من مكتوب

June 7, 2009

حرف هايي كه در لابلاي سطور گم شده اند

Filed under: تحليل — saeedlog @ 3:56 pm
Tags: , ,

مناظره كروبي و احمدي نژاد اگر چه فقط يك ساعت و نيم بيشتر طول نكشيد ٌٍ, ولي در عمل به اندازه ده ها ساعت حرف براي گفتن داشت , حرف هايي كه هر كدامش مي تواند دليل موجهي براي راي دادن و يا راي ندادن به يكي از طرف هاي مناظره باشد . در لابلاي سخنان هر يك  نشانه هاي روشني از دغدغه ها , نقطه نظرات و ميزان عمق نگاه ها مي توان يافت كه مسلما در تبليغات خياباني يا بيانه هاي ديگران در حمايت از اين افراد نمي توان پيدا كرد و من در اين مجال اندك در پي آنم كه اين نشانه ها را بازگو كنم.

كروبي در مناظره با احمدي نژاد , زماني كه در مقام دفاع از هاشمي و ناطق نوري و زهرا رهنورد و حتي ميرحسين برآمد ,  نشان داد كه كسي نيست كه عليرغم نقطه نظرات متفاوت در مورد مسائل بنيادين با اين افراد , پا روي حق و حقانيت بگذارد و حملات ناجوانمردانه رئيس دولت نهم را تحمل كند ؛ اين ويژگي كروبي كه در زمان حق گريزي افراد , تمام خواسته هاي حزبي و فردي خود را فراموش مي كند و فارغ از اختلاف سليقه ها به حمايت از حق مي پردازد , ويژگي اي است كه در هيچ يك از سياستمداران اين مرزو بوم تاكنون شاهد نبوده ايم . دفاع كردن از حق هميشه همراه هزينه هاي گزافي بوده و هست و كروبي كسي است كه هميشه اين هزينه ها را به جان خريده تا ارزش هايي كه براي حفظ شان جان هاي عزيزي از دست رفته , نابود نشوند و در زير پاي مصلحت سنجي و منفعت طلبي ها له نشود .

يادمان نرود كه خاتمي در مقام رئيس جمهور كه داراي قدرت بسياري است , در حمايت از مديران خود همچون كرباسچي وعبدالله نوري سكوت پيشه كرده بود و به دليل هزينه هاي حمايت از اين افراد , تن به جانبداري از اين مديران خودي نداد , مديراني كه جرم شان اين بود كه براي خاتمي كار مي كنند , همين مديران در دوره آقاي هاشمي رفسنجاني هم كار مي كردند , چرا در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني كسي آنها را پاي ميز محاكمه نكشيد ؛ چرا فردي مثل خاتمي با تمام توان اجرايي كشور , در زمان تهمت به  مديران خودش سكوت مي كند , ولي كروبي زماني كه احساس مي كند حقي در حال لگدمال شدن است,برافروخته مي شود و از افرادي كه مدت هاست ديگر رابطه اي با او ندارند و حتي در جبهه مقابل او هستند حمايت مي كند و از هزينه دادن به خاطر حق هراسي به خود راه نمي دهد ؛ آيا مگر نه اين است كه اين افراد مدت هاست حساب شان را از او جداكرده اند و ديگر نيازي نيست كه به خاطرشان هزينه داد؛ آيا مگر نه اين است كه اين افراد از كانديداي رقيب او در اين انتخابات حمايت كرده اند؛ چرا كروبي با وجود علم به اين اختلاف ها هنوز در مقابل حمايت از حق افراد غائب برمي آيد و اجازه نمي دهد تا رئيس دولت نهم هرگونه كه خواست اش است به اين افراد هر نسبتي راكه خواست بدهد؟؟اين ها نشان از نوعي مرام سياسي دارد كه با توجه به فرهنگ سياسي رايج در جامعه ما , ويژگي ناياب و ارزشمندي است كه بايد وجودش را قدر بدانيم .

در حالي كه تمام كارشناسان بر اين نقطه اتفاق نظر دارند كه پاسخ تهمت هاي احمدي نژاد را در زمان مناظره نبايد داد و اين پاسخ گويي ها را بايد حوالت به بعد مناظره داد و عدم پاسخ گويي به شبهات را در زمان مناظره امر منفي اي تلقي نمي كنند, اما شيخ در زماني كه صحبت از ماجراي شهرام جزائري مي شود , براي چندمين بار در مقام پاسخ گو به اين پرسش پاسخ مي دهد تا نشان بدهد كه هيچ گاه از پاسخ گويي هراس نداشته است ؛ مقايسه كنيد با جواب هاي نداده احمدي نژاد در قبال سئوال هاي كروبي از 300 ميليارد تومان شهرداري , پرونده نفت اردبيل و ديگر سئوال ها كه در لابلاي مناظره مطرح شد و رئيس دولت نهم آنها را بي پاسخ گذاشت.

كروبي در تمام مدت فعاليت سياسي خود نشان داده است كه مردم را محرم خود مي داند و هيچ گاه از مواجه شدن با آنها نهراسيده و هر زمان كه از او پرسشي صورت گرفته است , پاسخ واقعي اش را در همان زمان داده است و هيچ گاه نسبت به قضاوت درست مردم شكي به خود راه نداده است ؛ كروبي براي چندمين بار نشان داد كه ارزش هايش را وجه المصالحه راي آوري نمي كند و براي راي آوري تن به هر سكوتي نمي دهد.

ميرحسين موسوي در جواب محسن رضايي در قبال پرسش از حلقه اول ياران خود سكوت مي كند . او هم حتي در قبال پرسش چندباره محسن رضايي سكوت مي كند و اين پرسش را بي پاسخ مي گذارد , ميرحسين مي داند كه تعيين حلقه اول يارانش و مديراني كه با آنها در آينده كار مي كند به معناي از دست دادن راي بسياري از طرفدارانش است و به اين علت ترجيح مي دهد تا سكوت كند , چون مي داند كه سكوت هزينه كمتري نسبت به پاسخ گويي دارد . پاسخ گويي و شفاف بودن در سياست هزينه هاي فراواني دارد و اين هزينه ها براي كساني كه پايبند ارزش هاي صوابي نيستند , بسيار بزرگتر و غيرقابل جبران تر است . پاسخ گويي در اين مقطع زماني براي رئيس دولت نهم به معناي از دست دادن تمام جايگاه هايي كه تا الان با چنگ و دندان حفظ كرده است و به همين دليل است كه رئيس دولت نهم ترجيح مي دهد تا ماجراي هاله نور را تكذيب كند تا آن كه به خاطر آن معذرت خواهي كند ؛ به همين دليل است كه رئيس دولت نهم بهتر مي بيند نرخ تورم 23 درصدي را تكذيب كند تا آن كه آنرا پاسخ دهد . شايد همين دلائل ساير كانديداهاي رياست جمهوري را به سمت سكوت درقبال پرسش هاي اساسي موجود در جامعه هدايت مي كند .

مناظره احمدي نژاد و كروبي بيشتر از آنكه نوعي مصاف براي مطرح كردن شبهات بوده باشد , صحنه پارسا منشي سياسي كروبي بود, كروبي اي كه در زيباترين شكل ممكن تجلي گر شعار ” زنده باد مخالف من ” بود .

 

 

2 Comments »

  1. کروبی بنظر من توی مناظره از سوی احمدی نژاد آچمز شده بود. در مقابل دروغ پردازی‌های احمدی نژاد حرفی نداشت و هی میگفت: کارشناس‌ها به من یک چیزهای دیگری گفتند! احمدی نژاد هم با کمال پررویی گفت: کاندیدای رپیس جمهوری باید خودش کارشناس باشد نه اینکه بگوید فلانی اینجوری گفت و بهمان چیزی دیگر.

    کروبی اینقدر بدون آمادگی و بدون برنامه آمده بود که انتظار نداشت احمدی نژاد برود سراغ آمارهای اقتصادی و لذا قاطی کرده بود. اینقدر بی‌نظم و بی حساب حرف میزد که مرتبا از مجری مناظره می‌پرسید: خب! چقدر حرف زدم؟.. حالا روی هم چقدر میشود؟….چقدر دیگر باقی می ماند؟
    آقای کروبی! خدا ساعت مچی را خلق کرده برای چنین روزها.
    یا مثلا یکبار خواست از لابلای کاغذها و مدارک خودش یک عکسی را پیدا کند٬ اینقدر با آنها ور رفت و آنها را درهم برهم کرد٬ آخرش هم آنرا پیدا نکرد و شروع کرد به توصیف آن عکس!
    گفت: یک عکسی بود که چاوز صدام را بغل کرده بعد رفته اوباما را بغل کرده… چنان هم اون را فشار داده که از تو هم بیشتر!
    آخه ایهالناس که میخواهید به کروبی رای بدهید! فکر نمیکنید کسی که اینقدر بی نظم و کارهایش بی‌حساب و کتاب است٬ چگونه میتواند در مملکت سراسر بحران شما تغییر ایجاد کند؟

    توی مناظره‌های اینچنینی٬ هرکس که می‌پرد وسط کلام دیگران و به وقت و فرصت دیگران تجاوز میکند٬ قابل اعتماد نیست چه کروبی‌اش باشد و چه احمدی‌نژادش!

    Comment by khakestari — June 7, 2009 @ 11:17 pm

  2. براي بيداري كساني كه خود را به خواب زده اند هر تلاشي بيهوده است.
    به روز اعلام نتيجه انتخابات فكر كرده اي ؟
    روزي كه مردم يه نه بزرگ به سه كانديد هاشم(موسوي و كروبي و رضايي) خواهند داد.

    Comment by مريم — June 8, 2009 @ 11:44 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: