من مكتوب

May 26, 2009

شفاف سازی

من نمی تونم به ” دولت اعتماد ” !!!! اعتماد کنم .

نمی دونم چطور شده که دولت میرحسین موسوی که زمانی پیشدار اصول گرایی و اقتصاد دولتی و … بود , میرحسین موسوی ای که جزو دوستان صمیمی بهشتی بود , میرحسین حزب جمهوری, میرحسینی که در زمان هاشمی رفسنجانی در مقام مقایسه با دولت هاشمی و برای تخریب دولت هاشمی بالا برده می شد , حالا با حمایت همان هاشمی قراره منجی این مملکت بشه !!!  تجربه هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی نشان داد که خاتمی فرد قابل اتکایی نیست و ما مجددا قصد داریم تا با طناب خاتمی به چاه میرحسین برویم , چطور این قدر راحت اعتماد میکنیم !!! من نمی توانم به میرحسین اعتماد کنم و سخنرانی های میر حسین و صحبت های میرحسین هیچ گونه احساس اعتمادی در من ایجاد نکرده است . تمام صحبت های میرحسین منوط به ذکر اقدامات احمدی نژاد و گندهای او در این چهار ساله شده است و همه ما می دانیم که احمدی نژاد کیست !! آیا بهتر نیست که میرحسین کمی از خود بگوید , کمی از برنامه های آینده خود بگوید .

استراتژی رای نیاوردن احمدی نژاد به هر قیمتی را قبول ندارم .

آقای میرحسین موسوی شناختن شما حق مسلم ماست و طفره روی از این مسئله و مانور بر روی احمدی نژاد و ذکر مصائب چهار سال گذشته , نشان از عدم اعتقاد و التزام به مسئله شفاف سازی از سوی شماست و در این مورد با احمدی نژاد مشترکید , شما مشترکات بسیاری با احمدی نژاد دارید و این حق مسلم ماست که تفاوت های شما را هم بشناسیم .

3 Comments »

  1. حسين باستاني

    زمان تبلیغات کانديداهاي انتخابات رياست جمهوري در شرايطي آغاز شده که به جز محسن رضايي، ساير چهره هاي جناح محافظه کار که احتمال حضور آنها در انتخابات مي رفت، در صحنه رقابت حضور نيافته اند

    در داخل جناح راست، کانديداهاي بالقوه اي چون محمدباقر قاليباف، علي اکبر ولايتي، مصطفي پور محمدي، سيدمحمد جهرمي و علي لاريجاني، يکي – يکي از حضور در انتخابات منصرف شدند. فرايندي که حکايت از آن داشت که شکسته شدن آراي آقاي احمدي نژاد بر اثر رقابت داخلي، به مصلحت ديده نشده است. در همين راستا، تنها کانديداي محافظه کار رقيب يعني محسن رضايي هم، از حمايت تشکل هاي مهم جناح راست برخوردار نشده و اعلام کرده که به عنوان کانديداي منفرد وارد صحنه می شود.

    اما اگرچه آقاي احمدي نژاد در داخل جناح محافظه کار، با رقيب مهمي رو به رو نخواهد بود، در جبهه اصلاح طلبان، وضعيت متفاوت است. در اين جبهه، تفاوت وزن دو کانديداي اصلي حاضر در صحنه – ميرحسين موسوي و مهدي کروبي – به مراتب کمتر از تفاوتي است که ميان دو کانديداي محافظه کار وجود دارد. در نتيجه، احتمال شکسته شدن آراي اصلاح طلبان، بيشتر از جناح مقابل است.

    البته، ظاهرا برخي از تحليلگراني که از تفرقه انتخاباتي اصلاح طلبان احساس نگراني نمي کنند، گمانه زني مشخصي را مد نظر دارند: به عقيده آنها، با توجه به شانس پايين محسن رضايي در ميان چهار کانديداي اصلي انتخابات، به احتمال زياد يکي از دو کانديداي اصلاح طلب (ولو در جايگاه دوم) به همراه رييس جمهور فعلي به مرحله دوم خواهد رفت؛ سپس در مرحله نهايي، با بسيج شدن تمام اصلاح طلبان پشت سر کانديداي باقي مانده، وي برنده خواهد شد.

    اين گمانه زني، البته مي تواند درست باشد، ولي یک مشکل قابل تامل دارد: احتمال تعيين سرنوشت انتخابات در مرحله اول را، بکلي از محاسبات خارج مي کند. تاثير اين احتمال وقتي مهم تر مي شود که در کنار متغیری به نام “ميزان مشارکت” در انتخابات رياست جمهوري آينده تحليل شود.

    با توجه به آن که وزارت کشور دولت آقاي احمدي نژاد، تعداد واجدان شرايط راي دادن را 46 ميليون نفر اعلام کرده است، با در نظر گرفتن سناريوهاي مختلف مشارکت در انتخابات رياست جمهوري آينده – مثلا: 50 درصدي، 60 درصدي و 70 درصدي – تصوير روشني از نتايج ممکن در مرحله اول انتخابات به دست مي آيد:

    در سناريوي مشارکت 50 درصدي، 23 ميليون نفر در انتخابات حاضر مي شوند. در اين سناريو، با توجه به آن که براي بردن انتخابات کسب حداقل نيمي از آراي ريخته شده به صندوق ها کافي است، آقاي احمدي نژاد با به دست آوردن تنها 11.5 ميليون راي، در همان دور اول رييس جمهور خواهد شد. اين عدد، اندکي کمتر از مجموع آراي جناح محافظه کار در انتخابات رياست جمهوري گذشته است (مجموع آراي احمدي نژاد، لاريجاني و قاليباف، بدون در نظر گرفتن هيچ يک از راي دهندگان به هاشمي رفسنجاني) و بنابراين کسب آن، دور از انتظار نخواهد بود.

    در سناريوي مشارکت 60 درصدي، 27.5 ميليون نفر راي مي دهند. در اين سناريو، احمدي نژاد می تواند با کسب 13.75 ميليون راي، در دور اول رييس جمهور بشود. اگرچه کسب اين ميزان راي به طور “طبیعی” ممکن است مشکل باشد، اما با استفاده از میزانی واقع بینانه از “بداخلاقی های انتخاباتی” دور از دسترس نخواهد بود.

    و سرانجام در سناريوي مشارکت 70 درصدي، 32.2 ميليون نفر به پاي صندوق هاي راي مي روند، و رييس جمهور براي پيروزي، به کسب حداقل 16.1 ميليون راي نياز خواهد داشت. احتمال کسب اين ميزان راي، حتی با توسل به “بداخلاقی های انتخاباتی”، چندان واقع بینانه به نظر نمی رسد. البته آقاي احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري قبلي تقريبا 17 ميليون راي را در دور دوم به دست آورده است. اما بی تردید بخش مهمي از اين راي هندگان، ناراضيان از حکومت بودند؛ کسانی که به رقیب جوان و ناشناس مقامي رای می دادند که او را از تصميم گيران اصلي حکومت در سه دهه اخير مي دانستند (هاشمي رفسنجاني). در نتيجه، ميزان آراي آقاي احمدي نژاد، بيشتر به مجموع آراي جناح محافظه کار در دور اول انتخابات گذشته نزديک به نظر می رسد تا به ميزان آراي “رقيب آقاي رفسنجاني” در دور دوم.

    از مجموعه شواهد فوق مي توان نتيجه گرفت که در روز 22 خرداد، تنها در صورتی شکسته شدن آرای اصلاح طلبان و عدم ائتلاف آنها نگران کننده نخواهد بود که انتخابات به مرحله دوم کشیده شود: در آن صورت، حاصل جمع آرای دو کاندیدای اصلاح طلب (در کنار آرای بخشی از غایبان مرحله اول که با مشاهده “عملی بودن” شکست احمدی نژاد انگیزه ورود به صحنه را پیدا خواهند کرد)، از مجموع رای های احمدی نژاد و رضایی (حتی اگر همه آنها به احمدی نژاد رای دهند) بیشتر خواهد بود… اما در صورتی که مشارکت انتخاباتی چشمگیر نباشد، پراکندگی آرای اصلاح طلبان می تواند در همان مرحله اول آنها تکلیفشان را یکسره کند.

    آیا در ستادهای انتخاباتی دو کاندیدای اصلاح طلب، سازوکاری مرضی الطرفین برای تخمین میزان مشارکت مردم و بررسی تاکتیک های انتخاباتی بر مبنای درصد احتمالی مشاکت وجود دارد؟

    Comment by اگر در مرحله اول کار تمام شود چه؟ — May 26, 2009 @ 4:36 pm

  2. کروبی که سعی کرده است نظراتش مجمع خوبی ها و آرزوهای طبقه متوسط و جوانان و فرهیختگان باشد خودش به نظر نمی رسد نسبتی با این نظرات دشته باشد. بیان اش کهنه و آخوندی است. هیچ بویی از رسایی کلام نبرده است. جویده جویده حرف می زند. دنیای اش هم با آنچه از آن دم می زند مطابقتی ندارد. یعنی حرف اش از عمل اش جلوتر است. خاتمی همان چهار کلمه ای که می گفت به آنها اعتقاد داشت. کروبی نگاهی عملگرا دارد و نه از باب عقیده که از باب رضایت مستمع حرف می زند. موسوی هم که یکبار نشان داده است چقدر با طبقه متوسط و حتی نوع مذهبی آن (که بخشی از آن را بازرگان نمایندگی می کرد) مشکل دارد حالا از سر ناگزیری امنیتی به آنها روی خوش نشان می دهد. این است که سخن هیچکدام از دو بزرگوار به دل نمی نشیند چه رسد به اینکه شوری بر پا کند

    Comment by hashemi — May 26, 2009 @ 5:58 pm

  3. دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را

    سید بیا که محمود بیچاره کرد ما را

    Comment by mahmoud va seyyed — May 27, 2009 @ 5:18 pm


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: