من مكتوب

June 15, 2009

ميرحسين موسوي – شيخ مهدي كروبي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 2:21 pm
Tags: ,

خوب الان مي خوام چيزايي كه جديدا بهشون فكر كردم و نتايجي كه اخيرا بهش دست پيدا كردم رو براتون اينجا بيارم . اول از همه بايد بگم كه يكي از سئوالاتي كه مدت ها بود ذهن من رو مشغول خودش كرده بود اين بود كه چرا ميرحسين موسوي تابحال سكوت كرده و ترجيح داده كه به يك انزواي سياسي تن بده و حالا احساس مي كنم كه به جواب دست پيدا كردم .

در دوره دوم رياست جمهوري آقاي خامنه اي با اين كه ايشون تقريبا 85 درصد آرا رو كسب كرده بودن و منتخب مردم بودن ؛ وقتي كه ميخوان نخست وزيرشون رو انتخاب كنن و با حضور آقاي ميرحسين موسوي براي بار دوم مخالفت مي كنن ؛ ميرحسين موسوي نزد امام مي ره و اعلام نارضايتي ميكنه . امام خميني كه به شدت به آقاي ميرحسين اعتقاد داشته عليرغم ميل باطني آقاي خامنه اي ميرحسين رو بهش تحميل مي كنه و مي گه كه يا آقاي ميرحسين يا هيچ كس ديگه و خوب علي القاعده آقاي خامنه اي كسي نبودن كه بتونن در مقابل امام بايستن و اين تحقير بزرگ تاثير زيادي روي آقاي خامنه اي مي ذاره . به گونه اي كه بعد اون شروع مي كنه به تخريب ميرحسين و اوج تخريب ها در سال 65 اتفاق مي افته ؛ امام كه به شدت از موج تخريب ها بر عليه ميرحسين ناراحت بودن در يك سخنراني خطاب به تخريب گران مي فرمايند كه شما كه نمي تونيد يك نانوايي رو اداره كنيد چرا به تضعيف دولت مي پردازيد ؛ در اين كه پشت خيل عظيم تخريب گران يكي از سران بزرگ كشور بوده هيچ شكي نيست ( در ضمن به آقاي هاشمي بدگمان نباشيد ؛ آقاي هاشمي در اون زمان تمام وقت در اختيار اداره جنگ بودن و مجلس رو هم بايد هدايت مي كردن ) و خوب علي القاعده جز آقاي خامنه اي كس ديگه اي رو نمي شه متصور شد . سخنراني امام باعث مي شه كه ديگه كسي بعد اون از ميرحسين بد نگه ولي انرژي زيادي در مخالفان ميرحسين محبوس مي مونه و البته فشارها روي ميرحسين موسوي فراوان بوده . اين فشارها به حدي بودن كه در سال 67 ميرحسين مجبور به استعفا مي شه كه امام با توجه به حمايت هاي فراوانش از شخص ميرحسين موسوي اصلا انتظارش رو نداشته و به شدت از دست ميرحسين ناراحت مي شه ؛ ولي با شناخت از روند موجود جز نصيحت كار ديگه اي نمي كنه ؛ ولي با مرگ امام و تعيين رهبري به مدت كوتاهي بعد از مرگ امام ( كه كاملا شبيه شوراي ثقفيه در زمان امام علي است ) آقاي خامنه اي رهبر اين مملكت مي شن و خوب اين مسئله خود به خود باعث انزواي سياسي اجباري ميرحسين موسوي مي شه .

من الان به همون اندازه كه به شيخ مهدي كروبي اعتقاد و اعتماد دارم ؛ به مهندس عزيز ميرحسين موسوي هم اعتماد و اعتقاد دارم و معتقدم كه كروبي و موسوي دو چهره زيبا و دقيق از يك شخصيت بزرگ به نام امام خميني هستند . امام خميني اي كه بد به ما شناسانده شد ؛ امام خميني كه تحريف شد و در زمان حاضر اتحاد اين دو و در كنار هم بودن اين دو را تجلي امام خميني ديگري مي دانم كه مي تواند دوباره جريان ساز شود و انحرافات موجود در جمهوري اسلامي ايران را از بين ببرد ( لازم به ذكر است كه به هيچ وجه به انقلاب اعتقاد ندارم و معتقدم كه شخصيت هاي انقلابي مسلمان كارآمدي در اين نظام هستند و نظام كنوني ظرفيت هاي مناسبي براي حكومت دارد ؛ فقط افراد لايقي در مناصب نظام نيستند كه با يك حركت هوشمندانه و هدف مند و با تدبير و داراي رهبر مي توان اين مناصب را به افراد شايسته اين مناصب بازگرداند ؛ بدون اين كه ساختارهاي موجود بهم بخورد و شالوده كشور از هم بپاشد و عواقب بعدي آن مانند تصفيه ها و غيره هزينه هاي زيادي را به مردم تحميل كند )

ميرحسين موسوي ؛ ازت عذر ميخوام كه تا الان نشناخته بودم و مظلوميت ات رو درك نكرده بودم ؛ ولي از حالا به بعد مي توني روي من ( يكي از طرفداران كروبي كه همچنان به شيخ معتقد است ) حساب كني و بداني كه من و امثال من ؛ تو و شيخ مهدي را دو روي سكه امام مي دانيم و شما دو نفر را ياران عزيز و برجسته امام مي دانيم و حاضريم در راه شما از جان هم بگذريم ( امام حسين و 72 تن را به ياد بياوريد . اگر معتقديد راه تان حق است نبايد از جانتان بترسيد. جان ما از جان امام حسين و يارانش عزيزتر نيست ) .

ميرحسين موسوي ؛ اميدوارم تصميمات ات ناظر بر تاريخ اين مملكت باشد . مسلما تاريخ ما را به خاطر ترس هايمان نخواهد بخشيد . 50 سال ديگر نه من زنده هستم نه تو و اميدوارم كه در آن روز كه هر دوي ما بر بستر تاريك خاك خفته ايم فرزندانمان از ما به نيكي ياد كنند و براي چند سال بيشتر زنده ماندن و نفس كشيدن كاري نكنيم كه باعث تحقير اين مرز و بوم بيش از اين شويم .

Advertisements

May 30, 2009

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

Filed under: تحليل — saeedlog @ 7:35 pm
Tags: ,

آقاي موسوي ، احياگر يعني چه ؟؟؟

روزهاي انتهايي اسفند بود كه ما با اسمي جديد در سپهر سياست اين مرز و بوم آشنا شديم ، تا پيش از اين فقط اسمش را شنيده بوديم ، نديده بوديمش ، از او نشنيده بوديم ، مير حسين موسوي!!! براي من كه از مدت ها پيش تر بين كروبي و خاتمي مردد مانده بودم شوك بزرگي بود ، خاتمي از ميدان كنار كشيد(هر چند با توجه به سخنراني اش در دانشگاه تهران آمدنش هم برايم غيرمنتظره بود) و از موسوي حمايت كرد ، مشاركت و مجاهدين انقلاب در چرخشي سريع ( به صد ساعت هم نكشيد ، كساني كه استراتژي يا خاتمي و يا هيچ كس را تبليغ مي كردند ) به سوي موسوي آمدند و خلاصه همه يكصدا موسوي شدند ، برايم عجيب بود اين ميرحسين كيست كه اينقدر سريع جايش را در بين نيروهاي اصلاح طلب باز كرد ، منتظر اظهار نظراتش بودم ، كلي اميدوار بودم ، گفتم شايد منجي اي كه منتظرش بوديم آمده است .

الان بيش از دو ماه از اعلام حضور ميرحسين مي گذرد و ما هنوز تشنه حتي اندكي اطلاعات در باب گذشته ميرحسين ايم ، هنوز منتظر شنيدن اصلاح طلب بودن ميرحسين ايم ، هنوز سئوال سروش از نقش ميرحسين در انقلاب فرهنگي بي پاسخ مانده و هنوز ناگفته هاي بسياري باقي مانده ، هنوز اصلاح طلب بودن ميرحسين را از زبان اصلاح طلبان دور ميرحسين مي شنويم . چندي پيش تر صحبت از اين بود كه ميرحسين پس از گرفتن تائيد صلاحيت از شوراي نگهبان اسرارها هويدا ميكند ، ولي هنوز شاهد سكوت ميرحسين ايم .

از ابتداي حضور ميرحسين اين گونه تبليغ شد كه راي دادن به ميرحسين مساوي راي نياوردن احمدي نژاد است و شروع به كوبيدن دولت نهم كردند ، استدلال اوليه ام اين بود كه اين فقط شروع ماجراست و مسلما ميرحسين پس از جلب توجه آحاد ملت شروع به پاسخ گويي و از خود گفتن مي كند ، ولي اين اتفاق نيفتاد و همچنان رويه غالب در ستاد ميرحسين ، نقد رگباري دولت نهم است، هيچ گونه پاسخ گويي اي در كار نيست ، ميرحسين به گفتن كلياتي چون “عدالت” ، “بازگرداندن حق مستضعفين” ، “بازگشت به ارزشهاي اول انقلاب” و مصاديقي چون احياي سازمان برنامه ريزي ، جمع آوري گشت هاي ارشاد و تلويزيون خصوصي بسنده كرد.

كروبي اگر چه ظاهري سنتي دارد ، اما رفتارهايش مدرن است ، حزب دارد ، روزنامه دارد ، در دو سال گذشته كه هيچ روزنامه اي روي دكه روزنامه فروشي ها نبود كه به نقد عملكرد دولت بپردازد ، اعتماد ملي و اعتماد يك تنه ايستادند و سختي ها را به جان خريدند ، در اين زمانه كه همه دنيا معتقد به كار گروهي و شفاف سازي هستند ، اين شيخ است كه تيم مشاور گرد خودش جمع مي كند ، به تدوين برنامه هاي كاربردي همت مي گمارد ، در هر تريبوني كه به دستش مي رسد به سئوال ها پاسخ مي گويد و خودش را پشت الفاظ ( توجه تان را به چند اسم كه اخيرا زياد مي شنوم جلب مي كنم ، اصول گرا اصلاح طلب ، اصلاح طلب اصول گرا ، اصول گرا معتقد به اصلاح وضع موجود ، احياگر و … ) قائم نمي كند .

در اين روزهاي باقيمانده به انتخابات، توصيه ام به موسوي اين است كه بيش از اين پشت نام خاتمي قائم نشود ، از كلي گويي بپرهيزد ، برنامه هايش را روشن بيان كند ، رابطه اش  را با هاشمي رفسنجاني ها ، سرداران سپاه ، نهضت آزادي ها و اصلاح طلبان روشن كند و به سئوالات هشت سال نخست وزيري اش روشن پاسخ بگويد و سبزپوشان را با استدلالات محكم به پاي صندوق هاي راي بفرستد.

April 21, 2009

مايلي

تحليل ام از اتفاقات چند وقت اخير

اول از همه مي رم سراغ مايلي كهن ، گاهي اوقات يك مساله خيلي ساده پروبي مي شه براي درك ژرف ترين روابط يك مجموعه ، بيانه مايلي كهن بعد از بازي تيم اش با استقلال ، اون قدر تكان دهنده بود كه حتي مني كه چندان با فوتبال رابطه خوبي ندارم مجبور به واكنش بشم ، وقتي يك آدمي در سطح مربي تيم ملي از چنين ادبيات چاله ميداني يه زشتي براي تخريب يكي از رقباش استفاده مي كنه و در بيانيه اش هرگونه توهيني را روا مي دونه و هيچ آب از آب هم تكان نمي خوره ، بدونيد كه در كشور گسسته اي به سر مي بريد ، هر جاي دنيا بود و اين اتفاق مي افتاد، اونقدر جريان هاي اجتماعي شديدي بر عليه اش شكل مي گرفت كه يا فرد مجبور به استعفا مي شد ، يا اينكه مسئولين به سرعت اين شخص را اخراج مي كردند . يادمه سال 84 يكي از چيزايي كه توي سي دي هاي انتخاباتي محمود احمدي نژاد برام جالب بود ، حضور شخص مايلي كهن پشت سر ايشان بود و زماني كه بعد از شكست ايران در مقابل عربستان در تهران كه اتفاقا شخص محمود احمدي نژاد هم در اون جا حاضر بودند ، دائي اخراج شد و مايلي كهن جاش اومد ، اصلا تعجب نكردم ، با توجه به اين كه به عمق علاقه محمود احمدي نژاد به فوتبال هم واقفم . انتصاب مايلي كهن يك اتفاق كاملا سياسي بود و شك نكنيد كه اين فرد حالا به پشتوانه حامي قدرتمندي چون محمود احمدي نژاد چنان جو متشنجي رو چه در ليگ و چه در تيم ملي ايجاد كنه كه از آتش اش هم خشك بسوزه و هم تر . نكته جالب ديگه برام اينه كه چرا آدم هاي دور و بر احمدي نژاد اينقدر بي اخلاقن و چقدر پايه هاي اخلاقي سستي دارند ، مثلا بريد و حرف هاي كردان در مجلس استيضاح اش رو بخونيد ، بريد و گاهي اوقات اظهار نظرات سرداران حامي احمدي نژاد رو گوش كنيد ، شريعتمداري خودش نمونه كاملي از بد اخلاقي يه ، مداحان دور و بر احمدي نژاد و خلاصه خيلي از آدم هاي دور و برش آدم هايي هستند با آستانه تحمل پايين و بسيار تحريك پذير و با ادبيات ضعيف و خوب من شخصا دليل اين مسئله رو ، ايراد هاي شخص احمدي نژاد مي دونم ، معتقدم كه خود احمدي نژاد اين صفات رو در خودش داره ، آستانه تحمل پايين ، عدم تدبر عميق در مسائل و ظاهر گرايي و دهن بيني يكي از ويژگي هاي شخص احمدي نژاده كه متاسفانه نمودش رو در اطرافيانش مي تونيد به عينه ببينيد .

milikohan

نمي دونم چرا با وجود فشارهايي كه خودم شخصا دارم مي آرم ، ستاد جوانان كروبي هنوز آماده نشده و متاسفانه هر چند اين اتفاق كند تر جلو بره ، ستادهاي دانشجويي مهندس ميرحسين از اين فضاي آماده و مستعد دانشجويي بيشتر يارگيري ميكنند و خوب نمي شه منكر اين حقيقت شد كه دانشجويان سرمايه هاي هر كانديدايي هستند ، كساني كه با وقت آزادتري كه دارند و با دسترسي بيشتري كه به اطلاعات دارند مي تونند در مورد مسائل مبتلا به سياست و جامعه به يك جمع بندي دقيق تري برسند و اون جمع بندي رو تبليغ كنند و خوب اين وسط كسي سود مي كنه كه از اين فضاي مستعد كم هزينه بيشترين برداشت رو داشته باشه .

به شخصه از تمام هجمه اي كه از طرف طرفداران احمدي نژاد به شخص مهندس ميرحسين مي شه معذب ام و اميدوارم كه مهندس ميرحسين با روشن كردن خيلي از پرسش هايي كه جامعه ازش داره ، در جايگاه واقعي خودش قرار بگيره ، اين چهره كاريكاتوري اصلا شايسته مير حسين نيست ، از يك طرف عده اي مير حسين رو يك آدم خيانت كار و شرقي و ناتوان معرفي مي كنند و از يك طرف هم عده اي ميرحسين رو بهترين دست پرورده امام و بزرگترين مدير كشور بعد از زمان اميركبير مي دونند ، مسلما مير حسين نه آن اولي يه و نه اين دومي .آآ

حضور شخص دكتر نجفي در كنار كروبي هم غنيمتي است كه اميدوارم ما به درستي ازش استفاده كنيم ، شخص دكتر نجفي گنجينه ارزشمندي هستند و عمق نگاهش به مسائل اقتصادي مي تونه وزنه برنامه هاي اقتصادي كروبي رو سنگين تر كنه ، اميدوارم اين اتفاق خجسته سريع تر محقق بشه

najafi

April 19, 2009

ميرحسين موسوي – چهار

Filed under: تحليل — saeedlog @ 2:35 pm
Tags: ,

اخيرا كه به سايت كلمه ميرحسين رفتم شاهد يه كادري بودم به نام ” از نگاه منتقدان ” و در آنجا مقالات مخالفين ميرحسين رو كه در رسانه هاي گوناگون منتشر مي شه رو جمع آوري مي كنن . اين حركت يه حركت فوق العاده سنجيده و قابل تاملي يه . از اون بابت كه طرفداران ميرحسين كه به سايت كلمه مراجعه مي كنند در جريان حركت هاي ديگران در راستاي تخريب مير حسين هم قرار مي گيرند و با ادبيات آنها و نحوه سئوالاتي كه بر عليه مير حسين مطرح مي شه آشنا مي شوند . اين به طرفداران ميرحسين اجازه مي ده كه به اين سئوالات فكر كنند و جواب هاي لازم رو آماده كنند تا در يك ماه باقيمانده به انتخابات كه فضاي جامعه به شدت انتخاباتي مي شه پاسخ اين افراد رو به صورت مستقيم و رودررو بدهند . اين كاري يه كه به نظرم كروبي هم بايد انجام بده و با شناخت ادبيات مهاجمان و مخالفان خودش  پاسخ هاي مناسب و درخور را در زمان مقتضي آماده داشته باشند .

اين روزها وقتي به سايت اعتماد و اعتماد ملي مراجعه مي كنم مي بينم كه روزنامه به دو قسمت تقسيم شده و يك قسمت كامل به طرفداران ميرحسين اختصاص داده شده تا حرف هاي خودشون رو بزنند و از ميرحسين و برنامه هاي اون حمايت كنند و اين رو نتيجه نگاه اخلاقي كروبي و طرفدارانش به انتخابات و همراهان اصلاح طلب خودشون مي دونم .

اين روزها كروبي بيشتر از هر چيزي به دنبال پيداكردن يك تيم قوي و شناخته شده است تا به اين شكل نيروي تبليغاتي خودش رو بالا ببره . مسلما در يك ماه باقيمانده به انتخاب  سخنان اين شخصيت هاي شناخته شده مي تونه جريان مثبت تبليغاتي موثري رو براي كروبي ايجاد كنه .

احساس ام اينه كه الان بيشتر تلاش اردوگاه راست معطوف به تخريب چهره و دستاوردهاي شخص ميرحسين موسوي يه و تمركز كمتري روي كروبيه و خوب اين فضاي بهتري رو براي كروبي جهت تبليغات به ارمغان مي آره .

يه نكته جالب كه اين روزها دارم بهش پي مي برم اينه كه در رسانه هاي اصولگرا هيچ صحبتي از نقد فضاي فعلي جامعه و انتخابات و شخصيت ها نيست . تماما فضاي توطئه و تخريبه . مثلا شريعتمداري نمي آد و تحليل كنه شخص ميرحسين رو . بلكه با نسبت دادن صفاتي من در آوردي به ميرحسين ميخواد بگه كه نتيجه حضور اين صفات در شخص ميرحسين براي جامعه چيه و به هيچ وجه نمي آد بحث كنه كه اساسا ميرحسين آيا اين صفات رو داره يا نه ؟؟؟

سرگرداني اردوگاه راست در رسيدن به كانديداي واحد و دو دلي عده اي و نارضايتي عده اي ديگر بر اجماع بر شخص آقاي احمدي نژاد هم موضوع جالبيه . اگر به نوشته هاي رسانه ها مراجعه كنيد متوجه مي شيد كه شديدا عده اي دارن تلاش مي كنن تا فضاي ايجاد شده به نفع احمدي نژاد رو بشكنند و فضا را براي آمدن فردي تازه به ميدان آماده كنند كه اين فرد مي تونه يا ولايتي باشه يا قاليباف . قاليباف با توجه به فشاري كه روشه بعيد مي دونم چنين كاري رو بكنه ولي آمدن ولايتي چندان دور از ذهن نيست . مخصوصا كه اخيرا قاليباف به شخص ولايتي پيغام داده كه اگه خودش رو كانديدا كنه حاضره به عنوان معاون اول ولايتي فعاليت كنه .

آخرين صحبت هاشمي رفسنجاني در رابطه با رابطه اش با شخص رهبر و سپس بيان اين نكته كه در رابطه با عملكرد دولت نهم انتقاد هاي جدي اي داره كه صرفا به خاطر عدم تقابل با نظرات علني رهبري سكوت كرده . ضد تبليغ موثري بر عليه احمدي نژاده . هاشمي رفسنجاني سخنان اش براي خيلي ها حجته و اين اظهار نظر بعدها مي تونه خيلي به اصلاح طلبان بر عليه احمدي نژاد موثر باشه

حتما يه سري به رجانيوز بزنيد و ببينيد كه طرفداران احمدي نژاد چگونه به هر دري مي زنند تا به هر وسيله اي !!!! ميرحسين را بدنما جلوه دهند . ميرحسين موسوي كسي است كه هشت سال با امام خميني همكاري سياسي مي كرده و حالا عده اي كه خيلي هاشون اون فضا رو هم درك نكرده اند ( نگاهي بندازيد به سن نويسندگان رجا ) ميخواهند چنان تصويري از ميرحسين رو به جامعه نشون بدهند كه انگار امام خميني حتي يك لحظه هم حاضر به تحمل اين فرد نبوده .

دولتي كردن اقتصاد يكي از كارهاي ميرحسين در زمان جنگ بود كه حركتي مشابه كمونيست ها در شوروي سابق بود و عده اي اين حركت ميرحسين رو در راستاي نگاه سوسياليستي به اقتصاد از جانب ميرحسين تعبير كرده اند و انگار فراموش كرده اند كه اين اقدامات زماني صورت گرفت كه امام خميني زنده بودند و اگر هم قرار به شرق گرا بودن بود . امام خميني كه بزرگترين ضد شرق و غرب اين كشور بودند حتما جلوي اقدام ميرحسين مي ايستادند . انگ شرق گرا بودن به مير حسين از جانب طرفداران دولتي كه صميمانه ترين روابط را با روسيه كنوني كه نزديك ترين و شبيه ترين بازمانده دولت كمونيستي شوروي سابق است . داشته . واقعا مضحك و خنده داره

رجا-كيهان

اميدوارم هر چه زودتر بساط اين مفسدان بي اخلاق از جامعه برچيده بشه و اين افراد دوباره تبديل به شهروندان محترم و بدون قدرتي بشند كه امكاناتي برابر با ساير شهروندان داشته باشند و نتونند به راحتي سم پراكني كنند

April 11, 2009

ميرحسين موسوي – سه

Filed under: تحليل — saeedlog @ 12:31 pm
Tags: ,

روزگاران

سخنان فاطمه رجبي در مقاله سايت شخصي اش تحت عنوان “موسوي، رفاه طلب عافیت‌جوی یا مأمور اصلاح‌طلبی؟!

موسوی کسی است که در یک چالش درونی، توان ایستادگی نداشت یا لجاجت داشت یا… و به دلیل آن در بحران جنگ در سال 67 با «استعفای ناگهانی» موجب خشم امام گردید و امام در پاسخ، وی را هشدار دادند: «حق این بود که اگر  تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من یا مسؤولین رده بالای نظام را در جریان می‌گذاشتید. در زمانی که مردم حزب‌الله برای یاری اسلام، فرزندان خود را به قربانگاه می‌برند، چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست‌وزیری، در چهارچوب اسلام و قانون اساسی، به خدمت خود ادامه دهید.»
و در پایان یاداور شدند: «همه باید به خدا پناه بریم، و در مواقع عصبانیت دست به کارهایی نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند. مردم ما از این‌گونه مسایل در طول انقلاب زیاد دیده‌اند. این حرکات هیچ تأثیری در خطوط اصیل و اساسی انقلاب اسلامی ایران نخواهند داشت.»

سخنان بالاي خانم رجبي اين شائبه رو به ذهن متبادر مي كنه كه امام با شخص ميرحسين مشكل داشتند و مطرود بودند از نظر ايشان ، اما بهتره مير حسين و نظرات امام رو از نگاه آدم هاي معقول تر ، نزديك تر به شخص امام بشناسيد

جملات آيت الله موسوي اردبيلي در جلسه ديدار ميرحسين موسوي با ايشان

امام خميني(ره) تا لحظه آخر از شما حمايت مي کرد.

امام به دليل خلوص شما تا دم آخر از شما حمايت مي کرد و حتي زماني که فردي در آن زمان به خدمت ايشان رسيده بود و از امام مي خواست در مورد شما سکوت کند، امام به وي گفت؛ «اين وظيفه شرعي من است که از ايشان حمايت کنم، شما به من مي گوييد ساکت باشم؟ مگر مي شود من به وظيفه شرعي خود عمل نکنم.

ميرحسين - امام خميني

به عنوان يك آدم مطلع عرض مي كنم كه مهندس موسوي در تمام مقطع نخست وزيري مورد حمايت امام بود و مي توان گفت كه مهندس موسوي تنها شخصيت سياسي اجرايي در كشوره كه مورد تعليم شخصي ، شخص امام خميني بوده و واقعا اداره كشور در زمان زندگي حضرت امام خيلي كار سختي بوده ، به اين علت كه در زمان حضور امام خميني جريان هاي مختلف در كنار هم بودند و جمع كردن افكار متضاد در كنار هم خيلي كار سختي يه ، در زمان هاشمي و خاتمي و احمدي نژاد كابينه ها معمولا كاملا يكدست بوده اند و خوب اين مسئله اداره كردن اين جريان را كاري به مراتب راحت تر از مديريت يك مجموعه با نظرات و سلايق مختلف مي كنه

March 4, 2009

ميرحسين موسوي خامنه اي

Filed under: تحليل — saeedlog @ 11:30 am
Tags: ,

ديروز مير حسين موسوي مهمان دانشگاه ما بود و جمع كثيري از دانشجويان براي اين كه حرف هاي انتخاباتي ميرحسين رو بشنوند ، اومدند تالار چمران دانشكده فني و متاسفانه عليرغم انتظار همه جمع هيچ صحبتي درباره انتخابات نشد و هيچ حرف تازه اي از مير حسين نشنيديم

2000482351236062348_rs

مير حسين فرد ارزشمنديه و تلاش هاش در راستاي مديريت كشور در شرايط بحران زده جنگ بر هيچ كس پوشيده نيست ، در اين كه فرد ارزشي ايه و معتقد به اصول اوليه انقلاب اسلامي هم هيچ شكي نيست ، اما حضورش در اين مقطع همراه با سئوالات بسياريه كه مير حسين بايد به اونها جواب بده و بدون پاسخ به اين پرسش ها به نظرم نمي تونه حضور كارآمدي داشته باشه ، يكي از اين سئوالها اينه كه چرا مير حسين مي آد و سكوت بيست ساله اش رو توي اين مقطع مي شكنه ؟؟ چه چيزي انگيزه اون براي حضوره ؟؟ توي اين بيست سالي كه نبوده و حرفي ازش نبوده ، چه مي كرده ؟؟ چقدر شناخت اش از جامعه كنوني بروزه ؟؟ چه پتانسيلي رو در خودش مي بينه كه عليرغم حضور كانديداهاي قدرتمند اصلاح طلب مثل كروبي و خاتمي ، به اين نتيجه رسيده كه بايد خودش رو كانديدا كنه ؟؟ و اساسا چه حرف نويي مي خواد بزنه ؟؟

18754_362

يك عكس قديمي از مير حسين و كابينه اش(خاتمي هم توش هست) : دي

ديروز هيچ حرف جديدي از مير حسين نشنيديم ، هر چند من حرفهاي مير حسين رو از طريق سايت كلمه و رسانه هاي اصلاح طلب دنبال مي كنم ، اما معمولا “كلي گويي” راه حل نيست و اگه مير حسين مي خواد كه حضوري تاثير گذار داشته باشه ، بهتره دست از كلي گويي و انتقاد از وضع موجود برداره و برنامه اش رو براي اصلاح وضع موجود بيان كنه ، چيزي كه من تا الان توي حرف هاي مير حسين نديدم

يك خاطره براتون تعريف كنم ، من چون دير رسيدم ، نتونستم برم تالار چمران و توي تالار رجب بيگي حرف هاي مير حسين رو مي شنيدم ، كنارم دو تا از خبرنگارهاي خبرگزاري مهر بودن كه جفت شون آماده بودن كه خبر اعلام رسمي ميرحسين مبني بر كانديداتوري رو به دفترشون گزارش كنن و خبر به صورت قرمز بره روي خط ، ولي آخرش چهره هاي سوخته شون ديدني بود

محسن آرمين هم اومده بود ، من به دلائلي نمي تونستم جمع دوستانم رو ترك كنم و برم باهاش صحبت كنم ، ولي دوستان خبرنگار كه چيزي از حرف هاي ميرحسين عائدشون نشده بود ، رفتن و يه مصاحبه سرپايي زدن

راستي اين رو براي كسايي ميگم كه توي جلسه بودن ، يادتونه ميرحسين خودش رو با اين مثال “ژانوس” خفه كرده بود ، اين پايين عكس ژانوس رو كه ميرحسين درموردش ميگفت رو مي ذارم تا حالش رو ببريد

janus-vatican

همين ديگه 😉

Create a free website or blog at WordPress.com.