران و آباداني مي زنن .

پول نفت به هيچ كس نرسيد ، بخش زيادي از پول نفت تبديل به وام و نقدينگي در سطح كشور شد ، در بازار اسفنجي  مسكن سرمايه گذاري شد و بعدش هم در حال حاضر با تركيدن حباب مسكن ، اين همه پول كه در دل مسكن ريخته شد نابود شد ، اين وسط عده اي دلال و واسط مسكن نفع بردند كه حاصل اش شده سفرهاي خارجي آن چناني و ماشين هاي لوكس آخرين قيمت كه حتي در شهرهاي كوچك هم تعدادشون اين روزها خيلي زياد شده .

پولي كه قرار بود باعث عمران و آباداني اين مملكت بشه تبديل شد به كالاهاي لوكس و گران قيمت،  كه نه تنها اقشار ضعيف جامعه كه احمدي نژاد مدعي حمايت از اونهاست ، هيچ نفعي درش ندارن ، بلكه دودش هم بيشتر به چشم همين افراد مي ره .

عمران و آباداني وعده اي توخالي بود كه احمدي نژاد در حد و اندازه هاي تحقق اش در سطح كلان نبوده و نيست .

Next Page »

Create a free website or blog at WordPress.com.