من مكتوب

March 8, 2009

دانشجو

و باز سرشار از دردم

اتفاقايي كه توي اين مدت افتادن همشون جاي تاسف دارن و عجبا ما مردم كه افسوس نمي خوريم و بر اين همه ناجوانمردي نمي شوريم . البته ضعيف بودن ساختارهاي مدني و نقش حاكميت در تضعيف اين نهادها رو نمي شه ناديده گرفت .

يكي از نهادهاي مدني و مردمي كه خيلي هم در جامعه ما فعاله بسيجه و تقريبا هر جا كه تصميمات دولت مردان در خلاف راستاي منافع شون بوده ، صداشون درآمده و صداشون شنيده شده و خلاصه اثر گذار بودن و هميشه حق خودشون رو گرفتن و حكومت هم در راستاي تقويت اين نهاد از هيچ حركتي مضايقه نكرده ، مثلا در نظر گرفتن تسهيلات و يك سري مزايا كه نقش جاذب رو داره و باعث مي شه كه اين نهاد در عضو گيري تواناتر باشه و خوب حرف و حديث هاي چندي قبل كه قرار بود سهميه ايثارگران رو به بسيجي ها بدن رو هم كه يادتون هست . هر چند در اون ماجرا الحق و الانصاف اگر چه كه بسيج ذي نفع بود ، ولي باز زير بار پذيرش اش نرفت و خودش بنا به دلايلي كه بر من پوشيده است مخالفت كردن .

اما ساير گروه ها در ايران هيچ كدام نماينده و تشكل قوي اي كه از حقوق تضييع شده شون دفاع كنه ، ندارن ، مثلا چه كسي از حقوق دانشجويان پلي تكنيك دفاع مي كنه ، مگر اونها چي مي گفتند ، چرا حرفاشون شنيده نشد ، چرا باهاشون برخورد شد ؟ چرا كسي صداش در نيومد ، چرا توي هيچ دانشگاهي به حمايت از اونها تجمعي صورت نپذيرفت ، همه اينها نشون دهنده اينه كه دانشجويان تشكيلاتي براي دفاع از خودشون ندارن ، انجمن اسلامي دانشگاه اصفهان رو مثل آب خوردن مي بندند و آب از آب تكون نمي خوره و هيچ كس نمي گه كه اين دانشجويان چه گناه بزرگ !!!!! ي مرتكب شدن كه مجازات اش برابر باشه با تعطيلي كل انجمن شون ، انجمني كه خيلي هاشون اون جا معني سياست و فرهنگ و فعاليت گروهي و … رو ياد گرفتن .

توهين به پلي تكنيكي ها ، توهين به همه ماست ، چرا هميشه منتظريم كه به خودمون توهين بشه تا راسا اقدام كنيم ، چرا بايد بدنه دانشجويي نداشته باشيم ، چرا بايد توي ذهن مون فعاليت هاي دانشجويي دانشگاه هاي مختلف رو جدا از هم بدونيم

درگير جزئيات نمي شم ، ولي قلبم به درد اومد وقتي داشتم عكس هاي اون ماجرا رو مي ديدم ، مهم نيست كه حرف اون دانشجوها درسته يا غلط ، مهم اينه كه حرفي زده شده و عده اي به جاي گوش دادن به اين حرفها ، پاسخ اش رو با مشت و لگد دادن ، اون هم به دانشجوها ، برام مهم نيست كه سردار رادان با اراذل و اوباشش مثل حيوون برخورد مي كنه ، ولي برام خيلي مهمه كه با دانشجوهاي نخبه اين مملكت مثل اراذل و اوباش برخورد نشه و پاسخ كلام با مشت و لگد داده نشه

Advertisements

January 5, 2009

خوب امروز يكي از اون اتفاق ها افتاد كه كمتر امكانش پيش مي آد كه از نزديك شاهدش باشي و اون هم مراسم خاكسپاري 5 شهيد در دانشگاه تهران بود. مي دونستم كه ساعت 9.5 مراسم شروع مي شه ولي دقيق نمي دونستم كه تا كي طول مي كشه . با اين كه ساعت 10.5 از خواب پا شده بودم ولي بازم اميدوار بودم كه مراسم ادامه داشته باشه و بتونم از نزديك شاهد مراسم باشم . وقتي رسيدم به مسجد دانشگاه تهران خيل عظيمي از مردان و زنان بسيجي رو ديدم كه صف كشيدن و به سخنراني هاي متعدد اون جلسه گوش مي دن . رفتم بين آدم هاي اون جمع تا بتونم يه برآوردي از جو جلسه داشته باشم . دريغ از يك دانشگاهي . خيلي هاشون كه نوجوانهايي بودن كه تازه ريش شان نيش زده بود و خيلي هاي ديگه هم پيرمردهايي بودند كه تابلو بود كه اصلا سر و كاري با دانشگاه ندارند و محيط دانشگاه براشون جالبه و هي سر مي گردوندند تا محيط دانشگاه رو ديد بزنند .البته بچه هاي بسيج دانشگاه و آدم هاي كنجكاوي مثل من هم بودند كه اومده بودند صرفا ببينند چه خبره

موقعي كه داشتم به آدم هاي اون جمع و مخصوصا آدم هاي صفوف جلوتر نگاه مي كردم ياد مراسم خاتمي افتادم كه برگزاركنندگان رو متهم كردند كه از جاهاي ديگه آدم اوردند . حالا خود اون كسايي كه اتهام مي زدند خودشون در مظان اتهام بودند . چون هيچ كدوم اون آدم ها دانشگاهي نبودند . خوب البته شايد هم اشكالي نداره چون دانشجوها كمتر مخاطب چنين جمع هايي هستند

اون جمع يه سري مخالف هم داشت كه ترجيح دادن با دادن يه اعلاميه در آخر مراسم اعتراض خودشون رو به شوي مذهبي نشون بدند و نه بيشتر . احساس كردم كه هيچ كدوم از گروه هاي مخالف جرات اين رو نداره تا جلوي يه چنين جمعي كه همه شون ذوب شدن در ولايت و مسخ شدن با انديشه هاي شهادت طلبانه و منبري عرض اندامي بكنه و مخالفتشون رو مثل بچه هاي صنعتي شريف اعلام كنند . توي مراسم شريف حتي رئيس دانشگاه هم كتك مي خوره و اين يعني صداي مخالف . اين صدا بايد هميشه به گوش برسه هرچند ضعيف . ولي بايد امكانش باشه كه به گوش برسه و اين صدا اگر چه در اين جلسه بود ولي جرئت به گوش رسوندن خودش رو نداشت

من در رابطه با دفن شهدا در دانشگاه نظرم علي السويه است . يعني نه مخالفم و نه موافقم . نه معتقدم اونقدر بده كه بچه هاي مخالف جبهه مي گيرند و بزرگ اش ميكنند . نه اونقدر لازمه كه بچه هاي موافق به خاطرش حاضرند خيلي از كارهايي كه در شان دانشجو نيست رو انجام بدند . تقريبا مي شه گفت كه كاركردش در ايران در حد يه تبليغ مذهبي ساده است و هيچ گونه كاركرد ديگه اي نمي شه براش توي جو دانشگاه متصور بود . پس جبهه گيري و مخالف هاي يه عده و موافقت شديدالحن يه عده ديگه صرفا يه بازي و يه نمايشه كه بايد بيننده عاقل باشه و فريب اين افراطي گري ها رو نخوره . بي شك پشت اش چيزي بيشتر از ايني كه گفتم نيست

مراسم نوحه خوني “حاج سعيد حداديان” هم جالب بود . مداحي حرفه اي رو هم از نزديك ديديم . حاجي به محض اين كه خسته مي شد ميكروفن رو ميداد به يكي ديگه تا اون هم چند تا كليشه اي رو كه توي ذهن اش داره رو بياد اجرا كنه و بعد نفر ديگه و خلاصه هي ميكروفن مي گشت بين شون . كنار من پر بود از آدم هايي كه تا لحن نوحه يه ذره سوزناك مي شد مي زدن زير گريه و اصلا گوش نمي دادن كه مداح چي داره ميگه چون اصلا موضوع نوحه ها يه جاهايي اصلا گريه نمي طلبيد . نمي دونم چه نظري بايد داشته باشم

موقع خاكسپاري رفتم يه جايي كه به مراسم مشرف باشم و اون كنارها دكتر فرهاد رهبر رو ديدم . اصلا در حد و اندازه هاي يه رئيس دانشگاه نبود . بيشتر شبيه يه كارگر سر گذر مي موند . البته اين كه ظاهرت خيلي ساده باشه توي اين كشور يه حسن به حساب مي ياد . ولي من صرفا نظرم رو گفتم كه اصلا در حد و اندازه هاي يه رئيس دانشگاه نبود . مخصوصا اگه سخنراني اول ترم اش براي دانشجوها يادتون بياد كه از لباس فرم دانشجويي حمايت كرده بود

به هر حال اين هم يه مراسمي بود . مراسمي پر از موافق و يه عالمه مخالف خاموش كه جرئت عرض اندام نداشتند . البته مهم هم نيست . چون توي اين كشور حرف هاي مهم تري ناگفته مونده و اين ها اصلا در مقابلش هيچه

راستي ديشب با بچه ها يه فيلم ديديم از يه عده توريست آمريكايي كه رفته بودن توي برزيل عشق و حال . ولي خوردن به پست يه پزشك برزيلي كه قصد داشت كه اونها رو بكشه و كليه و قلب و چشم هاشون رو بفروشه و به اين شكل انتقام بگيره از آمريكايي هايي كه مي آن كشورهاي فقير و اعضاي بدن اون مردم رو مي خرن و استفاده ميكنن. رسما اعلام كنم كه برزيل تا اطلاع ثانوي از ليست كشورهاي مورد علاقه من براي سفر خارج شد و فكر هم نكنم با اين فيلمي كه ديدم حالا حالا ها برگرده مگر اينكه برزيل توي جام جهاني آينده بتركونه

Blog at WordPress.com.