من مكتوب

July 5, 2009

ديده هاي من

Filed under: تحليل — saeedlog @ 9:05 pm
Tags:

این روزایی که گذشت برای ایران روزهایی تاریخی بودند , یعنی اینکه در تاریخ ما ثبت و ضبط می شه . یه چیزی که این وسط خیلی مهمه اینه که ما از این اتفاقات درسی بگیریم و بفهمیم که چطور در مقابل رفتارهای مشابه , باید عکس العمل نشون بدیم .

یادم نمی ره اون روزای قبل انتخابات رو که با بچه ها رفته بودیم دانشکده علوم پزشکی تهران و با دانشجوهای اونجا , بحث موسوی و کروبی می کردیم و ما معتقد بودیم که برنامه های کروبی و تیم کروبی برای پیش برد جریان اصلاحات کاراترند و خوب طرفدارای موسوی هم بحث های خودشون رو داشتند. اصلا مهم نبود که ما اون موقع چی ها بهم می گفتیم , اون چیزی که الان واسم مهمه , اینه که چقدر ما معصومانه به انتخابات نگاه می کردیم , شاید اگر می دونستیم که اساسا این انتخابات از بن و ریشه مشکل داره , شاید بحث ها سمت و سویی دیگه پیدا می کرد , شاید به جای این که در مورد این دو عزیز صحبت کنیم , می اومدیم و درباره روشهای مقابله با جریان حاکم و روشهای خلع ید از قدرت بحث می کردیم و اساسا در مورد این مسئله که چطور از آرا صیانت به عمل آوریم , بحث می کردیم . اما اشکال عمده اینجا بود که اصلا در مخیله هیچ کداممان نمی گنجید که قراره یه کلاه به این بزرگی روی سرمون بذارن .

روز شنبه و یک شنبه بعد از انتخابات , مردم کنجکاو بودن ببینن توی کوچه “میرهادی” توی خیابان ولیعصر چی میگذره و من هم یکی از اون آدم های کنجکاو بودم و پاتوق ام اونجا بود , اصلا تو کتم نمی رفت که قراره این صحنه های خشن رو توی ایران ببینم , صحنه گاردی هایی که از پمپ بنزین محافظت می کنن , نیروهای ضد شورشی که مردم رو با باتوم می زنن , شاید همین شوک زدگی بود که من رو وادار می کرد که علیرغم فشار امتحان ها (اون موقع هنوز امتحان ها عقب نیفتاده بود ) برم و جزو سیاهی لشگر کنجکاو و معترض میرهادی باشم . صحنه ها خیلی بکر بودن , برای منی که فقط این صحنه ها رو توی اینترنت توی ماجرای کوی دانشگاه دیده بودم , به عینه مشاهده کردنشون خالی از لطف نبود .

عصر یک شنبه پشت میله های درب اصلی دانشگاه تهران , علیرغم اینکه نمی خواستم شعار بدم و اصلا اعتقاد به شعار نداشتم , دیدم کاری از دستم برنمی آد و حتما باید خودم رو تخلیه کنم و منم به خیل عظیم دانشجوهای اونجا پیوستم , جلوی دانشگاه پر از مامور بود , ولی خوب ساحت دانشگاه هنوز مقدسه و جرات نداشتن که بیان تو و بین ما و اونها یه در بزرگ و قوی موجود بود که نمی ذاشت اونا مزاحم ما بشن , ولی با این وجود اونا با گازهای اشک آور تا تونستن متفرق مون کردن , اون جا هم برای اولین بار بود که یه گاز اشک آور , چشمام رو سوزوند , جلوی پام افتاد , اصلا فکر نمی کردم که یه روزی به جرم فقط معترض بودن , این جوری ازمون پذیرایی بشه , ولی شد . نمی تونستم نفس بکشم , دور چشام و پیشانی ام به شدت داشت می سوخت , فکر کردم الانه که پوستم جمع بشه و ذوب بشه , خیلی ترسیده بودم , همه ترسیده بودن , هیچ کی فکر نمی کرد که قیمت “اعتراض” توی این کشور این قدر بالا باشه .

صبح یکی از روزا , مسجد دانشگاه تهران , میزبان اساتید بزرگ خودش بود , همه اساتید بزرگ رشته برق هم اومده بودن , یکی از استادها اومد و ازم جویای احوال یکی از بچه ها توی کوی شد , ولی من هیچ اطلاعی نداشتم , شماره اش رو گرفتم که بهش خبر بدم , اون دوستم رو توی کوی دانشگاه گرفته بودن , البته خیلی های دیگه رو هم گرفته بودن , نمی دونستیم باهاشون قراره چکار کنن , چند روز بعدش فرهاد رهبر , رئیس دانشگاه رفته بود و آزادشون کرده بود و به مزد کتک هایی که خورده بودن یک کیک و ساندیس و یه مشت مزخرف تحویل شون داده بود و قول داده بود که خسارات مادی جبران بشه ولی غرور شکسته این دانشجوها رو هیچی نمی تونست مرهم باشه .

 

روز دوشنبه و سه شنبه هم رفتیم دانشگاه , اصلا بحث مون این بود که دانشجو باید توی دانشگاه اعتراض کنه و مردم توی خیابان ها , توی دانشگاه تهران , صداها بهتر شنیده می شد و خوب علی القاعده خطر کمتری هم متوجه مون بود , صبح دوشنبه یا سه شنبه بود , دقیق اش رو از خاطر بردم , زهرا رهنورد توی مسجد دانشگاه تهران گفت که قرار راهپیمایی از انقلاب تا آزادی کنسل شده و خبرها میگه که حکم تیر دارن و می خوان ملت رو بزنن و موسوی نمی خواد که مادری عزادار بشه و می ره که قضیه رو به آرامی رفع اش کنه , ابزارهای خبررسانی موجود نبود که این خبر رو به بقیه برسونیم , اس ام اس ها قطع بودن و فقط می شد تماس گرفت , تازه اونم از ساعت دو و سه بعدازظهر قطع می شد , ما پشت میله های درب اصلی بودیم و شعار می دادیم , تا این که نزدیک های سه شد و دیدیم که اقیانوس ملت به راه افتاد , سریع جمع شدیم تا ما هم به این سیل خروشان بپیوندیم وقتی رفتیم قاطی شدیم , دیدیم که شعور جای شور را به تمامی گرفته و ما هم سکوت کردیم و با سکوتمون فریاد زدیم .

شاید این راه پیمایی بزرگ دیگه مثل اش دیده نشه , راه پیمایی ای که از میدان امام حسین بود تا میدان آزادی , نه سرش معلوم بود و نه ته اش , برآورد سه میلیون یه برآورد منطقی بود , می شد یه حساب سرانگشتی کرد و این رقم رو در آورد , من به عمرم این همه آدم که یه صدا سکوت باشن و یک رنگ سبز رو ندیده بودم , احساس غرور آفرینی بود .

میرحسین هم این قضیه رو پذیرفته بود و رفت توی میدان آزادی از مردم تشکر کرده بود , کروبی هم جلوی دانشگاه شریف بود و از مردم تشکر می کرد . کاری جز تشکر از کسی ساخته نبود , فقط باید برای این همه شعور از مردم تشکر می شد .

روزهای بعد همین اتفاق در میدان هفت تیر و توپخانه هم افتاد و مردم به همین شکل پر انرژی حاضر شدن و با سکوت شون فریاد زدن .

جمعه روز سرنوشت سازی بود , روزی بود که رهبر میخواست حرف نهایی رو بزنه , در واقع برای اولین بار مهره اصلی جریان اقتدارگرا میخواست در یک تریبون رسمی حرف دلش رو بزنه و خوب همین مسئله در واقع تعیین کننده رفتار حاکمیت در قبال مردم در روزهای بعدی بود , ماها که خوابگاه مون همون اطراف بود , شاهد اتوبوس های زیاد مردم از اطراف تهران بودیم , از شهرهای اطراف هم مردم اومده بودن , از قم , رودهن , بومهن , کرج و خلاصه همه شهرهای دور و نزدیک (در ظاهر بیعت با رهبری و در باطن سیاه لشگری) آدم فرستاده بودن .

رهبری حرف های جالبی زد , خیلی روشن از احمدی نژاد  و انتخابات حمایت کرد , گفت که زیر بار تقلب نمی ره , گفت که صدای اعتراض مردم هیچ نقشی در تصمیم حاکمیت نداره , گفت که این تجمعات در آینده سرکوب می شه و خونش به گردن موسوی است, خیلی راحت 52 سال دوستی با هاشمی رو گذاشت یه طرف ترازو و چند سال پاچه ور مالی احمدی نژاد رو هم گذاشت یه ور دیگه ترازو و با قاطعیت گفت که وزنه احمدی نژاد سنگین تره. این تجمعات رو کار انگلیس و آمریکا و اسرائیل دانست , صدای مردم رو صدای صهیونیست ها دانست , دول اروپایی و آمریکا رو متهم به آشوب آفرینی و دخالت در مسائل داخلی ایران کرد و خلاصه فرافکنی کرد. رای 40 میلیونی ملت رو هم رای به نظام و سیستم سیاسی موجود دانست .

روز بعدش همون شنبه خونین بود , دیگه همه سلاح ها رو آورده بودن , ماشین های آب پاش ( البته آب نبود , یک مایع قلیایی که به شدت پوست رو می سوزونه بود ) , گارد ویژه , نیروهای ضد شورش , بچه های بسیج و پایگاه (باورم نمی شد که به بچه چهارده و پانزده ساله , چماق و باتوم داده باشن !!!) , نیروهای سپاه و خلاصه جهنمی بود , تا تونستن زدن و زخمی کردن , تیر هم شلیک کردن , خیلی ها رو از پا درآوردن , زن و مرد هم براشون فرقی نمی کرد , روز بعد از حرفهای رهبری باید ساکت می بود , چون نمی تونستن تحمل کنن و ببینن که مردم علی رغم میل رهبری اومدن توی خیابان ها ( نمی دونم اگه به این نشه گفت دیکتاتوری به چی می شه گفت دیکتاتوری ) , خیلی صحنه ها منزجر کننده بود , من خودم رو با سماجت تمام رسوندم به میدان , ولی از یه جایی به بعد دیگه اجازه عبور نمی دادن و با باتوم به یک سمت دیگه هدایت ات می کردن , اون روز روز سیاهی بود , هر چند که همین روزهای سیاه ان که نقطه عطفی می شن در تاریخ و تاریخ ساز می شن .

روزهای بعد هم همین اتاق البته با شدت کمتری در تهران تکرار می شد , مثلا بعدش توی میدان هفت تیر بود که من با چشمای خودم دیدم که بیشتر از مردم گاردی ها ریخته بودن توی میدان و هلیکوپتر هم از بالا دقیقن محل های اجتماع رو مشخص می کرد تا اگه یه وقت چیزی از دیدشون در رفت از اون بالا خبر بدن .

در میدان بهارستان جلوی مجلس هم دوباره همین وضع تکرار شد و اون جا هم باز برای اولین بار من موتورسوارهایی رو دیدم که با تیرهوایی های ممتد مردم رو دچار رعب و وحشت می کردن و متفرق می کردن , برام جالب بود که تمام روش های پخش کردن مردم رو هم بلد بودن , بچه های اطلاعات رو هم من چند تاشون رو می شناختم و اونجا دیدم , پایه ثابت همه تظاهرات ها بودن .

این روزا همه منتظر 18 تیرن تا دوباره صدای اعتراض شون رو به گوش حاکمیت برسونن , می دونم که دوباره خون برپا می شه , اما تاریخ نشان داده که این خون بوده که پیروز بر شمشیر بوده و هست ( البته این به شرطی یه که رهبران معترضین خیانت نکنن !!!)

توی شهرستان آب از آب تکون نخورده و هیچ کس تو کتش نمی ره که اصلا معترضی وجود داره و خوب به شدت شهرستانی ها مسخ صدا و سیما شدن و هر چی از صدا و سیما نقل بشه رو وحی منزل می دونن و اصلا در درست بودنش شک نمی کنن . توی شهرستان خیلی ها رو دیدم که به احمدی نژاد رای دادن ولی باز هم مشخصه که اکثریت با احمدی نژاد نیست و اقلیتن و اصلا با آمارهای رسمی همخوانی ندارن .

اون چیزی که این روزا برای همه مهمه , تصمیماتی است که از جانب مهندس موسوی و کروبی اخذ می شن , بیانیه ها تقریبا خالی از هر نکته اجرایی هستن , یعنی به عبارتی تکرار واضحاتن , همه می دونن که چی داره می گذره و چی گذشته بر این کشور و خوب لازم نیست که هی مجدد تکرار بشه , شورای نگهبان هم که نظر قطعی اش رو داد و به عبارتی مسیرهای قانونی هم به بن بست رسید و حالا بهترین موقع است که سران اصلاح طلب که تنها امیدهای مردم هستن , بشینن و یه تصمیم جدی برای عبور از جمهوری اسلامی تحریف شده و ذوب شدگان در ولایت فقیه و مجلس فرمایشی کنونی بگیرن . جهت گیری وضع کنونی , یک دیکتاتوری عمیق مدرن و بغض فروخورده کشنده در گلوی مردمه و اگر مردم با سکوت رهبران خود مواجه بشن , چه بسا که تمام سرمایه امید و اعتمادشون بر باد بره و این عدم اعتماد در آینده ابزاری در دست غوغاسالاران بشه که به واسطه همین سکوت مردم نهادهای قانونی دموکراتیک رو نابود کنن و خزانه مردم تبدیل به بیت المال و رهبری تبدیل به خلافت اسلامی بشه و ما بازتکرار تراژیک تاریخ رو شاهد باشیم .

هیچ ایده ای به ذهن ام نمی رسه که بشه به واسطه اون از وضع موجود خلاصی یافت ولی نکاتی هست که باید به اون توجه کرد , اول از همه اینه که جریان مقابل هم به اندازه این ور دچار ترس شده و شدیدا در حالت آماده باش قرار داره , دوم اینکه این پروپاگاندای مسموم صدا و سیما و این بزرگنمایی هاش کاملا غیرواقعی یه و جریان حاکم اونقدر هم که فکرش رو می کنیم قوی و محکم نیست , سوم اینکه بهترین کار در حال حاضر نشانه گیری نقاط استراتژیکه ؛ به عبارتی قرار نیست که ما برای از پا در آوردن این سیستم , همه نقاط اش رو بزنیم , فقط کافیه قلب و مغزش رو نشانه بگیریم . بانک مرکزی , خزانه و شرکت نفت , به عنوان قسمت های تغذیه کننده پول , سپاه و ارتش و بسیج , به عنوان قسمت های تغذیه کننده نیروهای ضد مردمی و خوب کاخ ریاست جمهوری و بیت رهبری به عنوان مغز جریان حاکمیت و صدا و سیما به عنوان تبلیغات چی جریان حاکمیت .چهارمین نکته اینه که باید خیلی هم مراقب رهبران خودمون باشیم , به عبارتی صیانت از مهندس موسوی و کروبی , البته منظورم صیانت فیزیکی نیست ( که البته اون هم جزو واجباته ) , منظورم اینه که مراقب باشیم , اینها خیانت نکنن ( البته منظورم از خیانت اینه که به کم قانع نشن , مثلا بهشون وعده داده بشه که مثلا دوره بعد شما رئیس جمهورید و هر طور خواستید عمل کنید و یا خیلی چیزای دیگه که به عبارتی عقب نشینی از آرمان های اصیل مردمه ) , به عبارتی ما به کم قانع نباشیم , این سیستم یک سیستم مریضه و علی القاعده باید حذف بشه و خوب کنار آمدن با این سیستم اصلا به نفع مردم نیست ( البته ترس مردم از حاکم شدن جریان های غیرمردمی بعد از حذف یک جریان غیر مردمی دیگه هم یه ترس منطقی یه ) و مردم باید حالا که حاضر شدن هزینه بدن , باید هزینه حذف کل آدم های نظام رو بدن , از رهبری گرفته تا اون فرمانده پایگاهی که بسیجی ها رو تشویق به کتک زدن مردم می کنه .

به هر حال امیدوارم که این ماجرا ختم به خیر بشه , جریان های مردمی که هزینه دادن و آخرش به هیچ نتیجه ای نرسیدن , زیادن توی دنیا و من امیدوارم که این حرکت مردم به اون ها نپیونده .

6 Comments »

  1. آنفولانزای آخوندی!

    عامل بیماری: ویروس، نوع سرسفید و سرسیاه

    میزان خطر: مسری وکشنده، ویرانگرتر ازحمله اسکندر و اعراب و مغول

    علائم بیماری: خفقان، سانسور، حبس، شکنجه، اعدام، سنگسار

    کشورمحل ظهور: ایران

    کشورهای آلوده: عراق، لبنان، غزه، سودان، افغانستان، پاکستان، عربستان، مصرو..

    ریخت شناسی ویروس: معمولا فربه و پشمالوهستند اما ریخت کوسه هم در بین آنها وجود دارد.

    ساختمان ویروس: این ویروسها اشکال انحطاط یافته انگلهای داخل سلولی هستند.

    ناقل بیماری: عنکبوت پا کوتای استبداد

    دوران نهفتگی: این ویروس سالیان متوالی،ازظهورادیان تاکنون،می تواند نهفته بماند.

    واکسیناسیون، طریق پیشگیری، وپادزهر: دمکراسی

    تاریخچه: ویروس این بیماری دردوران معاصر اولین بارتوسط انگلیسی ها درانقلاب مشروطه برای مقابله با آزادیخواهان فعال شد. سپس برعلیه مصدق بکار گرفته شد. بعدها آمریکایی ها برای مقابله با کمونیسم از آن استفاده کردند.

    طریق تشخیص: این ویروس با فریب عموم درظاهربا آنتی ژنهای نوع آ مریکایی وانگلیسی جنگ دارد اما درعمل و پشت پرده با آنها مذاکره ومعامله تجاری می کند.

    طریق فعال شدن: این بیماری در کشورهایی که دچار بیماری مزمن دیکتاتوری هستند به منظوراشاعه جهل وعقب ماندگی درسلولهای میزبان فعال میشودوهمزمان درخلاء نبود گلبولهای سفید مترقی وآگاه که به حبس افتاده اند دریک فرصت شش ماهه به شدت رشد کرده به تدریج کنترل اندامهای بیمار را به دست می گیرد.

    طریق تکثیر: پس ازفعال شدن، فرمانده ویروسها خود را ولی و قیم اندام آلوده شده اعلام کرده، با کمک عامل ژنتیکی انصارحزب الله اقدام به ایجاد رعب و وحشت می کند. سپس برای قلع وقمع سلولهای آزادیخواه احکام مرتد سلولی ومفسد فی اندام را ابداع کرده پس ازبستن گلبولهای روزنامه ای وسرکوب ژنهایاحزاب و سازمانها وتشکلهای مقاوم، ازگله حقوق بگیران خود امت درصحنه بوجود می آ ورد.

    خصوصیات آنتی ژنی ویروس: پس ازکنترل اندامهای حیاتی بیمار، ویروس ازیک طرف برای تداوم بقای خود اقدام به نظارت دائمی بر کلیه امورات سلولها میکند وهرگونه ژنهای مقاوم را به جرم محاربه با ویروس یا اقدام به براندازی ویروس نابود میکند. سپس ویروس ولی یا قیم برای فریب سلولها هر چهارسال یکبار ازمیان ویروسهای مورد اعتماد خود چند تایی را مأمور کرده تا در دادن وعده و وعیدهای خررنگ کن به سلولها با یکدیگر رقابت کنند. گماشته ای که در گول زدن سلولها رای بیشتری آورد به عنوان رئیس سلولها منصوب میشود.
    از طرف دیگرویروس می کوشد بیماری خود را به بقیه جهان صادرکند. به این منظور دست به سازماندهی و کمک مالی به ویروسها در دیگر نقاط جهان میکند تا برای خود سپر ایمنی درست کند. علاوه بر آن ازهمان ابتدای فعال شدن، اقدام به گروگانگیری دیپلمات یا سلولهای خارجی از نوع رکسانا میکند تا برسرآنها با اندامهای فرنگی برسر ویروسهای اسیر خود معامله و اخاذی کند.
    این ویروس در اندامهای فرنگی ارگانیسمهای بیشماررسانه ای بوجود آورده ودر کنترل افکارسلولهای مهاجر کوشا است.. ویروس می کوشد جو ناامیدی و بی تفاوتی میان سلولهای تبعیدی بوجود آورد و آنها را ازعفونت بیماری منحرف کرده و به کسب و کاروزندگی خویش مشغول سازد. این ویروس سلولهای ماده را نصف سلولهای نر به حساب می آورد.

    کد ژنتیکی کروموزوم ویروس: اطلاعات ژنتیکی لازم جهت تکثیر ویروسها را رمز گذاری می‌کند که عبارت است از: بین سلولها تفرقه انداز وحکومت کن!

    طریق کنترل بیماری: مسکن ندارد. التیام پذیرواصلاح پذیرنیست.

    انواع ویروس: یاخته‌های اجنبی به منظورپیشبرد سیاست زدوبند ومماشات، این ویروس را به دو نوع آ : میانه رو و ب: تند رو، و یا خندان و اخمو تقسیم بندی کرده اند. اوایل ویروس نوع ب را ویروس بنیادگرا مینامیدند. سپس نظرشان عوض شد و آن را ویروس اصولگرا یا محافظه کار نامیدند.. درمقابلِ، ویروسنوع آ را ویروس اصلاح طلب نامیدند. در سال ۱۳۷۶که این ویروس پس ازدادگاه میکونوس درشرف مرگ بود، یاخته‌های فرنگی تحت پوشش حمایت از ویروس نوع آ. یا خندان، منافع سرشارنفتی وگازی به جیب زدند. بخاطرآ ن حمایتها اکنون این ویروس به شدت به طریق انترگونه ای در دیگر کشورها تکثیر شده و درشرف مسلح شدن به میکروارگانیسم های اتمی است.

    پادزهر وکشنده ویروس: گلبولهای سفید ستارخانی و باقرخانی

    طریق درمان و ریشه کنی: پیوستن گلبولهای دانشجویی و کارگری و معلمی به گلبولهای ستارخانی وقیام عمومی و جمعی علیه ویروس.

    مکانیزم عمل ویروس: بر سه پایه حلقوی زر و زور و تزویرعمل میکند. ابتدا گلبولهای سفید ضعیف را به استخدام خود درمی آورد. سپس بقیه گلبولهای مقاوم را با خشونت منکوب میکند. آنگاه عوامل خود را به شکل ضد ویروس جا می زند و شروع به انحراف یا جذب سایرگلبولهای فعال ضد خود می کند به گونه ای که خود سلولها هم در تفکیک گلبولهای ضد ویروس از گلبولهای ویروسی گیچ شوند. رمزشناخت گلبولهای ویروسی این است که آنها مثل جن از قیام سلولها وریشه کنی میترسند. ماموریت این گلبولهای ویروسی دوچیزاست: اول مخالفت ظاهری با ویروس، ودوم مخالفت واقعی با گلبولهای سفید ستارخانی. گلبولهای ویروسی مدام سایرگلبولها را ازریشه کنی وقیام می ترسانند. ویروس مرتب تبلیغ می کند که اگرریشه کن شود ویروسی به مراتب بدترشیوع پیدا خواهد کرد. گلبولهای ویروسی مدام سایرسلولها را به مدارا، مصالحه، عدم خشونت وپذیرش حاکمیت ویروس فرا می خوانند. این گلبولها سعی دارند سلولها به روزمره گی و خوردوخوراک سلولی خود مشغول باشند و عفونت ویروس را از یاد ببرند.

    اخطار سازمان بهداشت جهانی: اگر ویروسی سوارغشای سلولی خری شد دیگرپایین بیا نیست! یا باید خربمیرد یا ویروس!

    Comment by d — July 8, 2009 @ 10:40 pm

  2. سلام. واقعا تمامی مطالب یا خاطراتی که نوشته بودید عین واقعیت بوده و من خودم اکثر این وقایع و با چشم خودم دیده بودم.فکر می نکم امروز 18 تیر باش و فکر نمی کنم خبری بش. اما به هر حال از این موضوع انتخابات میش یک برداشت مثبت کرد و اون هم این که مردم ماهیت کلی نظام اسلامی رو شناختند. مجتبی

    Comment by Mojtaba — July 9, 2009 @ 1:36 pm

  3. marde hesabi malome koja hasti?

    Comment by Anonymous — July 30, 2009 @ 10:19 pm

  4. حرفهای امشب ابطحی با اون قیافه از تخت به زیر کشده شو هیچ کس فراموش نمی کنه همونطور که توهین های بی ادبانه اش راجع به هاله نور رو همه به یاد دارن.
    انصافا که این خداست که:
    والله خیر الماکرین
    به مفتضح شدگانی مثل شما و رهبرت تاج زاده هم تسلیت میگم.

    Comment by ferdosi.elek — August 1, 2009 @ 9:57 pm

  5. salam,chera dige inja neminevisin? mishe adress jdidetuno bedin?

    Comment by Anonymous — August 9, 2009 @ 4:25 pm

  6. آیه 11 سوره رعد است که می فرماید «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا بانفسهم»، (خدا وضع و حال هیچ قومی را عوض نخواهد کرد مگر آنکه انسانها به خودشان وضع و حال خودشان را تغییر دهند.)
    حضرت امام خميني مي‌فرمايد: «ولايت فقيه امتدادي است از حاكميت معصومان و عبارت است از حاكميت فقيه عادل كه صفات علم و فقاهت و تقوا و زهد و كارداني و مهارت در وجود او محقق گرديده است كه همه اين ويژگيها او را از استبداد و ديكتاتوري بازمي‌دارد.» ايشان اين معنا را با سخن خود چنين مورد تأكيد قرار مي‌دهد: «اسلام ديكتاتوري را محكوم و رد مي‌كند و ولايت را از حاكمي كه مي‌خواهد با ديكتاتوري حكومت كند، ساقط مي‌سازد حتي اگر آن حاكم فقيه باشد. اگر فقيه و حاكم از چهارچوب صفات علم و عدالت و گرفتن حق مظلوم از ظالم خارج شود، ولايت او خود به خود ساقط مي‌گردد.» حضرت امام (ره) فرمود : «جانم فدای تک تک این ملت».

    Comment by ندای انقلاب — August 22, 2009 @ 1:45 pm


RSS feed for comments on this post. TrackBack URI

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

Create a free website or blog at WordPress.com.

%d bloggers like this: