من مكتوب

May 25, 2009

نمره بيست

Filed under: تحليل — saeedlog @ 6:45 pm
Tags: , ,

نمي دونم اين چه اخلاقي يه كه ما داريم كه تا يك نفر مي آد و از كانديداي مورد نظرمون انتقادي مي كنه سريع رگ هاي گردنمون باد مي كنه و ميخواهيم كه سريع واكنش نشون بديم و حتي حاضر به پذيرش يك اشتباه از سمت كانديداي مورد نظرمان نيستيم . جلوي دانشكده فني بودم و صداي دانشجوهاي آذري مي اومد كه از خاتمي عصباني بودند و بر عليه اش شعار مي دادند ، يكي ازم پرسيد كه چي شده و من براش داشتم توضيح مي دادم ، يهو يكي از جلو اومد و گفت كه اصلا داستان اين طوري كه من گفتم نيست و خاتمي هيچ گونه اظهار نظري در مورد اردبيلي ها نكرده و ادعا كرد كه چندين بار اين كليپ رو ديده !!! من كه از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم ، بهش رو كردم و گفتم كه من هم به خاتمي علاقه دارم و دشمنش نيستم ، ولي وقتي چنين كليپي هست و خاتمي چنين حرف هايي زده ، چطور مي شه اصلش رو منكر شد !!! از اين اتفاق ها خيلي ديدم ، مثلا در مناظره  دانشجويي ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي در دانشكده علوم ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم در دولت نهم رو 25 درصد اعلام كرد ، همه دانشجوهاي حامي دولت يك صدا گفتند كه دروغه و خواستند كه مدرك ارائه شود !!

اين يك عادت انتخاباتي در جامعه ماست كه به دنبال كانديدايي هستيم كه كارنامه اش بيست باشه و توان تحمل حتي يك نمره غلط در كارنامه يك شخص رو نداريم ، مثلا زماني كه يك دانشجو از موسوي در مورد انقلاب فرهنگي مي پرسه ، موسوي در جوابش اظهار بي اطلاعي مي كنه و مي گه كه در اون زمان نخست وزير نبوده و سمت رسمي نداشته و وقتي دكتر سروش اين كار ميرحسين رو طفره روي از پاسخ گويي شفاف تعبير ميكنه ، همه به سروش نهيب مي زنند كه چرا به ميرحسين خرده گرفته !!! در صورتي كه شفاف سازي مانع ايجاد نقاط سياه در كارنامه سياسي افراد مي شه و تا زماني كه سياستمداران ما از شفاف سازي طفره مي روند ، نمي توان انتظار سياستمداران سالمي را داشت .

حاميان دولت وقتي صحبت از حمدي نژاد مي شه ، سريع شروع ميكنند به تعريف از طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با اراذل و اوباش ، مسئله هسته اي و موشك اميد و سفرهاي روستايي و سهميه بندي سوخت و شروع ميكنند به بزرگ كردن اين مسائل . بگونه اي كه انگار رياست جمهوري يعني فقط همين ها . به عبارتي حذف نمره هاي ساير اقدامات رياست جمهوري و نمره دادن به همين ها و بالتبع چنين برگه اي جز بيست نمره اي نمي تونه بگيره . من وقتي در مقابل اين افراد قرار مي گيرم ، اول از همه تمام اين ها رو جزو دست آوردهاي احمدي نژاد مي دونم و ازش تشكر ميكنم ، بعدش به سراغ بخش هايي مي رم كه اين دوستان هرگز بهش نمي پردازند و اونجاست كه بيشتر اوقات اين دوستان حرفي براي گفتن ندارند . ميخوام به اين دوستان بگم كه احمدي نژاد توي برگه امتحاني اش از بعضي سئوال ها نمره خيلي خوبي گرفته ، اما در مجموع نمره ي قبولي رو نمي گيره و دنبال اين نباشيم كه با بستن چشم هامون به روي بعضي واقعيت هاي موجود در سياست و اقتصاد و مسائل بين المللي ، نمره قبولي بهش بديم و ازش حمايت كنيم . اين كارها مصداق همون اخلاق ماكياولي يه كه خودتون هميشه ازش اعلام انزجار كرديد .

همين عادت انتخاباتي ماست كه ما رو به سمت ميرحسين مي بره ، بي اطلاعاتي از هشت سال دوران نخست وزيري ميرحسين و دوري از يادآوري مجدد اون دوران از سوي حاميان ميرحسين ، پروب دقيقي از اين عادت انتخاباتي ماست كه نمي خواهيم حتي اندكي تخلف در كارنامه كانديداي مورد نظرمان را تحمل كنيم . البته اين به اون معنا نيست كه موسوي كارنامه سياهي داره ، اون چيزي كه من در اينجا در صدد نفي اش هستم اخلاق ما در طفره روي از ديدن حقايق از ترس رو شدن برخي نقاط سياه در كارنامه فرد مورد نظرمونه .

در مورد خاتمي هم وضع به همين منوال است و عده اي نميخواهند بپذيرند كه خاتمي هم ضعف هاي بنيادين بسياري را دارد . مثلا زماني كه در سال انتهايي رياست جمهوري خاتمي در مراسم 16 آذر در همين دانشگاه تهران ، سئوال هاي بسيار دانشجويان از خاتمي ، خاتمي را به آستانه تحمل اش رساند و فراموش كرد كه همين دانشجويان بودند كه حامي اصلي او و جرياني كه او نماينده اش بود بودند ، يك اشتباه كرد . زماني كه در همان مراسم در جواب خيلي از سئوال هاي دانشجويان فقط به اين پاسخ كه ” نگذاشتند ” اكتفا كرد ، اشتباه كرد . در 18 تير 78 زماني كه پشت دانشجويان را خالي كرد و هيچ جمله اي در حمايت از اين دانشجويان نگفت ، اشتباه كرد . زماني كه در مقابل توقيف فله اي مطبوعات حاضر نشد كه با قوه قضائيه و رهبري درگير بشود ، اشتباه كرد . زماني كه خيل فرصت سوزي هاي خود را پشت جمله ” نگذاشتند ” قائم كرد ، اشتباه كرد و …. ، خاتمي اشتباه هاي بسياري كرد ، ولي طرفداران خاتمي و موسوي در اين روزگاران جهت حمايت از كانديداي مورد نظر خود چشم بر اين اشتباه ها بسته اند و حتي حاضر به پذيرش اين اشتباهات نيستند .

وقتي يك سياستمدار در معرض يك فاجعه سياسي بزرگ قرار ميگرد ،بهترين راه پناه بردن به اصولي است كه به آنها باور دارد و من سئوالم اين است كه در پشت سكوت هاي بسيار خاتمي چه اصولي قرار دارد ؟؟؟

خيلي از ماها وقتي در مقابل چنين پرسش هايي قرار مي گيريم ، انگشت هايمان را درون گوش خود فرو مي بريم و مي خواهيم كه نشنويم ، چرا كه نميخواهيم بپذيريم كه ما هم ممكن است اشتباه كنيم ، در صورتي كه سياست يعني شك كردن در تصميم چند لحظه قبل و اصلاح آن در راستاي اصول در چند لحظه بعد .

هميشه از اينكه تاريخ ايران پر از نقطه سياهه مي ناليم و هميشه پدرانمون رو براي اين تاريخ سياه سرزنش مي كنيم ، غافل از اين نكته كه اين تاريخ سياه حاصل رفتارهاي سياسي همين مردم هستند ، همين مردم هستند كه سرنوشت شون رو رقم مي زنند و ما هم الان در حال تكرار بعضي از همين اشتباه ها هستيم ، اشتباه هايي كه بشر در دوره حيات خودش بارها تكرار كرده و اكنون داره به خيلي هاشون پي مي بره و قصد اصلاح اش رو داره ، يكي از همين اشتباه ها ترس از انتقاده ، انتقاد چه مثبت اش چه منفي اش ( كه همون تخريبه ) مثبته و موثر و تا زماني كه  ما از انتقاد مي ترسيم اوضاع سياسي اين كشور درست نمي شه . همين ترس از انتقاده كه ما رو به سمت ديكته نانوشته ( كه نمره اش بيسته ) مي بره .

سعي كنيم يك نفر رو با تمام سفيدي ها و سياهي هاش قبول كنيم ، سعي كنيم يك نفر را با تمام سياهي ها و سفيدي هاش بشناسيم ، سعي كنيم به دنبال بيست نباشيم ، به دنبال بالاترين نمره باشيم .

2 Comments »

  1. جناب سعید عزیز،سلام،

    من می‌خوام اول بگم که منم طرفدار کروبی هستم،اینو واسه این میگم که بدونی تحلیلم از سر دشمنی با شیخ اصلاحات نیست،اما تمام اشتباهاتی که برای خاتمی بر شمردی به نوعی معطوف به کروبی هم میشود.ببین من تحلیلت و دلیل طرفداریت از کروبی رو خوندم و کم و بیش با آن موافقم،من اگه بخوام تو یک کلمه دلیل حمایت از کروبی رو بگم و بگم چرا معتقدم کروبی برای الان مناسب است اینو میگم که کروبی “کاریزماتیک” هست،چیزی که به نظر من موسوی نیست،اما دلم می‌خواد تحلیلت در این باره را بدانم(اگه می‌شه یه مطلب جدا در این مورد بنویس) اونم اینه که کروبی اگه از خاتمی عملگرا تر و با برش تر هست و کلا کاریزماتیک تر هست چرا جریانات مشارکت یا مجاهدین انقلاب یا یکی‌ مثله سعید حجاریان از اون حمایت نکردن؟ اگر کروبی وقتی‌ که خاتمی در بستن مطبوعات،۱۸ تیر،…سکوت میکرد عمل کلفتی‌ انجام میداد اونوقت به صورت اتو ماتیک رهبری اصلاحات رو در دست میگرفت نه اینکه بعدا گروهی بیایند و از دکتر معین حمایت کنن و بقیه ماجرا در ۱۳۸۴،بعدشم که کروبی شروع کرد به انتقاد از بقول خودش تندروها،هیچوقت تیتر کیهان و اخبار ۲۰:۳۰ یادم نمیره وقتی‌ با آب و تاب از کروبی در انتقاد از دیگر اصلاح طلبان مطلب میذاشتن،به نظر میاد که شیخ کمی‌ در تحلیل گذشته اشتباه داشتند.البته الان خوشبختانه حرکت شیخ با درایت و تحلیل عمیق و حساب شده است اما اگه اشتباهت گذشته نبود اصلا کار به اینکه موسوی بیاد نمیکشید،کروبی الانم به خاطره روح کریزماتیک که داره تونسته افراد قوی رو بدر خودش جذب کنه وگرنه ۴ سال پیش که دورش خالیتر بود شعار پوپولیستی ۵۰،۰۰۰ تومانرو داد،اگر خاتمی بدرد سوییس می‌خوره،خوب همون موقع کروبی هم در کنارش بود و هست،یعنی‌ این ۲ نفر نمی‌تونن با هم سر این موضوعات به تفاهم برسن؟،شما وقتی‌ از خاتمی میگی‌ اونو تو فضای خالی‌ تحلیل نکن بلکه در بستر حوادث و اندرکنش با دیگر مسائل تحلیل کن،خلاصه اینکه نقش کروبی وقتی‌ خاتمی کم کاری میکرد چی‌ بود؟

    Comment by کروباما- باراک کروبی — May 26, 2009 @ 4:13 am

  2. کامنت شما رو در سایت روزنامه خوندم و به اینجا اومدم و این مقاله تون رو دیدم
    بسیار با آن موافقم
    متاسفانه عموم دوستان ما بیش از حد در دفاع از این آدم ها تعصب به خرج می دن در حالی که در عین حال که مجبوریم و باید بهشون رای بدیم باید محکم هم نقدشون کنیم و یادآوری کنیم که خیلی ضعف دارن
    بدبختانه یکی از دلایل بازتولید دیکتاتور در کشور ما همینه

    Comment by احمد — May 26, 2009 @ 10:14 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: