من مكتوب

June 13, 2009

شاه کلید

خوب الان که این ها رو می نویسم ته گلوم می خاره و یه بغضی هی می آد و می ره , ولی نمی ترکه و سر باز نمی کنه , شاید به این خاطر که هنوز امید داره , هنوز فکر می کنه که می شه آب رفته رو به جوی بازگرداند.

اتفاقی که افتاد رو به هیچ شکلی نمی شه توجیه اش کرد و با توجه به پیش بینی کیهان و رجوع به آرای خودمون و جو جامعه متوجه می شیم که هیچ راهی جز تقلب برای رسیدن به این آرا نیست و تازه من مرتبا به دوستانم می گم که برای اثبات تقلب به آرای احمدی نژاد مراجعه نکنید , به رای های کروبی مراجعه کنید . چون رای های کروبی در این دوره نشان از وقاحت و عمق فاجعه داره .

یادش بخیر قدیما , هر وقت اتفاقی توی این مملکت می افتاد با خودمون می گفتیم که پشت همه این ماجراها اکبر هاشمی رفسنجانی است و اونه که دارای سرنخ رو می کشه و رهبر مثل یه موم توی دستای اکبره و اصلا رهبری مترسکی بیش نیست .

ولی بحث در مورد رهبری می شد , من همیشه ساده لوحانه می گفتم که آقای خامنه ای یکی از شخصیت های برجسته این نظامه و خودش وزنه ای یه که همیشه سمت مثبت ماجراها را سنگین تر می کنه و تمام تصمیمات اش در راستای بهبود اوضاع و ایجاد صلح در راستای مصالح مملکت و نظامه . وقتی ازم درباره کیهان شریعتمداری و جنتی شورای نگهبان می پرسیدن , می گفتم که این نهادها اونقدر قدرتمند شدن که دیگه رهبری زورش به این ها نمی رسه و ترجیح می ده که سکوت کنه و خلاصه هر اتفاقی که می افتاد رو می کردم به ملت و می گفتم آقا , پای رهبری رو وسط نکش .

یادمه زمانی که کتاب عالیجناب سرخ پوش اکبر گنجی رو میخوندم , همیشه برام جالب بود که جای رهبری خالیه و یه شخصیتی داشت توی اون کتاب که اسمش بود شاه کلید . اکبر گنجی چندین بار گفته بود که اگه می خواهید به شاه کلید برسید , بهتره کیهان شریعتمداری رو بخونید , ولی نه تنها اون موقع , بلکه بعدها هم نفهمیدم که این کیه که اکبر گنجی بهش اشاره می کنه , زمانی که اکبر گنجی به زندان افتاد , با خودم گفتم که نمی شه این قدر راحت به پدرخوانده مافیای ایران ( اکبر هاشمی رفسنجانی ) تنه زد و برعلیه اش مطلب نوشت و آخرش هم قصر در رفت و خلاصه تمام  زندان افتادن اکبر گنجی رو هاشمی رفسنجانی می دونستم .

بعدها توی کتاب هاشمی بدون روتوش صادق زیباکلام خوندم که اکبر هاشمی تمام اون مقالات رو کامل میخونده و تحمل می کرده و این مسئله رو که عده زیادی برعلیه اش می نویسن رو تحمل می کرده است , با خواندن این کتاب تحلیل اولیه ام که هاشمی رفسنجانی دلیل زندان رفتن گنجی است , باطل شد . اما چه کسی پشت قضیه بود.

حالا بعد این اتفاقات و کاندیدا شدن موسوی و حمایت هاشمی رفسنجانی , وقتی می بینم که این بلا سرمون اومد و این رای ها از صندوق بیرون اومد و هاشمی هم سمت ماست . تازه فهمیدم که شاه کلید کیه , شاه کلید کسی جز خامنه ای نیست .

خامنه ای کسی است که این مدت با حضور شریعتمداری در کیهان یک بنگاه لجن پراکنی افتتاح کرده است و تمام مخالفان خود را با صدای کیهان تخریب و تحریف می کند و ترور شخصیت میکند. خامنه ای کسی است که با کمک جنتی شورای نگهبان تمام مخالفان را از صحنه خارج می کند . شاه کلید خامنه ای است که با خواندن کیهان شریعتمداری می توان به عمق نگاه و زاویه دیدش پی برد .

حمایت ویژه خامنه ای از احمدی نژاد در این سالها , حضور مجتبی خامنه ای فرزند آقای خامنه ای در ستاد آقای احمدی نژاد در سال 84 و تعریف از سفرهای استانی در سال سوم ریاست جمهوری احمدی نژاد و تخریب خاتمی در جلسه مشترک این دو جهت بیان دلائل حضور خاتمی در صحنه , همه از این واقعیت که احمدی نژاد محبوب رهبر و فرد مطلوب رهبر در این سالها بوده است بر می دارد. مسلما وقتی تقلب در این سطح گسترده و به این شکل ناشیانه ( به گونه ای که حتی گمانه زنی ها حاکی از این است که تمام صندوق های واقعی در یک نقطه در زیرزمین وزارت کشور است و این رای ها رای های دیگری هستند ) , مسلما نشان دهنده این حقیقت است که آقای احمدی نژاد از حمایت یک شخصیت کلان برخوردار بوده است و شدت تقلب فقط آقای خامنه ای را به ذهن متبادر می کند.

با تمام این تفاسیر , ارزیابی من این است که از فردا باید تمام شعارها را بر محوریت رهبری تنظیم کرد و این مسلما باید شخص رهبری باشد که پاسخ گو باشد و رجوع به هر کسی بجز رهبری یک اشتباه استراتژیک بزرگ است .

امیدوارم لیدرهای اصلاح طلبان که موسوی و کروبی عزیز باشند , بدانند که این فرصتی است که بسیار بزرگ تر از فرصت انتخابات است و اگر از این فرصت استفاده کنند , نامشان در تاریخ ایران جاودانه می شود و همردیف مصدق ها , ستارخان و باقرخان و امیرکبیر قرار خواهد گرفت .

5 Comments »

  1. 99 + 1
    يکبار ديگر در تقابل با موسوي

    نامزد شدن مير حسين موسوي براي انتخابات رياست جمهوري ماجراي تقابل هشت ساله دوران نخست وزيري وي با جناح راست حکومت را از نوزنده کرد. همانها که طي نخست وزيري موسوي از موضع ضعف توام با وحشت دربرابر او ايستاده بودند، اکنون و در زمان رهبري علي خامنه‌اي از موضع قدرت و باز هم توام با وحشت به تخريب موسوي و حتي احتمال رد صلاحيت او مشغولند.

    ميرحسين موسوي در 8- 9 سالي که آيت الله خميني زنده بود و سکان رهبري جمهوري اسلامي را دراختيار داشت نخست وزير مورد حمايت او بود و معروف به نخست وزير نيروهاي “خط امام”.

    در آن زمان، در برابر آيت‌الله خميني و موسوي گروهي تشکيل شد که ابتدا به گروه 99 و بعدها با علني شدن پيوند علي خامنه اي به آنها به گروه 99 + 1 معروف شد.

    ماجراي گروه 99 از اين قرار بود که در مجلس دوم جريان نيرومندي از گروه راست و محافظه کار آن زمان که امروز به خود لقب “اصولگرا” داده،‌‌ تشکيل شد.

    هدف اين گروه جلوگيري از انتخاب دوباره ميرحسين موسوي به نخست وزيري بود.

    در مرداد ماه1364 علي خامنه‌اي براي دومين بار به رياست جمهوري برگزيده شد و بايد نخست وزيري را به مجلس معرفي مي‌کرد و از آنجا که با جريان راست و محافظه کار نزديک بود، مايل به معرفي موسوي نبود.

    گروه‌هاي راست و بويژه موتلفه اسلامي که در آن زمان رهبري جناح راست را برعهده داشت و بنياد رسالت را به کمک آيت الله آذري قمي و مرتضي نبوي راه اندازي کرده بود، از نخست وزيري آيت‌الله مهدوي کني يا علي اکبر ولايتي پشتيباني مي‌کردند. با وجود گذشت دوماه از انتخاب علي خامنه اي به رياست جمهوري، به دليل کشمکش ميان گروه‌هاي خط امام در مجلس که از موسوي پشتباني مي‌کردند و اکثريت ضعيفي داشتند، با مخالفان معرفي موسوي که در آن زمان ناطق نوري در مجلس آنها را رهبري مي کرد، سرانجام اکثريت مجلس تصميم گرفت نامه‌اي به آيت‌الله خميني بنويسد و نظر او را جويا شود.

    در تاريخ 5 مهر 64 آيت‌الله خميني در پاسخ به نامه 135 تن از نمايندگان مجلس که از او درباره نخست وزير نظر خواهي کرده بودند، چنين نوشت:

    “آقاي مهندس موسوي را شخصي متدين و متعهد و در وضع بسيار پيچيده کشور دولت ايشان را موفق مي‌دانم و در حال حاضر تغيير آن را صلاح نمي‌دانم، ولي حق انتخاب با جناب آقاي رئيس جمهور و مجلس شوراي اسلامي محترم است.”

    با اين نامه و اين پاسخ، علي خامنه‌اي عقب نشيني کرد و ده روز بعد مهندس موسوي را بعنوان نخست وزير به مجلس معرفي کرد. ولي در جريان راي گيري 73 تن همچنان راي مخالف و 26 تن راي ممتنع دادند که مجموع آنان 99 تن شد و اين گروه که عملا با نظر آيت‌الله خميني مخالفت کرده بودند به گروه 99 معروف شدند. البته از اين گروه 99 نه کسي دستگير و نه زنداني و نه اعدام شد، و نه شوراي نگهبان صلاحيتشان را بدليل مخالفت با ولايت فقيه و آيت‌الله خميني رد کرد. نه تنها صلاحيت آنان رد نشد، بلکه اين ايستادگي در برابر خميني سرمايه‌اي براي گروه 99 شد که بعدا سکان همه امور کشور را در دست بگيرند.

    آن 135 نفري که به آيت‌الله خميني نامه نوشتند نمي دانستند که امضاي اين نامه بعدها بلاي جانشان خواهد شد. چنانکه، بعد از درگذشت آيت الله خميني، در مجلس چهارم شوراي نگهبان عملا همه آنان و مخالفان گروه 99 و کساني را که به موسوي راي موافق داده بودند رد صلاحيت کرد و همچنان در انتخابات‌ها هر جا زورش برسد اين کار را مي‌کند.

    حبيب الله عسگراولادي بعدها در سخناني که در روزنامه سلام منتشر شد در پاسخ به يکي از جوانان خط امام که نسبت به سابقه گروه 99 و مخالفت آنان با آقاي خميني اشاره کرده بود تاکيد ‌کرد که با افزوده شدن علي خامنه‌اي، گروه 99 در واقع به گروه 99 + 1 تبديل شد.

    عسگراولادي که سخنش در روزنامه سلام 12 فروردين 1370 منتشر شد، گفت:

    “اولا خواهش مي‌کنم بردار جان عصباني نباش، مقام معظم رهبري (علي خامنه اي) در آن روز فرمودند که اين 99 نفر، صدميش منم، زيرا حضرت ايشان در دوره دوم مهندس موسوي را معرفي نکردند. بعد از آن حضرت امام امر فرمودند (که مهندس موسوي را معرفي کنيد) اگر توجه کنيد به اين جريان تاريخي و اگر توجه بکنيد 99 نفر الان کساني هستند که مهمترين سنگرهاي انقلاب را در اختيار دارند”

    حق با عسگراولادي بود. علي خامنه‌اي پس از رسيدن به “مقام معظم رهبري” جريان موسوم به “خط امام” را از همه سنگرهاي انقلاب بيرون کرد و آنها را بدست گروه 99 سپرد.

    حالا، بازگشت موسوي به صحنه اين گروه را دوباره از خواب بيدار کرده، آن هم در شرايطي که رئيس جمهور شدن احمدي نژاد، حداقل در دوره اول درد بي درمان گروه 99 + 1 دوا نکرده و اميدوارند در مرحله دوم دوا کند. يعني تصفيه کامل و حتي جاني آنها که در برابر 99+ 1 ايستاده بودند.

    آنها که کارزار انتخاباتي دوره هفتم رياست جمهوري را به ياد دارند، مي توانند با مرور به حافظه خود و نشريات آن زمان، يعني تا قبل از برگزاري انتخابات دوم خرداد، يکبار ديگر به ديگران بگويند و نشان بدهند آن مصاحبه تاريخي آيت الله مسعودي را که در آن فاش ساخت و گفت:

    “آقايان شيخ محمد يزدي و عسگراولادي با هم آمدند نزد من و گفتند اگر موسوي بيآيد اقتصاد ما خراب مي شود و از من خواستند تا با جامعه مدرسين و آقايان در حوزه صحبت کنم تا متفقا جلوي کانديدا شدن ايشان را بگيريم.”

    اين ماجرا مربوط به زماني است که هنوز معلوم نبود براي انتخابات دوم خرداد 76 محمد خاتمي کانديدا خواهد شد يا ميرحسين موسوي و سرانجام زير همين فشارها موسوي کانديدا نشد و محمد خاتمي نامزد انتخابات شد و شد آنچه که معروف به انتخابات دوم خرداد است.

    آن اقتصادي هم که عسگراولادي مي ترسيد با آمدن موسوي خراب شود و اين بار هم- در انتخابات پيش رو- ترسيده خراب شود، در اين جمله تاريخي وي و همچنين محمدرضا باهنر که در نشريه “شما” ارگان موتلفه اسلامي و روزنامه رسالت در همان سال منتشر شد منعکس است:

    ” ما بايد آن چيزهائي که توليد آن در داخل گران تر از وارد کردن آن تمام مي شود را وارد کنيم”

    همين سياست که انتخابات مجلس پنجم نيز به موجب آن برگزار شد، در دولت احمدي نژاد به لجام گسيخته ترين واردات در طول تاريخ کشور تبديل شد و توليد ملي به خاک سياه نشست.

    حمايت اين بار عسگراولادي از احمدي نژاد نيز به دليل ترس از بهم ريختن همين اقتصاد است. همچنان که اعلام حمايت شيخ محمد يزدي از احمدي نژاد براي انتخابات پيش رو که شنبه شب بعنوان نظر اکثريت جامعه مدرسين حوزه علميه قم اعلام شد نيز، ادامه همان پيوند موتلفه اسلامي و عسگراولادي با وي و حوزه علميه قم است.

    امروز شيخ محمد يزدي با حمايت کامل علي خامنه اي شده است رئيس حوزه قم، آيت الله مسعود به حاشيه رانده شده (البته نمي دانيم هنوز در قيد حيات است يا خير) حبيب الله عسگراولادي يک جبهه از سازمان هاي بيرون آمده از دل آن فراکسيون 99+1 درست کرده و جلوجلو حمايت خود و اين جبهه را از احمدي نژاد در برابر موسوي اعلام داشت.

    Comment by sheikh bedademan beres — June 13, 2009 @ 11:45 pm

  2. azizam shah kelid asli hanooz penhan ast , motalefe ,mesbah….

    Comment by Anonymous — June 14, 2009 @ 12:23 pm

  3. طبق تماسی که لحظاتی پیش یکی از خبرنگارا باهام داشت به احتمال بسیار قوی قراره امشب بریزن تو کوی دانشگاه و دانشجوها رو قلع و قم کنن

    Comment by sheikh bedademan beres — June 14, 2009 @ 6:26 pm

  4. آدرس دفتر مرکزی روزنامه کیهان: تهران – منطقه ۱۲ – فردوسی – روبروی بانک مسکن – ک. شهیدشاهچراغی: آدرس روزنامه کیهان

    Comment by sheikh bedademan beres — June 15, 2009 @ 12:37 am

  5. آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
    حضرت امام خميني مي‌فرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازمي‌دارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد مي‌كند و ولايت را از حاكمي كه مي‌خواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط مي‌سازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط مي‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

    Comment by ندای انقلاب — August 27, 2009 @ 10:47 am


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: