من مكتوب

December 12, 2009

دوباره من

Filed under: همين جوري ها — saeedlog @ 6:14 pm
Tags: ,

خوب مدت هاست كه نيستم ، مي بينم كه داره وبلاگم رو تار عنكبوت مي گيره

والله ديگه مثل سابق حس نوشتن نيست ، ديگه حس زندگي نيست ، الان از جلسه اي مي آم كه توش دانشجوها كم مونده بود كه گريه شون بگيره ، به خاطر اينكه عده اي اومده بودند و مي خواستن حقيقتي را قرباني حقيقتي ديگر كنند ، بچه ها گلوشون رو پاره كردند كه چرا روز شانزده آذر يك عده غير دانشجو وارد دانشگاه شده اند ، ولي دكتر كمره اي رئيس فني مي گفت كه اون كسي كه گاز اشك آور انداخته ، كارت الغدير نداشته و از يك راه ديگه وارد دانشگاه شده ، بچه ها مي گفتند ، آخه آقاي دكتر مردم عادي كه دسترسي به گاز اشك آور و اين ها كه ندارند ، آخه چرا اين ها رو منتسب به دانشجويان مي دونيد، مي گفت كه نه من نمي گم دانشجوها بودن ، مي گم يه عده اومدن سوء استفاده كردن ، يكي نيست به اين دكتر بگه كه چه كسي اين فرصت سوء استفاده رو به اينها داده ،آخه من نمي دونم جشن الغدير اونم به مدت سه روز ، توي دانشگاه تهران ، اونم در تاريخ شانزده آذر ، بعدم آقايان مي آن و مي گن ما نمي دونستيم قرار چنين اتفاق هايي بيفته . من كه كم آوردم

بگذريم ، اين روزا حالم هم خوبه و هم بده ، بد از اون لحاظ كه اوضاع كشور قاراش ميشه و خوب از اين لحاظ كه دارم مي رم سر كار ، بد از اين لحاظ كه كارم هيچ ربطي به رشته ام نداره و خوب از اين لحاظ كه دارم پول در مي آرم ، بد از اين لحاظ كه كلي مسئوليت افتاده روي دوشم و خوب از اين لحاظ كه دارم ياد مي گيرم مسئوليت پذيري رو و خلاصه نيش و نوش بدجوري توي هم دارن مي لولن و حالم رو پريشان كردن

خلاصه دارم كم كم به اين نتيجه مي رسم كه ” زندگي منشوري است در حركت دوار” ، همش تكرار و تكرار و خلاصه نمي دونم اين روزگار سياه و سفيدي كه توشم برام لذت بخشه يا نه ؟؟؟ فكر كنم يه دو سه سال ديگه صداش دربياد كه خلاصه خوب بوده يا نه ؟؟ چون ممكنه اين دور بودنم از فضاي آكادميك بيچاره ام كنه و حتي نتونم به خوبي فارغ التحصيل بشم و يا هم ممكنه كه خيلي راحت فارغ التحصيل بشم و همراه كوله باري از تجربه و يك نموره پول و پله برم از اين كشور ، البته كلي هم زبان ياد دارم

خلاصه اين جوري ها ، مي بينم كه يك ذره تخليه شدم ، انگاري تنم ميخاريد براي نوشتن ، البته يك كتاب دارم مي نويسم كه رسيدم به صفحه صدش ، فكر كنم چيز جالبي بشه ، در مورد اون چيزايي يه كه بهش فكر مي كنم و بهشون باور دارم ، فكر كنم چيز جالبي بشه

بگذريم

تا بعد

Advertisements

Create a free website or blog at WordPress.com.