من مكتوب

June 8, 2009

اتمام حجت با تاريخ

Filed under: اظهار نظرها,تحليل — saeedlog @ 1:44 pm
Tags: , ,

ديشب كروبي رو كرد به ميرحسين و گفت كه تو بيست سال سكوت كردي و از خودت هزينه نكردي و حالا اومدي وسط ميدان . من اين وسط ميدان آمدن رو خوش آمد مي گم , ولي خودت رو براي مشكلات آماده كردي . مي دوني چه خطرهايي در كمينه و با چه مشكلاتي بايد دست و پنجه نرم كني ؟؟؟ ميرحسين در جواب پاسخ مثبت داد و گفت من با توجه به تمام اين مشكلات به صحنه آمدم .

به نظر من توي اون ده دقيقه آخر خيلي حرفا مي شد زد . اما چرا شيخ اين مسئله را مطرح كرد . در ذهن تيم اتاق فكر كروبي چه مي گذرد ؟؟؟ نظر شخصي ام اينه كه مطرح شدن اين مسئله به نوعي اتمام حجت با آقاي موسوي است . به هر حال تمام مردم ايران پاي تلويزيون بودند و اين ديالوگ ها رو گوش مي دادند و مسلما چنين جمله اي در ياد همشون باقي خواهد ماند و مسلما اگر در آينده شاهد تكرار خاتمي ي ديگري بوديم , مي توانيم به اين جمله شيخ برگرديم و ميرحسين را متذكر آنچه شيخ گفته بود بكنيم .

ترس من از موسوي , ترس از تكرار احمدي نژاد نيست . ترس من از تكرار خاتمي است . ترس من از تكرار سكوت هاي خاتمي در زمان هايي است كه نبايد سكوت كرد . ترس من از خالي كردن پشت مديراني است كه براي آرمان هاي اين مردم در حال تلاشند ولي به علت سياسي كاري هاي مرسوم و رايج در سياست فاسد ما به حاشيه رانده مي شوند . ترس من از تكرار كرباسچي ها و عبدالله نوري هاست. ترس من از موسوي , ترس از تكرار احمدي نژاد نيست !!! و من اين جمله شيخ رو در راستاي همين مسئله مي دونم . شيخ هم نگران تكرار خاتمي است . نگران نااميدي مردم و تكرار دوباره گفتمان هاي واپس خورده است

Advertisements

May 25, 2009

نمره بيست

Filed under: تحليل — saeedlog @ 6:45 pm
Tags: , ,

نمي دونم اين چه اخلاقي يه كه ما داريم كه تا يك نفر مي آد و از كانديداي مورد نظرمون انتقادي مي كنه سريع رگ هاي گردنمون باد مي كنه و ميخواهيم كه سريع واكنش نشون بديم و حتي حاضر به پذيرش يك اشتباه از سمت كانديداي مورد نظرمان نيستيم . جلوي دانشكده فني بودم و صداي دانشجوهاي آذري مي اومد كه از خاتمي عصباني بودند و بر عليه اش شعار مي دادند ، يكي ازم پرسيد كه چي شده و من براش داشتم توضيح مي دادم ، يهو يكي از جلو اومد و گفت كه اصلا داستان اين طوري كه من گفتم نيست و خاتمي هيچ گونه اظهار نظري در مورد اردبيلي ها نكرده و ادعا كرد كه چندين بار اين كليپ رو ديده !!! من كه از تعجب داشتم شاخ در مي آوردم ، بهش رو كردم و گفتم كه من هم به خاتمي علاقه دارم و دشمنش نيستم ، ولي وقتي چنين كليپي هست و خاتمي چنين حرف هايي زده ، چطور مي شه اصلش رو منكر شد !!! از اين اتفاق ها خيلي ديدم ، مثلا در مناظره  دانشجويي ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي در دانشكده علوم ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم در دولت نهم رو 25 درصد اعلام كرد ، همه دانشجوهاي حامي دولت يك صدا گفتند كه دروغه و خواستند كه مدرك ارائه شود !!

اين يك عادت انتخاباتي در جامعه ماست كه به دنبال كانديدايي هستيم كه كارنامه اش بيست باشه و توان تحمل حتي يك نمره غلط در كارنامه يك شخص رو نداريم ، مثلا زماني كه يك دانشجو از موسوي در مورد انقلاب فرهنگي مي پرسه ، موسوي در جوابش اظهار بي اطلاعي مي كنه و مي گه كه در اون زمان نخست وزير نبوده و سمت رسمي نداشته و وقتي دكتر سروش اين كار ميرحسين رو طفره روي از پاسخ گويي شفاف تعبير ميكنه ، همه به سروش نهيب مي زنند كه چرا به ميرحسين خرده گرفته !!! در صورتي كه شفاف سازي مانع ايجاد نقاط سياه در كارنامه سياسي افراد مي شه و تا زماني كه سياستمداران ما از شفاف سازي طفره مي روند ، نمي توان انتظار سياستمداران سالمي را داشت .

حاميان دولت وقتي صحبت از حمدي نژاد مي شه ، سريع شروع ميكنند به تعريف از طرح امنيت اجتماعي و مبارزه با اراذل و اوباش ، مسئله هسته اي و موشك اميد و سفرهاي روستايي و سهميه بندي سوخت و شروع ميكنند به بزرگ كردن اين مسائل . بگونه اي كه انگار رياست جمهوري يعني فقط همين ها . به عبارتي حذف نمره هاي ساير اقدامات رياست جمهوري و نمره دادن به همين ها و بالتبع چنين برگه اي جز بيست نمره اي نمي تونه بگيره . من وقتي در مقابل اين افراد قرار مي گيرم ، اول از همه تمام اين ها رو جزو دست آوردهاي احمدي نژاد مي دونم و ازش تشكر ميكنم ، بعدش به سراغ بخش هايي مي رم كه اين دوستان هرگز بهش نمي پردازند و اونجاست كه بيشتر اوقات اين دوستان حرفي براي گفتن ندارند . ميخوام به اين دوستان بگم كه احمدي نژاد توي برگه امتحاني اش از بعضي سئوال ها نمره خيلي خوبي گرفته ، اما در مجموع نمره ي قبولي رو نمي گيره و دنبال اين نباشيم كه با بستن چشم هامون به روي بعضي واقعيت هاي موجود در سياست و اقتصاد و مسائل بين المللي ، نمره قبولي بهش بديم و ازش حمايت كنيم . اين كارها مصداق همون اخلاق ماكياولي يه كه خودتون هميشه ازش اعلام انزجار كرديد .

همين عادت انتخاباتي ماست كه ما رو به سمت ميرحسين مي بره ، بي اطلاعاتي از هشت سال دوران نخست وزيري ميرحسين و دوري از يادآوري مجدد اون دوران از سوي حاميان ميرحسين ، پروب دقيقي از اين عادت انتخاباتي ماست كه نمي خواهيم حتي اندكي تخلف در كارنامه كانديداي مورد نظرمان را تحمل كنيم . البته اين به اون معنا نيست كه موسوي كارنامه سياهي داره ، اون چيزي كه من در اينجا در صدد نفي اش هستم اخلاق ما در طفره روي از ديدن حقايق از ترس رو شدن برخي نقاط سياه در كارنامه فرد مورد نظرمونه .

در مورد خاتمي هم وضع به همين منوال است و عده اي نميخواهند بپذيرند كه خاتمي هم ضعف هاي بنيادين بسياري را دارد . مثلا زماني كه در سال انتهايي رياست جمهوري خاتمي در مراسم 16 آذر در همين دانشگاه تهران ، سئوال هاي بسيار دانشجويان از خاتمي ، خاتمي را به آستانه تحمل اش رساند و فراموش كرد كه همين دانشجويان بودند كه حامي اصلي او و جرياني كه او نماينده اش بود بودند ، يك اشتباه كرد . زماني كه در همان مراسم در جواب خيلي از سئوال هاي دانشجويان فقط به اين پاسخ كه ” نگذاشتند ” اكتفا كرد ، اشتباه كرد . در 18 تير 78 زماني كه پشت دانشجويان را خالي كرد و هيچ جمله اي در حمايت از اين دانشجويان نگفت ، اشتباه كرد . زماني كه در مقابل توقيف فله اي مطبوعات حاضر نشد كه با قوه قضائيه و رهبري درگير بشود ، اشتباه كرد . زماني كه خيل فرصت سوزي هاي خود را پشت جمله ” نگذاشتند ” قائم كرد ، اشتباه كرد و …. ، خاتمي اشتباه هاي بسياري كرد ، ولي طرفداران خاتمي و موسوي در اين روزگاران جهت حمايت از كانديداي مورد نظر خود چشم بر اين اشتباه ها بسته اند و حتي حاضر به پذيرش اين اشتباهات نيستند .

وقتي يك سياستمدار در معرض يك فاجعه سياسي بزرگ قرار ميگرد ،بهترين راه پناه بردن به اصولي است كه به آنها باور دارد و من سئوالم اين است كه در پشت سكوت هاي بسيار خاتمي چه اصولي قرار دارد ؟؟؟

خيلي از ماها وقتي در مقابل چنين پرسش هايي قرار مي گيريم ، انگشت هايمان را درون گوش خود فرو مي بريم و مي خواهيم كه نشنويم ، چرا كه نميخواهيم بپذيريم كه ما هم ممكن است اشتباه كنيم ، در صورتي كه سياست يعني شك كردن در تصميم چند لحظه قبل و اصلاح آن در راستاي اصول در چند لحظه بعد .

هميشه از اينكه تاريخ ايران پر از نقطه سياهه مي ناليم و هميشه پدرانمون رو براي اين تاريخ سياه سرزنش مي كنيم ، غافل از اين نكته كه اين تاريخ سياه حاصل رفتارهاي سياسي همين مردم هستند ، همين مردم هستند كه سرنوشت شون رو رقم مي زنند و ما هم الان در حال تكرار بعضي از همين اشتباه ها هستيم ، اشتباه هايي كه بشر در دوره حيات خودش بارها تكرار كرده و اكنون داره به خيلي هاشون پي مي بره و قصد اصلاح اش رو داره ، يكي از همين اشتباه ها ترس از انتقاده ، انتقاد چه مثبت اش چه منفي اش ( كه همون تخريبه ) مثبته و موثر و تا زماني كه  ما از انتقاد مي ترسيم اوضاع سياسي اين كشور درست نمي شه . همين ترس از انتقاده كه ما رو به سمت ديكته نانوشته ( كه نمره اش بيسته ) مي بره .

سعي كنيم يك نفر رو با تمام سفيدي ها و سياهي هاش قبول كنيم ، سعي كنيم يك نفر را با تمام سياهي ها و سفيدي هاش بشناسيم ، سعي كنيم به دنبال بيست نباشيم ، به دنبال بالاترين نمره باشيم .

May 24, 2009

گزارش اختصاصي از جشن دوم خرداد

Filed under: تحليل,خاطرات — saeedlog @ 11:15 am
Tags: , , ,

ديروز رفته بودم ورزشگاه 12 هزار نفري آزادي  ِ همونجا  كه كشتي ها برگزار مي شه ِ همونجا كه بسكتبال و اينا برگزار مي شه و توي تلويزيون مي بينيم ِ اما اين دفعه هدف ورزشي نبود ِ هدف جشن گرفتن دوم خرداد بود . البته اين رو بگم كه رفتن من به اون جلسه نه از سر اعتقاد به جريان دوم خرداد ِ بلكه مشاهده شور دوم خردادي ها و شنيدن حرف هاي دوم خردادي ها بود.

من با اين كه ذاتا خودم رو شخصي وفادار و معتقد به جريان اصلاح طلبي مي دونم ِ ولي دلم شديدا از دست اصلاح طلب ها و فرصت سوزي ها و ضعف ها و بچه بازي هاشون خرده ِ اين دل خوني هم مختص عده اي خاص نيست  ِ تقريبا همشون ضعف هاي چشم گيري دارند ِ از خاتمي گرفته تا كوچكترين هاشون .

طرفدارهاي موسوي توي اون جلسه سنگ تموم گذاشتند و به شدت حمايت كردند از موسوي ِ ورزشگاه يك رنگ سبز شده بود و كامل پر شده بود ِ حامي هاي ميرحسين كه تقريبا بيشترشون شخصيت هاي هنري بودند تا سياسي ِ اومدند و از موسوي حمايت كردند . البته راحت مي شد فهميد كه علت حمايت شون از موسوي نفرت از احمدي نژاده . تقريبا همشون چهار سال گذشته رو ننگ آور و خفت بار دانستند و معتقد بودند كه در اين چهار ساله فقط تحقير شدند و براي رهايي از وضع موجود به سمت موسوي اومدند .

زهرا رهنورد هم صحبت كرد كه جمع بندي من از گفته هاش اين بود كه اصلا در حد و اندازه هاي يك دكتراي سياسي نيست و نمي دونم چطور دكتراي سياسي گرفته . ادبياتش به شدت مبتذل و شعاري بود . فقط شعار مي داد . هيچ حرف جديدي نبود . تمام طعنه ها سمت احمدي نژاد و دولتش بود و از برنامه هاي موسوي هيچ صحبتي در ميان نبود . البته انتظاري هم نبود ِ كساني كه جشن دوم خرداد رو آوردن توي استاديوم ِ يعني كه نمي خوان فضا سنگين بشه ِ بلكه قصد دارن فضا استاديومي بشه و حامي هاشون رو گرم كنن .

از موسوي به شدت آزرده ام . به اين دليل كه پشت خاتمي قائم شده و به علت راي بي شماري كه خاتمي در سبد موسوي ريخته ِ خودش رو بي نياز از ارائه برنامه هاي ريز مي دونه و صرفا به شعارهايي بسنده مي كنه . خودش رو بي نياز از پاسخ گويي مي دونه . متاسفانه يكي از مشكلاتي كه هشت سال نخست وزيري ميرحسين داره اينه كه رييس جمهور رهبر كنوني يه و اصول گراها براي اينكه انتقاداتشون متوجه رهبري نشه كمتر از اون دوران گلايه و نقد ميكنند ِ ولي گاه گاه كه حرف هايي زده مي شه ِ معلومه كه اون دوره هم كم حاشيه نبوده و موسوي گاف هاي بزرگي در اون دوران داده . مراجعه كنيد به جواب سروش به محمود دولت آبادي . مراجعه كنيد به حرف هاي صفار هرندي ( البته من با كليت حرفاش مشكل دارم ِ ولي اگه به قسمت هاييش كه منصفانه است دقت كنيد نتايج جالبي دست گيرتون مي شه ) . خلاصه ميرحسين به جاي پاسخ گويي در قبال گذشته و شفاف سازي برنامه هاش در اون دوران ِ صرفا پرداخته به دولت نهم و چپ و راست داره احمدي نژاد و دولت اش رو مي كوبه ِ با توجه به مشكلاتي كه با دولت نهم دارم ِ ولي انتقاد از دولت نهم توسط موسوي رو دليل تكرار نشدن اين اشتباهات از سوي موسوي نمي دونم .

توي مجله اي كه توي جلسه پخش شد ِ توي عكس حامي هاي ميرحسين ِ عكس مسعود نيلي هم بود . برام جالب بود كه چطور مشاور اقتصادي كروبي مي آد و از ميرحسين حمايت مي كنه و اين نشانه اينه كه طرفداراي ميرحسين چندان در مقوله انتخابات اخلاقي برخورد نمي كنند . برخلاف كروبي كه الحق و الانصاف جانب عدالت رو نگه داشته و خيلي خوب و بااخلاق داره جلو مي ره ِ حتي ديديد كه مشاورش رو براي چند تا حرف ساده به مير حسين در مصاحبه اش با وطن امروز بركنار كرد ( كه اين نشانه اينه كه كروبي در مسائل مهم و اساسي با كسي شوخي نداره ) .

يكي از نكات جالب اون جلسه حضور فائزه هاشمي بود . فائزه هاشمي براي من سنبل يك زن پرشور حاضر در صحنه است ( البته سكوت چند ساله اش رو بذاريد نتيجه دلخوري از جريان اصلاح طلب بابت انتخابات مجلس ششم ) . فائزه كسي يه كه حرفاش رو مي زنه و از هيچ كسي هم نمي ترسه و البته دليل اين نترس بودنش هم كاملا مشخصه . فائزه خيلي سنگين صحبت كرد و من اين جمله اش رو نقل قول ميكنم كه گفت : ” … اين چهار سال خفت آور بود … اگر اين آقا اين دور هم راي بياره ِ امر برش مشتبه مي شه و فكر مي كنه امام زمانه و اشتباهاتش رو اين بار محكم تر تكرار مي كنه … ” ِ همين يك جمله نشون مي ده كه فائزه خط قرمزهاش خيلي جلوتر از خيلي از اصلاح طلب هاي فعلي يه كه البته من اين رو براي جريان اصلاح طلبي مضر مي دونم تا مفيد و موثر . به هر حال من فائزه رو ستايش مي كنم و در تمام طول مدت سخنراني اش براش دست مي زدم . دست زدني كه نشانه ستايش از يك زن حاضر در صحنه و يك زن حساس به مسائل اجتماعي است .

بهاره رهنما ِ ليلي رشيدي ِ پگاه آهنگراني هم سه تا دختر شلوغ و پرسروصداي حاضر در جمع بودند كه گه گاه دوربين روشون زوم مي كرد و قسمت هايي از شور و نشاط شون رو نشون مي داد و جمع رو پر از هيجان مي كرد . به هر حال اون چيزي كه اين دخترا رو اين طوري پرشور كرده بود ِ علاقه به خاتمي بود و لاغير . ليلي رشيدي هم موقع صحبتاش گفت كه دليل اصلي ام براي حمايت از موسوي  ِ حمايت خاتمي از موسوي يه .

خاتمي هيچ وقت براي من شخصيت بزرگ و تاثير گذاري نبوده . خاتمي براي من صرفا نماد يك جريانه  ِ خاتمي سخنگوي سخنور جريان اصلاحات بود و نه بيشتر . من خاتمي رو ليدر اصلاحات نمي دونم . خاتمي نمونه يك روشنفكر ديني و يك انسان اخلاقي يه . مسئله اي كه من اون رو در دنياي سياست يك نقطه ضعف مي دونم . اخلاقيات در سياست جايگاهي نداره و همين اخلاقيات و همين روحيه صلح طلبي خاتمي بود كه در 18 تير 78  اون رو ساكت نگه داشت ِ خاتمي رو در مقابل توقيف فله اي مطبوعات خاموش نگه داشت و خاتمي رو در چهار سال دوم رياست جمهوري اش منفعل نگه داشت . خاتمي مرد مبارزه و جنگيدن نيست . خاتمي مرد قابل اتكايي نيست و الان هم اتكاي ملت به خاتمي و راي شون به موسوي به پشتوانه اعتماد خاتمي به موسوي رو اشتباهي بزرگ و تاريخي مي دونم كه مي تونه كل اعتبار خاتمي در تاريخ اين مملكت رو از بين ببره و كاري كنه كه تاريخ از خاتمي به نيكي ياد نكنه . خاتمي مرد لحظه هاي سخت نيست . خاتمي بايد رئيس جمهور سوئيس مي شد تا در صلح و آرامش مسائل كشور رو حل مي كرد و گفتگوي تمدن ها رو مطرح مي كرد . طرح مسئله گفتگوي تمدن ها از سوي كشوري كه در نمازجمعه هاش تمام دنيا رو فحش مي ده و آبروي دختران و پسرانش رو به خاطر مسائل كوچك مي بره و آدم ها در اون هيچ گونه امنيت اقتصادي و اجتماعي ندارن و همواره در معرض توهين هستند ِ خودش پروب دقيقي از ناسازي خاتمي با فضاي كشورمونه . خاتمي مرد اين شرايط نيست .

حميد فرخ نژاد عزيز هم بود . مثل هميشه پر انرژي و وقتي ميكروفن رو گرفت  ِ گفت كه مثل ما مثل اون خاله سوسكه شده كه عادت به كتك خوردن داشت . به هر كي كه مي رسيد ميگفت كه اگه من زنت بشم من رو با چي مي زني ؟؟؟ براش اين كه كتك مي خوره عادي بود و هيچ مشكلي نداشت ِ فقط دنبال كسي بود كه با يه چيز بد كتك نخوره و ما هم در اين چهار سال گذشته مثل خاله سوسكه شده بوديم و فقط برام مهم شده بود كه با بعضي چيزا كتك نخوريم . خيلي حرفش ظريف و پرنكته بود

مديرمسئول ياس نو هم صحبت كرد . اون هم شعار داد و گير داد به دولت نهم ( البته من در اين مورد كاملا بهش حق مي دم ِ چون اقدام وزارت ارشاد رو كاملا غيرقانوني مي دونم ) . گفت در گذشته يك قاضي ناچيز مطبوعات رو به شكل فله اي توقيف مي كرد ِ حالا كار به جايي رسيده كه دولت نهم تمام قد ( وزارت ارشاد) در مقابل يك مطبوعه ايستاده واجازه نداد بيش از يك روز روي پيش خوان دكه ها باشه .

هنرمندان زيادي از موسوي حمايت كردند ولي من خودم شخصا برام اين مسئله اصلا حائز اهميت نيست . چون هنرمندان ما صرفا هنرمندند و تحليل سياسي قوي اي ندارند ( مراجعه كنيد به حرف هاي محمود دولت آبادي درباره سروش و پاسخ سروش به محمود دولت آبادي ) ِ مثلا محسن مخملبافي كه چندين ساله از كشور دوره ِ يا مثلا ابوالفضل جليلي كه ساخته هاش رو فقط خودش مي بينه و خانواده اش و يا مثلا بهاره رهنما چه ارزشي مي تونه داشته باشه .

حمايت وزرا و معاونين خاتمي رو هم يك كار سياسي مي دونم . حمايت اونها حمايت دوباره از خاتمي است نه حمايت از موسوي . اين راي ها به پشتوانه خاتمي داره توي سبد موسوي ريخته مي شه . بريد پيام دكتر محسن كديور رو بخونيد و دلائلش رو براي حمايت از موسوي . ميگه با اينكه شخصا كروبي رو آدم مناسبي مي دونم ِ ولي به علت راي آوري بيشتر ميرحسين از مير حسين حمايت ميكنم و وقتي ميريم و ريشه يابي ميكنيم راي آوري بيشتر ميرحسين رو ِ مي بينيم كه دليلش حمايت خاتمي يه و اين يعني اگر موسوي اوني نشه كه ملت ميخوان تمام اعتبار خاتمي دود مي شه مي ره هوا و اميدوارم اون روز ملت ما دوباره اهمال كاري نكنند و مقصر اصلي ماجرا(خاتمي) رو از ياد نبرند .

به هر حال اميدوارم حاصل اعتماد اين ملت به خاتمي ِ يك دولت كارآمد بشه كه از تمام ظرفيت هاي اصلاح طلبان استفاده كنه و نه اينكه حلقه اي دور خودش تشكيل بده و خارج از اون حلقه رو به كار نگيره . اميدوارم موسوي اگر راي آورد ِ فرداش بياد و از تمام اصلاح طلب ها بخواد كه دور هم جمع بشن و ازشون بيعت بگيره و از همشون كمك بخواد و نذاره كه اين همه تجربه و تخصص و تعهد اصلاح طلبان به خاطر تنگ نظري يك عده ناديده گرفته بشه . موسوي اگر راي بياره بايد يادش نره كه كرباسچي يكي از مديران ارشد اصلاح طلب هاست . نبايد يادش بره كه تحليل هاي قوي عبدي مي تونه در مواقع سخت به كمك جريان اصلاح طلبي بياد . نبايد يادش بره دكتر نجفي و دكتر نيلي رو ِ نبايد يادش بره مرد هميشه در صحنه و موثر اصلاحات ِ شيخ مهدي كروبي رو .

شيخ مهدي كروبي هم اگر راي بياره نبايد موسوي رو از ياد ببره . نبايد علوي تبار و جلايي پور و محمدرضا خاتمي و آرمين و … رو از ياد ببره . هر چند شيخ مهدي نشون داده كه يك سياستمدار قويه ِ كسي كه هميشه درك درستي از شرايط داشته و مرد قهر كردن نيست . مرد لحظه هاي سخته و مرد كمك گرفتن . مرد تحزب و كار جمعي

به هر حال اميدوارم در 22 خرداد ِ يك دوم خرداد موثرتر و كاراتر اتفاق بيافته و اين دوم خرداد جديد در دام خامي هاي دوم خرداد قبلي اسير نشه و ديگه مطبوعاتي از بين نره ِ اصلاح طلبي به زندان نره ِ نخبه اي از كشور خارج نشه و … به اميد دومين دوم خرداد در بيست و دو خرداد

 

May 23, 2009

از موسوي

Filed under: اظهار نظرها — saeedlog @ 11:26 am
Tags:

والله اين روزا خيلي براي من جو انتخاباتي پر هيجان شده ، مناظره هاي دانشجويي بين ايمان ملكا و سجاد صفارهرندي و نماينده دانشجويي احمدي نژاد كه يادم نيست اسمش رو خيلي اين روزا تنور انتخابات رو توي دانشگاه تهران داغ كرده و فضا رو يك كمي سنگين كرده ، همه در تب و تا هستن تا نذارن اين بار هم اقليتي حاكم بر اكثريت بشن .

من خودم به شخصه كه طرفدار كروبي هستم و معتقدم كه از شخصيت محكم تر و قابل اعتمادتري نسبت به موسوي برخورداره و سياستمدار قوي تريه . برخلاف نظري كه نمي دونم از كجا منشا گرفته كه مي گه موسوي با برنامه اومده ، نظر من اينه كه اين كروبي يه كه با برنامه اومده و كسي كه توي اسفند خودش رو به جامعه معرفي مي كنه چه برنامه اي ممكنه داشته باشه .

كاري به داستان كروبي و موسوي ندارم ، ولي سخت در انتظار مناظره بين كروبي و موسوي ام و مي خوام بدونم توي اون يك و نيم ساعت چه اتفاقي مي افته ، اين دو نفر در ابتداي انقلاب با هم زياد كار كردن و خوب هم رو مي شناسن ، دوست دارم ببينم كه برخوردشون با هم چه طوري يه و لابلاي حرفاشون چي ها بيرون مي آد .

كاري به طرفداري شخصي ام از كروبي ندارم ، ولي برنامه هايي كه موسوي اعلام كرده برام جذابيت داره ، مثل استقلال بانك مركزي ، احياي سازمان برنامه و بودجه و سازمان هاي ديگه برنامه ريز ( البته بگم من رسما با كار احمدي نژاد كه سازمان برنامه و بودجه رو منحل كرد مشكل ندارم ، چون سازمان برنامه و بودجه به اذعان خيلي ها چندان سازمان كارايي نبود ، ولي اون چيزي كه برام جالبه اينه كه دور و بري هاي احمدي نژاد چطور بهش نگفتن كه اين كار در آينده خيلي نزديك تبديل به پيرهن عثمان مي شه و بر عليه ات استفاده مي شه ، به نظر من كار خردمندانه تر اين بود كه اساسنامه سازمان برنامه و بودجه عوض مي شد و از اون يك سازمان كاراتر در راستاي تعقل بيشتر درست مي شد . به هر حال اين رو مي ذارم رو حساب سوتي هاي پايان ناپذير احمدي نژاد ) ، پيوستن به WTO كه البته كار فوق العاده خطرناكيه براي اقتصاد نحيف و بي جان ما ، ولي از اونجا كه پيوستن به اين سازمان مترادف با شفاف سازي خيلي از مسائل اقتصاديه ، اون رو مفيد مي دونم و معتقدم كه در دراز مدت با توجه به پتانسيل كشور مي تونه خيلي مفيد باشه .

كروبي هم كه داستان خودش رو داره و همه مي دونيم كه دغدغه هاي كروبي چيه ، كروبي علاوه بر جنبه هاي مختلف اقتصاد داخلي ، فضاي سياسي هم براش مهمه كه اين مي تونه فاكتور مفيدي باشه در راستاي اهداف اصلاح طلبانه كروبي .

حالا بذارين يك كم از داستان احمدي نژاد بگم كه متاسفانه به علت شفاف نبودن عملكردش در اين سالها ، آمار و ارقام دادن در موردش سخته ، ولي همون آمارهايي هم كه گه گاه مجبور مي شه بده كه سازمان بازرسي اون ها رو غير قابل استناد و دست كاري شده مي دونه هم نشان دهنده عمق فاجعه است ، توي تمام مناظره ها و برنامه هاي انتخاباتي دولت نهم حتي يك كلمه هم صحبت از دفاع از عملكرد دولت نهم نيست ، بلكه تخريب دولت هاي قبلي و مقايسه هاي تخيلي ( مانند آمار واگذاري موبايل و … ) در دستور كارشونه ، مثلا اخيرا گير دادن به مسكن كه قيمت اش رو پايين آورديم ، سه سال قبل خونه ما توي مشهد قيمت اش 32 ميليون بود ، فروختيم ، يك سال بعدش رسيد به 137 ميليون و حالا كم كم داره پايين مي آد و داره مي رسه به 80 ميليون ، حالا شما بياييد و مقايسه كنيد ، آيا وضع مسكن بهتر شده ؟؟ آيا قيمت ها پايين اومده ؟؟؟ آيا اجاره بها ها پايين اومدن ؟؟؟ آيا نمي شه اين گونه برداشت كرد كه نرخ تورم 25 درصدي اعلام شده از سوي دولت نهم بزرگترين دروغ تاريخي اين دولته ، فقط قيمت آدامس توي اين مملكت مشمول نرخ تورم پايين شده ، وگرنه بقيه اجناس كمتر از 2 برابر نشدن ، توي مناظره ايمان ملكا و صفار هرندي ، زماني كه ايمان ملكا نرخ تورم رو 25 درصد اعلام كرد ، تمام بچه بسيجي ها و طرفداراي احمدي نژاد بلند هوش كردند و گفتند كه دروغگو و همشون يك صدا گفتند سند ، بگذريم كه اين وقاحت از ياران احمدي نژاد بعيد نبود ، اما چه سندي بزرگتر و مهم تر از اين همه سند زنده ، همه ما سندهاي زنده اي  هستيم كه تورم و پايين اومدن توان خريدمون رو با گوشت و پوست و استخوانمون تجربه كرديم و همه مي دونيم كه نرخ تورم خيلي بيشتراز 25 درصد اعلام شده دولت نهم بود .

بگذريم …..

راستي كاوه 73 شد ( اين رو براي ثبت در تاريخ نوشتم ) و اين يعني فروريختن تمام اعتقاداتم و پروب پوشالي بودن خيلي چيزاست

Blog at WordPress.com.