من مكتوب

June 8, 2009

اتمام حجت با تاريخ

Filed under: اظهار نظرها,تحليل — saeedlog @ 1:44 pm
Tags: , ,

ديشب كروبي رو كرد به ميرحسين و گفت كه تو بيست سال سكوت كردي و از خودت هزينه نكردي و حالا اومدي وسط ميدان . من اين وسط ميدان آمدن رو خوش آمد مي گم , ولي خودت رو براي مشكلات آماده كردي . مي دوني چه خطرهايي در كمينه و با چه مشكلاتي بايد دست و پنجه نرم كني ؟؟؟ ميرحسين در جواب پاسخ مثبت داد و گفت من با توجه به تمام اين مشكلات به صحنه آمدم .

به نظر من توي اون ده دقيقه آخر خيلي حرفا مي شد زد . اما چرا شيخ اين مسئله را مطرح كرد . در ذهن تيم اتاق فكر كروبي چه مي گذرد ؟؟؟ نظر شخصي ام اينه كه مطرح شدن اين مسئله به نوعي اتمام حجت با آقاي موسوي است . به هر حال تمام مردم ايران پاي تلويزيون بودند و اين ديالوگ ها رو گوش مي دادند و مسلما چنين جمله اي در ياد همشون باقي خواهد ماند و مسلما اگر در آينده شاهد تكرار خاتمي ي ديگري بوديم , مي توانيم به اين جمله شيخ برگرديم و ميرحسين را متذكر آنچه شيخ گفته بود بكنيم .

ترس من از موسوي , ترس از تكرار احمدي نژاد نيست . ترس من از تكرار خاتمي است . ترس من از تكرار سكوت هاي خاتمي در زمان هايي است كه نبايد سكوت كرد . ترس من از خالي كردن پشت مديراني است كه براي آرمان هاي اين مردم در حال تلاشند ولي به علت سياسي كاري هاي مرسوم و رايج در سياست فاسد ما به حاشيه رانده مي شوند . ترس من از تكرار كرباسچي ها و عبدالله نوري هاست. ترس من از موسوي , ترس از تكرار احمدي نژاد نيست !!! و من اين جمله شيخ رو در راستاي همين مسئله مي دونم . شيخ هم نگران تكرار خاتمي است . نگران نااميدي مردم و تكرار دوباره گفتمان هاي واپس خورده است

Advertisements

June 7, 2009

حرف هايي كه در لابلاي سطور گم شده اند

Filed under: تحليل — saeedlog @ 3:56 pm
Tags: , ,

مناظره كروبي و احمدي نژاد اگر چه فقط يك ساعت و نيم بيشتر طول نكشيد ٌٍ, ولي در عمل به اندازه ده ها ساعت حرف براي گفتن داشت , حرف هايي كه هر كدامش مي تواند دليل موجهي براي راي دادن و يا راي ندادن به يكي از طرف هاي مناظره باشد . در لابلاي سخنان هر يك  نشانه هاي روشني از دغدغه ها , نقطه نظرات و ميزان عمق نگاه ها مي توان يافت كه مسلما در تبليغات خياباني يا بيانه هاي ديگران در حمايت از اين افراد نمي توان پيدا كرد و من در اين مجال اندك در پي آنم كه اين نشانه ها را بازگو كنم.

كروبي در مناظره با احمدي نژاد , زماني كه در مقام دفاع از هاشمي و ناطق نوري و زهرا رهنورد و حتي ميرحسين برآمد ,  نشان داد كه كسي نيست كه عليرغم نقطه نظرات متفاوت در مورد مسائل بنيادين با اين افراد , پا روي حق و حقانيت بگذارد و حملات ناجوانمردانه رئيس دولت نهم را تحمل كند ؛ اين ويژگي كروبي كه در زمان حق گريزي افراد , تمام خواسته هاي حزبي و فردي خود را فراموش مي كند و فارغ از اختلاف سليقه ها به حمايت از حق مي پردازد , ويژگي اي است كه در هيچ يك از سياستمداران اين مرزو بوم تاكنون شاهد نبوده ايم . دفاع كردن از حق هميشه همراه هزينه هاي گزافي بوده و هست و كروبي كسي است كه هميشه اين هزينه ها را به جان خريده تا ارزش هايي كه براي حفظ شان جان هاي عزيزي از دست رفته , نابود نشوند و در زير پاي مصلحت سنجي و منفعت طلبي ها له نشود .

يادمان نرود كه خاتمي در مقام رئيس جمهور كه داراي قدرت بسياري است , در حمايت از مديران خود همچون كرباسچي وعبدالله نوري سكوت پيشه كرده بود و به دليل هزينه هاي حمايت از اين افراد , تن به جانبداري از اين مديران خودي نداد , مديراني كه جرم شان اين بود كه براي خاتمي كار مي كنند , همين مديران در دوره آقاي هاشمي رفسنجاني هم كار مي كردند , چرا در زمان آقاي هاشمي رفسنجاني كسي آنها را پاي ميز محاكمه نكشيد ؛ چرا فردي مثل خاتمي با تمام توان اجرايي كشور , در زمان تهمت به  مديران خودش سكوت مي كند , ولي كروبي زماني كه احساس مي كند حقي در حال لگدمال شدن است,برافروخته مي شود و از افرادي كه مدت هاست ديگر رابطه اي با او ندارند و حتي در جبهه مقابل او هستند حمايت مي كند و از هزينه دادن به خاطر حق هراسي به خود راه نمي دهد ؛ آيا مگر نه اين است كه اين افراد مدت هاست حساب شان را از او جداكرده اند و ديگر نيازي نيست كه به خاطرشان هزينه داد؛ آيا مگر نه اين است كه اين افراد از كانديداي رقيب او در اين انتخابات حمايت كرده اند؛ چرا كروبي با وجود علم به اين اختلاف ها هنوز در مقابل حمايت از حق افراد غائب برمي آيد و اجازه نمي دهد تا رئيس دولت نهم هرگونه كه خواست اش است به اين افراد هر نسبتي راكه خواست بدهد؟؟اين ها نشان از نوعي مرام سياسي دارد كه با توجه به فرهنگ سياسي رايج در جامعه ما , ويژگي ناياب و ارزشمندي است كه بايد وجودش را قدر بدانيم .

در حالي كه تمام كارشناسان بر اين نقطه اتفاق نظر دارند كه پاسخ تهمت هاي احمدي نژاد را در زمان مناظره نبايد داد و اين پاسخ گويي ها را بايد حوالت به بعد مناظره داد و عدم پاسخ گويي به شبهات را در زمان مناظره امر منفي اي تلقي نمي كنند, اما شيخ در زماني كه صحبت از ماجراي شهرام جزائري مي شود , براي چندمين بار در مقام پاسخ گو به اين پرسش پاسخ مي دهد تا نشان بدهد كه هيچ گاه از پاسخ گويي هراس نداشته است ؛ مقايسه كنيد با جواب هاي نداده احمدي نژاد در قبال سئوال هاي كروبي از 300 ميليارد تومان شهرداري , پرونده نفت اردبيل و ديگر سئوال ها كه در لابلاي مناظره مطرح شد و رئيس دولت نهم آنها را بي پاسخ گذاشت.

كروبي در تمام مدت فعاليت سياسي خود نشان داده است كه مردم را محرم خود مي داند و هيچ گاه از مواجه شدن با آنها نهراسيده و هر زمان كه از او پرسشي صورت گرفته است , پاسخ واقعي اش را در همان زمان داده است و هيچ گاه نسبت به قضاوت درست مردم شكي به خود راه نداده است ؛ كروبي براي چندمين بار نشان داد كه ارزش هايش را وجه المصالحه راي آوري نمي كند و براي راي آوري تن به هر سكوتي نمي دهد.

ميرحسين موسوي در جواب محسن رضايي در قبال پرسش از حلقه اول ياران خود سكوت مي كند . او هم حتي در قبال پرسش چندباره محسن رضايي سكوت مي كند و اين پرسش را بي پاسخ مي گذارد , ميرحسين مي داند كه تعيين حلقه اول يارانش و مديراني كه با آنها در آينده كار مي كند به معناي از دست دادن راي بسياري از طرفدارانش است و به اين علت ترجيح مي دهد تا سكوت كند , چون مي داند كه سكوت هزينه كمتري نسبت به پاسخ گويي دارد . پاسخ گويي و شفاف بودن در سياست هزينه هاي فراواني دارد و اين هزينه ها براي كساني كه پايبند ارزش هاي صوابي نيستند , بسيار بزرگتر و غيرقابل جبران تر است . پاسخ گويي در اين مقطع زماني براي رئيس دولت نهم به معناي از دست دادن تمام جايگاه هايي كه تا الان با چنگ و دندان حفظ كرده است و به همين دليل است كه رئيس دولت نهم ترجيح مي دهد تا ماجراي هاله نور را تكذيب كند تا آن كه به خاطر آن معذرت خواهي كند ؛ به همين دليل است كه رئيس دولت نهم بهتر مي بيند نرخ تورم 23 درصدي را تكذيب كند تا آن كه آنرا پاسخ دهد . شايد همين دلائل ساير كانديداهاي رياست جمهوري را به سمت سكوت درقبال پرسش هاي اساسي موجود در جامعه هدايت مي كند .

مناظره احمدي نژاد و كروبي بيشتر از آنكه نوعي مصاف براي مطرح كردن شبهات بوده باشد , صحنه پارسا منشي سياسي كروبي بود, كروبي اي كه در زيباترين شكل ممكن تجلي گر شعار ” زنده باد مخالف من ” بود .

 

 

مناظره

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 2:35 pm
Tags: , ,

ديشب مناظره شيخ با احمدي نژاد رو همراه احساس نفرت تموم كردم ؛ نفرت از احمدي نژاد و نفرت از دروغ

اكثر آمارهايي كه احمدي نژاد توي اون جلسه داد رو مي شد نقد كرد و واقعا جاي يك كارشناس اقتصادي خالي بود ؛ آيا واقعا با 270 ميليارد دلار درآمد نفتي بايد نسبت صادرات و واردات اين قدر كم رشد مي داشت ؛ آيا بايد ضريب جيني يك تكان ميلي متري مي خورد ؛ كاهش بدهي دولت به بانك مركزي كه نتيجه سياست انقباضي بانك مركزي در دولت نهم بود تعداد كثيري از صنعتگران ما را به مرز ورشكستي برد ؛ در حالي كه دولت نهم اين مساله را افتخاري براي خود مي داند !!!! كاري به باقي نمودارها ندارم ؛ ولي اميدوارم محسن رضايي به عنوان يك كارشناس اقتصادي و با توجه به اين مسئله كه داوود دانش جعفري رئيس ستاد محسن رضايي يكي از مديران معزول احمدي نژاد بوده ؛ چنان نقدي از عملكرد اقتصادي دولت نهم بكند كه ديگر اين دولت اين قدر وقيحانه آمارهاي بيهوده كه شاخصي از هيچ چيزي نيستند به مردم نشان ندهد.

احمدي نژاد واگذاري هاي دولت نهم را در مقايسه با دولت هاي قبلي را يكي از افتخارات خود مي داند ؛ فارغ از اين مسئله كه ابلاغ سياست هاي كلي اصل 44 در انتهاي دوره خاتمي بود كه نه خاتمي و نه دولت هاي قبلي الزامي براي واگذاري داشتند .

شيخ چنان احمدي نژاد را زير پا له كرد كه مي توان از همين حالا اين انتظار را داشت كه تاريخ آينده ايران از شيخ به عنوان يكي از شجاع ترين و غيورترين مردان ايران زمين نام خواهد برد.

May 30, 2009

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

Filed under: تحليل — saeedlog @ 7:35 pm
Tags: ,

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

روزهاي انتهايي اسفند بود كه ما با اسمي جديد در سپهر سياست اين مرز و بوم آشنا شديم ، تا پيش از اين فقط اسمش را شنيده بوديم ، نديده بوديمش ، از او نشنيده بوديم ، مير حسين موسوي!!! براي من كه از مدت ها پيش تر بين كروبي و خاتمي مردد مانده بودم شوك بزرگي بود ، خاتمي از ميدان كنار كشيد(هر چند با توجه به سخنراني اش در دانشگاه تهران آمدنش هم برايم غيرمنتظره بود) و از موسوي حمايت كرد ، مشاركت و مجاهدين انقلاب در چرخشي سريع ( به صد ساعت هم نكشيد ، كساني كه استراتژي يا خاتمي و يا هيچ كس را تبليغ مي كردند ) به سوي موسوي آمدند و خلاصه همه يكصدا موسوي شدند ، برايم عجيب بود اين ميرحسين كيست كه اينقدر سريع جايش را در بين نيروهاي اصلاح طلب باز كرد ، منتظر اظهار نظراتش بودم ، كلي اميدوار بودم ، گفتم شايد منجي اي كه منتظرش بوديم آمده است .

الان بيش از دو ماه از اعلام حضور ميرحسين مي گذرد و ما هنوز تشنه حتي اندكي اطلاعات در باب گذشته ميرحسين ايم ، هنوز منتظر شنيدن اصلاح طلب بودن ميرحسين ايم ، هنوز سئوال سروش از نقش ميرحسين در انقلاب فرهنگي بي پاسخ مانده و هنوز ناگفته هاي بسياري باقي مانده ، هنوز اصلاح طلب بودن ميرحسين را از زبان اصلاح طلبان دور ميرحسين مي شنويم . چندي پيش تر صحبت از اين بود كه ميرحسين پس از گرفتن تائيد صلاحيت از شوراي نگهبان اسرارها هويدا ميكند ، ولي هنوز شاهد سكوت ميرحسين ايم .

از ابتداي حضور ميرحسين اين گونه تبليغ شد كه راي دادن به ميرحسين مساوي راي نياوردن احمدي نژاد است و شروع به كوبيدن دولت نهم كردند ، استدلال اوليه ام اين بود كه اين فقط شروع ماجراست و مسلما ميرحسين پس از جلب توجه آحاد ملت شروع به پاسخ گويي و از خود گفتن مي كند ، ولي اين اتفاق نيفتاد و همچنان رويه غالب در ستاد ميرحسين ، نقد رگباري دولت نهم است، هيچ گونه پاسخ گويي اي در كار نيست ، ميرحسين به گفتن كلياتي چون “عدالت” ، “بازگرداندن حق مستضعفين” ، “بازگشت به ارزشهاي اول انقلاب” و مصاديقي چون احياي سازمان برنامه ريزي ، جمع آوري گشت هاي ارشاد و تلويزيون خصوصي بسنده كرد.

كروبي اگر چه ظاهري سنتي دارد ، اما رفتارهايش مدرن است ، حزب دارد ، روزنامه دارد ، در دو سال گذشته كه هيچ روزنامه اي روي دكه روزنامه فروشي ها نبود كه به نقد عملكرد دولت بپردازد ، اعتماد ملي و اعتماد يك تنه ايستادند و سختي ها را به جان خريدند ، در اين زمانه كه همه دنيا معتقد به كار گروهي و شفاف سازي هستند ، اين شيخ است كه تيم مشاور گرد خودش جمع مي كند ، به تدوين برنامه هاي كاربردي همت مي گمارد ، در هر تريبوني كه به دستش مي رسد به سئوال ها پاسخ مي گويد و خودش را پشت الفاظ ( توجه تان را به چند اسم كه اخيرا زياد مي شنوم جلب مي كنم ، اصول گرا اصلاح طلب ، اصلاح طلب اصول گرا ، اصول گرا معتقد به اصلاح وضع موجود ، احياگر و … ) قائم نمي كند .

در اين روزهاي باقيمانده به انتخابات، توصيه ام به موسوي اين است كه بيش از اين پشت نام خاتمي قائم نشود ، از كلي گويي بپرهيزد ، برنامه هايش را روشن بيان كند ، رابطه اش  را با هاشمي رفسنجاني ها ، سرداران سپاه ، نهضت آزادي ها و اصلاح طلبان روشن كند و به سئوالات هشت سال نخست وزيري اش روشن پاسخ بگويد و سبزپوشان را با استدلالات محكم به پاي صندوق هاي راي بفرستد.

May 25, 2009

نمره بيست

Filed under: تحليل — saeedlog @ 6:45 pm
Tags: , ,

نمي دونم اين چه اخلاقي يه كه ما داريم كه تا يك نفر مي آد و از كانديداي مورد نظرمون انتقادي مي كنه سريع رگ هاي گردنمون باد مي كنه و ميخواهيم كه سريع واكنش نشون بديم و حتي حاضر به پذيرش يك اشتباه از سمت كانديداي مورد نظرمان نيستيم . جلوي دانشكده فني بودم و صداي دانشجوهاي آذري مي اومد كه از خاتمي عصباني بودند و بر عليه اش شعار مي دادند ، يكي ازم پرسيد كه چي شده و من براش داشتم توضيح مي دادم ، يهو يكي از جلو اومد و گفت كه اصلا داستان اين طوري كه من گفتم نيست و خاتمي هيچ گونه اظهار نظري در مورد اردبيلي ها نكرده و ادعا كرد كه چندين بار اين كليپ رو ديده !!! من كه از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم ، بهش رو كردم و گفتم كه من هم به خاتمي علاقه دارم و دشمنش نيستم ، ولي وقتي چنين كليپي هست و خاتمي چنين حرف هايي زده ، چطور مي شه اصلش رو منكر شد !!! از اين اتفاق ها خيلي ديدم ، مثلا در مناظره  دانشجويي ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي در دانشكده علوم ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم در دولت نهم رو 25 درصد اعلام كرد ، همه دانشجوهاي حامي دولت يك صدا گفتند كه دروغه و خواستند كه مدرك ارائه شود !!

اين يك عادت انتخاباتي در جامعه ماست كه به دنبال كانديدايي هستيم كه كارنامه اش بيست باشه و توان تحمل حتي يك نمره غلط در كارنامه يك شخص رو نداريم ، مثلا زماني كه يك دانشجو از موسوي در مورد انقلاب فرهنگي مي پرسه ، موسوي در جوابش اظهار بي اطلاعي مي كنه و مي گه كه در اون زمان نخست وزير نبوده و سمت رسمي نداشته و وقتي دكتر سروش اين كار ميرحسين رو طفره روي از پاسخ گويي شفاف تعبير ميكنه ، همه به سروش نهيب مي زنند كه چرا به ميرحسين خرده گرفته !!! در صورتي كه شفاف سازي مانع ايجاد نقاط سياه در كارنامه سياسي افراد مي شه و تا زماني كه سياستمداران ما از شفاف سازي طفره مي روند ، نمي توان انتظار سياستمداران سالمي را داشت .

حاميان دولت وقتي صحبت از حمدي نژاد مي شه ، سريع شروع ميكنند به تعريف از طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با اراذل و اوباش ، مسئله هسته اي و موشك اميد و سفرهاي روستايي و سهميه بندي سوخت و شروع ميكنند به بزرگ كردن اين مسائل . بگونه اي كه انگار رياست جمهوري يعني فقط همين ها . به عبارتي حذف نمره هاي ساير اقدامات رياست جمهوري و نمره دادن به همين ها و بالتبع چنين برگه اي جز بيست نمره اي نمي تونه بگيره . من وقتي در مقابل اين افراد قرار مي گيرم ، اول از همه تمام اين ها رو جزو دست آوردهاي احمدي نژاد مي دونم و ازش تشكر ميكنم ، بعدش به سراغ بخش هايي مي رم كه اين دوستان هرگز بهش نمي پردازند و اونجاست كه بيشتر اوقات اين دوستان حرفي براي گفتن ندارند . ميخوام به اين دوستان بگم كه احمدي نژاد توي برگه امتحاني اش از بعضي سئوال ها نمره خيلي خوبي گرفته ، اما در مجموع نمره ي قبولي رو نمي گيره و دنبال اين نباشيم كه با بستن چشم هامون به روي بعضي واقعيت هاي موجود در سياست و اقتصاد و مسائل بين المللي ، نمره قبولي بهش بديم و ازش حمايت كنيم . اين كارها مصداق همون اخلاق ماكياولي يه كه خودتون هميشه ازش اعلام انزجار كرديد .

همين عادت انتخاباتي ماست كه ما رو به سمت ميرحسين مي بره ، بي اطلاعاتي از هشت سال دوران نخست وزيري ميرحسين و دوري از يادآوري مجدد اون دوران از سوي حاميان ميرحسين ، پروب دقيقي از اين عادت انتخاباتي ماست كه نمي خواهيم حتي اندكي تخلف در كارنامه كانديداي مورد نظرمان را تحمل كنيم . البته اين به اون معنا نيست كه موسوي كارنامه سياهي داره ، اون چيزي كه من در اينجا در صدد نفي اش هستم اخلاق ما در طفره روي از ديدن حقايق از ترس رو شدن برخي نقاط سياه در كارنامه فرد مورد نظرمونه .

در مورد خاتمي هم وضع به همين منوال است و عده اي نميخواهند بپذيرند كه خاتمي هم ضعف هاي بنيادين بسياري را دارد . مثلا زماني كه در سال انتهايي رياست جمهوري خاتمي در مراسم 16 آذر در همين دانشگاه تهران ، سئوال هاي بسيار دانشجويان از خاتمي ، خاتمي را به آستانه تحمل اش رساند و فراموش كرد كه همين دانشجويان بودند كه حامي اصلي او و جرياني كه او نماينده اش بود بودند ، يك اشتباه كرد . زماني كه در همان مراسم در جواب خيلي از سئوال هاي دانشجويان فقط به اين پاسخ كه ” نگذاشتند ” اكتفا كرد ، اشتباه كرد . در 18 تير 78 زماني كه پشت دانشجويان را خالي كرد و هيچ جمله اي در حمايت از اين دانشجويان نگفت ، اشتباه كرد . زماني كه در مقابل توقيف فله اي مطبوعات حاضر نشد كه با قوه قضائيه و رهبري درگير بشود ، اشتباه كرد . زماني كه خيل فرصت سوزي هاي خود را پشت جمله ” نگذاشتند ” قائم كرد ، اشتباه كرد و …. ، خاتمي اشتباه هاي بسياري كرد ، ولي طرفداران خاتمي و موسوي در اين روزگاران جهت حمايت از كانديداي مورد نظر خود چشم بر اين اشتباه ها بسته اند و حتي حاضر به پذيرش اين اشتباهات نيستند .

وقتي يك سياستمدار در معرض يك فاجعه سياسي بزرگ قرار ميگرد ،بهترين راه پناه بردن به اصولي است كه به آنها باور دارد و من سئوالم اين است كه در پشت سكوت هاي بسيار خاتمي چه اصولي قرار دارد ؟؟؟

خيلي از ماها وقتي در مقابل چنين پرسش هايي قرار مي گيريم ، انگشت هايمان را درون گوش خود فرو مي بريم و مي خواهيم كه نشنويم ، چرا كه نميخواهيم بپذيريم كه ما هم ممكن است اشتباه كنيم ، در صورتي كه سياست يعني شك كردن در تصميم چند لحظه قبل و اصلاح آن در راستاي اصول در چند لحظه بعد .

هميشه از اينكه تاريخ ايران پر از نقطه سياهه مي ناليم و هميشه پدرانمون رو براي اين تاريخ سياه سرزنش مي كنيم ، غافل از اين نكته كه اين تاريخ سياه حاصل رفتارهاي سياسي همين مردم هستند ، همين مردم هستند كه سرنوشت شون رو رقم مي زنند و ما هم الان در حال تكرار بعضي از همين اشتباه ها هستيم ، اشتباه هايي كه بشر در دوره حيات خودش بارها تكرار كرده و اكنون داره به خيلي هاشون پي مي بره و قصد اصلاح اش رو داره ، يكي از همين اشتباه ها ترس از انتقاده ، انتقاد چه مثبت اش چه منفي اش ( كه همون تخريبه ) مثبته و موثر و تا زماني كه  ما از انتقاد مي ترسيم اوضاع سياسي اين كشور درست نمي شه . همين ترس از انتقاده كه ما رو به سمت ديكته نانوشته ( كه نمره اش بيسته ) مي بره .

سعي كنيم يك نفر رو با تمام سفيدي ها و سياهي هاش قبول كنيم ، سعي كنيم يك نفر را با تمام سياهي ها و سفيدي هاش بشناسيم ، سعي كنيم به دنبال بيست نباشيم ، به دنبال بالاترين نمره باشيم .

May 24, 2009

گزارش اختصاصي از جشن دوم خرداد

Filed under: تحليل,خاطرات — saeedlog @ 11:15 am
Tags: , , ,

ديروز رفته بودم ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي  ِ همونجا  كه كشتي ها برگزار مي شه ِ همونجا كه بسكتبال و اينا برگزار مي شه و توي تلويزيون مي بينيم ِ اما اين دفعه هدف ورزشي نبود ِ هدف جشن گرفتن دوم خرداد بود . البته اين رو بگم كه رفتن من به اون جلسه نه از سر اعتقاد به جريان دوم خرداد ِ بلكه مشاهده شور دوم خردادي ها و شنيدن حرف هاي دوم خردادي ها بود.

من با اين كه ذاتا خودم رو شخصي وفادار و معتقد به جريان اصلاح طلبي مي دونم ِ ولي دلم شديدا از دست اصلاح طلب ها و فرصت سوزي ها و ضعف ها و بچه بازي هاشون خرده ِ اين دل خوني هم مختص عده اي خاص نيست  ِ تقريبا همشون ضعف هاي چشم گيري دارند ِ از خاتمي گرفته تا كوچكترين هاشون .

طرفدارهاي موسوي توي اون جلسه سنگ تموم گذاشتند و به شدت حمايت كردند از موسوي ِ ورزشگاه يك رنگ سبز شده بود و كامل پر شده بود ِ حامي هاي ميرحسين كه تقريبا بيشترشون شخصيت هاي هنري بودند تا سياسي ِ اومدند و از موسوي حمايت كردند . البته راحت مي شد فهميد كه علت حمايت شون از موسوي نفرت از احمدي نژاده . تقريبا همشون چهار سال گذشته رو ننگ آور و خفت بار دانستند و معتقد بودند كه در اين چهار ساله فقط تحقير شدند و براي رهايي از وضع موجود به سمت موسوي اومدند .

زهرا رهنورد هم صحبت كرد كه جمع بندي من از گفته هاش اين بود كه اصلا در حد و اندازه هاي يك دكتراي سياسي نيست و نمي دونم چطور دكتراي سياسي گرفته . ادبياتش به شدت مبتذل و شعاري بود . فقط شعار مي داد . هيچ حرف جديدي نبود . تمام طعنه ها سمت احمدي نژاد و دولتش بود و از برنامه هاي موسوي هيچ صحبتي در ميان نبود . البته انتظاري هم نبود ِ كساني كه جشن دوم خرداد رو آوردن توي استاديوم ِ يعني كه نمي خوان فضا سنگين بشه ِ بلكه قصد دارن فضا استاديومي بشه و حامي هاشون رو گرم كنن .

از موسوي به شدت آزرده ام . به اين دليل كه پشت خاتمي قائم شده و به علت راي بي شماري كه خاتمي در سبد موسوي ريخته ِ خودش رو بي نياز از ارائه برنامه هاي ريز مي دونه و صرفا به شعارهايي بسنده مي كنه . خودش رو بي نياز از پاسخ گويي مي دونه . متاسفانه يكي از مشكلاتي كه هشت سال نخست وزيري ميرحسين داره اينه كه رييس جمهور رهبر كنوني يه و اصول گراها براي اينكه انتقاداتشون متوجه رهبري نشه كمتر از اون دوران گلايه و نقد ميكنند ِ ولي گاه گاه كه حرف هايي زده مي شه ِ معلومه كه اون دوره هم كم حاشيه نبوده و موسوي گاف هاي بزرگي در اون دوران داده . مراجعه كنيد به جواب سروش به محمود دولت آبادي . مراجعه كنيد به حرف هاي صفار هرندي ( البته من با كليت حرفاش مشكل دارم ِ ولي اگه به قسمت هاييش كه منصفانه است دقت كنيد نتايج جالبي دست گيرتون مي شه ) . خلاصه ميرحسين به جاي پاسخ گويي در قبال گذشته و شفاف سازي برنامه هاش در اون دوران ِ صرفا پرداخته به دولت نهم و چپ و راست داره احمدي نژاد و دولت اش رو مي كوبه ِ با توجه به مشكلاتي كه با دولت نهم دارم ِ ولي انتقاد از دولت نهم توسط موسوي رو دليل تكرار نشدن اين اشتباهات از سوي موسوي نمي دونم .

توي مجله اي كه توي جلسه پخش شد ِ توي عكس حامي هاي ميرحسين ِ عكس مسعود نيلي هم بود . برام جالب بود كه چطور مشاور اقتصادي كروبي مي آد و از ميرحسين حمايت مي كنه و اين نشانه اينه كه طرفداراي ميرحسين چندان در مقوله انتخابات اخلاقي برخورد نمي كنند . برخلاف كروبي كه الحق و الانصاف جانب عدالت رو نگه داشته و خيلي خوب و بااخلاق داره جلو مي ره ِ حتي ديديد كه مشاورش رو براي چند تا حرف ساده به مير حسين در مصاحبه اش با وطن امروز بركنار كرد ( كه اين نشانه اينه كه كروبي در مسائل مهم و اساسي با كسي شوخي نداره ) .

يكي از نكات جالب اون جلسه حضور فائزه هاشمي بود . فائزه هاشمي براي من سنبل يك زن پرشور حاضر در صحنه است ( البته سكوت چند ساله اش رو بذاريد نتيجه دلخوري از جريان اصلاح طلب بابت انتخابات مجلس ششم ) . فائزه كسي يه كه حرفاش رو مي زنه و از هيچ كسي هم نمي ترسه و البته دليل اين نترس بودنش هم كاملا مشخصه . فائزه خيلي سنگين صحبت كرد و من اين جمله اش رو نقل قول ميكنم كه گفت : ” … اين چهار سال خفت آور بود … اگر اين آقا اين دور هم راي بياره ِ امر برش مشتبه مي شه و فكر مي كنه امام زمانه و اشتباهاتش رو اين بار محكم تر تكرار مي كنه … ” ِ همين يك جمله نشون مي ده كه فائزه خط قرمزهاش خيلي جلوتر از خيلي از اصلاح طلب هاي فعلي يه كه البته من اين رو براي جريان اصلاح طلبي مضر مي دونم تا مفيد و موثر . به هر حال من فائزه رو ستايش مي كنم و در تمام طول مدت سخنراني اش براش دست مي زدم . دست زدني كه نشانه ستايش از يك زن حاضر در صحنه و يك زن حساس به مسائل اجتماعي است .

بهاره رهنما ِ ليلي رشيدي ِ پگاه آهنگراني هم سه تا دختر شلوغ و پرسروصداي حاضر در جمع بودند كه گه گاه دوربين روشون زوم مي كرد و قسمت هايي از شور و نشاط شون رو نشون مي داد و جمع رو پر از هيجان مي كرد . به هر حال اون چيزي كه اين دخترا رو اين طوري پرشور كرده بود ِ علاقه به خاتمي بود و لاغير . ليلي رشيدي هم موقع صحبتاش گفت كه دليل اصلي ام براي حمايت از موسوي  ِ حمايت خاتمي از موسوي يه .

خاتمي هيچ وقت براي من شخصيت بزرگ و تاثير گذاري نبوده . خاتمي براي من صرفا نماد يك جريانه  ِ خاتمي سخنگوي سخنور جريان اصلاحات بود و نه بيشتر . من خاتمي رو ليدر اصلاحات نمي دونم . خاتمي نمونه يك روشنفكر ديني و يك انسان اخلاقي يه . مسئله اي كه من اون رو در دنياي سياست يك نقطه ضعف مي دونم . اخلاقيات در سياست جايگاهي نداره و همين اخلاقيات و همين روحيه صلح طلبي خاتمي بود كه در 18 تير 78  اون رو ساكت نگه داشت ِ خاتمي رو در مقابل توقيف فله اي مطبوعات خاموش نگه داشت و خاتمي رو در چهار سال دوم رياست جمهوري اش منفعل نگه داشت . خاتمي مرد مبارزه و جنگيدن نيست . خاتمي مرد قابل اتكايي نيست و الان هم اتكاي ملت به خاتمي و راي شون به موسوي به پشتوانه اعتماد خاتمي به موسوي رو اشتباهي بزرگ و تاريخي مي دونم كه مي تونه كل اعتبار خاتمي در تاريخ اين مملكت رو از بين ببره و كاري كنه كه تاريخ از خاتمي به نيكي ياد نكنه . خاتمي مرد لحظه هاي سخت نيست . خاتمي بايد رئيس جمهور سوئيس مي شد تا در صلح و آرامش مسائل كشور رو حل مي كرد و گفتگوي تمدن ها رو مطرح مي كرد . طرح مسئله گفتگوي تمدن ها از سوي كشوري كه در نمازجمعه هاش تمام دنيا رو فحش مي ده و آبروي دختران و پسرانش رو به خاطر مسائل كوچك مي بره و آدم ها در اون هيچ گونه امنيت اقتصادي و اجتماعي ندارن و همواره در معرض توهين هستند ِ خودش پروب دقيقي از ناسازي خاتمي با فضاي كشورمونه . خاتمي مرد اين شرايط نيست .

حميد فرخ نژاد عزيز هم بود . مثل هميشه پر انرژي و وقتي ميكروفن رو گرفت  ِ گفت كه مثل ما مثل اون خاله سوسكه شده كه عادت به كتك خوردن داشت . به هر كي كه مي رسيد ميگفت كه اگه من زنت بشم من رو با چي مي زني ؟؟؟ براش اين كه كتك مي خوره عادي بود و هيچ مشكلي نداشت ِ فقط دنبال كسي بود كه با يه چيز بد كتك نخوره و ما هم در اين چهار سال گذشته مثل خاله سوسكه شده بوديم و فقط برام مهم شده بود كه با بعضي چيزا كتك نخوريم . خيلي حرفش ظريف و پرنكته بود

مديرمسئول ياس نو هم صحبت كرد . اون هم شعار داد و گير داد به دولت نهم ( البته من در اين مورد كاملا بهش حق مي دم ِ چون اقدام وزارت ارشاد رو كاملا غيرقانوني مي دونم ) . گفت در گذشته يك قاضي ناچيز مطبوعات رو به شكل فله اي توقيف مي كرد ِ حالا كار به جايي رسيده كه دولت نهم تمام قد ( وزارت ارشاد) در مقابل يك مطبوعه ايستاده واجازه نداد بيش از يك روز روي پيش خوان دكه ها باشه .

هنرمندان زيادي از موسوي حمايت كردند ولي من خودم شخصا برام اين مسئله اصلا حائز اهميت نيست . چون هنرمندان ما صرفا هنرمندند و تحليل سياسي قوي اي ندارند ( مراجعه كنيد به حرف هاي محمود دولت آبادي درباره سروش و پاسخ سروش به محمود دولت آبادي ) ِ مثلا محسن مخملبافي كه چندين ساله از كشور دوره ِ يا مثلا ابوالفضل جليلي كه ساخته هاش رو فقط خودش مي بينه و خانواده اش و يا مثلا بهاره رهنما چه ارزشي مي تونه داشته باشه .

حمايت وزرا و معاونين خاتمي رو هم يك كار سياسي مي دونم . حمايت اونها حمايت دوباره از خاتمي است نه حمايت از موسوي . اين راي ها به پشتوانه خاتمي داره توي سبد موسوي ريخته مي شه . بريد پيام دكتر محسن كديور رو بخونيد و دلائلش رو براي حمايت از موسوي . ميگه با اينكه شخصا كروبي رو آدم مناسبي مي دونم ِ ولي به علت راي آوري بيشتر ميرحسين از مير حسين حمايت ميكنم و وقتي ميريم و ريشه يابي ميكنيم راي آوري بيشتر ميرحسين رو ِ مي بينيم كه دليلش حمايت خاتمي يه و اين يعني اگر موسوي اوني نشه كه ملت ميخوان تمام اعتبار خاتمي دود مي شه مي ره هوا و اميدوارم اون روز ملت ما دوباره اهمال كاري نكنند و مقصر اصلي ماجرا(خاتمي) رو از ياد نبرند .

به هر حال اميدوارم حاصل اعتماد اين ملت به خاتمي ِ يك دولت كارآمد بشه كه از تمام ظرفيت هاي اصلاح طلبان استفاده كنه و نه اينكه حلقه اي دور خودش تشكيل بده و خارج از اون حلقه رو به كار نگيره . اميدوارم موسوي اگر راي آورد ِ فرداش بياد و از تمام اصلاح طلب ها بخواد كه دور هم جمع بشن و ازشون بيعت بگيره و از همشون كمك بخواد و نذاره كه اين همه تجربه و تخصص و تعهد اصلاح طلبان به خاطر تنگ نظري يك عده ناديده گرفته بشه . موسوي اگر راي بياره بايد يادش نره كه كرباسچي يكي از مديران ارشد اصلاح طلب هاست . نبايد يادش بره كه تحليل هاي قوي عبدي مي تونه در مواقع سخت به كمك جريان اصلاح طلبي بياد . نبايد يادش بره دكتر نجفي و دكتر نيلي رو ِ نبايد يادش بره مرد هميشه در صحنه و موثر اصلاحات ِ شيخ مهدي كروبي رو .

شيخ مهدي كروبي هم اگر راي بياره نبايد موسوي رو از ياد ببره . نبايد علوي تبار و جلايي پور و محمدرضا خاتمي و آرمين و … رو از ياد ببره . هر چند شيخ مهدي نشون داده كه يك سياستمدار قويه ِ كسي كه هميشه درك درستي از شرايط داشته و مرد قهر كردن نيست . مرد لحظه هاي سخته و مرد كمك گرفتن . مرد تحزب و كار جمعي

به هر حال اميدوارم در 22 خرداد ِ يك دوم خرداد موثرتر و كاراتر اتفاق بيافته و اين دوم خرداد جديد در دام خامي هاي دوم خرداد قبلي اسير نشه و ديگه مطبوعاتي از بين نره ِ اصلاح طلبي به زندان نره ِ نخبه اي از كشور خارج نشه و … به اميد دومين دوم خرداد در بيست و دو خرداد

 

May 11, 2009

سروش و كروبي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 12:43 pm
Tags: ,

سروش هم به جمع حاميان كروبي پيوست ، اگر يك سري به كيهان بزنيد تحت مقاله ” عبدالسيا سروش دوباره آفتابي شد”  عمق نفرت كيهانيان از سروش و شاگرداش رو مي تونيد به عينه ببينيد ، طرفداري سروش از كروبي مسئله كوچيكي نيست ، كساني كه سروش رو مي شناسند ، ميدونند كه سروش شاگردان و طرفداران زيادي در ايران داره و افراد زيادي هستند كه سروش رو به عنوان نمونه كامل يك روشنفكر ديني و يك تئوريسين قوي قبول دارند و كارهاي قلمي سروش رو مرتب دنبال مي كنند و حمايت سروش از كروبي مي تونه به افكار اين عده كه معمولا هم افراد قوي در مباحثه و داراي كلام نافذي هستند جهت بده .

سروش در مصاحبه اي كه با روزآنلاين داشته ، گفته ” من در سخنان آقاي موسوي، نکته تازه‌اي نمي‌بينم.در عملکردش هم کار دلچسبي مشاهده نمي‌کنم.گمان مي‌کنم با افکار پيشين‌اش وداع نکرده است و به‌رغم اينکه گاهي در سخنراني‌ها، اشارات تازه‌اي دارد، اما ريشه‌ها، همان ريشه‌هاي پيشين است.” و همچنين در مورد عدم حمايت اصلاح طلبان از كروبي ، منجمله خاتمي گفته :” اين همان چيزي است که موضع آقاي خاتمي را براي من سوال‌انگيز کرده است.من رفتن پاره‌اي از دوستان پشت آقاي موسوي را هم اصلا درک نمي‌کنم.يعني از ديد سياسي که نگاه مي‌کنم کاملا برايم مبهم است. به صراحت براي شما بگويم اينکه کسي دوباره بيايد و در کسوت سياسي ادعاي رسالت روشنفکري داشته باشد نمي‌پسندم.بايد کسي بيايد که مرد عمل باشد”

سروش در انتخابات 84 هم از كروبي دفاع كرد و معتقد بود كه بهتره اصلاح طلبان رياست جمهوري رو به كروبي بسپارند كه مرد سياست و عمله و از جنس نظامه و مي تونه با اين نظام تعامل بهتري داشته باشه و خودشون به فرهنگ سازي و اصلاحات از پايين ( اصلاحات در خود جامعه و در نوع نگاه جامعه ) بپردازند ، امري كه متاسفانه محقق نشد و نتيجه اش شد چهارسال فاجعه آميز رياست جمهوري محمود احمدي نژاد ( اخيرا كلي بازديد صنعتي رفتم كه در تمامش همه دارن مي نالن از تحريم ها و اين كه چندين واحدشون رو به خاطر تحريم ها از دست دادن و خيلي جاها مجبور شدن به سمت محصولات بي كيفيت داخلي برن و … و اين ها رو بذاريد در كنار اين جملات مكرر دولت نهم كه اين تحريم ها هيچ تاثيري روي ما نداره و ما هيچ مشكلي با اين تحريم ها نداريم ) .

سروش عليرغم نزديكي به مراكز قدرت در دوره اصلاحات و در اوايل انقلاب ، هيچ گاه به سمت قدرت جذب نشد و هيچ وقت براي رسيدن به قدرت تلاش نكرد و هميشه از منظر يك ناظر دقيق به ارائه تحليل پرداخت و به همين علته كه به پدرخوانده اصلاحات معروفه ، كسي كه دست اش رو آلوده سياسي بازي و سياست نمي كنه ، ولي آراش هميشه اثرگذاره ، به عبارتي كسي كه رياست نمي كنه و به جاش حكومت مي كنه ، هر چند در حال حاضر فاصله چشم گيري بين سروش و شاگردانش افتاده ، اما هنوز هم آراي سروش در شاگردانش اثرگذاره .

اميدوارم حضور اين چهره هاي برجسته و صاحب راي در كنار كروبي ، باعث بشه كه مردم دوباره در مورد كروبي فكر كنند و سعي كنند كه بدون فكر و صرفا به واسطه حضور خاتمي در كنار موسوي ، به موسوي راي ندهند و به عبارتي راي سوزي نكنند ، مهندس موسوي يكي از عزيزان ماست كه براي انقلاب و مردم ايران زحمت زيادي كشيده ، اما در مقطع كنوني فردي نيست كه بتونه منشا تغييرات چشم گير و قابل ملاحظه در كشور ما باشه و به نظرم ديگه وقت آزمون و خطا نيست.

May 10, 2009

كروبي -سه

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 11:34 am
Tags:

والله اين روزا احوال سياست زياد خوب نيست ، همه دارن سنگ خودشون رو به سينه مي زنند و اين جا من و امثال من هستيم كه تنها در يك گوشه ايستاديم و مهم نيست برامون كه چه اتفاقي براي چه كسي مي افته ، برامون مهمه كه چه اتفاقي براي كشورمون مي افته ، آيا به قول محسن رضايي قراره با راي مون خودمون رو تا دم پرتگاه ببريم ، و يا قراره به كسي راي بديم كه با بيست سال سكوتش دور خودش هاله قداست كشيده و از پس بيست سال فاصله داره به خودش نگاه مي كنه و خود بيست سال پيش اش رو تبليغ مي كنه و با دوپينگ خاتمي ميخواد مسابقه رياست جمهوري رو ببره و يا قراره به شيخ اصلاحات راي بديم كه …. ( چون خودم طرفدار شيخم ، هيچ نكته بدي توي ذهنم نيومد ، خودتون جايگزين كنيد اگه چيزي به ذهنتون مي رسه ) ، خلاصه نمي دونم ، يكي از شخصيت ها رو كامل مي شناسيم و كارنامه چهار سال رياست جمهوري اش رو در پيش رومون داريم و حالا بر عهده خودمونه كه چطور بهش نگاه كنيم ، مي تونيم سهميه بندي بنزين رو يك حماسه بدونيم كه مترادف حماسه هشت سال دفاع مقدسه و يا اينكه حذف نهادهاي برنامه ريز از ساختار دولت رو يك فاجعه در حد بحران اقتصادي آمريكا بدونيم ، مي تونيم وعده هاي پر زرق و برق احمدي نژاد رو نشانه همدردي با اقشار ضعيف جامعه و نگاه عدالت جوش بدونيم و يا اينكه مشتي شعار پوپوليستي و عوام فريب كه احمدي نژاد و يارانش جهت كسب قدرت و حفظ وجهه دم دم برش تاكيد مي كنن . دو تاي ديگه رو كامل نمي شناسيم ، ميرحسين رو تقريبا مي شه گفت اصلا و كروبي رو مي شه گفت كه نه در سطح رياست جمهوري . حالا بازم نگاه ها متفاوته ، افراد ولايت مدار و ذوب شده در ولايت فقيه كه يادشون رفته كه ميرحسين هشت سال زير نظر مستقيم امام خميني كار كرد و زحمت كشيد و دوست صميمي رجايي و باهنر و بهشتي و … بود ، صرفا به واسطه سه روز استعفاي ميرحسين در انتهاي دوره هشت ساله اش اون رو منافقي مي دونن كه هيچ گونه التزام عملي به ولايت فقيه نداره و خوب از اونجايي كه التزام به ولايت فقيه در قانون اساسي اومده و هيچ گونه معيار دقيقي هم براي سنجش اش هم نيست ، مرتب بر اين طبل مي كوبن تا بتونن اون رو طردش كنن و ضد تبليغات كنن ( توي نامه فاطمه رجبي به ميرحسين يادمه تنها نكته اي كه چشم گير بود همين استعفاي ميرحسين در انتهاي دوره نخست وزيري اش بود و بقيه اش تهمت هايي چون طرفداري از سرمايه داران و مرفهان و … بود ) ، اما كروبي كه نيم قرنه مي شناسيمش و هميشه بوده و هميشه اثر گذار بوده ، شايد نتونه خيلي سخنورانه از كارنامه اش تعريف كنه و خودش رو تبليغ كنه ، ولي تاريخ و ذهن تاريخي ما گوياي زحمات شيخ هست ، باز هم مي شه اون همه جسارت رو تحسين كرد و يا اينكه نكوهيد ، مي شه به واسطه 300 ميليون پول شهرام جزائري كه هزار بار كروبي توضيح اش داده و توضيحاتش هم قانع كننده است ، شيخ رو مفسد ناميد و اون رو موجودي غير قابل اعتماد ناميد و يا به خاطر اين كه از اول انقلاب امين بخش سرمايه دار براي انتقال وجوهات شرعي شون به دست مردم مستضعف و اقشار محروم بوده ، اون رو فردي قابل اعتماد و پاك دونست ، اينها همه به عهده خودتونه

شيخ هميشه در حمايت از مردانش مردانه ايستاده و مي ايسته ، شيخ بلد نيست سكوت كنه وقتي خلافي رو مي بينه ، شيخ مي دونه چطوري صداش رو به گوش همه برسونه ، شيخ مردم رو مي شناسه ، شيخ يك روشن فكر نيست كه پشت كلمات قلنبه سلنبه قائم شه و يا كسي نيست كه ندونه راي مردم چه ارزشي داره و اين راي رو حروم كنه ، شيخ هميشه ثابت كرده كه مرد لحظه هايي يه كه همه سكوت مي كنند و از ترس جرئت دم زدن از حق رو ندارند

April 28, 2009

حسن هاي كروبي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 12:49 pm
Tags:

ميخوام يك ليست تهيه كنم از دلائلي كه كروبي رو بر ميرحسين موسوي ترجيح دادم و اين ليست را به مرور زمان آپديت كنم و بالاخره منتشرش كنم

يك – جناب آقاي كروبي يك روحاني است و مسلما يك روحاني در كشوري كه تاروپود قوانين اش با قوانين اسلام تنيده شده بهتر مي تواند حفره هاي موجود در اين قوانين را تشخيص داده و به اصلاح آن بپردازد ( به عبارتي ايشان مانند شمشيري هستند كه براي بريدن اين مجموعه اپتيمم شده است ).ن

دو -فاصله شخص آقاي كروبي از بدنه افراطي اصلاح طلبان ، از آقاي كروبي پرسيده مي شود كه به نظر شما اصلاح طلبان افراطي چه كساني هستند و ايشان پاسخ مي دهند كه به نظر من اصلاح طلب افراطي كسي است كه فراموش كرده است كه در اين كشور شوراي نگهبان هم هست ، تشخيص مصلحت نظام هم هست ، رهبري هم هست ، قوه قضائيه هم هست

سه – صراحت لهجه ، امري كه به ما اجازه مي دهد كه به صورت موجز و مختصر به نگاه شخصي يك فرد دست پيدا كنيم ، مسلما همه يادشون هست كه آقاي خاتمي با چه مهارت و سياستي همه مسائل رو توجيه مي كردند و به عبارت عاميانه تر مي پيچوندند !!! كه خوشبختانه آقاي كروبي از اين مهارت هاي سياسانه و آدرس غلط دادن هاي زيركانه دست شون خالي است

چهار – شجاعت ، شجاعت ، اين رو لازم نيست كه توضيح بدم ، در زماني كه همه ( حتي خاتمي ) جايزه نوبل صلح شيرين عبادي رو يك كار سياسي و بي ارزش دونستند ، آقاي كروبي از خانم عبادي حمايت كرد و خوب مي دونيد داشتن يك نماينده بين المللي كه حرفهاش گوش داده مي شه از طرف جامعه بين الملل ، چه قدر براي اين كشور مي تونه باارزش باشه

پنج – حزب اعتماد ملی , کروبی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری دور قبل , از دبیری جامعه روحانیون مبارز استعفا داد و به افتتاح حزب اعتماد ملی پرداخت و تاسیس و رشد یک حزب در زمانی که قدرت در دست اصلاح طلبان نبود , کار سختی بود که تنها از کمک یک مدیر کاردان و با کفایت برمی اومد که به گواه این چهار سال فعالیت حزب و یارگیری این حزب در استان ها و تاثیرگذاری این حزب در انتخابات های گذشته , این حزب توانسته است موثر باشد

شش – محمد قوچانی , بر هیچ کس توانایی ها و لیاقت این جوان اندیشمند پوشیده نیست و رزومه قدرتمندش در مطبوعات موئد این کفایت زائدالوصف است , شهروند امروز نمونه بسیار بسیار قدرتمند یک مطبوعه کامل و بی نقص بود و حال محمد قوچانی در قامت یک مطبوعه با ارزش دیگر مانند روزنامه ” اعتماد ملی ” دارد به کروبی یاری می رساند

هفت – تیم مشاوران کروبی , دکتر نجفی , دانش آموخته ام آی تی , غلامحسین کرباسچی , عباس عبدی , عمادالدین باقی و … موئد این حقیقت است که کروبی به نقش و ارزش مشاوران زبده آگاه است و در آینده هم همین رویه طی خواهد شد

هشت – قدرت تصمیم گیری , یکی از ویژگی های بسیار برجسته کروبی که می تونم به قدرت بگم جایگاه اش در عرصه سیاست رو مدیون اونه , همین توانایی تصمیم گیری کروبی یه , کروبی اون جاهایی که قراره سریع تصمیم بگیره و اساسا این تصمیم گیری سریعه که می تونه نقش سازنده داشته باشه , تمام تردیدها رو کنار می گذاره و تصمیم می گیره , امری که خاتمی چندان در آن توانا نبود , مثلا سکوت خاتمی در مقابل ماجرای 18 تیر را من اسمش رو می ذارم ” ناتوانی در تصمیم گیری ” , در صورتی که در اون دوره اگر کروبی رئیس جمهور بود شک نکنید که به حمایت از دانشجویان بی پناه کوی دانشگاه تهران می پرداخت

نهم – در صحنه بودن , برخلاف میرحسین که در بیست سال زندگی و حیات جامعه ایرانی در قالب جمهوری اسلامی و فشارهای بسیار بر مردم سکوت کرد و هیچ عکس المعلی را از او ندیدیم , کروبی در صحنه بود و در مکان ها و زمان های خاص تصمیماتی می گرفت که تاریخ گواه بر درست بودن و صحیح بودن اون تصمیم ها می ده , موضع گیری های کروبی در مقابل ظلم بر افراد , ظلم بر قومیت ها , ظلم بر دانشجویان , بی قانونی ها و … را هیچ گاه نمی تونیم از خاطر ببریم

اين ليست به مرور زمان آپديت مي شود

سئوالهايي كه كروبي بايد بدان پاسخ دهد

Filed under: تحليل — saeedlog @ 8:51 am
Tags:

اين پروژه رو قراره من و يكي ديگه از دوستام به طور مشترك جلو ببريم ، قراره تمام سئوالهايي رو كه مردم رو مردد به راي به شيخ اصلاحات مي كنه رو جمع آوري كنيم و پاسخ هاي مناسب به اونها رو هم از طرف مسئولان مربوطه گردآوردي كنيم و منتشر كنيم و بدين نحو ، پاسخ هاي مناسب را تبديل به يك كالت در جامعه كنيم

يك – چرا آقاي كروبي در زمان رياست بر مجلس ششم ، حكم حكومتي رهبر را در راستاي حذف اصلاح قانون مطبوعات از برنامه كار مجلس رو پذيرفتند ؟؟؟ چرا در آن مقطع از این مسئله که کورسویی به بهبود وضعیت مطبوعات ایران بود , حمایت نشد ؟؟؟

دو – چرا در انتخاب قبلي ، جناب آقاي كروبي ، وعده پنجاه هزار تومن كه يك وعده پوپوليستي بود را بدون بيان راه كارهاي اجرايي آن مطرح نمودند ؟؟ آيا اين مصداق عوام فريبي نيست ؟؟

سه – در دوره قبلي انتخابات ، پس از انتخابات ، آقاي كروبي شروع به ارائه سخناني بر عليه برخي اصلاح طلبان نمودند كه عده اي معتقدند كه باعث تضعيف جبهه اصلاح طلبي در نزد مردم شد ،آيا اين عمل نمونه نداشتن التزام عملي به منافع اصلاحات نيست ؟؟؟

چهار – يكي از ويژگي هاي آقاي كروبي صراحت لهجه و ادبيات عامه پسند است ، آيا نداشتن يك ادبيات سياسي قوي باعث مشكلات عديده در زمينه سياست داخلي و خارجي نخواهد بود ؟؟؟

پنج – يكي از ويژگي هاي آقاي كروبي كه مانور زيادي بر روي آن از سوي طرفداران آن داده مي شود ، مسئله ريش سفيدي و مكانيزم چانه زني آقاي كروبي است ، آيا اين ويژگي در دوراني كه در آن هستيم ، هنوز هم مي تواند كارآيي خود را داشته باشد ؟؟؟

شش – با توجه به كهولت سن آقاي كروبي و ضعف هاي دوران پيري ، آيا انتخاب ايشان به عنوان رييس جمهور، در زماني كه معمولا رئيس جمهورها در صورت كفايت يك دوره هشت ساله را حكومت مي كنند ، آيا منطقي است ؟؟؟

هفت – آقاي كروبي در بيانيه حقوق شهروندي خود از حذف نظارت استصوابي صحبت كرده‌اند ، در صورت بردن لايحه به مجلس و نگرفتن راي و يا گرفتن راي و مواجهه با نظر منفي شوراي نگهبان چه راه كارهايي براي عملي كردن اين وعده خود دارند ؟؟؟ آيا اين مسئله هم به نوعي مصداق يك وعده انتخاباتي تو خالي نيست ؟؟؟

هشت – آقای کروبی در یکی از وعده های انتخاباتی , وعده ایالتی و فدرالی اداره کردن جامعه را داده اند , از آنجا که کشور ما از قومیت های مختلف تشکیل شده است و هنوز خیلی از این خرده فرهنگ ها به کشورهای همجوار خود جهت الحاق می اندیشند , چگونه میخواهند این وعده را عملیاتی کنند ؟؟؟

نهم – آقای کروبی در ماجرای شهرام جزائری شما سیصد میلیون از این فرد گرفتید , لطفا در مقابل نحوه خرج کردن این پول ها و انگیزه گرفتن این پول از شهرام جزائری پاسخ بدهید ؟؟؟

Next Page »

Create a free website or blog at WordPress.com.